"اشوزدنگهه" نام یک شخصیت ایرانی است که در اوستا و سایر متون دینی ایرانی از وی به عنوان انسانی نیکو یاد شده و در روایتها این طور نقل شده که "اشوزدنگهه" قهرمانی جاودانه است که در روز قیامت برای رهایی انسانها ظاهر می شود.
موضوع خوب با پرداختی بد! کتاب راحتخوانیه. سه ربعش رو تو یه کورس مترو سواری تهرانپارس تا تجریش و برعکس تموم کردم. رویکرد نویسنده برای استفاده از شخصیتی اساطیری-تاریخی جالب توجهه، فرم روایی و ضربآهنگ داستان جاندار و پر کششه، استفادهی نویسنده از منابع کهن برای پیشبرد داستان خوبه ولی بد اجرا شده چون انگار کلاس درس تاریخه. متاسفانه نثر نویسنده بسیار ضعف داره و عدم تسلطش به زبان فارسی داستان رو شبیه به یه داستان ترجمه کرده. یه مشکل عمدهای که نویسنده باهاش دست در گریبانه اینه که راوی سوم شخص تکلیفش با خودش مشخص نیست و گاهی با نثر قدیمی روایت میکنه، گاهی با نثر مدرن و وقتی هم کار به نثر کهن میرسه کمیت نویسنده میلنگه. دعاها یا دستنوشتههای اشودزنگه مثل دلنوشتههای دلنشین وبلاگی میمونن. تلاش نویسنده برای به دست آوردن دل هر دو قشر ملی و مذهبی نتیجهی مضحکی داده وصلههای ناجوری به داستان اضافه کرده. من خیلی متاسفم که تصویر مغی مثل اشودزنگه تو ذهنم چیزی شبیه به خواجه عبدالله انصاریه. امیدوارم دوستان جلد دوم و سوم رو هم به دستم برسونن. :)
اشوزدنگهه یک اسطوره قدیمی ایرانی هست که اعتراف میکنم اسمش رو قبل این کتاب حتی نشنیده بودم . انسان ها همواره به دنبال جاودانگی بوده اند اما در این کتاب با یک شخصیت اسطوره ای روبه رو میشیم که نه تنها به دنبال جاودانگی نیست ، بلکه میخواد از جاودانه بودن خودش فرار کنه ! ترتیب نامنظم فصل ها به داستان تحرک بخشیده . نکته عجیب برای من اینه که چرا باوجود اینکه جلد دو و سه این کتاب حدود دو سال تموم شده ، مجوز چاپ نمیگیره .
------------ خیلی بعد ها نوشت :
برام جالب بود وقتی بعد از حدود پنج سال ، برای یاداوری داستان و ادامه مجموعه ، این کتاب رو خوندم مثل دفعه اول برام جذاب بود . فقط چند نکته بود که جلب توجه میکرد :
- تاریخ پای نوشته های اشوزدنگهه یه جور هایی نامانوس بود . یعنی مثلا فلان قدر سال پیش نمیتونه تاریخ خوبی باشه . البته برای اینکه خواننده بفهمه دقیقا منظور کدوم دوره زمانی هست خوبه ولی از نظر منطقی با عقل جور در نمیاد که خود کاتب اون نوشته ها همچین تاریخی پای داستان بزنه . یه جورایی نویسنده نتونسته بود این مشکل منطقی رو رفع رجوع کنه .
- ماجرای مرگ پروانه خیلی مبهم بود . اصلا به اینکه چطور میمیره اشاره نشده بود . حالا یا نویسنده تو جلد های بعد بهش اشاره میکنه ( که بعید میدونم ) یا ماجرا به گونه ای بوده که توی ممیزی حذف شده یا اینکه اصلا نویسنده قصد نداشته این موضوع رو روشن کنه . به هر حال دوست داشتم این بخش یه مقدار واضح تر میبود .
