منتظر خواهم ماند!
باد در من رویانده درختی
که ریشه اش در سراب، آب میخورد
من کتابی کهنه که به میهمانی موریانه ها رفته،
سزای هر چه تهی،
دستانم را بشویید از اندوه
وقتی نشاط را دود میکنم و هیچ صدایی مثل باد
مست و خانه خرابم نمیکند
ای باد بی سر و سامان!
چگونه به خانه بازگردم؟
تو بگو ای هم نفس
چگونه ان ویرانه را مَسکن کنم؟
علی