بسم رب الشهدا عطش من گواه آتش توست... "و کرامت قاضی کور را بینا کردن و بیمار را شفا دادن نبود که کرامتش زنده کردن دلها بود، احیای قلبها بود. او مرده زنده نمیکرد بلکه دلهای مرده را حیاتی نو عطا میکرد. او کور را مداوا نمیکرد بلکه چشم دلها را بصیرت میبخشید و کار او درمان دردها نبود بلکه احیای دردی بیدرمان بود که: درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد…"
به گفته شاگران ایشان، هر چه از آقای قاضی در کتب و سخنرانی ها و مطالعات آورده شده است، در مقایسه با آنچه واقعا بوده است بسیار کم و نزدیک صفر است. و قاضی را فقط با درک قاضی میشود شناخت و زبان و قلم از توصیفش قاصر و ناتوان است. کتاب عطش، شامل گوشه های اندک وناقص از سیر توحیدی کامل عظیم حضرت آیت الله سید علی قاضی طباطبایی است که موسسه مطالعاتی شمس و الشموس سعی در جمع آوری آن نموده و با اضافات و ملحقاتی که داشته توانسته کتاب نسبتا خوبی را جمع آوری کند که مطالعه آن خالی از لطف نیست و هرچند که نمی توانیم به گوشه ای از مقامات این بزرگوار دست پیدا کنیم ولی حداقل بفهمیم آن چه ما می کنیم در عبودیت و توحید خدا چقدر کم و صفر است، تلاش کنیم خودمان را بالا بکشیم و به کم این دنیای فانی قانع نشویم. التماس دعا
اگه میخواید قلم فرساییِ ضعیفِ نویسنده رو بخونید این کتاب رو شروع کنید ولی اگه میخواید درباره خود آقای قاضی اطلاعات کسب کنید سراغ این کتاب نرید.
عنوان فرعی کتاب خیلی احمقانس، نوشته «ناگفتههای از زندگی آیتالله قاضی» در حالی که نویسنده یا از کتابای دیگه منبع آورده یا از سه چهار تا مصاحبه آخر کتاب استفاده کرده که حرفای تو اون مصاحبهها تاحالا تو ده جای دیگه هم گفته شده.
یک کتاب پر از حس ساده از خداشناسی کتاب،روایتگر زندگی اقا سید علی قاضی هست.مردی که همیشه میگفت : فکر نکنید ما شخصیت خاصی هستیم میگفتن: نماز رابرای بهشت نخوانید ،برای صاحب بهشت بخوانید. این یکی از کتاب هایی بود که رزق ماه رمضان ما بود
من اون بخش پایانی که مصاحبه و توصیههاشون بود، دوست داشتم و دلم میخواس بیشتر از اینکه نویسنده سعی کنه با قلمش از فضایل آقای قاضی بگه به صورت کلی، قدری از تعلیماتشون و راهی که روش پافشاری میکردن میگف. از چیزهای موردی و قابل عمل کردن برامون صحبت میشد. یا اصولا بحثی که درباره توحید میکردن رو بیشتر باز میکرد.
ولی انگار به نظرم هدف اصلی نویسنده بیشتر این هست تا اینجا که اون شائبههایی که پیرامون شخصیت آقای قاضی وجود داره رو پاک کنه. اون هم نه توضیح اینکه واقعا کلاسهاشون و مطالبی که تدریس میکردن به چه شکل بوده بلکه فقط بالا بردن کلی شخصیت آقای قاضی هدفه اون هم با نوشتن ادبی و با استفاده از اشعار و غیره...
فعلا تا فصل سوم اون لذتی رو که انتظارش رو داشتم نبردم.بیشتر صفحه ها رو یادداشت های ادبی و احساسی گردآورندگان کتاب پُر کرده تا چیز دیگه.اما با تورق دزدکی که داشتم به نظرم فصل های بعدی میتونه تا حدی امیدوار کننده باشه..ء
کتاب درباره زندگی نامه استاد سید علی قاضی طباطبایی هست.پر از مطالب ناب عرفانی به زبان ساده. اقای قاضی به شاگردانشان میگفتند :تمام فکر و خیال ها و غصه های دنیا تا همان الله اکبر اول نماز است، بقیه اش عاشقی خدا بود میگفتند بهای من بهشت نیست بلکه خود خداست.به بهانه بهشت از بهشت آفرین غافل نشوید