Jump to ratings and reviews
Rate this book

بی‌بی پیک

Rate this book
مور حاکم این خانه است. خانه‌ای قدیمی، درست مانند سرزمینی که پادشاهی مستبد حاکم آن است. مور هم دورهٔ تزار را دیده و هم انقلاب بلشویک‌ها و خاطراتش را سال‌هاست برای اهالی خانه تعریف می‌کند. تمامی اهالی خانه را هم زیردستان خود می‌بیند. آنها را وادار به اطاعت دقیق و موبه‌مو از دستورات خود می‌کند و اهالی خانه هم می‌دانند اگر اوامر مور اجرا نشود، چه توفانی به پا خواهد شد. اما از استبداد او هم خسته‌اند.
یکی از اهالی خانه دخترش آناست که حاصل یک شام لذت‌بخش مادرش مور با یکی از بی‌شمار مردانی است که با آن‌ها معاشرت داشته. حالا در شصت‌سالگی از مادر نود ساله‌اش فرتوت‌تر و افسرده‌تر است. اهل دیگر خانه کاتیا، فرزند آناست و مانند مادرش آنا، سال‌هاست که از همسرش جدا شده و سرپرستی دخترانش را به عهده دارد.
داستان «بی‌بی پیک» آشکارا اشاره به داستان معروف پوشکین دارد. جنون هرمان، شخصیت اصلی داستان پوشکین، از حرص و طمع دنیا که در نهایت، کابوس شکستش او را دیوانه می‌کند. در داستان اولیستکایا ما با زنانی مواجهیم که از دوران‌های مختلف آمده‌اند و پس از پشت سر گذشتن سفری به درازای عمر آدم در خانهٔ پیرزنی نود ساله ساکن شده‌اند و این سختی سفر در این خانه هم دست از سرشان برنمی‌دارد.

70 pages, Paperback

First published January 1, 2002

8 people are currently reading
214 people want to read

About the author

Lyudmila Ulitskaya

125 books1,033 followers
Russian profile here Людмила Улицкая

Lyudmila Ulitskaya is a critically acclaimed modern Russian novelist and short-story writer. She was born in the town of Davlekanovo in Bashkiria in 1943. She grew up in Moscow where she studied biology at the Moscow State University.

Having worked in the field of genetics and biochemistry, Ulitskaya began her literary career by joining the Jewish drama theatre as a literary consultant. She was the author of two movie scripts produced in the early 1990s — The Liberty Sisters (Сестрички Либерти, 1990) and A Woman for All (Женщина для всех, 1991).

Ulitskaya's first novel Sonechka (Сонечка) published in Novy Mir in 1992 almost immediately became extremely popular, and was shortlisted for the Russian Booker Award. Nowadays her works are much admired by the reading public and critics in Russia and many other countries. Her works have been translated into several languages and received several international and Russian literary awards, including the Russian Booker for Kukotsky's Case (2001). Lyudmila Ulitskaya currently resides in Moscow. Ulitskaya's works have been translated into many foreign languages. In Germany her novels have been added to bestseller list thanks to features of her works in a television program hosted by literary critic Elke Heidenreich.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
56 (14%)
4 stars
116 (30%)
3 stars
122 (31%)
2 stars
53 (13%)
1 star
39 (10%)
Displaying 1 - 30 of 59 reviews
Profile Image for Peiman.
652 reviews201 followers
November 15, 2025
بی‌بی پیک؛ خانه‌ای با چهار نسل

همانطور که در جلد کتاب به زیبایی تصویر شده، بی‌بی پیک داستان یک خانواده‌ی روسی است که در خانه‌ای قدیمی زندگی می‌کنند و شامل ۴ نسل یک خانواده هستند، آنا، مادرش مور، دخترش و دو نوه‌اش. ستون این خانواده مور نقش محوری این داستان رو داره که زنی خودخواه است و هر چیزی که می‌خواد به سرعت باید برایش مهیا بشه به هر قیمتی که هست حتی اگه ساعت چهار صبح شکلات داغ بخواد.

«لذت تمام عمرش این بود که دلش چیزی بخواهد و به دستش بیاورد. بدبختی واقعی‌اش هم این بود که میل و آرزو در او تمام شود و از مرگ هم فقط برای این می‌ترسید که به معنای پایان همه‌ی میل و هوس‌ها بود.»


وظیفه یا ترس

مور به عنوان رئیس خانواده همه چیز رو تحت کنترل داره اما بقیه هم خود رو تحت سلطه‌ی اون قرار دادن و حتی به نظر میاد براشون یک چیز عادیه

«این معجزه‌ی واقعیه که چه طور نفرین می‌تونه به دعای خیر تبدیل بشه. این هیولا، این دیو منیت و خودشیفتگی، این بی‌بی پیک، همه چیز رو نابود کرده همه رو توی گور خوابونده... تو چه طوری همه‌ی این‌ها رو تحمل می‌کنی؟ تو واقعا قديسى...
من ؟ قديس؟ آنا فیودورونا که انگار با سر به تیر چراغ برق خورده باشد، بی درنگ متوقف شد، من ازش می‌ترسم و خب وظیفمه، دلم هم براش می‌سوزه...»


چرا بی‌بی پیک؟!

نام کتاب در واقع متشکل از دو ارجاع هست، ارجاع اول به معنای ورق بی‌بی پیک در فال ورق. چون در معنی بی‌بی پیک در فال ورق داریم:
زنی جاه‌طلب و سرد، باهوش و مسن، دارای مهارت‌های خاص، فریبنده و محاسبه‌گر. از معانی دیگر کارت بی‌بی پیک در پاسور، می‌توان به رقیب کاری یا عشقی، یک رهبر و وکیل، کسی که قادر به توطئه کردن است، فردی وابسته و خشن و نمک‌نشناس، همچنین فردی که فوت کرده و زنی که مجرد شده اشاره کرد.

