Jump to ratings and reviews
Rate this book

خاک آشنا

Rate this book
عنوان: خاک آشنا؛ نویسنده: اسماعیل فصیح؛ مشخصات نشر: تهران، صفیعلیشاه، 1349؛ در 349 ص؛ موضوع: داستانهای نویسندگان ایرانی قرن 14 هجری شمسی قرن 20 میلادی

349 pages, Paperback

First published January 1, 1970

25 people want to read

About the author

اسماعیل فصیح

43 books175 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (16%)
4 stars
10 (20%)
3 stars
17 (34%)
2 stars
10 (20%)
1 star
4 (8%)
Displaying 1 - 7 of 7 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,097 followers
January 18, 2016
من که نکات جالبی به چشمم نخورد... البته از اسماعیل فصیح بیش از این انتظار نمیشه داشت... داستان ها سراسر تناقض گویی... در داستان، جایگاهِ قرآن رو سرشون و طاقچه خونشون، جایگاه دیوان حافظ و شاهنامه در تنبانشون؟!؟ یعنی این جملات سرشار از هنر و آرایه های ادبی بود؟ این هنر و ادبی بودن بخورد در فرق سر خودشون و اجدادشون... کسی که با ادب و شعر و فرهنگ ایرانی و حافظ آشنا هستش و در روز مدام اشعار حافظ رو زمزمه میکنه، آیا قبل از کار و در حالِ کار بر شیطان و دشمن اسلام فحش و لعنت میفرسته؟ آن هم با لفظِ حرام زاده؟؟ ایرانی رو چه به خرافات که 7 صلوات در سرچراغی بفرسته؟!؟ حسن (در داستان) شبها میرفت زورخانه تا پهلوان شود ولی صلوات برای علی میفرستاد و لعنت برایِ شاهان؟ خاک بر سرِ عرب پرستتان
البته میتوان فهمید که الگویِ حسن و امثالِ حسن، علی و عرب هایِ دیگر بوده، نه اردشیرِ شانه شکاف و بهرام گور و انوشیروان... چراکه در یک لحظه تا چادرِ کوکب کنار رفت، حسن لب و چشم و غبغب گوشتی و توپول کوکب رو دید و سایزِ سینۀ کوکب در دستش آمد و فهمید که تازه سرسینه های کوکب جوانه زده... این هنرِ بی ناموسی و چشم چرانی فقط در نزذِ عرب و تازی، بود و بس
شب عروسی حسن 20 سال داشت و کوکب 11 سال.. ناخودآگاه بیاد عایشه 8 ساله افتادم و مرمرِ 9 ساله که در زیرِ عُمَرِ حرام زاده جان داد.. کوکب از 14 سالگی بچه زایید و در طولِ 30 سال 16 بار حامله شد که 2 تا از بچهایش دنیا رو ندیدن... به نظرتون الگویِ حسن( در داستان)، حافظ و بزرگانِ ایران زمین بودن؟ یا عرب و تازی
در داستان میگه: وقتی اشرف و زهرا رو زاییده، شوهرش خرج خانه رو زیاد نکرد، از دختر بدش میومده.. برای سومین بار حامله شده.. صورتش لک و پیس شده، فهمیدن دختره..گلین خانوم بهش دوا داده، بچه افتاده و 8 ماه خونریزی داشته... وقتی الگویِ زندگی عرب باشه، تبعیض بین زن و مرد و کشتن دختر نمیتونه عجیب باشه... جالب اینجاس که پدر خانواده شبها میرفته مسجد و تکیه و سینه زنی... توف به غیرتِ هرچی عرب پرسته
در داستانِ تابوت بچه، 3 بار داستان رو خواندم تا بلکه راضی بشم که خوب بوده، افسوس که هیچ نکته مثبتی پیدا نکردم... مقصودِ داستان چه بود؟ هدف از خلقِ شخصیتِ « باباگربه» چه بود؟ دندان زرد و کثیف و یا دیوانه بودنش و حتی تعداد ملافه هایی که قبل از مرگ کثیف کرده که 90 تا بود... که چی؟ یعنی بابا گربه در اوجِ قدرت بود و نویسنده میخواد بگه اون داشت تاوانِ کارهاشو پس میداده؟ آخه این چه داستانی بود؟ اَه
داستانِ آخر « غمگین، غمگین، جغد سیاه دو سر» رو بخونید.. اگر شما چیزی فهمیدید، منم فهمیدم ... عنوان که مارو میبره به سمت و سویِ خرافه پرستی و نسبت دادنِ جغد به غم و اندوه و سرنوشتِ شوم از طرفِ اعرابِ نادان... که حداقل این هست که جغدها تک همسر هستن و مثل اعراب بندِ تنبانشون وِل نیست.. گناهِ جغد این هست که غذایِ اعراب که موش صحرایی و سوسمار و موش کور و خفاش هست رو، میخوره.. و در غذا با اعراب شریکه.. ولی به نظر میرسه نویسنده از موضوعِ مهاجرت در گونه ای خاص از اونها، برایِ این داستان بهره برده
