Jump to ratings and reviews
Rate this book

قصه‌های شیخ اشراق

Rate this book
از مجموعه «بازخوانی متون» نشر مرکز، متن پشت جلد: قصه‌های شیخ اشراق شهاب‌الدین یحیای سهروردی به‌خاطر ابلاغ ایده‌های فلسفی و عرفانی پیچیده‌ای به‌وجود نیامده‌اند که بشود آن‌ها را به‌صورت‌های دیگری هم بیان کرد، بل‌که زاییده‌ی ذهنیت خلّاق فیلسوف و عارف بزرگی‌اند که قصه‌نویس چیره‌دستی هم بود. این قصه‌ها همان رساله‌های معروف به «رساله‌های عرفانی» شیخ اشراق‌اند که در این ویرایش به‌صورت مجموعه‌ای از هشت قصه‌ی کوتاه به‌هم‌پیوسته درآمده‌اند-قصه‌های خوش‌ساختی نوشته‌ی استادی که نه یک عارف خانقاه‌نشین بود و نه یک حکیم‌ مفسر آرای دیگران. نبوغ این مرد بزرگ، بیشتر از هر جای دیگری، در این قصه‌هاست که تجلّی می‌یابد. این کتاب از کتاب‌های مجموعه‌ی «باز‌خوانی متون» است. در این مجموعه، ویرایش‌های جدیدی از برجسته‌‌ترین آثار فارسی عرضه می‌شود: تمامیت اثر و سَبک متن دست‌نخورده باقی می‌ماند و با پیراستن برخی فرعیات و فصل‌بندی و تدوین مجدد و پاراگراف‌بندی و نقطه‌گذاری و به‌کاربردن یک رسم‌الخط یکدست، متن به صورتی درمی‌آید که برای عموم خوانندگان علاقه‌مند مفید و خواندنی باشد

110 pages, Paperback

First published January 1, 1191

27 people are currently reading
326 people want to read

About the author

Shahab al-Din Suhrawardi

49 books192 followers
"Shahāb ad-Dīn" Yahya ibn Habash Suhrawardī (Persian: شهاب‌ الدین سهروردی‎‎, also known as Sohrevardi) was a Persian philosopher and founder of the Iranian school of Illuminationism, an important school in Islamic philosophy and mysticism that drew upon Zoroastrian and Platonic ideas.
He is referred to by the honorific title "Shaikh al-ʿIshraq" (Master of Illumination) and "Shaikh al-Maqtul" (the Murdered Master) in reference to his execution for heresy.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
82 (46%)
4 stars
58 (32%)
3 stars
29 (16%)
2 stars
9 (5%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 17 of 17 reviews
Profile Image for فؤاد.
1,131 reviews2,376 followers
April 15, 2018
مجموعۀ قصه های شیخ اشراق که به جز یکی دو تا، بقیه رو قبلاً جداگانه خونده بودم:

قصۀ مرغان
عقل سرخ
فی حالة الطفولیه
روزی با جماعت صوفیان
آواز پر جبرئیل
لغت موران
صفیر سیمرغ
فی حقیقة العشق
و در آخر هم قصۀ «حیّ بن یقظان» ابن سینا و «قصۀ غربت غربی» سهروردی.
به همراه شرح حال مختصری از شیخ اشراق به قلم شهرزوری.

اگه طرح جلد قشنگ تری برای کتاب انتخاب می کردن، شاید می خریدمش.

از شرح حال شیخ اشراق به قلم شهرزوری
به صورت به زیّ قلندران می زیست و مرتکب ریاضات شاقّه بود، به نوعی که ابنای زمان از ارتکاب و احتمال امثال آن عاجز و قاصر بودند. در هفته یک نوبت افطار می کرد و طعامش زیاده بر پنجاه دِرَم نبود. و اگر در طبقات حکما سیر کنی و منزلت هر یک را بشناسی، زاهدتر از او و فاضل تر از او نیابی. اصلاً التفات به جانب دنیا نمی گماشت و اهتمام به حصول مرادات آن نداشت. و در باب نوشیدنی و خوردنی پروا نمی کرد و به آن چه روی می داد می ساخت. در بعضی احیان، کِسایی می پوشید و کلاه سرخ درازی به سر می نهاد و بعضی اوقات مُرقَّع می پوشید و خرقه ای بر بالای آن و گاهی به زیّ صوفیه بر می آمد. و اکثر عباداتش گرسنگی و بیداری و فکر و تأمّل در عوالم الهی بود. و قلیل الالتفات بود به رعایت خلق، و کثیر السکوت و مشغول به خود بود. سماع و نغمات موسیقی را به غایت دوست می داشت.