اما ارجاع دوم به داستانی با همین نام از الکساندر پوشکین هست که داستان جالبی داره. که در اون داستان هم پیرزن شوم در شکلی سورئال پس از مرگ زندگی یک افسر جوان رو به نابودی می‌کشه مثل اینجا که مور زندگی فرزند و نوه‌اش رو به نابودی کشانده. (خلاصه کامل داستان پوشکین رو توی کانالم نوشتم اگر دوست داشتید)
@peiman198913books

پایان؛ در انتظار سیلی

اما پایان کتاب جالب بود، گویا همه منتظر بودند اتفاقی بی‌افتد تا بالاخره یک نفر سیلی مناسب بزند هرچند در نهایت همان اتفاقی می‌افتد که مور می‌خواهد...
Profile Image for Hanieh.
84 reviews70 followers
September 20, 2022
زنان علیه زنان در کتاب "بی بی پیک"
داستان مواجهه‌ی زنان یک خانواده در سنین مختلف از پیری تا جوانی (مادربزرگ، دختر و نوه ها) است که در خانه‌ای قدیمی زیر سیطره‌ی تمام‌نشدنی پیرزنی به نام "مور" زندگی می‌کنند که لحظه‌لحظه‌ی بودنش می‌تواند هر زنی را در بدترین عذاب‌ها غوطه‌ور کند. مور، زنی مغرور که سال‌های طولانی از زندگی‌اش را با مردان زیادی رابطه داشته و تنها دخترش، آنا فیودورونا، ماحصل یکی از این رابطه هاست؛ دختری که بیش از همه از دست این زن، در عذاب است. با ورود مردی به خانه (شوهر سابق آنا) و تلنگری که به آن ها زده می شود، اوضاع تغییر کرده و زنان فرصتی پیدا می کنند که سنت های قدیمی را تغییر داده و خود را از زیر سیطره ی مور نجات دهند.
کتاب دیگری با همین عنوان مشابه نوشته ی پوشکین هم هست که این دو بی ربط به هم نیستند. از آنجایی که در این کتاب اشاره شده، شوهر سابق آنا می گوید: "مادر تو یک بی بی پیک واقعیه. پوشکین شخصیت بی بی پیک رو از روی مادر تو نوشته".
ترجمه بجز چند اصطلاحی که متوجه معنی آنها نشدم مشکلی نداشت. برای من بعنوان یک زنگ تفریح بود و جزو کتاب های خاص و جذاب برای من نشد.
Profile Image for 。⁠*゚⁠ Zahra 。⁠*゚⁠ .
30 reviews3 followers
August 31, 2025
بین امتحانات فرصت پیدا کردم این کتابو بخونم ، بعد از خوندنش فقط سرمو گرفتم بین دستام و افسوس خوردم..داستان از این قراره که چجوری نسل قبل باعث نابودی نسل بعد خودش میشه. چرا؟ چون بزرگتره فکر می‌کنه همه باید طبق خواسته اون عمل کنن . اتفاقا همین امشب داشتم با مامانم درباره همین حرف میزدم، فرهنگ ما کاملا همینطوری بوده لااقل توی نسل والدینمون . انقد سر خورده شدن و هرکار بهشون گفتن کردن که دیگه نمیتونن برای خودشون زندگی کنن و زندگی نسل های بعد هم تباه میشه. امیدوارم یه روز هر آدمی بفهمه صرف سن بالا نه عاقل تره نه دلیل بر اینه که انقد خودخواه باشه که اجازه نده انسان ها به روش و عقل خودشون زندگیشون‌و بسازن 🙂 هعی خدایا حکمتتو شکر که هر چی کتاب و داستان دارکه ایرانی بهتر از هرکسی درک می‌کنه 🎀
Profile Image for MihaElla .
332 reviews520 followers
July 7, 2020
<< The first and the last ones >> is a collection of 8 short stories by my favourite modern Russian female writer Lyudmila Ulitskaya.
I have enjoyed them all but some more than others.
I felt a bit like playing with the rating, from 5 to 4 and now, stabilized, at 3...
It's all because it happened that I first read her novels [The big green tent; Yours sincerely, Shurik; Daniel Stein, Translator] and I have got another impression of what it means to have me impressed.
The inner, extremely active monologues of some of the characters were really amazing, so much that at some point it felt really as if I was acting/ talking in their shoes.
The stories reflect a very dynamic and detailed portrait of the lives of people, with their lights and shadows, with their small and grand comedies and daily dramas, and in most cases, these unexpectedly turn to situations that affect them deeply by their dramatism and subtle irony.
Regardless of the historical constraints [this time the background of society/ soviet regime is not so thoughtfully reflected] people in themselves and by themselves don't change so much.
Each and every story is more about the inner struggle of trying to make the best decisions, at the right time and for/with the right resources. As it happens, it is usually too late when people learn that they lost the "right" train or track, at least they seem to remain stuck in their previous unhappy circumstances. Nonetheless, the insignificant destines, small lives of the characters disclose some very deep truths of the existence itself.
As in all her other works I read, it's about basic human needs to be satisfied in terms of love, bonding, family unity, professional satisfaction, social interaction.
Moreover, as even the writer suggests in so many lines and shades, it's about the mysterious soul of the Russian woman who loves above what it is to be understood in a pragmatic representation.
I smiled, I laughed but also I got a bit under the sun, thoughtful and serious. I shall continue reading some of her other stories/novellas before closing the chapter dedicated to this writer.
Profile Image for shinthereader.
24 reviews4 followers
December 19, 2023
چقدر ضعیف بود. چه توصیف‌های سطحی و آزاردهنده‌ای داشت. این ایده می‌تونست کتاب خوبی بشه. حیف
Profile Image for Masih Reyhani.
282 reviews12 followers
December 16, 2022
زنان علیه زنان، روایتی قدیمی و آشنا که گویا هرگز به خاطرات نخواهد پیوست...

کتاب را حتما بخوانید، مخصوصا این روزها...
Profile Image for qazal ☆°•.
23 reviews12 followers
May 10, 2024
3.5☆
داستانی کوتاه و در عین حال پرمغز و غمناک!
این خیلی باارزشه که یه نویسنده میتونه در غالب نووِلا چنین روایتی رو خلق کنه! روایتِ استبداد، ترس و به ناچار تحملِ بارِ سنگینِ رنج‌!

از کتاب:
"این معجزه‌ی واقعیه که چه‌طور نفرین می‌تونه به دعای خیر تبدیل بشه. این هیولا، این دیو منیت و خودشیفتگی، این بی‌بیِ پیک، همه چیز رو نابود کرده، همه رو توی گور خوابونده... تو چه‌طوری همه این هارو تحمل می‌کنی؟ تو واقعا قدیسی..."

