داشتم فکر میکردم چرا تعداد کتابای خوندهی من این قدر کمه، حسودیم شدش خب :((( بعدش به این نتیجه رسیدم که، یکی از دلایلش اینه که بچگیم تا کلاس شیشم، واقعا حیف شد! چندتا دونه کتاب بیشتر نخونده بودم، ولی اونا رو هزاااار بار خونده بودم، یعنی خب اگه راهی بود که کتابای بیشتری در دسترسم باشن، میتونستم تو اون دوره هم کلی بخونم =/ بعدش یادم اومد یکی از اون کتابا، این بودش. یادمه خیلی دوستش داشتم. شیشم که خونهمون اومد تو شهر و میرفتم کتابخونه هی، وااای، از شدت ذوق میخواستم بمیرم :دی یه طبقه داشت، کللللی کتاب از این مجموعه توش بود! یه مجموعه از نشر پیدایشه، به اسم «تازههایی از ادبیات کهن برای نوجوانان»، برداشتن کتابای ادبیات کهن رو امروزیتر و اینا نوشتن. کل اون طبقه رو خونده بودم، یادش بخیر =/ بگردم ببینم چقدرش رو پیدا میکنم که به خوندههام بیفزایم!