مجموعه مقالات منتشر شده در مجلههای ماهانه تهران بین سالهای ۱۳۳۹ و ۱۳۴۴ یاس فلسفی معرفی سارتر در سه مقاله سارتر و ادبیات بودلر و جهان اندیشه ژان کو و رمانی از او گاندی رسالت هنرمند انسان گرسنه
[مؤلف دیگری با همین نام در گودریدز ثبت شده است.} مصطفی رحیمی (زادهٔ ۱۳۰۵ هـ.ش در نائین، اصفهان ـ درگذشتهٔ ۹ مرداد ۱۳۸۱ در تهران) روشنفکر غیر دینی ، حقوقدان ، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم ایرانی است. رحیمی در دهه چهل شمسی با ترجمههایی از سارتر، دوبوار، کامو، برشت و ... در شناسایی مکاتب فلسفی و هنر و ادبیات غرب در فضای روشنفکری آن زمان کوشید. او دارای تألیفات متعددی، خصوصاً دربارهٔ جایگاه و نقش روشنفکر در اجتماع است.
این کتاب مجموعهای است از مقالههای مصطفی رحیمی که بین سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۴ در جاهای مختلف چاپ شده بوده است. عمدۀ این یادداشتها حول محور ادبیات متعهد میگردد. دراینزمینه، رحیمی بیشتر به نظرگاههای سارتر درباب ادبیات و وظیفۀ آن پشتگرم است و با استناد به دیدگاههای او، هرگونه بیالتزامی هنر و ادبیات را مینکوهد و ناپسند میشمرد. این دیدگاه بر شماری دیگر از نوشتههای این اثر نیز که در معرفی و نقدِ کتابها یا نویسندگان غربی است، سایه افکنده است. در بخشهایی دیگر از نوشتهها نیز بحثِ خودباوری شرقیان دربرابر غربیان به میان آمده است. رحیمی با جسارت هرچه تمامتر، ستمکاریهای بیحدوحساب نظام سرمایهداری را برملا میکند و خاطرنشان میسازد که شرقِ کهن با پیشینۀ پروپیمان و دستِ پُرش در زمینههای مختلف، اگر از غرب برتر نباشد، فروتر نیست. ازاینرو، بایسته است که انسان شرقی ربودۀ زرقوبرق غربِ معاصر نشود و شکوهِ امروز غرب چشم او را آنچنان خیره نکند که نادانسته گذشتۀ خود را بیارج بپندارد. رحیمی نثرِ شیرینِ پرمایهای دارد و با قلم شفاف و گویا و پاکیزهای مطلبهای خود را فراروی مخاطب مینهد. ازاینحیث، نوشتههای او را میتوان سرمشقی آموختنی در درستنویسی و پاکیزهگویی قرار داد.
فهرست مقالههای کتاب به این قرار است: ـ یأس فلسفی؛ ـ در جستوجوی بشریتی بینقاب؛ ـ سارتر و ادبیات؛ ـ گناه سارتر؛ ـ بودلر و جهان اندیشه؛ ـ ریچارد رایت؛ ـ طلوع و افول اشتاینبک؛ ـ فلوبر و مادام بواری؛ ـ ژان کو و رمانی از او؛ ـ یونسون: نویسندهای بر ویرانههای رایش سوم؛ ـ گاندی؛ ـ رسالت هنرمند؛ ـ رستم و اسفندیار؛ ـ انسان گرسنه.
چند مقاله درباره ي سارتر، بودلر، فلوبر، گاندي و .. عمدتاً حول سه مطلب ميگشت: يك. بايد فرهنگ اروپايي را كامل شناخت تا علت و چگونگي سياهي و سياهنماييها را در ادبيات غرب شناخت. دو.تمدن غرب يكي انساني است و ديگري بازرگاني و بايد بين اين دو فرق گذاشت. سه. ايراني بايد جايگاه خود را بشناسد و يكسره در خدمت نوع دوم فرهنگ غرب قرار نگيرد.