"من؟قدیس؟" آنا فیودورونا، که انگار با سر به تیر چراغ برق خورده باشد، بی درنگ متوقف شد. "من ازش می‌ترسم. و خب وظیفه‌مه‌. دلم هم براش می‌سوزه..."
Profile Image for Arezoo.
221 reviews
June 5, 2025
کتاب کوچک «بی‌بی پیک» داستان مواجهه‌ی زنان یک خانواده در سنین مختلف از پیری تا جوانی است که در خانه‌ای قدیمی زیر سیطره‌ی تمام‌نشدنی پیرزنی زندگی می‌کنند که لحظه‌لحظه‌ی بودنش می‌تواند هر زنی را در بدترین عذاب‌ها غوطه‌ور کند. مور، زنی مغرور که سال‌های طولانی از زندگی‌اش را با میل‌ورزی به مردان سپری کرده و تنها دخترش، آنا فیودورونا، ماحصل یکی از آن میل‌ورزی‌هاست؛ دختری که بیش از همه از دست این زن که گویی نامیراست، در عذاب است! بی‌بی پیک، داستان «لودمیلا اولیتسکایا»ی روس است که خانواده‌ها و تاریخ‌شان در بستر زندگی در روسیه‌ی سده‌ی بیستم، همواره دغدغه‌اش بوده و این‌بار نیز یکی از آن قصه‌های پر از جزئیات و شوخ‌طبعی‌اش را نوشته‌ که فرازوفرودهای دل‌انگیزش ما را به یک‌نفس خواندنش، سوق می‌دهد!

۱. روانشناسی شخصیت‌ها و پویایی‌های خانواده

در قلب "بی‌بی پیک"، یک درام روانشناختی خانوادگی قرار دارد که در آن پویایی‌های قدرت و رنج از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

مور (Bibi Pique): او شخصیتی محوری است که به نظر می‌رسد نمادی از نوعی ستم‌گری نامیرا یا میراثی سمی است. غرور و گذشته‌ای که با "میل‌ورزی به مردان" تعریف شده، نشان‌دهنده شخصیتی خودمحور و شاید بی‌اعتنا به پیامدهای اعمالش بر دیگران است. او با اینکه از لحاظ فیزیکی در دوران پیری است، اما از لحاظ روانشناختی، حضوری خفقان‌آور و تمام‌نشدنی دارد که هر زنی در خانه را در عذاب غوطه‌ور می‌کند. این "نامیرا بودن" می‌تواند استعاره‌ای از تأثیرات پایدار و گاه مخرب الگوهای رفتاری یا زخم‌های عمیق نسل‌های پیشین باشد که مانند روحی در خانه پرسه می‌زنند و زندگی ح��ل را تحت تأثیر قرار می‌دهند. از منظر روانشناختی، مور می‌تواند نماینده‌ی والدینی باشد که ناخودآگاه یا خودآگاه، نیازهای عاطفی فرزندانشان را نادیده گرفته و آن‌ها را در سایه‌ی خویش محدود می‌کنند.
آنا فیودورونا: دختر مور که "بیش از همه از دست این زن در عذاب است"، نشان‌دهنده‌ی بار سنگین روانشناختی ناشی از زندگی با یک شخصیت ستمگر است. او احتمالاً دچار چرخه‌هایی از وابستگی، خشم، و تلاش برای رهایی است. رنج او می‌تواند نشانه‌ای از "نرسیدن به خود" باشد؛ هویتی که هرگز به طور کامل شکل نگرفته زیرا همیشه زیر سایه‌ی مادر بوده است. این وضعیت می‌تواند به مفاهیمی چون "خودِ کاذب" (False Self) در روانکاوی یا از دست دادن "اصالت" در روانشناسی اگزیستانسیال نزدیک باشد، جایی که فرد برای بقا، خود واقعی‌اش را سرکوب می‌کند.
زنان دیگر خانواده: داستان به مواجهه زنان در سنین مختلف اشاره دارد. این به معنای آن است که هر نسل از زنان این خانواده، به شیوه‌ی خود با میراث مور و "عذاب‌ها"ی ناشی از آن دست و پنجه نرم می‌کنند. پویایی‌های درون خانواده احتمالاً شامل همبستگی‌های پنهان، رقابت‌ها، یا تلاش‌هایی جمعی (یا فردی) برای مقابله با سلطه مور می‌شود. این ساختار چندنسلی فرصتی برای بررسی انتقال الگوهای روانی، تاب‌آوری‌های مختلف و راه‌های گوناگون مواجهه با رنج خانوادگی را فراهم می‌کند.

۲. کشمکش‌ها، گره‌افکنی و گره‌گشایی

داستان "بی‌بی پیک" بر پایه‌ی کشمکش‌های عمیق شکل گرفته است:

کشمکش اصلی (داخلی و خارجی): کشمکش اصلی، مبارزه‌ی زنان خانواده با سیطره‌ی مور است. این کشمکش هم می‌تواند بیرونی باشد (تلاش برای مقاومت یا فرار از نفوذ او) و هم درونی (کشمکش با خاطرات، زخم‌های عاطفی، و تأثیرات روانی حضور مور بر هویت و زندگی شخصی هر زن). این "تمام‌نشدنی" بودن عذاب نشان می‌دهد که گره‌افکنی دائمی است و گره‌گشایی سنتی و نهایی ممکن است وجود نداشته باشد، بلکه شاید به معنای یافتن راه‌هایی برای کنار آمدن یا معنابخشیدن به این رنج باشد.
گره‌افکنی: حضور "تمام‌نشدنی" مور و توانایی او در "غوطه‌ور کردن هر زنی در بدترین عذاب‌ها" خود یک گره‌افکنی دائمی است. هر لحظه از زندگی با او، یک گره جدید و چالش روانشناختی جدید محسوب می‌شود. داستان احتمالاً از طریق اپیزودهای مختلفی از این "عذاب‌ها" و واکنش زنان به آن‌ها، گره‌ها را بسط می‌دهد.
گره‌گشایی (یا عدم آن): در داستان‌هایی با چنین مضمونی، گره‌گشایی لزوماً به معنای مرگ ستمگر یا رهایی فیزیکی نیست. بلکه می‌تواند به معنای یافتن درک عمیق‌تر، پذیرش، یا حتی توانایی برای ادامه زندگی با وجود این بار باشد. شاید گره‌گشایی در تغییر نگاه زنان به وضعیتشان، یا در یافتن قدرت درونی برای شکستن چرخه‌های رنج، یا حتی در یک پیروزی کوچک و نمادین نهفته باشد. "نامیرا بودن" مور نشان می‌دهد که رهایی آسان نیست و ممکن است مبارزه به شکلی متفاوت ادامه یابد.