- طراحی جلد کتاب خیلی خیلی خوب بود . یه حس خوفناک و هیجانی به آدم القا میکنه .
- نمیدونم درست فکر میکنم یا نه ولی به نظرم فضا سازی خانه سه اشکوبه خیلی خیلی شبیه فضا سازی خانه ای بود که توی داستان رویای باغ سپید از همین نویسنده خونده بودم . متاسفانه کتابش الان دم دستم نیست که برم ادعام رو بررسی کنم
زندگی کوتاه ما ، همینجوری خیلی رنج داره . شاید آزاردهنده ترین رنجش اینه که به یه سری آدم دل میبندی و فکر میکنی همیشه هستن ولی خیلی زود به دلایل متفاوت از زندگیت میرن بیرون . هیچ کس همیشگی نیست . حالا اگه تو این وسط همیشگی باشی ، عذابت صد ها صدها صدها برابر میشه . بد جور با اشوزدنگهه همذات پنداری میکنم ...
حالا آماده میشم که ادامه این مجموعه رو بخونم . امیدوارم ادامه اش مثل جلد اولش پر کشش و جذاب باشه .
داستان بسیار زیبا و خلاقانه، با روایت های موازی. اشوزدنگهه جوانیه از اهالی تمدن شش هزارساله ی سیلک، که بنا به اتفاق جاودانه می شه و این کتاب، شروع نبردی بین اشوزدنگهه و دو همتای جاودانه ی دیگه شه، که از شش هزار سال پیش تا زمان امروز ادامه داره.
نثر بسیار زیباست و چینش روایت ها و فضاسازی خاص هر فضا به زیباترین شکل صورت گرفته. داستان بسیار دوست داشتنی ایه و لذت بخش... که اتفاقات زیبایی هم توش رخ می ده. پایان کتاب هم اتفاق بسیار غیر منتظره ای داره که جذابیت خوبی می بخشه و اشتیاق کافی برای خوندن جلد بعد ایجاد می کنه.
شخصیت پردازی ها بسیار قوی هستن و فضاسازی ها بسیار خوبه و زیبا. داستان هم با وجود یکپارچه نبودن روایتش، اصلن از ریتم نمی افته.
جاودانگی یکی از رویاهای دیرین انسانها از گذشته تا به امروز و احتمالا آیندهست. داستان اشوزدنگهه، داستان یک شخص جاودانه به همین نامه. یک مُغ جوان که در دورهای باستانی، در سیلک کاشان زندگی میکرده و با خوردن معجونی خاص، عمری جاودانه پیدا میکنه و حتی در برابر آسیبهای فیزیکی هم ایمن و نامیرا میشه. اما جاودانگی یا عمر بلند در برابر عمر دیگر انسانها، مشکلات و بدیهای خودش رو هم داره. مهمترینش این که نباید به افراد دل بست. بنابراین مغ جاودانهی این داستان به دنبال راهی برای رهایی از این مشکل و از بین بردن جاودانگی خودشه. برای این کار باید مکانی افسانهای به اسم ورجمکرد رو پیدا کنه و در این مسیر دورههای مختلف تاریخی رو پشت سر میذاره...
🖊نظرم: خب اول از همه ایدهی داستان ایدهی خیلی خوبیه. اما پرداخت سلیقهی من نبود. ساختار داستان به این شکله که فصل به فصل پرش زمانی داریم. یعنی هر فصل برای دوره و زمان متفاوتیه. منم جزو خوانندههایی هستم که خیلی با پرش زمانی - وقتی که زیاد یا فصل به فصل باشه - اوکی نیستم. پس اینکه از پرداختش خوشتون بیاد یا نه کاملا بستگی به سلیقهتون داره.
