کتاب حاضر خط سیر زندگی مارگریت دوراس را از دورۀ کودکی و سرکشی ایام نونهالی تا حرمان انزوای آخرین سالهای حیات این نویسندۀ متعهد قرن ترسیم می کند. مجموعه عکسهای این کتاب، که ژان ماسکولو از مادرش دوراس تهیه کرده، قرار بوده به صورت آلبوم خانوادگی همراه متن کوتاهی از دوراس چاپ شود که بعد دوراس منصرف می شود. عکسها اغلب زمان خورده اند، عکسهای سالهای رفته در کوشن شین، عکسهای یادگاری از ایام تعطیلات، از اولین سالهای زندگی در پاریس، از سالهای جنگ، از عهد دلدادگی، ایام تأهل، نیز نامه های دوستانه در اوان نوباوگی، و بعد جمع دوستان، فعالیت در نهضت مقاومت، در عرصۀ ادبیات، سینما، تئاتر.. مطالب و عکسهای این کتاب چهرۀ دیگری از این نویسنده را آشکار می سازد. آلن ویرکُندُله در نوشتن این کتاب، به تبع رسم معمولِ زندگینامه نویسان حرفه ای، رنگ و لحن زبان دوراس را اختیار کرده است. متن و عکس، در کل، زمینه ای ساخته اند تا با آثار و احوال دوراس بهتر آشنا شویم، مستور مانده ها را هم ببینیم.
زندگی هزاران کیلومتر دور از وطن، میان مردمی با زبان و آیین متفاوت، مرگ پدر در دوران کودکی، سختگیریها و استبداد مادر، فقر و نداری مفرط، خشم و تنفر از برادر بزرگ و عشق عجیب و شورانگیز به برادر کوچکی که خیلی زود مُرد، از دوراس شخصیت عجیبی ساخت و او را به تجربههایی متفاوت با چیزی که در خور سنش بود سوق داد. اینها از دوراس همان معشوقهی نوجوان مرد چینی را ساخت، همان دخترکی که به حفاظ عرشه تکیه میداد و به آب گلآلود و اجساد احشامی که در آن شناور بود خیره میشد. بعدها هم که کمونیست شد، زن جوان کمونیستی که در آن اتاقک زیرزمینی دستور شکنجهی مردی را که مقابلش نشسته است صادر میکند، تا سر حد مرگ خیلی قبلتر از همان دوران شروع کرده بود به نوشتن، نوشتههایش چیزی نبود جز بازروایی خاطرات و تجربههای دوران کودکی و نوجوانی، گویی به هر کجا که میرفت، دوباره رجعت میکرد به همان خانهی ساحلی در آسیای شرقی، به همان روزگار گرگ و میش. نوشتن برایش شد ماوا، و همزمان قاتل جانش. با نوشتن جانش به لب میرسید. میلش به مکتوب کردن کلام و تصویر او را به جنون و انزوا کشاند. آخرین نوشتهاش، همین و تمام مرثیهای بود بر روزگار از دست رفته، هذیانهای زنی فرتوت و گمگشته، چشم در چشمِ مرگ. بعد هم گفت دوراس تمام شد و چنین هم شد
ژان ماسکولو، فرزند دوراس تصمیم داشت از مجموعه عکسهایی که از مادرش گرفته بود کتابی بسازد با پانویسهایی از مادر، اما جنون و انزوا طلبی مادر چنین اجازهای به فرزند نداد و بعدها، پس از مرگ دوراس، ماسکولو این تصاویر را بهمراه مجموعه تصاویر شخصی دوراس با نوشتههایی از آلن ویرکندله منتشر میکند. متن، زندگی دوراس را از نخستین روز تا ساعت 8 صبح مارس 1996 به خاموشی عظیم ابدی میپیوندد را روایت میکند، به همراه تصاویر خاص و ارزشمندی که ندیدنشان حداقل توفیق دست یافتن به کنهِ بخشی از آثار دوراس را از مخاطب سلب میکند
برای من که به این همخوابهی 15 سالهی مرد چینی عشق میورزم، به این دوراس میانسال آوانگارد و این زن فرتوت مجنون، خواندن کتاب با اشک و آه همراه بود. تصورم بر این است که با نخواندن این کتاب، از فهم نوشتهها و ساختههای دوراس تا حد زیادی محروم میماندم، چرا که او در نوشتههایش حضور پررنگی دارد، حتی اگر دیده نشود مانند جادوگری از از این سوی متن به آن سو رفت و آمد میکند و پرسوناژهای کتاب که هیچ، حتی خواننده را هم به دام افسون خود میکشاند. نوشتههای دوراس از زندگی او ذرهای جدا نیست و درک این پیوستگی، پیشنیاز ضروری دوراسخوانی ست. پس چگونه میتوان بدون آگاهی از ماجراهای نویسنده، از روحیات و شرایطی که نوشته در بستر آن شکل گرفته، ارتباط درستی با متن برقرار کرد؟ ممکن نیست
الن ویرکندله،نویسنده،منتقد ومدرس دانشگاه،زندگینامه های معتبری تاکنون نوشته است.به عنوان یکی از متخصصان اثار دوراس،صاحب تالیفات قابل استنادی درباره دوراس است. "دوراس تا اخرین لحظه حیات فقط انتظار کشید در برابر در بسته.عظمت اثارش هم متکی به سرشت این انتظار است.انتظاری که حاصلش اضطراب و دلهره بودوبعد هم وقفه های قلب"از مقدمه ویرکندله کتاب شامل ده فصل است به همراه عکس هاس بسیار جالبی از البوم خانوادگی دوراس که توسط پسرش اوتا گرداوری شده
This is a lushly written biography about Duras the writer, the woman. It focuses on the psychic totems of her life: the jungles of childhood, the shoah, her lost brothers, and the beautiful ambassador's wife who inspired her work decades later. The book moves gracefully between the years of her life. Vircondelet matches his subject's values and ways of expressing meaning. I was so sad when this book ended.
Uma biografia para iniciados, com grandes ambições poéticas e servilmente hagiográfica, sobre uma uma escritora cujo talento, embora imenso, foi sempre insuficiente para ocultar a monstruosidade do seu carácter e o seu nanismo moral. De leitura difícil e pouco gratificante.