۳. تم‌های وجودی و فلسفی

این داستان پتانسیل پرداختن به چندین تم عمیق وجودی و فلسفی را دارد که با علایق شما همپوشانی دارد:

ماهیت رنج و عذاب: چرا برخی افراد (مانند مور) عامل رنج دیگران می‌شوند و چرا برخی (مانند آنا فیودورونا) تا این حد عذاب می‌کشند؟ داستان می‌تواند به بررسی این سوال بپردازد که رنج چگونه شکل می‌گیرد، چگونه منتقل می‌شود، و چگونه بر هویت فرد تأثیر می‌گذارد. می‌تواند از منظر روانشناسی اگزیستانسیال، رنج را به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از هستی و چالش انسان برای یافتن معنا در آن بررسی کند.
بار "نامیرایی" و گذشته: "نامیرا بودن" مور، استعاره‌ای قدرتمند از گذشته‌ای است که هرگز نمی‌میرد و دائماً بر حال سایه می‌افکند. این می‌تواند به مفهوم "جبر تاریخی" یا "میراث خانوادگی" اشاره داشته باشد که افراد را در بند خود نگه می‌دارد. آیا آزادی از این گذشته امکان‌پذیر است؟ آیا می‌توان از سایه چنین حضوری رها شد؟ این پرسش‌ها با دغدغه‌هایی مانند آنچه کامو در برابر پوچی مطرح می‌کند (طغیان و یافتن معنا با وجود پوچی) یا فرانکل در یافتن معنا در رنج، ارتباط می‌یابد.
آزادی در مواجهه با جبر: آیا زنان این داستان در برابر سیطره مور، آزادی انتخاب و عمل دارند؟ یا محکوم به تکرار الگوی رنج هستند؟ داستان می‌تواند به بررسی چگونگی یافتن آزادی‌های کوچک یا حتی آزادی درونی در شرایطی بپردازد که انتخاب‌های بیرونی محدود به نظر می‌رسند. این تم با دیدگاه‌های رولو می درباره‌ی آزادی و مسئولیت و اروین یالوم درباره‌ی مواجهه با اضطراب وجودی همسو است.
جستجوی معنا و تاب‌آوری: در بستر چنین رنجی، چگونه زنان خانواده معنای زندگی خود را پیدا می‌کنند؟ آیا رنج‌شان منجر به از دست دادن امید می‌شود یا راهی برای تقویت تاب‌آوری (resilience) می‌یابند؟ این جنبه داستان می‌تواند برای شما، با توجه به دغدغه‌ی شخصی‌تان در مورد تاب‌آوری و معنا، بسیار پربار باشد.

۴. ساختار و فضای داستان

خانه‌ی قدیمی به عنوان نماد: خانه‌ی قدیمی نه تنها یک مکان، بلکه به احتمال زیاد نمادی از خود خانواده، تاریخ آن، و بارهای گذشته است. دیوارها شاهد رنج‌ها و لحظات زندگی هستند و فضا خود به عنوان یک شخصیت عمل می‌کند که بر پویایی‌ها تأثیر می‌گذارد.
جزئیات و شوخ‌طبعی اولیتسکایا: اشاره به "قصه‌های پر از جزئیات و شوخ‌طبعی" اولیتسکایا بسیار مهم است. این نشان می‌دهد که داستان، علیرغم مضامین سنگین و تراژیک، خشک و بی‌روح نیست. شوخ‌طبعی (حتی طنز سیاه) می‌تواند به عنوان یک مکانیسم دفاعی در برابر رنج، یا ابزاری برای برجسته‌سازی پوچی وضعیت، یا حتی راهی برای "انسانی‌تر" کردن شخصیت‌ها و قابل‌لمس کردن آن‌ها عمل کند. استفاده از جزئیات نیز به غنای داستان، ایجاد فضایی ملموس، و باورپذیر کردن شخصیت‌ها و تجربیاتشان کمک می‌کند.
Profile Image for Helia.
140 reviews12 followers
May 3, 2024
تو این چند روز تعطیلی دچار مرض خوندن همه کتاب های مجموعه برج بابل شدم :))
این یکی برعکس قبلیا ناامیدم نکرد و داستان خوبی بود.
داستان سه نسل از زنان یک خانواده که اونطور که توی کتاب عنوان میشه بی پدری توشون موروثیه و همشون جدا از پدراشون بزرگ شدن و کنار هم زندگی میکنن. مادربزرگ نودساله دیکتاتورشون با امر و نهی هاش همه دخترا و نوه هارو کنترل میکنه و شخصیت به شدت حرص دربیاریه :)))
جوریکه حتی دختر شصت ساله اش که یک جراح موفقه سالهاست در برابرش یه توسری خوره و جرئت اعتراض کردنو نداره.
داستان قوی و خیلی خوبی بود و ارزش خوندنو داشت.
گرچه من هنور نفهمیدم چرا نشر چشمه داستان هایی که توی نیم ساعت تموم میشن رو آورده تبدیل به یه کتاب کرده :/
Profile Image for مسعود.
Author 5 books341 followers
Read
June 18, 2023
مادری پیر و نُنُر با واکر را تصور کنید که تمام عمر هر چه خواسته همان بوده، و آن‌قدر مدام خواسته‌های بی‌دلیل دارد و تو را به هیچ می‌انگارد که دلت می‌خواهد سیلی شیرینی بر گونه‌ی چروکیده‌ی هنوز سرخاب‌نزده‌اش بنشانی. زنی که تمام عمر همه را خدمتگزار خود می‌دیده، و حالا با دختر و نوه و نتیجه‌هایش (که همه دخترند) در یکی از آپارتمان‌های استالینی روسیه زندگی می‌کند و دختر و نوه‌ها و نتیجه‌ها را زندانی هوس‌های بی‌معنی و زودگذر خود کرده است. دخترش که جراح حاذق چشم است، به خاطر او از همسر و زندگی خود گذشته و با دستان ماهری که قرار است بافت‌های حساس چشم مردم را جراحی کند، قهوه و شکلات و شیرکائوئوی باب میل خانم را فراهم می‌کند. حالا قرار است مردی پا به خانه‌ی آن‌ها بگذارد و این زندگی را به هم بریزد. «غریبه‌ای به شهر می‌آید.»
ما همواره با ترس‌هایمان زندگی می‌کنیم. ترسِ از دست دادن، ترسِ مرگ، ترسِ این‌که اگر آن‌ کاری را که دلم می‌خواهد بکنم چه و چه می‌شود. و این ترس‌ها فلجمان کرده است؛ بال‌هایمان را اگر نه، شاه‌پرهایمان را قیچی کرده است. مدام سناریو می‌چینیم و پرهیز می‌کنیم. مدام از خودگذشتگی می‌کنیم. در همه انتخاب‌هایمان مدام رضایت دیگران را جلب می‌کنیم چرا که کوچک‌ترین نارضایی دیگری از ما به معنای مرگ خواهد بود. اما اگر این‌ها صرفا برساخته‌های «من» درون ما باشد چه؟ «من»ی که خود برساخته‌ی دروغین دستگاه عصبی ماست برای فهم‌پذیر کردن اتفاقات بیرونی و واکنش‌هایمان نسبت به ان اتفاقات. و اگر چنین باشد جز آن می‌شود که آنچه می‌خواهی کن و مَیَندیش؟ پَر باز کن، بپر، آن سیلی شیرین را بر آن گونه‌های چروکیده بنواز و زندگی کن، می‌میری؟ شاید هم بمیری. مگر نه آن که سرانجام می‌میری؟
«بی‌بی پیک»، اگرچه همچون همه‌ی آثار لودمیلا اولیتسکایا، روایت زندگی مردمانی است که استالینیسم را تجربه کرده‌اند، اما داستان این هراس‌ها و فلج ناشی از آن هم هست. داستانی کوتاه، خواندنی، با ترجمه‌ای خوب و صد حیف که ویراستاری و صفحه‌بندی بسیار پرغلط.
اگر در پی داستانی هستید که ساعتی به خواندنش بگذرد و آن ساعت را در ذهن و جهان دیگری بزیوید و پرسش‌ها و اندیشه‌هایی برایتان به یادگار بگذارد، بی‌بی پیک از مجموعه‌ی برج بابل نشر چشمه، با ترجمه‌ی الهام کامرانی از روسی، گزینه‌ای بسیار دلچسب است.
Profile Image for Mim_farahani.
353 reviews26 followers
September 17, 2022
بی‌بی پیک تمام چیزی که از یک داستان بلند انتظار می‌رود داشت. روایت یک زن مستبد که بر سه نسل از زنان خانواده‌اش حکم‌فرمایی می‌کند، زنانی که قدرتِ جدا شدن از او را ندارند. زندانیانی که نمی‌توانند از زندانشان خلاص شوند و در حسرت سیلی زدن به زندان‌بان مستبد خود می‌سوزند.
Profile Image for Kowsar Bagheri.
454 reviews242 followers
November 20, 2023
بیماری خوندن تمام آثار یه نویسنده منجر به بیماری جدید خوندن تمام آثار یه مجموعۀ غیرپیوسته هم در من شده. حالا که پنج‌شیش‌تا نوولا از مجموعۀ برج بابل خونده‌م چرا بقیه‌ش رو نه؟ :))
Profile Image for Mohammad.
195 reviews125 followers
December 20, 2024
می‌گن داستایفسکی توی برادران کارامازوف به طریقی سعی کرده بود عقاید یه انسان رو در برهه‌های مختلف سنی در قالب شخصیت‌هاش به چالش بکشه. تو این رمان هم با داستان سه نسل زن طرف بودیم ولی خب برای من با این‌که لحن راوی بامزه و سرگرم‌کننده بود اما پختگی لازم رو نداشت.
Profile Image for Farimah.
35 reviews11 followers
May 4, 2025
متأسفانه چیزی که بتونه بهم اضافه کنه (حتی قد یه جمله) نداشت. مطالعه‌ کردنش روند خسته کننده ای برای من داشت به جز چهار - پنج صفحه‌ی آخرش که حس کردم بالاخره یه اتفاقاتی داره میوفته.
شخصیت "مور" واسه من نفرت‌انگیز بود و سیلی آخر کاتیا بهش یکم تسکین بخشم بود. =|
Profile Image for Dorsa Hashemi.
49 reviews51 followers
January 21, 2023
گاهی فکر میکنم بیشترین سهم از تروماهای روانی زنانه ای که به دوش میکشیم حاصل صدماتیه که از نزدیکترین آدمهای زندگی یعنی مادر خوردیم.
Profile Image for Riri.
198 reviews5 followers
May 2, 2024
اخلاق و رفتار -مور- و تحمل کردن های -آنا و کاتیا- واقعا اعصابم رو خرد کرد.