🟪 تسلط نویسنده به نثر فارسی فوقالعاده و قابل ستایشه. عمدهی واژگان، واژههایی فارسی هستن و از این بابت ایرانی بودن نثر رو به وضوح حس میکنید موقع مطالعه. البته برای من هیچ فرقی نمیکنه که نثر داستان نویسنده ایرانی حتما باید نزدیک به زبان فارسی باشه یا نزدیک به نثر ترجمه. خود داستان اولویت اول رو داره. مورد بعدی اینکه اطلاعات تاریخی و بار محتوایی کتاب ارزشمنده و در نوع خودش به بالا رفتن سواد تاریخی شما کمک میکنه. اینجا هم باید سواد نویسنده رو از دورههای مختلف تاریخی و میزان دانشش نسبت به فرهنگ و اساطیر خودمون و حتی اساطیر جهان تحسین کرد.
🟪 اما از نثر و بار محتوایی کتاب که بگذریم، توصیفات یه جاهایی زیاده و بیشتر از اینکه داستان رو دنبال کنیم، درگیر توصیفها یا زبانی ادبی و شعرگونه میشیم. اینم باز بستگی به سلیقهی شما از خوندن داستان داره که خوشتون بیاد یا نه. از طرفی، یه مشکلی که با کارای آرمان آرین دارم اینه که شخصیت اصلی بیشتر از اینکه شخصیت باشه و پویایی داشته باشه راویه. یا بهتر بگم، شخصیت استقلال نداره و اسیر روایته. که امیدوارم توی مجموعه پتش خوآرگر این ماجرا متفاوت باشه و با توجه به اطلاعاتی که ازش دارم، احساس میکنم اونجا جاییه که آرمان آرین روی کاراکترها و بحث شخصیتپردازی حسابی مانوور داده.
🟪 داستان جلد ۱ اشوزدهنگهه از چهار خط زمانی تشکیل میشه: دوره سیلک دوره معاصر دوره ساسانیان دوره عباسیان
البته گریزی به دو دورهی دیگه مثل هخامنشیان و مغول - ایلخانی هم داشت. اما به اندازه اون چهار دوره پررنگ و مهم نبودن و در بین این چهار دوره هم، دورههای سیلک و معاصر نقش مهمتری توی داستان دارن.
🟪 در نهایت، اشوزدنگهه کار خاص و متفاوتیه. ایدهی تازهای داره که خودش یک امتیازه و از نظر ادبی و بار محتوایی هم ارزشمنده. با اینحال سلیقهی همه نخواهد بود. برای همین من در درجه اول به این دسته از مخاطبها پیشنهادش میدم: - کسایی که به تاریخ یا اساطیر ایران علاقه دارن - کسایی که بیشتر طرفداد ساختار مدرن توی داستانها هستن و با پرش زمانی زیاد و روایت غیر خطی داستان میونهشون خوب باشه
کتاب ۴ جلد هست و من ۴ جلدشرا از شهر کتاب تهیه کردم، جلد سوم فقط به اشعار اشوزدنگهه پرداخته است در یک جای کتاب اشاره شده که قهرمان داستان قران را میخواند و ایمان میاورد واین تنها جمله کتاب در مورد اسلام بود که قطعا برای اخذ مجوز به اجبار گنجانده شده بود چون هیچ تناسخی با کل داستان نداشت من از روایت داستان خوشم اومد کتاب برای رده سنی جوانان نوشته شده و سبکی کاملا متفاوت از بیان تاریخ و اسطوره و الهه های زرتشت و ایران باستان دارد که میتواند ضمن تقویت اطلاعات تاریخی واساطیر ایرانی شوق تحقیق را هم در خواننده تقویت کند .
برای علاقه مندان به رمان این کتاب بسیار جالبیه نوع نثرش به گونه ای که میشه با آثار فاخری تو زمینه رمان مثل مجموعه هری پاتر مقایسه اش کرد ولی نکته مهم اینه که فقط جلد اولش مجوز چاپ گرفت و واقعا نمیدونم چرا
کتابی مناسب و هیجان انگیز برای نوجوان ایرانی، چنان که با کتاب خواندن و خیال کردن آشنا شود و لذت ببرد از دنیای دانستن. لکن پایه های قوی ای ندارد، آنگونه که من که روزهای میانی جوانی را طی می کنم با آن همراه شوم.
