Jump to ratings and reviews
Rate this book

بی‌پدر

Rate this book
بی‌پدر قصه‌ی دختری است که کارِ گویندگی می‌کند و روزگار می‌گذراند. او در سالگرد فوت زنی به نام جَریره قصه‌ی خود را آغاز می‌کند. زنی که آغاز راهی است برای کشف سرنوشت‌های معمایی روابط خانواده‌ی او. قصه‌ی پدر، مادر، بمباران‌های دهه‌ی شصت تهران و آدم‌هایی که تلاش می‌کنند از قاب عکس‌های خود بیرون بیایند و خود را از نو ثابت کنند. این دختر با بازگشت به ملک پدری راهی سفری می‌شود در زمان که به‌تدریج او را از انواع اتفاق‌هایی که بر سرش آمده آگاه می‌کند. و این میان «پدر» نقشی متفاوت و شگفت‌آور دارد.

152 pages, Paperback

Published January 1, 2022

2 people are currently reading
12 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5 (8%)
4 stars
18 (31%)
3 stars
23 (40%)
2 stars
3 (5%)
1 star
8 (14%)
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
Profile Image for Sepehr.
210 reviews240 followers
Read
August 30, 2022
رمان امروز فارسی: «خوش تکنیک و بی دغدغه»

این روزها دیگر برای نوشتن تنبلی می‌کنم، مضاف بر آن، کمتر می‌توانم به فرم محبوبم بنویسم. یک دلنوشت احساسی خالی از تحلیل و یا نقدهای خشک که نویسندگانش سعی می‌کنند در لفاف کلمات قلنبه سلنبه‌شان، بی‌سوادی خود را بپوشانند برای من به یک اندازه مضحک‌اند حتی اگر زمانی خودم به این شکل نوشته باشم. ترجیح می‌دهم این مرز را بشکافم و درباره خود اثر بنویسم ولی احساسات و تجربه‌ی شخصی‌ام در آن مشهود باشد. حالا اینکه چه میزان موفق خواهم بود، بماند به قضاوت خوانندگان؛ اگر کسی واقعا بخواند.
بعضی رمان‌های خوب فارسی را خوانده‌م، شما هم خوانده‌اید. تعدادشان شاید از ده پانزده‌تا تجاوز نکند. بیشترشان هم تاریخ نگارش‌شان برمی‌گردد به سه چهار دهه قبل. رمان‌هایی که گاهی تقلید کرده‌اند، گاهی هم در گرو ایدئولوژی بودند ولی چیزی که مهم‌تر بود این است نویسندگان مسئله‌ای داشتند، دردی می‌کشیدند و دغدغه‌ای فکرشان را مشغول کرده بود و از پس دغدغه‌هایشان اثری زاده می‌شد. این قضیه با قلم به مزد بودن یا ادبیات به اصطلاح متعهد بالکل متفاوت است. نه به معنای تبلیغات سیاسی است نه به معنای دفاعیات اخلاقی. مسئله این است که نویسنده در پس ماجرای داستانش، چه چیز برای عرضه داشته است. نکته‌‌ای که افکار ما را به رعشه بیاندازد یا نهال تازه‌ای در خاک فکرمان بکارد چیست. البته باز هم منظورم، قابلیت تفسیر سمبولیک در داستان نیست و لزومی به نمادپردازی نیست هرچند وجود نماد هم اگر خوب پرداخت شود به غنای اثر می‌افزاید.