«۱۳ اردیبهشت ۰۳»
Profile Image for Arezoo Gholizadeh.
Author 23 books141 followers
February 1, 2024
این ریویو بخشی از قصه رو لو می‌ده.

ماجرا از هفته‌ی قبل شروع شد که یه کتاب خیلی کوتاه (شکار و تاریکی) رو برای آخر هفته انتخاب کردم و نتیجه خیلی مسرت‌بخش بود و رفتم کتاب‌فروشی تا چندتا ناولا بخرم و این روش رو برای آخر هفته ادامه بدم. کتاب «بی‌بی پیک» از مجموعه‌ی «برج بابل» نشر «چشمه» از قضا دقیقاً برای هدفی شبیه به همین چاپ شده؛ برای مطالعه توی یه سفر کوتاه یا توی تعطیلات آخر هفته یا وقتی که دوست دارین دوسه‌ساعتی وارد دنیای قصه بشین و حال‌وهواتون عوض بشه.
«لودمیلا اولیتسکایا» نویسنده‌ای شد که من می‌خوام دوباره بهش برگردم؛ چرا؟ به نظرم کسی که می‌تونه توی شصت صفحه کاری کنه که به سرگذشت و آینده‌ی شخصیت‌ها علاقمند بشی، پتانسیل این رو داره که بیشتر ازش بخونی. توی بخش «درباره‌ی نویسنده» اومده این نویسنده «استعدادش در خلق و معرفی شخصیت‌ها و جلو بردن روایت داستان است» و من کاملاً باهاش موافقم؛ برای مثال شخصیت «مور» پیرزنیه که از همه‌ی دنیا طلبکاره و کل جوونی و میانسالی رو در عیش و نوش و عشرت گذرونده و حتی حالا هم که با واکر حرکت می‌کنه انگار کاپیتان کشتی خانواده‌ست و سکان کشتی رو در دست داره.
«آنا فیودورونا» که شخصیت اصلی داستان هم به حساب می‌آد، زنیه که کل زندگی‌ش رو پای مادرش، مور، گذاشته و همه‌ی مردهای زندگی‌ش رو به پای این مادر باخته و حالا با ورود شوهر سابقش داره درستی و نادرستی تصمیماتش رو تحلیل می‌کنه. و در نهایت دو نسل دیگه از این خانواده‌ی بدون‌مرد که چقدر برای من ملموس بودن، طوری که انگار از نزدیک می‌شناختمشون و به سرنوشتشون اهمیت می‌دادم.
و حالا که این مرد ناگهان سروکله‌ش پیدا شده و نظم زندگی این چهار نسل رو به هم زده، اوضاع به روال سابق برمی‌گرده؟
ترجمه‌ی کتاب از زبان روسیه و من از ترجمه لذت بردم، هرچند مشخصه که ویراستاری کتاب کمی جای کار داره.
Profile Image for Niki.
18 reviews2 followers
March 25, 2024
تنها چیزی که بعد از خوندنش به ذهنم رسید یک سری کلمات و عبارات جسته گریخته بود؛ خودشیفتگی، زنان در مقابل زنان، پیرزن خرفتِ هوس‌بازِ زیاده‌خواه ! در کل کتاب کم حجم و جالبی بود که برای گذران وقت گزینه مناسبی می‌تونه باشه.
Profile Image for Dawn's book diary.
112 reviews15 followers
August 2, 2023
داستان زنان چند نسل از یک خانواده که همگی زیر سلطه‌ی زن اولی-یعنی مامان‌بزرگ خانواده- هستن. و بعد یهویی طغیان می‌کنن؛ خیلی یهویی. همین.
طرح جلد کتاب (رو و پشت) خیلی به داستان می‌اومد.
Profile Image for Maedeh Mehry.
61 reviews10 followers
Read
June 5, 2025
جالب بود. روس‌ها همیشه چیزی برای گفتن دارند.
Profile Image for Fatima.
72 reviews2 followers
October 9, 2023
با خواندن بی بی پیک چقدر یاد کتاب عادت میکنیم زویا پیرزاد افتادم. تقریبا سوژه ها مشابه بودند اما اینبار در روسیه. چهار نسل از زن ها توی یک خانه: مور ، آنا ، کاتیا و دخترهایش لناچکا و گریشا.