با توجه به اینکه این کتاب جلد اول از سه گانه اشوزدنگه است ، لذا نمیتوان نظر قطعی ای نسبت به کلیت داستان داشت. اما به هر حال من این کتاب را به عنوان مقدمه ای برای اشوزدنگهه دیدم. در کل هنوز متوجه نشده ام که دغدغه نویسنده اشوزدنگه است(قهرمان پروری) یا تاریخ و اساطیر، یا هردو؟ به هر حال تا بدین جا نویسنده دیدگاهی گذرا و اتفاق گرایانه داشته که شاید در ادامه همین مساله از نقاط قوت داستان شود. البته در همین راستا از برخی نکات داستانی هم غافل مانده ، مانند انتخاب اسم پروانه در میان اسامی ای چون اشوزدنگهه، شاماش شوموکین و ... در یک عصر مشترک. یا رسم الخط و زبان اشوزدنگهه در طول دفترچه خاطراتش(بطوریکه حتی شخصیتی در زمان حال -لاله- هم در رودند داستان، براحتی آنها را میخواند).
خاطرات و تاریخ هایی که در پای خاطرات نوشته میشود، میتواند بازی جالبی را ایجاد کند که البته نمیدانم چرا مبدا مشخصی(مثل تاریخ تولد خود اشوزدنگه) برای این تاریخ ها ارایه نشده و بر اساس زمان چاپ کتاب نوشته شده است. شاید نویسنده قصد داشته که زمان حال در داستانش همواره با زمان حال ِ خواننده مطابقت داشته باشد ، حتی در صد سال بعد از چاپ اول کتاب. که این دیدگاه بازهم کلی نگری ای را در ادامه داستان میطلبد. به هر حال...
این کتاب را بازخوانی کردم. با توجه به سال نشر احتمالا نخستین بار سال ۱۳۸۷ یا ۸۸ یعنی حدود ۱۶ سالگی خوانده بودم. این یک نمونه کامل کتاب فانتزی نوجوانان ایرانی است.
شاید کمی زیادی سختگیر باشم، خصوصا اینکه کتاب های این ژانر معمولا در همین سطح هستند، اما کتاب داستان خاصی ندارد. نبرد کلیشهای خیر و شر کاملا سیاه-سفید که با اشاراتی جنریک به تاریخ و اسطوره ایرانی و آیین زرتشتی تزئین شده. از نظر ادبی نویسنده تمام تلاش خود برای القای لحنی ادبی و فاخر را به کار بسته اما به ناگه وسط متن امروزی میشه. یک ویراستار خوب میتوانست کیفیت متن را به مراتب بالاتر ببرد. چیز دیگری که در داستان مرا اذیت میکرد این بود که در تمام این شش هزار سال قهرمان داستان از فلات ایران خارج نشد. به نظرم طی این همه سال هر انسانی برای حوصله سر نرفتن هم که شده (کسب علم و زندگی با هویت جدید به کنار) حتما باید بیشتر سفر کند. با همهی این نقد ها این کتاب اولین تماس من با برخی از کلمات و مفاهیم ایرانی اصیل و آیین زرتشتی بود. اگر نویسنده در پایان کتاب منابعی برای مطالعه بیشتر در این موارد برای خوانندگان نوجوانش پیشنهاد میداد خیلی خوبتر میبود.
من عاشق اون توصیفایی شدم که شاید نمیفهمیدمشون ولی عمق وجودم اونو درک میکرد! عاشق اون افسانه هایی که بهشون تعلق دارم ولی ازشون بی خبر بودم! از اون سفر در زمانی که شاید باورش نداشتم اما اونجا بودم! و عاشق این کلماتی که احتمالا غیر خودم کسی متوجهشون نمیشه!