در کل به نظر میرسه به دلیلِ استفاده از برخی جملاتِ عرب پرستانه، این کتاب رو بزرگ کردن.. مثلِ این جمله: امیرالمومنین خودش شفاعت همه رو می کنه . ما که بندگان عادی خدا هستیم نمی تونیم قضاوت بکنیم که کی بده کی خوبه
چی بگم؟ موندم چی بگم....... افسوس از انسان هایِ بیخرد... افسوس
Profile Image for Nafi3.
135 reviews33 followers
August 29, 2019
داستان ها روان و ساده و پر از واقعیت‌های سالهای دور.
با این حال سر و ته و مفهوم بعضی از داستان‌ها رو نفهمیدم.
Profile Image for pardis aghaei.
139 reviews22 followers
November 30, 2018
نثر فصيح رو دوست دارم❤️خيلى ساده مينويسه و روان.
هر فصل اين كتاب درباره يكى از افراد خانواده آريانه كه در ساير رمانهاى فصيح ازشون نام برده ميشه،كوكب خانم و حسن خان و فرنگيس و جلال و صادق و اسماعيل و يوسف و ...
برام جالبه با وجود اينهمه شخصيت و اتفاق هاى مختلف توى رمانهاش كه شايد از اول هدفى براى دنباله دار نوشتنشون نداشته،كمتر به تناقض برميخورى
Profile Image for Zahra Pedram Jafari.
Author 1 book6 followers
April 16, 2023
به نسخه اصلی و سانسور نشده این کتاب از طریق کانال آوای بوف گوش دادم و بسیار لذت بردم. با داستان های اسماعیل فصیح می شود با زندگی و مردم عادی زمانه ای نه چندان دور آشنا شد و راز بسیاری از نگون بختی های دیروز و امروز ایرانیان را از لابلای این نوشته ها دریافت. به نظر من مثلا ارباب حسن، شخصیت پرداخته شده در کتاب خاک آشنا، مردی است پروش یافته در فرهنگی به شدت آمیخته با مذهب و سنت‌. مردی غریبه اما آشنا . ارباب حسن قصه نیست که خود زندگی است‌ . ارباب حسن همان است که از هیچ به همه چی می رسد اما نه همه چی که او می‌خواهد بلکه همه چی که دنیا برای او می خواهد‌.  ارباب حسن  همان است که در اوج ثروت تهی دست است و در اوج شهرت یک غریبه‌‌. مردی است شبیه به میلیونها پدربزرگ و پدر ایرانی که در اوج مهربانی ظالم است و در اوج بخشندگی خسیس. مردی به ظاهر فداکار و در واقع به شدت خودخواه. مردی کم سواد اما توانمند و اسیر زندگی و دنیا تا به آخر‌‌.
روح نویسنده شاد
Profile Image for Ahmad Hosseini.
4 reviews
September 3, 2019
قلم اسماعیل فصیح رو به شخصه دوست دارم.هرچند ممکن است کارهایش ظرافیت های رمان های قوی رو نداشته باشد اما ساده و زیبا و خوش خوان است به نظرم.
Profile Image for Mahdi abbasi.
58 reviews8 followers
November 23, 2019
من نسخۀ صوتی ش رو شنیدم. از ایران صدا و راستش خیلی نپسندیدم.
Profile Image for Shahdad Gi.
32 reviews1 follower
January 13, 2025
احساس غربتی آشنا بعد از خواندن این اثر فصیح وجودت رو پر میکنه! چرا؟ رد پای تمام نکات دردناک و طنز تلخ داستانی فصیح رو در داستان‌های بلندش مثل : شراب خام، دل کور، داستان جاوید و حتی در نوشتارهای جدیدش مثل لاله بر افروخت رو درش پیدا میکنی، صدای دردناک و آشنایی در این اثر خونده میشه و وجود داره که در جای جای تمام آثارش دیگرش دیده و وجود داره حتی در درد کشته و پناه بر حافظ! من اسم این نویسنده رو که قلبا به نوشتارش احترام و اهمیت میدهم گذاشتم : جلال فصیح و شاید باید صداش کرد اسماعیل آریان. در آثار فصیح هیچکس یک جزیره تنها و منحصر بفر د نیست ، اما او تک تک افراد داستانش را انسانی یکتا در جغرافیای دردناک محیط زندگی اطراف رسم کرده با گوشه اشاره ای آشنا از هر داستانش در داستانی دیگر. داستان خاک آشنا در اصل مجموعه ای خلاصه از غربت، رنج، درد و غصه و عصیانهای فکری، روحی و رفتاری قهرمانان دیگر آثارش می‌باشد. فصیح گم شدن کمال انسانی را در تکامل جمعی و محیطی به نمایش می گذارد و در نهایت نمایش تنهایی انسان در میان انسان‌ها را به رخ میگشد انسان یگانه را نه بی همتا بلکه با همگان تنها در ساختار رو به جلو جامعه‌ای که در اصل ریشه هایی پوسیده در خاک دارد بازگو می‌کند . ادمی تنهاست هرچند در این جزیره تنها و منحر بفرد نیست!
Displaying 1 - 7 of 7 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.