من با نویسندگان امروز ایران آشنایی چندانی ندارم. با کمال تاسف البته. ولی لزوم خواندن‌شان موجب شد به سراغ این کتاب بروم. جدیدترین اثر نشر چشمه که دست اندر کاران‌ش تبلیغات زیادی برای آن کردند.
رمان بی‌پدر، دنباله‌روی همان دسته رمان‌های سیال ذهن و گذشته‌کاوی است که پس از انتشار سمفونی مردگانِ معروفی به راه افتاد. هرچند پیش از آن افرادی مثل گلشیری کارهایی استاندارد‌تر و پخته‌تری مثل شازده احتجاب را به چنین اسلوب و مضامینی نوشته بودند، اقبال کتابِ معروفی بود که این نوع نوشتن را به جان نویسندگان جوان انداخت. در حالی که خود سمفونی مردگان نیز به زعم من کپی ایرانیزه شده‌ی شاهکار بی‌بدیل فاکنر، خشم و هیاهوست. اقبال فاکنر نزد نویسندگان ایرانی زیاد بود، به همان میزانی که نزد خوانندگان ایرانی کم‌رنگ بود. منتها فاکنر چیزی فراتر از تکنیک‌های شکستن زمان، داستان‌های جنایی یا روایت گذشته است. منتها گویا شاگردانِ نادیده‌اش قرار است به همین امور بسنده کنند.
بی‌پدر، داستان خوش فرم و چارچوب‌داری است. ماجرایش هم خوب است، داستان دختری که گویندگی می‌کند، خسته و عاصی است و دارای گذشته‌ای مرموز و آغشته به طلسم و خرافات که خانواده‌ای را به زوال کشانیده و در عین حال متوجه می‌شود که برادری که تنها بازمانده خانواده‌اش بود و سالیانی چند از او بی‌خبر، دچار سانحه و مرگ مغزی شده است. دوست دختر برادرش حالا آمده که رضایت خواهر را به منظور اهدای اعضا جلب کند و ...
داستان به دو شکل جلو میرود؛ وصف حال و مرور گذشته. این دو بخش با فصل‌ها یا پاراگراف ‌های جداگانه عوض نمی‌شوند بلکه توامان روایت می‌شوند که نشان از ریسک و تسلط نویسنده‌اش به تکنیک مد نظرش دارد.
با این همه بنظر من نویسنده قبل از هرچیزی باید این سوال را از خودش بپرسد : « چرا دیگران باید کتاب من را بخوانند؟» احتمالا اگر بیشتر نویسندگان دنیا این سوال را صادقانه از خود می‌پرسیدند، این میزان کاغذ مصرف نمی‌شد. دلیل اینکه به این کتاب امتیاز ندادم هم همین بود؛ غیر از داستانش، چه چیز برای عرضه داشت؟
در جواب به این سوال مرددم چون هنوز به نتیجه جالبی نرسیده‌ام. با همه اینها به دلیل حجم کمش احساس اتلاف وقت هم نمی‌کنم. تجربه‌ی خنثی‌ای بود.
احتمال بسیار دوباره رمان امروزی فارسی خواهم خواند ولی اگر بقیه هم به این سیاق نوشته شده باشند، سرگرم می‌کنند ولی نمی‌مانند. مثل دود سیگاری که تماشایش برای ثانیه‌ای لذت بخش است ولی بلافاصله محو می‌شود.