این سه کتاب جز خاطرات کودکی و نوجوانی من به حساب میان و یادمه اون زمانا خیلی طرفدارشون بودم. ولی خب الان که میخونم زیاد برام جالب نیستن. ایده اصلی رو هنوزم خیلی دوست دارم اما کتاب تکلیفش مشخص نیست. خیلی از بخشها رو میشه حذف کرد و اگه گفته نمیشدن هم هیچ عیبی نداشت. بازم شاید این بخشها به کتابهای بعدی مربوط بشن. اینکه داستان رو تکه تکه و در بخشهای جدا از هم بیان کرده بودن میتونست جالب باشه اما اگر یکم از پیچیدگی ارتباط بین این بخشها کم میکردن خیلی بهتر بود. شاید اسپویلر👇🏻😶 امیدوارم بخش آخر کتاب یه کپی ناشیانه از داستان sandman نباشه و نویسنده بدون اینکه اون داستان رو خونده باشه به این ایده رسیده باشه. با اینکه در کل تکلیف کتاب مشخص نیست که میخواد تاریخ رو روایت کنه یا داستان زندگی اشوزدنگهه رو بهمون بگه اما به نظرم ایده اصلی اونقدر جالب هست که ارزش ۲ ستاره رو داشته باشه.
اول از همه این متن در مورد سه گانه اشوزدنگه هست و نه تنها جلد اول این رمان خلاقانه شروع می شه و هیجان انگیز پیش می ره اماا فاصله انتشار و عدم به ترتیب منتشر شدنش ضربه بزرگی بهش زد و برای خواننده ای که همون سال اول انتشارش اون رو خونده بود کتاب رو سرد کرد
اشوزدنگه ابتدا با جلد اولش که عالی بود منتشر شد بعد جلد چهارم که درواقع دل نوشته بود سپس جلد سوم و بعد جلد دوم اومد این شلختگی آسیب زننده بوده
موضوع دلسرد کننده دیگه نوع ادامه داستانه . به عنوان خواننده ای که چند سال صبر کرد تا جلد بعدی بیاد انتظار داستانی مهیج تر از جلد اولش رو داشتم اما اینطور نبود و با شکلی روایی آشفته تری از کتاب اول که روایتی منقطع ولی مستقیم داشت رو برو شدم که تا حدی جذابیت کتاب یک رو هم برام کشت.
یکی از کتاب داستانهای جالب و عجیب من در دوران نوجوانی. اشوزدنگهه، مردی که نمیمیرد. از زمان های دور تا به حال زنده است. شرح داستان اشوزدنگهه به همراه وقایع تاریخی. از تپه سیلک تا خلفای عباس و تا... هم اکنون
این دومین کتاب فانتزی ایرانیه که خوندم، و باید بگم نسبت به قبلی پیشرفت قابل ملاحظهای داشت داستان جذاب و گیرا بیان شده و عناصر فانتزی به خوبی استفاده شدند. تنها نکتهای که اذیت میکرد از این شاخه به اون شاخه پریدنهای مداومه، البته در کتابهای که چندین خط داستانی رو دنبال میکنند (مثل ارباب حلقهها) این موضوع کاملاً عادیه، اما تو این کتاب نویسنده موضوع رو خیلی جاهای بدی رها میکنه که خب یکمی اذیت میکنه آدم رو... ولی در کل کتابیه که ارزش خوندن رو داره و بیصبرانه منتظر خوندن جلدهای دوم و سومش هستم.