بسیار سیر و کثیرالطواف بود در شهرها و شوق بسیار داشت که از برای خود شریکی در تحصیل حقایق به هم رسانَد، به هم نرسید. چنان چه در آخر «مُطارحات» می گوید که «به تحقیق سنّ من نزدیک به سی سال رسید و اکثر عمر در سفر گذشت و همگی تفحّص از مشارِکی که مطّلع باشد بر علوم می نمودم، نیافتم کسی را که چیزی از علوم شریفه دانسته باشد.

و سبب کشته شدن او، چنان چه به ما رسیده است، این است که او چون از روم برآمد و به حلب رسید، به حسب اتفاق میان او و مَلِک ظاهر بن صلاح الدّین ایّوبی - که صاحب مصر و یمن و شام بود - ملاقات افتاد. و مَلِک شیخ را دوست داشت و معتقد شد. و علمای حلب بر شیخ جمع آمدند و کلمات او می شنیدند. چون عجایب بسیار اظهار می ساخت، علاوۀ زیادتیِ کینه و عداوتِ ایشان می شد. پس آن جماعت بر تکفیر و کشتنِ او اتّفاق کردند: چیزهای بزرگ به او نسبت دادند، چنان چه گفتند که او دعویِ نبوّت می کند. سلطان را بر قتل او تحریک کردند، او ابا کرد. به پدرِ او - صلاح الدّین ایّوبی - نوشتند که «اگر این مرد می مانَد، دین و دنیا را بر شما می شورانَد و فاسد می گردانَد.»

صلاح الدّین ایّوبی به پسر خود نوشت: «باید که او را بکشی.» او نکشت. مرتبۀ دیگر بازنوشت و تهدید بر آن اضافه نمود که «اگر او را نکشی، حکومت حلب را از تو باز می گیرم.»

و در کیفیت قتل او سخنان مختلف شنیده ام: بعضی را گمان آن که او را در بَندی خانه انداختند و طعام و شراب از او بازداشتند تا فوت شد. و برخی گویند که او، خود مَنعِ نفس از طعام و شراب کرد تا به مبدأ خود پیوست. و بعضی بر آنند که او را خفه نمودند و دیگری می گوید که به شمشیر کشتند و قومی بر آنند که از دیوار قلعه به زیر انداختند و سوختند.

حضرتِ رسالت را در خواب دیدند که استخوان های او را جمع ساخته بود و می گفت: «این استخوان های شهاب الدّین است.»
Profile Image for Parnian.
104 reviews92 followers
March 15, 2016
چه قدر خوشحالم كه مجموعه ي بازخواني متون كهن وجود داره ^_^
Profile Image for Mostafa Jafarpanah.
11 reviews4 followers
July 9, 2018
از رساله فایدروس با ترجمه دکتر محمود صناعی با کمی دخل و تصرف:
نفوس دیگر –به غیر از نفوس خدایان- هم که به تماشای عالم برین شتافته‌اند همه به دنبال می‌آیند اما چون نیرویشان به اندازه نیست رنجشان بیهوده است. نفس از سیر فرو می‌ماند از بد حادثه بار فراموشی وگناه بر او سنگینی کند و بالهایش فرو می‌ریزد، به زمین فرو می‌افتد و در بدن آدمی هبوط کند.
...آخرین نوع بی‌خودی از آن کسانی است که وقتی زیبایی‌های زمینی را می‌بینند یاد زیبایی‌های حقیقی در دلشان زنده می‌شود. می‌خواهند بال و پر گیرند و به پرواز درآیند اما نمی‌توانند. و این بی‌خودی و شیدائی از همه الهاماتی که به دل می‌رسد شریفتر است. کسی را که دلداده زیبائیست عاشق می‌خوانیم زیرا از این حالت بهره دارد. اما برای همه نفوس یادآوری آنچه دیده‌اند به آسانی میسر نیست. بعضی در زمین چار بدبختی شده دل از راستی گرفته به ناراستی نهاده‌اند و یا در اثر وسوسه‌ای یاد عالم قدسی را پاک از خاطر برده‌اند.
اینست که –نفوسی که بهره‌ای از نیکی دارند- وقتی در این جهان نقشی از آن جهان می‌بینند، جذبه و شوق از خود بی‌خودشان می‌کند و دچار بهت و شگفتی می‌شوند. اما به درستی معنی این جذبه و شوق را درک نمی‌کنند چه ادراک آنها روشن نیست. چیزهایی که نزد نفس گرامی‌اند در این جهان تصاویری تیره و تار دارند و آن روشنی و صفای اصلی در آنها نیست. از حقائق آن عالم تنها زیبائیست که تصویر بهتر و روشنتری از آن در این جهان می‌توان یافت.
Profile Image for Yas.
26 reviews6 followers
June 30, 2022
میشه ساعت‌ها بشینی در مورد خط به خط کتاب صحبت کنی.🥲

