کتابی که در دست دارید گزیدهای است از سخنرانیهای خورخه سمپرون در دو دههی پایانی سدهی بیستم. گفتهاند که تاریخ سدهی بیستم را میتوان همچون رمانی آکنده از نبردها، جنگهای هراسناک و کشاکشها خواند... اما این سده برچیدگی نظام استعماری ، بیداری و آگاهشدگی مردمان بیشتر کشورها، دامنگستری آزادیها و رسمیتیابی حقوق انسان، افزایش شمار دولتهای دمکراتیک و پیشرفتهای چشمگیر در زمینههای علمی، فرهنگی، بهداشتی و ... را نیز به خود دید. خورخه سمپرون از جمله روشنفکران گواهیدهندهی رویدادهای مهم این سده است. او در نوجوانی به پیکار با نازیسم برخاست و دو سالی در اردوگاه کار اجباری بوخنوالد با دشواریهای بسیار زیست و دوزخ نازیسم را با پوست و گوشت خود حس کرد؛ سپس به کمونیسم روی آورد و دیرتر از آن نیز سر خورد و با آن بدرود گفت. از این رو همواره کوشیده است تا تجربههای دردناک خود را در نوشتههایش بیاورد و برپایهی آنها به اندیشهورزی پیرامون گذشته و اکنون بپردازد. در این سخنرانیها نویسنده چندان در پی ترتیب زمانی و تاریخی نمیرود؛ ازاینرو، هرچند محور اصلی سخناناش مسائل اروپا در سدهی بیستم و اکنون و آیندهی اتحادیهی اروپاست، اما مطالب با خاطرهگویی و اندیشهورزیهای او در پهنههای فلسفی، هنری و اجتماعی و سیاسی پربارتر شدهاند. سمپرون نام این کتاب را از چامهی پرآوازهی پل سلان، چامهسرای رومانیاییتبار آلمانیزبان بهنام «فوگ مرگ» برگرفته است. این چامه چنین آغاز میشود: شیر سیاه سپیدهدم را شامگاه مینوشیم نیمروز و بامداد مینوشیم، شب مینوشیم مینوشیم و مینوشیم گوری در گودی ابرها میکَنیم، آنجا میتوان به آسودگی خفت...
Jorge Semprún (Madrid, 1923-París, 2011) fue testigo de algunos de los peores cataclismos políticos del siglo xx y participó activamente en la lucha contra los totalitarismos. Hijo de una familia de la alta burguesía, el estallido de la guerra civil le condujo al exilio en Francia. Miembro activo de la Resistencia francesa contra la ocupación nazi, es detenido y enviado a Buchenwald, donde permanece prisionero hasta abril de 1945. Tras la liberación, convertido ya en militante comunista, será durante los años cincuenta una pieza fundamental de la lucha clandestina contra la dictadura franquista. Sin embargo, tras advertir los métodos dictatoriales que empleaba el propio Partido Comunista, y enfrentado a Carrillo, acabó expulsado del partido, junto con Fernando Claudín. Jorge Semprún inició en los años sesenta una carrera literaria en la que explora las tragedias y los horrores de la historia reciente con títulos tan imprescindibles como La escritura o la vida, Aquel domingo o El largo viaje.
Jorge Semprún Maura was a Spanish writer and politician who lived in France most of his life and wrote primarily in French. From 1953 to 1962, during the era of Francisco Franco, Semprún lived clandestinely in Spain working as an organizer for the exiled Communist Party of Spain, but was expelled from the party in 1964. After the death of Franco and change to a democratic government, he served as Culture Minister of Spain from 1988 to 1991. He was a screenwriter for two successive films by the Greek director Costa-Gavras, Z (1969) and The Confession (1970), which dealt with the theme of persecution by governments. For his work on Z, Semprun was nominated for an Oscar. In 1996, he became the first non-French author elected to the Académie Goncourt, which awards an annual literary prize.
هشت سخنرانی نویسنده در دههی نود میلادی. محور حرفهای سمپرون، یکسانی توتالیتاریسمِ استالین و هیتلر است، علیرغم تفاوتهای اجتماعی و اقتصادیِ ظاهری، که البته نویسنده هیچگاه مطرحشان نمیکند. راه نجات، گسترش دموکراسیِ لیبرال در اتحادیهی اروپا است. چپها دروغگویند و مارکسْ خیالپرداز، و خدا را شکر که شکست شوروی این را به اثبات رساند؛ شکستی که یک پیروزی بود برای سوسیالدموکراسیِ پارلمانی، که قربانش برویم. بحرانهای سرمایهداری را خود سرمایهداری حل میکند و «قطعا» منجر نمیشود (برخلاف تصور مارکس) به سقوط سرمایهداری. حواس ما اروپاییها (که به نقل از هوسرل، در یک روح معنوی اروپایی مشترک هستند) به مهاجرهای مسلمان هم باشد که رابطهشان با تروریسم مستقیم است.