کاش این سایت ستاره های بیشتری گذاسته بود گرچه به نظر من 20 تا ستاره هم برای این کتاب کمه.. عالی بود.. لذت بردم.. دعاها و رازونیازهای اشوزدنگهه با خداوند از هر چیز دیگری برایم لذتبخش بود.. انسانی عاشق که به معنی واقعی زندگی کردن و بندگی خداوند را درک کرده و وجودش برای دیگر انسانها سودبخش و آراممش بخش است. :)
«زبان درونم از ابهت خداوند بند آمده.. اینگ چنین هستم. سکوت میکنم زیرا نه نجوا و نه فریاد، هیچ یک کافی نیست. حتی سکوت نیز ناکافی ست و دایره ی سخن نیز ناگویا! شگفت زده مانده ام. افسون شده ام! من بهت زده ی پروردگارم. اینک خداوند مرا افسون کرده است. در او رخنه نمی توان کرد. کلمات، وصف گر و نیستند. او خود خالق واژه هاست. دو سر جهان را به اندیشه ام وصل میکنم و تنها می اندیشم. پیش میروم تا ثابت کنم انسان بودن، دشوارترین مسئولیت همه ی کائنات استو.
هشتم دی ماه 1282 سال پیش» اشوزدنگهه: اسطوره ی هم اکنون صفحه 61 خواندن این سه گانه را به همه پیشنهادمیکنم. :) با سپاس از آقای آرین
استفاده از عناصر ايرانيٰ و زرتشتي در اين کتاب به زيبايي انجام شده.سرگذشت يکي از جاودانگان که بر اساس اوستا در انتهاي دنيا به کمک سوشيانت موعود مي آيد جدا از ويِِژگي حضور قهرمان در دوره هاي مختلف تاريخي از جهت حس کردن حضور او در اکنون اير��ن و روزگار ماو چه بسا بيخ گوشمان دوست داشتني و خواندني است.اشوزدنگهه برخلاف نام غريبش قهرماني کاملاً خودي است اما دنباله دار بودن اين کتاب جمع بندي تلاش آرمان آرين در خلق يک قهرمان جديد ايراني را به ماهها يا سالهاي بعد موکول مي کند.0
این واقعا یکی از قشنگترین کتابهای داستانی بود که من تا به حال خواندهام. واقعا خیلی از این کتاب خوشم آمد٬ به استثنای یکی دوتا از فصلها همهاش بینظیر و عالی بودند و مشتاقانه انتظار جلود دوم این مجموعه را میکشم.
اشوزدنگهه یک اسطوره قدیمی ایرانی هست که اعتراف میکنم اسمش رو قبل این کتاب حتی نشنیده بودم . انسان ها همواره به دنبال جاودانگی بوده اند اما در این کتاب با یک شخصیت اسطوره ای روبه رو میشیم که نه تنها به دنبال جاودانگی نیست ، بلکه میخواد از جاودانه بودن خودش فرار کنه ! ترتیب نامنظم فصل ها به داستان تحرک بخشیده . نکته عجیب برای من اینه که چرا باوجود اینکه جلد دو و سه این کتاب حدود دو سال تموم شده ، مجوز چاپ نمیگیره .
------------ خیلی بعد ها نوشت :
برام جالب بود وقتی بعد از حدود پنج سال ، برای یاداوری داستان و ادامه مجموعه ، این کتاب رو خوندم مثل دفعه اول برام جذاب بود . فقط چند نکته بود که جلب توجه میکرد :
- تاریخ پای نوشته های اشوزدنگهه یه جور هایی نامانوس بود . یعنی مثلا فلان قدر سال پیش نمیتونه تاریخ خوبی باشه . البته برای اینکه خواننده بفهمه دقیقا منظور کدوم دوره زمانی هست خوبه ولی از نظر منطقی با عقل جور در نمیاد که خود کاتب اون نوشته ها همچین تاریخی پای داستان بزنه . یه جورایی نویسنده نتونسته بود این مشکل منطقی رو رفع رجوع کنه .