هر چه بیشتر از لودمیلا اولیتسکایا میخوانم بیشتر متوجه علاقه ی شدیدش به پوشکین شده ام .او در رئالیسمش از پوشکین تقلید میکند و حالا هم رمان کوتاهی از اولیتسکایا خواندم که نام بی بی پیک پوشکین را رویش گذاشته است و بی بی پیک را به شخصیت مور نسبت داده .

اولیتسکایا در این اثر کوتاه روابط مادر ها و دخترهای نسل های مختلف را و دوری انها از هم و تربیت های مختلف و تاثیراتی که روی هم دارند را به خواننده نشان داده است.

اولیتسکایا در شخصیت پردازی این رمان به شدت موفق بوده از کودک و نوجوان بگیر تا مور نود ساله و یا آنای شصت ساله به خوبی پردازش شده اند.
طوری که زخم ها و ناراحتی ها و خواسته هایشان را میشود کاملا حس کرد.

Profile Image for Dorsa Ehya.
140 reviews22 followers
December 14, 2024
نوولای جالبیه از ارتباط‌های سمی خانوادگی و در واقع آدم‌های خودخواه و خودمحوری که هیچ ارزشی برای دیگران قائل نیستن

اما نگاه کمی غیرتکراری‌تر بهش میشه اینکه هیچ فردی به واسطه‌ی مادر یا پدر شدن، مقدس نمیشه و میتونه هیچ علاقه‌ای به بچه‌اش و خوشبختی و حال خوب اون نداشته باشه
در واقع بعضی‌ها بچه‌دار میشن تا دوست داشته بشن، پرستیده بشن و فردی بهشون خدمت کنه و این کثیف‌ترین نگاه به آوردن یک فردی به این جهانه
Profile Image for Shakiba Bahrami.
319 reviews90 followers
August 16, 2025
اولیتسکایا می‌داند چگونه داستان بنویسد. برای من، او نماد نویسندگی معاصر روسیه است. او از احساسات انسان‌ها خوب می‌نویسد؛ مخصوصاً انسان‌های بعد از شوروی.
در این داستانِ بلند (повесть) او از احساسات آنا فیودارُونا می‌نویسد. به نظر من این کتاب درباره‌ی اوست و نه سه چهار نسل از زنان یک خانواده. او مادری بی‌پروا و زورگو، دختری شکست‌خورده اما عاشق و نوه‌ای سربه‌هوا دارد.
داستان –به قول اولیتسکایا– با «انزوای زنانه»یِ آنا شروع می‌شود و مثل یک بیماریِ موروثی به زنان دیگر خانواده (حتی مور، مادرش) سرایت می‌کند. زورگویی(«ماده ببر آماده‌ی شکار») و نحوه‌ی زندگی مور هم روی دیگران تاثیر می‌گذارد، هم روی خودش اما روی هیچکس بیشتر از آنا، دخترش، تاثیر نگذاشته است.

در نهایت، هیچی تدفین‌پارتی اولیتسکایا نمی‌شود.:)
Profile Image for Meysam.
6 reviews9 followers
Read
February 6, 2026
- درباره‌ی نویسنده

لودمیلا اولیتسکایا، در ۲۱ فوریه ۱۹۴۳ در شهر داولیکانوو در منطقه باشکیریا به دنیا آمد. خانواده‌اش ریشه‌ی یهودی داشت. در دوران کودکی در آپارتمان‌های مشترک (کمونال) مسکو زندگی می‌کرد؛ فضایی که بارها در آثارش به عنوان نمادی از فشارهای اجتماعی و روزمرگی دوران شوروی ظاهر شده است. او ابتدا در رشته‌ی ژنتیک از دانشگاه دولتی مسکو فارغ‌التحصیل شد و مدتی به عنوان پژوهشگر در مؤسسه‌ی ژنتیک عمومی کار کرد، اما در سال ۱۹۷۰ به دلیل فعالیت در توزیع ادبیات ممنوعه (سامیزدات) از کار اخراج شد.
پس از این دوره، به‌ تدریج وارد فضای ادبی و تئاتری شد، برای تئاتر یهودی مسکو کار نوشت و کم‌کم به داستان‌نویسی روی آورد؛ داستان «سونچکا» آغاز شهرت ادبی جدی او بود و بعد رمان‌هایی مانند «پرونده‌ی کوکوتسکی» و «چادر سبز بزرگ» جایگاهش را تثبیت کرد. او در زندگی عمومی هم منتقد قدرت سیاسی است، در اعتراض‌ها شرکت کرده، علیه سانسور و جنگ موضع گرفته و در نهایت از روسیه دور شده.