از اون دسته از کتابهاست که برای درک بهتر نیازه دو بار و یا حتی بیشتر، خونده بشه.



با اینکه خیلی از جملات رو نمی‌فهمیدم و کمی سنگین بود برام، ولی داستان‌ها و مفهومی رو که می‌رسوندن رو دوست داشتم.

به احتمال قوی در آینده، زمانی‌که، شاید، دید وسیعتری پیدا کردم بهش برگردم و بهتر بخونمش😄
Profile Image for محسن امینی کافی.
8 reviews3 followers
January 5, 2014
داستان های سهرودی زمان و مکان را به بازیچه گرفته است . آن چنان که انگار همین امروز نوشته شده است.
از نظر تکنیک های داستانی شاید یک کتاب بتوان در موردش نوشت و از لحاظ مفاهیم تاریخ زندگی بشر را
Profile Image for Leila.
116 reviews207 followers
January 2, 2019
جدا از نگاه عمیقی که به انسان و زندگی دارد, باید خلاقیت بی نظیرش در نوشتن قصه‌ها ستایش کرد.
2 reviews3 followers
Currently reading
July 26, 2010
این کتاب دیدگاه مرا و سوالات مرا در مورد نور و ظلمت و وجود و عدم تغییراتی داد
Profile Image for Ghazaal pakdel.
15 reviews3 followers
Read
March 6, 2016
شیخ اشراق برای من همیشه بانام قلندر قلعه اسرار قابل توجه بود ه و هست. داستان هایی برای خواندن ....
Profile Image for منوچهر محور.
336 reviews27 followers
Read
November 10, 2025
نتیجه گرفتم بهتر است کتاب‌های پژوهشگران درباره عرفان را بخوانم، نه کتاب‌های عرفا.
خواب‌آور بود
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
September 30, 2008
قصه‌هاي شيخ اشراق (شهاب‌الدين يحياي سهروردي)، به خاطر ابلاغ ايده‌هاي فلسفي و عرفاني پيچيده‌اي به وجود نيامده‌اند كه بشود آن‌ها را به صورت‌هاي ديگري هم بيان كرد، بلكه زاييده‌ي ذهنيت خلاق فيلسوف و عارف بزرگي‌اند كه قصه‌نويس چيره‌دستي هم هم بود. اين قصه‌ها همان رساله‌ي معروف به (رساله‌هاي عرفاني) شيخ اشراق‌اند كه در اين ويرايش از آقاي (مدرس صادقي) به صورت مجموعه‌اي از هشت قصه‌ي كوتاه به هم پيوسته درآمده‌اند
Profile Image for Mojtaba.
111 reviews23 followers
September 9, 2023
قصه های شیخ اشراق، قصه های کوه قاف هستند، قصه های ناکجا آباد.
خواندنش بدون داشتن شرح و تفسیر دقیق، خیلی قابل فهم نیست. هانری کربن بعضی از رساله ها رو در کتاب فلسفه ایرانی خودش شرح داده که این کتاب رو دکتر رحمتی ترجمه کرده ولی همون کتاب فلسفه ایرانی کربن هم بدون دانش زیاد فلسفی قابل فهم نیست.
خلاصه اینکه خیلی نتونستم از رموز شیخ رمزگشایی کنم ولی نثر زیبایی داره و اگر خیلی درگیر رمزگشایی کلیه کنایات نشید مفهوم کلی بعضی متون ساده تر تقریبا قابل دستیابی و شیرینه
Profile Image for Taleb Jaberi.
21 reviews5 followers
November 21, 2018
ای برادران حقیقت، پیوسته می پرید و هیچ آشیانه معین مگیرید که همه مرغان را از آشیانه ها گیرند
(ازمتن کتاب)
Displaying 1 - 17 of 17 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.