- ماجرای مرگ پروانه خیلی مبهم بود . اصلا به اینکه چطور میمیره اشاره نشده بود . حالا یا نویسنده تو جلد های بعد بهش اشاره میکنه ( که بعید میدونم ) یا ماجرا به گونه ای بوده که توی ممیزی حذف شده یا اینکه اصلا نویسنده قصد نداشته این موضوع رو روشن کنه . به هر حال دوست داشتم این بخش یه مقدار واضح تر میبود .
- طراحی جلد کتاب خیلی خیلی خوب بود . یه حس خوفناک و هیجانی به آدم القا میکنه .
- نمیدونم درست فکر میکنم یا نه ولی به نظرم فضا سازی خانه سه اشکوبه خیلی خیلی شبیه فضا سازی خانه ای بود که توی داستان رویای باغ سپید از همین نویسنده خونده بودم . متاسفانه کتابش الان دم دستم نیست که برم ادعام رو بررسی کنم
زندگی کوتاه ما ، همینجوری خیلی رنج داره . شاید آزاردهنده ترین رنجش اینه که به یه سری آدم دل میبندی و فکر میکنی همیشه هستن ولی خیلی زود به دلایل متفاوت از زندگیت میرن بیرون . هیچ کس همیشگی نیست . حالا اگه تو این وسط همیشگی باشی ، عذابت صد ها صدها صدها برابر میشه . بد جور با اشوزدنگهه همذات پنداری میکنم ...
حالا آماده میشم که ادامه این مجموعه رو بخونم . امیدوارم ادامه اش مثل جلد اولش پر کشش و جذاب باشه .
کتابی به سبک فانتزی که در بستر تاریخ ایران و جهان رخ میده .داستان بصورت خطی پیش نمیره و در آنِ واحد چند داستان در زمان های مختلف رو پیش میبره و این بنظرم باعث جذاب تر شدنش میشه.داستانش به گونه ای هست که آدم رو به فکر میبره و تازه شکوه کشورش رو درک میکنه و خیلی بهتر به جمله ی تاریخ تکرار میشود دست پیدا میکنه.در خیلی از موارد میتونه دیدگاه های آدم رو به چالش بکشه و به فکر ببره.این همه پیچش در عین سادگی داستان خیلی جالب بود برام .بنظرم بهترین فانتزی ایرانی ای بود که تا به امروز خوندم و به هیچ وجه از دستش ندی
برای من کتاب جالبی بود گرچه به پای فانتزی های مطرح دنیا نمی رسه اما به عنوان یه فانتزی ایرانی خیلی قشنگ بود و همینطور اطلاعات خوبی درمورد تاریخ ایران می داد نکته ی جالب دیگه هم این بود که داستان رو به صورت قاطی پاطی(هرچی به ذهنم فشار آوردم عبارت مناسب تری پیدا نکردم) تعریف میکرد و این باعث میشد که خواننده توی حس انتظار و هیجان برای فهمیدن بخش بعدی داستان توی اون دوره (مثلا دوره سیلک کاشان) بمونه. امیدوارم جلد های بعدی هم به همین اندازه پرکشش و زیبا باشند
قشنگ بود واز خوندنش لذت بردم. استفاده از شخصیتای واقعی ایرانی و افسانه های ایرانی خیلی جذاب بود. روند نا منظم داستان حس جالبی داشت و حجم کتابم به اندازه بود به نظرم.تنها مشکلم کم بودن مکالمه بین شخصیتا٫تعداد شخصیتا و به زبان محاوره نبودن مکالمه ها بود. در کل یه فانتزی خوب تالیفی بود و پیشنهادش میکنم😍😍😍
اگه میخواین یه کم نسبت به تاریخ خیلی خیلی قبل ایران(مثلا هخامنشی و قبل ترش) حس پیدا کنین کتاب بدی نیست ولی خیلی داستانش فیلم هندی بود و توضیحات بیخود زیاد داشت من خوشم نیومد در کل ولی به خاطر اطلاعاتی که ازش گرفتم 2 ستاره دادم