- مادرسالاری سمی

در «بی‌بی پیک»، شخصیت «مور» مادر سالخورده‌ای است که محور خانه است؛ همه باید دور او بگردند و حال و هوای او، حال و هوای همه را تعیین می‌کند. ظاهرش بیمار و شکننده است، اما در عمل، اوست که فضا را کنترل می‌کند و بیشترین آسیب را به دخترش آنا می‌زند.
«مور» نمونه‌ی روشن مادرسالاری سمی است؛ یعنی جایی که مادر، در مرکز ساختار قدرتِ خانه قرار دارد و به‌جای مراقبت و حمایت، به منبع اصلی فشار و فرسودگی روانی تبدیل می‌شود. او از نظر بدنی فرسوده و آسیب‌پذیر به‌نظر می‌رسد، اما همین تصویر ضعف، بخشی از سازوکار قدرت اوست: بیماری، رنج و سالخوردگی، به ابزاری برای طلب‌کاری دائمی و وادار کردن دیگران به خدمت و اطاعت بدل می‌شود. مادر در اینجا «ضعیفِ حاکم» است؛ ظاهرِ محتاج دارد، اما تصمیم‌های اصلی، حد و مرزها و فضای عاطفی خانه را او تعیین می‌کند. رفتار مور با آنا بر سه محور استوار است: تحقیر، شرم‌دادن و گروگان گرفتنِ محبت. او ارزش و توان دخترش را کوچک می‌کند، انتخاب‌هایش را ناچیز می‌شمارد و با جمله‌ها و نگاه‌های کوتاه، احساس ناکافی بودن را در او تقویت می‌کند. هم‌زمان، محبت خود را مشروط می‌کند: آنا فقط وقتی «دختر خوب» است که مطابق خواست مادر رفتار کند؛ هر نشانه‌ی استقلال، با رنج‌نمایی، قهر یا یادآوری فداکاری‌های گذشته پاسخ داده می‌شود. این همان جایی است که مادری، از پیوندِ سالم عاطفی، به نوعی اسارت در لباس محبت تبدیل می‌شود. در چنین رابطه‌ای، مادر نه تنها بر رفتار، بلکه بر تصویرِ خودِ آنا از خودش مسلط است. آنا کم‌کم مادر را معیار ارزش‌گذاری درونی می‌کند: آن‌چه مور تأیید کند، خوب است، و آن‌چه او نپسندد، نشانه‌ی بی‌عرضگی یا ناسپاسی. به این ترتیب، قدرت مادر از سطح بیرونی (دستور و ممنوعیت) به لایه‌ی درونی روان دختر منتقل می‌شود. سمّی بودن این مادرسالاری در این است که هیچ راه سالمی برای فاصله گرفتن باقی نمی‌گذارد. اگر آنا بماند، باید بهایش را با فرسودگی و احساس مداوم گناه و بی‌ارزشی بپردازد؛ اگر بخواهد فاصله بگیرد، بلافاصله به چشم خائن، بی‌رحم و ناشکر دیده می‌شود، و این برچسب را خودش هم باور کرده است. نتیجه، وضعیت تعلیقی است که در آن نه می‌تواند واقعاً بماند و نه می‌تواند برود. مادری که باید امکان رشد بدهد، در این‌جا رشد را تعلیق می‌کند؛ بزرگسالیِ آنا از نظر جسمی اتفاق افتاده، اما از نظر روانی، او در موقعیت کودکِ همیشه بدهکار باقی مانده است. در سطح نمادین، مادرسالاری سمی در این داستان، فقط ویژگی یک شخصیت نیست؛ ساختاری است که نشان می‌دهد چگونه قدرت می‌تواند در قلب خصوصی‌ترین رابطه‌ی انسانی لانه کند. مادر، به‌جای آن‌که پلی میان فرد و جهان باشد، خودِ جهانِ بسته‌ای می‌شود که بیرون رفتن از آن، معادل خیانت و بی‌اخلاقی تعریف می‌شود. این تصویر، هم تجربه‌ی شخصی بسیاری از روابط بیمار در خانواده‌ها را بازتاب می‌دهد و هم نشان می‌دهد که چگونه الگوهای سلطه، حتی وقتی جنسیتِ صاحب قدرت عوض می‌شود، همچنان می‌توانند بازتولید شوند: این‌جا دیگر «پدرسالاری» نیست، اما منطق سلطه همان است؛ فقط چهره‌اش مادرانه شده است.

- ترومای بین نسلی

در پس‌زمینه‌ی زندگی مور، تاریخی از سختی، فقر و فشار سیاسی وجود دارد؛ هرچند نویسنده این را مستقیم و با جزئیات تاریخی توضیح نمی‌دهد، اما نشانه‌های آن در کلام و رفتار مور دیده می‌شود. پژوهش‌ها درباره‌ی جهان داستانی اولیتسکایا نشان می‌دهند که او بارها به یک مجموعه نشانه‌ی مشترک برمی‌گردد: بدن خسته، خانه‌ی تنگ، زبان تحقیرآمیز و روابطی که در آن مهر و آزار با هم مخلوط است. این نشانه‌ها، نشان می‌دهند که رنجِ نسل قبلی گم نشده، بلکه شکل عوض کرده است؛ از زندان و جنگ و ترس سیاسی، به عادت‌های رفتاری و شیوه‌ی حرف زدن در خانواده تبدیل شده است. مور، ناخواسته یا آگاهانه، تجربه‌ی سختی خودش را به شکل توقع، تحکم و سرزنش به آنا منتقل می‌کند؛ انگار می‌گوید «من کشیده‌ام، پس تو هم باید تحمل کنی».در نتیجه، آنا بارِ زخمی را بر دوش می‌کشد که خودش تجربه‌اش نکرده، اما اثرش را در هر روز زندگی‌اش حس می‌کند؛ در احساس گناه، در ناتوانی از نه گفتن، در ترس از ترک کردن این رابطه. در علوم اجتماعی، این را نوعی انتقالِ آسیب از نسلی به نسل دیگر می‌دانند؛ زخمی که از بدن و حافظه‌ی فرد اول بیرون آمده، اما در الگوهای عادت و رفتارِ نسل بعد ادامه پیدا می‌کند.
آنا (دختر) با وجود رنجی که از استبدادِ مادر می‌کشد، قدرتِ گسستنِ این پیوند را ندارد، زیرا «اطاعت» در تار و پودِ شخصیت او تنیده شده است. این تروما مانند یک کدِ ژنتیکی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. فداکاری در این داستان نه یک کنشِ اخلاقیِ ارادی، بلکه یک «پاسخِ شرطی‌شده» به سال‌ها سرکوب است. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه استبدادِ خانوادگی می‌تواند هویتِ نسل‌های بعدی را پیش‌خور کند و آن‌ها را در چرخه‌ی تکرارِ رنج گرفتار سازد.