خوانده شده در مرداد، به روز شده در شهریور هزار و چهارصد و یک
Profile Image for مجتبی.
2 reviews13 followers
September 16, 2022
من اما ریشه در خاکم!


قصه و قصه و قصه. چیزی که در ادبیات داستانی مرا مسحور می‌کند قصه است. هرچقدر یک رمان، قصه‌ی بیشتر و حادثه‌ی بیشتر در خودش جا داده باشد، من بیشتر دوستش خواهم داشت. «بی‌پدر» دومین رمان «مژده سالارکیا»ست که به مدد قصه‌هایش توانسته ضرباهنگ خوبی را از ابتدا تا پایان رمان حفظ کند.
«بی‌پدر» رمان پاکیزه و سالمی است. سعی کرده است تمام قوانین نوشتن را به عالی‌ترین شکل خود حفظ کند. برخورد کلاسیک-مدرنی با شخصیت دارد و ما سیر تحول شخصیت‌ها را از ابتدا تا انتهای رمان پی می‌گیریم. هم تغییرات «صهبا» را می‌فهمیم و هم همراه «صهبا» قضاوت‌مان در مورد آدم‌ها تغییر می‌کند.
سالارکیا که دکترای زبان و ادبیات فارسی دارد، با شناخت مناسب از متون کهن فارسی توانسته است در جای‌جای رمان خود بینامتنیتی آشکار با متون کهن ایجاد نماید. اگرچه به شخصه اشارات مستقیم او به تصحیح مشخصی از شاهنامه را نمی‌پسندم و آن را در خدمت داستان نمی‌بینم (احساس کردم وجه معلم سالارکیا در اینجا پررنگ شده و می‌خواهد بهترین تصحیح را به مخاطب معرفی کند) اما ایجاد ارتباط معنایی بین داستان‌های شاهنامه و داستان «بی‌پدر» قابل تامل است.
نکته‌ای که شاید جای بحث داشته باشد، وفاداری سالارکیا به اسامی شاهنامه و استفاده معنایی ازاسامی در رمان است. در واقع سالارکیا با انتخاب این اسامی بخشی از شخصیت‌پردازی خود را بر عهده‌ی شاهنامه گذاشته است. اگر نبود اشارات مکرر در متن رمان به شاهنامه، شاید این نام‌گذاری پذیرفته بود، اما با اشارات فراوان به وجه تسمیه، نوعی توضیح واضحات را به ذهن متبادر می‌کند.
رمان «بی‌پدر» که ریشه در خون و خاک دارد؛ به هوشمندی تمام عنصر خون (پدر) را در خود حذف و عنصر خاک (مادر) را پررنگ می‌کند.
«بی‌پدر» شاید در مرز درخشان شدن متوقف شده باشد، اما رمانی قابل تامل است و به نظر می‌رسد باید بیشتر و بیشتر خوانده شود.
16 reviews4 followers
August 28, 2022
شاید یه و نیم ستاره بهتر بود ولی رندش کردم به چهار ستاره. آن نیم ستاره را هم به دلیل جلد عالی می‌دهم.
Profile Image for Ravi.
160 reviews
December 19, 2025
بیامد به بالین فرخ فرود
بر جامه او یکی دشنه بود
دو رخ را به روی پسر برنهاد
شکم بردرید از برش جان بداد

این کتاب فرود اومد وسط یه روز عادی و شد یکی از بهترین کتاب‌هایی که تاحالا خوندم...
فرود...رهام...فرود فرزند جریره... وای از سرگذشت تو فرود...
کتابی که داستانش رو از فرود سیاوش تو شاهنامه وام گرفته، کتابی که داستان خون و خاکه، خونی که پیشکش خاک می‌شه تا نگهش داره، خاکی که خون رو در خودش فرو می‌بره و دم نمی‌زنه
نمی‌دونم چی بگم و از کجا بگم
از فرودی که غریب بود و نمی‌دونست چرا...
یا صهبایی که قربانی جرعه‌فشانی بر خاک بود...
یا از قصه؟ قصه‌ای که همیشه هست و کتابی که این قصه رو در خودش جا داده...قصه‌ی خاک و خون...قصه‌ی نام‌ها...قصه‌ی معما و نفرین...قصه‌ی جریره...قصه‌ی یوسف...قصه‌ی سلمان و یونس...قصه‌ی صهبا و رهام...قصه‌ی رهام و فرود...قصه‌ی فرود...
راستی...تو رهام بودی یا فرود؟

«اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاک
از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک؟»
Profile Image for مهرشاد.
4 reviews
March 4, 2023
خب اول از همه، به نظر من بدترین فرهنگ مرگ توی کل دنیا رو ایرانی‌ها به خصوص ایرانی‌های روستا دارن، به قدری مرگ رو پیچیده میکنن و بهش آب و تاب میدن که حالت از خودت و مرگت بهم میخوره و خب توی این کتاب این موضوع به شدت نشون داده میشد.
فضاسازی‌ها خوب بودن، ایران‌ دهه‌ی شصت و زمان جنگ و روستا و مردمش به خوبی نشون داده شده بودن ولی جاهایی که داستان داخل تهران جریان داشت خیلی دانشجویی/خیابون انقلابی/جینگلی فینگلی بود که جالب نبود اصلا، جابه‌جایی بین زمان حال و خاطرات هم خیلی لذت‌بخش بود و یه ایراد دیگه هم که میتونم بگیرم پایان‌بندی بود که انتظار بیشتری داشتم.

