دوستانِ گرانقدر، این کتاب از ۸۳ صفحه و ۱۲ داستانِ کوتاه تشکیل شده است داستانها به صورتِ خاطره وار از سویِ نویسنده بیان شده است و نکتهٔ خاصی برایِ خلاصه کردن ندارد البته تنها مسئله ای که باعث می شود تا از به پایان رساندنِ کتاب ناامید نشوید، این است که پایانِ داستانها به گونه ای با تمامِ طولِ داستان متفاوت است و به نوعی کلیدِ داستان میباشد... در متنِ تمامی این ۱۲ داستان، از استعاره ها و تشبیه هایِ فراوانی استفاده شده است که خواندنِ آنها خالی از لطف نیست امیدوارم از خواندنِ این کتاب لذت ببرید < پیروز باشید و ایرانی>
در تاریخ نویسی هایِ داستان نویسیِ زنان پس از دانشور اغلب به مثلثِ ترقی، امیر شاهی و پارسی پور میرسیم. برایِ من ترقی سوم است و میانِ امیرشاهی و پارسی پور به دلیل بعضی ویژگی ها در رسیدن به اول و دومی نوسان. ترقی را به دلیل تحمیلِ ایدئولوژی به قیمت ویرانیِ فُرم و شباهتِ ملال آورِ راوی های متفاوت اش در عینِ تمایز های شخصیتی/جنسیتی/سِنّی و ترس از تجربه فُرم های روایی نو سِوُمانده اَم. امیر شاهی و پارسی پور در مجموعه های آغازینِ خود بی پروا تجربه گرند. پارسی پور بی باک تر حتی. امیرشاهی در "به صیغه اول شخص مفرد" فُرم هایی بر پایه گفت-و-گویِ طنز و ساده، یا جریانِ سيال ذهنِ پیچیده یا روایتِ خاطراتِ کودکی را تجربه میکند. پارسی پور در "آویزه های بلور" دوازده تکّه متفاوت را پیش میکشد. از "بهار آبی کاتماندو" که آغازین روایت است و به طرح میماند امّا ایده ای در پشت دارد تا داستان سوم "همکاران" و داستانِ نُهم "آقایان" که هر دو بر پایه گفت-و-گو سامان یافته اند و پلات و تِم استاندارد و پایان بندیِ منطقی دارند. داستانِ هفتم "گرما در سالِ صفر" چشمگیر است. فُرم ساخته میشود، جزئیات دقیق اند و زنانگیِ در تعلیق به یاریِ عناصرِ روایت چهارچوبی می یابند. خواندن این مجموعه لذت بخش بود زیرا هر داستان غافلگیری و کِشش خود را داشت. کوتاهیِ به جا و تازگیِ هر تکّه به خواندن تشويق ات میکرد و مجموعه را برای خواننده دلپذیر و تأمل برانگیز میساخت. مجموعه خوبی بود.
همچنان پارسیپور داستانکوتاهنویس به مراتب بیشتر سلیقهی منه تا پارسیپور طوبی و سگ و زمستان بلند. علیرغم نظر همهی جهانیان احتمالا. صدالبته که تجربههای آزاد خیلی از اینیکی بهتر بود. اما من کلا فضاسازیها و خلاقیتهاش رو دوست دارم، که تو داستان کوتاه و با حجم کم و تنوع بیشتر خیلی بهتر درمیاد، تا تو رمانهای رشدوکمالطوری که مینویسه.
مجموعه داستان "آویزههای بلور" نوشتهی شهرنوش پارسیپور سال انتشار ۱۳۵۶ . این مجموعه شامل دوازده داستان کوتاه است که با وجودی که چهل و دو سال از انتشارشان میگذرد، اما هنوز تازگیهای خود را تا حد زیادی حفظ کردهاند، و این را حتی میتوان با چرخیدن توی فهرستش و اسم داستانها فهمید.
داستانها موضوعات مختلفی دارند، از عشق و زندگی اجتماعی گرفته تا مرگ و فرم یک قصهی کلاسیک و روایتی که وابسته به گرهافکنی و گرهگشایی باشد را ندارند، و نویسنده بیشتر دارد یک ایده و جهان تازهی پیرامون آن را به شیوهی جسور و خلاقانهی خودش میشکافد.
غیرخطی شدن بعضی روایتها، در هم شکستن واقعیت و عادی جلوه دادن چیزهایی مثل حاملگیای که سالهاست ادامه دارد یا جسدی که توی تخت یک دختر زندگی میکند و خلق نمادها و فضاهای سورئالی که تو با منطق داستان، باورشان میکنی، از ویژگیهای هیجانانگیز داستانهای این کتاب است.
اینکه این ایدهها هنوز هم تازهاند و تخیل چهل و دو سال پیش نویسنده، هنوز کهنه نشده و پر از لذت کشف است، برای من بسیار دوست داشتنی است، و فکر میکنم با وجودی که نثر و یکسری افعال یا لحنها و متعلق به گذشته بودنشان ممکن است برای مخاطب امروزی آشنا نباشد و او ترجیح بدهد متن ویرایش شده و تمیزتزی را بخواند، اما این کتاب بهخصوص برای کسانی که به داستاننویسی علاقه دارند مفید است و تمرینی است برای چگونگی ایده گرفتن و تخیل کردن و تجربههای متفاوت. من کتاب را دوست داشتم و پیشنهادش میکنم.
یکسال قبل ازانقلاب چاپ شده و خواندن آن مارامتوجه می کند که دربعضی نکات اصلا" تغییر نکرده ایم .البته داستانهای پارسی پور گاهی با سورئالیسم و افسردگی و آشفته ذهنی آشکار همراه است . مجموعه داستانهای کوتاهی که خوش خوان هم هست .همه داستانهایش هم سبک وشکل خاص خودش راداردکه حتی اگراسم نویسنده راندانیم به احتمال زیاد میفهمیم که نویسنده اش اوست .
در مورد "بانوان نویسنده" در وبلاگ گودریدز، یک مطلب کلی نوشته ام و تا اندازه ای به همه ی آثارشان اشاره کرده ام، پس نیازی به "ریویو"ی جداگانه نیست، اگر مایلید، اینجا را بخوانید؛ http://www.goodreads.com/author_blog_...