… سالهای جنگی بحرانیترین دوره برای نویسندگان جوانی بود که یا به اسارت درآمده بودند و یا به اجبار در کشورهای دیگر به سر میبردند. دورهایی بود که بیشتر به سکوت میگذشت؛ اگر چیزی نوشته میشد، امکان انتشار نداشت. بسیاری از دست نوشتههای این دوران در زیرزمین خانهها از بین رفت. فعالیت ادبی در این سالها امکانپذیر نبود. ولفگانگ کوپن در مصاحبه یی میگوید: «چنان وحشت مرگ در همه جا گسترده بود که تنها فکرمان این بود: باید زنده بمانیم. ما دیگر نویسنده نبودیم، بلکه شخصیتهای رمان بودیم؛ باید برای مرگ و زندگی مبارزه میکردیم.» فضای ترسناک و وحشت انگیزی که در دوران حکومت رایش سوم بر همه جا سایه افکنده بود و از هر گونه فعالیت ثمربخش ادبی جلوگیری میکرد باعث مهاجرت ادبیات زندهٔ آلمان شد. تأثیر ویرانگری که رژیم نازی بر ادبیات آن دوران گذاشت و خلأ ادبی یی که به وجود آورد موجب شد تا هر چه سریعتر، پس از پایان جنگ، دست به جبران و پرکردن این خلا زده شود. سالهای پس از جنگ و زمان بازگشت نویسندگان جوان - آن نسل از دست رفته دورویی بود که دیگرست و عرفی باقی نمانده بود. نویسندگان با سرزمینی ویران و از دست رفته روبه رو بودند…