«همین دیشب بود که عمو می‌گفت بعضی زخم‌ها از خون‌ریزی نمی‌افتند، اما انگار فقط صورتی کمرنگی از زخم عمو باقی‌مانده.»
Profile Image for Zohre Rahpeima.
24 reviews
January 15, 2024
به قولا کتاب خوش خوانیه،من که لذت بردم از خوندنش.
یادمه از فیدیبو دانلود کردم و توی کتابخونه ی دانشگاه شروع کردم به خوندن و تا شب تمومش کردم.
دوست ندارم بیشتر از کتاب بگم چون اونقدری رمان نخوندم که نقد کنم و در این سطح نیستم.
خانوم سالارکیا خسته نباشید،با عشق فراوان.
Profile Image for Hadis Hamdollahi.
73 reviews18 followers
February 5, 2025
یه قصه خوب و ساده قراره بخونی
نباید انتظار لایه های فلسفی و بخش های خاص اجتماعی باشی اما یه قصه خوبه به درد وقتایی میخوره که میخوای بشینی قصه بخونی و بری جلو و ذهنت انقدر شلوغه که دلت نمیخواد بیشتر درگیرش کنی
قصه دختری که کار گویندگی می کنه و دنبال کشف آنچه در گذشته اتفاق افتاده میره.
داستان زیبا روایت میشه و پیچیدگی خاص�� نداره
Profile Image for Elham arfaie.
3 reviews
October 9, 2025
_بی‌پدر-
رفت ‌و برگشت‌های زمانی داستان و پیوند‌هایی که مداوم زده می‌شد از زمان حال به لحظه‌ای مشابه در گذشته، پررنگ‌ترین موضوعی بود که در تمام داستان به چَشمم می‌آمد.
نمی‌دانم، انگار مدام منتظر لحظه‌ای به عنوان لحظه‌ی اوج داستان بودم؛ که نبود!
انگار در همان خانه‌ی خشتی، همه چیز در سکوت و کرختی کامل برایم روایت می‌شد.

صفحات پایانی کتاب امّا، من هم با صهبا درگیر یک انتخاب سخت شدم! دوگانه‌ای که باید تصمیم می‌گرفتم انسانیّت و اخلاق کدام سوی این انتخاب است؟ مجبور بودن انسان را به تصویر کشید یا سیاه‌شدنش با انتخاب‌ها را؟
اگر کتاب را فقط می‌خواندم و رد می‌شدم، صفحات آخر تازه درگیرش شدم.
با حسی گنگ کتاب را تمام کردم که این حس را در نهایت دوست داشتم.
انتخاب‌های عجیب صهبا که پی‌در‌پی ادامه داشت، تبدیل شدنش به انسانی که پله‌پله بد بودن را شروع کرده بود و پیش می‌رفت؛ تغییری بود که حس کردم نویسنده نامحسوس خواسته نشانش بدهد!

بی‌پدر کتابی نبود که مثلا بخواهد خواننده را غافلگیر کند و یا فراز و فرود زیادی داشته باشد. (و به نظرم قرار هم نبوده که باشد.)
برای من کتاب روانی بود که آرام قصه‌اش را روایت کرد، مدام به گذشته پل زد و برگشت و یک حسِ تلخی هم در تک‌تک کلمات و جزئیات قصه‌ جاری بود.

~مهر ۱۴۰۴~

.
Profile Image for Davood.
31 reviews1 follower
April 2, 2023
خوشخوان بود و بی ادعا
Profile Image for Vahid.
25 reviews
June 8, 2023
با تزریق شخصیت های شاهنامه هم نتونسته کاری از پیش ببره نویسنده و صرفا یه رمان سطحی از کار درومده
Profile Image for Nima.
11 reviews
January 10, 2023
رمان بسیار زیبایی بود که خواننده را سر کار نمی‌گذارد.
Profile Image for Sonia.
24 reviews
June 7, 2023
منطق نداره هیچی صرفا یه ناخنک زده به شاهنامه
Displaying 1 - 12 of 12 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.