- قدرت نامرئی

در «بی‌بی پیک»، مور با زور اسلحه یا دادگاه کسی را مجبور به کاری نمی‌کند؛ اما در عمل، آنا و دیگران مدام مطابق میل مور رفتار می‌کنند و نمی‌توانند مرز روشنی با او بکشند. حضور مور به‌ تنهایی کافی است تا آنا و دیگران رفتارشان را با انتظارهای او هماهنگ کنند. این نامرئی بودن، قدرت را بسیار پایدارتر و عمیق‌تر می‌کند، چون کسی نمی‌تواند به‌طور مشخص به آن اشاره کند یا در برابرش بایستد. مور از ابزارهای ساده اما مؤثر استفاده می‌کند: یک نگاهِ سرزنش‌آمیز، یک آهِ بلند، یا یادآوری فداکاری‌های گذشته‌اش. این‌ها احساس گناه و شرم را در آنا بیدار می‌کنند و او را وادار می‌کنند قبل از هر تصمیمی، از خود بپرسد: «آیا این مادر را ناراحت می‌کند؟» در نتیجه، آنا خودش مرزهایش را کوچک می‌کند، خودش سانسور می‌کند و خودش توجیه می‌آورد؛ مور فقط بذر را می‌کارد و اجازه می‌دهد وجدانِ دخترش، کار را تمام کند. قدرتِ مور از جایگاه اجتماعی‌اش هم نیرو می‌گیرد: مادر بودن، سالخورده بودن و تصویر قربانیِ رنج‌دیده، به‌طور طبیعی به او حقِ طلب کردن می‌دهد. در فرهنگ، مادر معمولاً نماد فداکاری و احترام است؛ مور از همین انتظار اجتماعی سوءاستفاده می‌کند و هر مخالفتی را به «بی‌احترامی» و «ناسپاسی» تبدیل می‌کند. این‌گونه، قدرت نه فقط بر آنا، بلکه بر کل فضای خانه اعمال می‌شود؛ همه در مدار او می‌چرخند، بدون آن‌که سلطه‌گرِ آشکار به‌ نظر برسد. جالب این‌جاست که آنا به‌ مرور، نگهبان این قدرت می‌شود. او رفتار مور را برای دیگران توضیح می‌دهد، از او دفاع می‌کند و حتی گاهی صدای مادر را در ذهن خودش تکرار می‌کند. قربانی به همدست بدل شده، نه از سر ضعفِ کامل، بلکه چون ساختار قدرت، راه فرارِ سالم را بسته است. ماندن یعنی تسلیم، رفتن یعنی خیانت؛ هر دو راه به شکست ختم می‌شود. در نهایت، «بی‌بی پیک» نشان می‌دهد قدرتِ واقعی، آن قدرتی نیست که با زور و نمایش عمل کند؛ قدرتی است که در عادت‌های روزمره، احساسات درونی و نقش‌های پذیرفته‌شده حل می‌شود. مور زندان نمی‌سازد؛ زندان را در ذهنِ آنا بنا می‌کند و کلید را هم به خودش می‌سپارد. این تصویر، هم روابط خانوادگی را توضیح می‌دهد و هم منطق سلطه در هر فضای بسته‌ای را؛ جایی که نامرئی‌ترین زنجیرها، محکم‌ترین‌ها هستند.

* متن بالا توسط هوش مصنوعی نوشته شده.
* به یاد غزل دمرچلی، آیدا حیدری، عسل شفیعی و هزاران ستاره‌ی ایستاده در برابر تاریکی
Profile Image for Nata.
519 reviews152 followers
March 19, 2018
Am descoperit un autor nou, mi-au plăcut povestirile citite, abia aștept să-i citesc romanele.
O surpriză foarte plăcută pentru mine. Toate povestirile se învârt în jurul femeilor, cu excepția la două dintre ele: un homosexual, profesor de filosofie și un bătrân care nu știe cui să-și lase averea.

Femeile din povestirile Liudmilei Ulițkaia sunt de toate tipurile: de la cele care dau piept cu viața grea din vremurile sovietice, până la cele care au reușit să emigreze, dar nu se pot detașa de tradițiile și conflictele de acasă.

Un stil și mod de a scrie foarte atrăgător. Încercați să-i citiți măcar o povestire și vă veți convinge și singuri.
Profile Image for Emerald73.
128 reviews1 follower
September 15, 2019
Кратко о том, что запомнилось:
- наследство
- говенные родственники
- оргазм важнее алкоголизма
- женщины в течке
- нетрадиционная любовь
- плохие матери
- не родись красивой, а родись умной, трудолюбивой и предприимчивой
- женская гордость, сжигающая мосты
- внезапные смерти
Profile Image for Raoof sibeveih.
101 reviews8 followers
October 11, 2023
داستان سه نسل از زنان روس که همگی در یک خانه زیر نظر پیرزنی هوسران، مغرور و دیکتاتور زندگی می‌کنند. پیرزنی نود ساله به نام《مور》که با وجود بیماری سرطان، گویی نامیر است و فعلا قرار نیست این دنیا را ترک کند . زندگی، موقعیت‌های اجتماعی‌ و حتی ازدواج زن‌های داستان، که دختر و نوه‌های او هستند، تحت تأثیر خودخواهی‌های او قرار گرفته.
شاید بتوان مور را نماد نگاه لذت‌جو به زن دانست که زن‌های داستان با رهایی و مقابله با او تازه می‌توانند جنبه‌های دیگر زیست اجتماعی را تجربه کنند.
با اینکه حجم کتاب کم است، نویسنده توانسته شخصیت‌ها را به خوبی و عمیق پردازش کند و تفاوت ها و تعاملات سه نسل را برای مخاطب به تصویر میکشد.
Profile Image for Leila Barrani.
34 reviews
August 31, 2024
بنظرم نویسنده در حجم کمی که انتخاب کرده بود تا رمانک خود را بنویسد توانسته بود به خوبی شخصیت پردازی دقیقی ارائه بدهد. بدون اینکه نیاز به توضیح اضافه درمورد گذشته، حال و حتی امکان آینده باشد به سادگی چیزی که خواننده از خواندن این روایت باید دستش می آمد .
چقدر همذات پنداری با کاراکتر اصلی ساده شده بود و نویسنده احتمالا با توصیفات کافی خود راه را برای تفاسیر خواننده باز گذاشته تا ساعت ها درباره دی��امیک روابط داستان و شخصیت ها و رفتار ها بتوان صحبت کرد.
Displaying 1 - 30 of 59 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.