Jump to ratings and reviews
Rate this book

زن، تاریکی، کلمات

Rate this book
مجموعه شعر

102 pages, Paperback

First published January 1, 2006

2 people are currently reading
56 people want to read

About the author

حافظ موسوی

12 books14 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
10 (16%)
4 stars
14 (22%)
3 stars
21 (33%)
2 stars
13 (20%)
1 star
4 (6%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,074 followers
Read
August 24, 2009
آرزوهایت بلند بود
دست‌های من کوتاه

تو نردبان خواسته بودی
من صندلی بودم

با این همه
فراموشم مکن
وقتی که بر صندلی فرسوده‌ات نشسته‌ای
و به ماه فکر می‌کنی

Profile Image for Saeed biniaz.
6 reviews6 followers
October 3, 2009
اگر كتاب شعري مال حافظ و سعدي و ديگر قله هاي ادبيات كلاسيك ايران نباشد، از اين طرف هم مال شاملو و فروغ و اخوان و سهراب وديگر مشهور هاي شعر معاصر هم نباشد و به چاپ سوم برسد يعني يك اتفاق. با اين حساب " زن، تاريكي، كلمات" حافظ موسوي يك اتفاق در حوزه شعر معاصر است. حافظ موسوي 55 ساله كه خواننده هاي نشريه " كارنامه" تعطيل شده خوب او را مي شناسند كتاب شعرش را به سه بخش ، زن، تاريكي و كلمات تقسيم كرده است. در بخش " زن" شعر ها عموما تم عاشقانه دارند:" ...بالا بلند بوده است اين زن/ با چشم هايي كه سهمي از شب داشته اند/ سهمي از خورشيد/ و موهايي كه/ رطب مي آموخته اند/ به نخلستان ها// بالا بلند بوده است اين زن/ كه نيمي از خود را به ما بخشيده است/ و نيم ديگر خود را/ به خاطرعه مردهايي كه مرده اند/ بالا بلند بوده است اين زن/ كه اين لبخند بي اختيار را/ از خاطره يوز پلنگاني كه به دام افتاده بودند بر لب دارد// بالا بلند بوده است اين زن/ كه به من مي گويد بنويس:/ " غزالي كهنسال/ در خانه سالمندان/ به دام افتاده است." تم بخش دوم يعني " تاريكي" همان طور كه مي شود حدس زد اجتماعي- سياسي است. مثلا شعر " صدا گذاري" را بخوانيد: " اول، صداي شاشيدن سگي بر ديوار/ بعدا صداي صندلي چرخ دار/ قي‍ژ.../ قيژ.... حالا ميكس صداي ساتور/ روي استخوان زنده/ و چند لحظه بعد:/ صداي مته برقي/ روي جمجمه زن/ حالا: صداي بمب!/ .../ صداي اين صحنه كامل است/ لطفا گريم را عوض كنيد/ اين قيافه/ براي يك پيامبر پست مدرن/ به اندازه كافي مسخره نيست!". اما عميق ترين بخش كتاب بخش " كلمات" آن است. وقتي كه شاعر مي خواهد در مورد ماهيت خود كلمات شاعرانه و زندگي قضاوتي شاعرانه كند: " حفره اي در من است/ كه روياهاي مرا مي بلعد// از جنگلي دور/ سابه روشن وهم آلودي/ روي خاطرات من افتاده است// من كجا بودم ام/ اين همه سال چه مي كرده ام// يكي بيايد اين شاخه ها را كنار بزند!" يا اين شعر:" گفتيم:/ سنگ روي سنگ/ قرار بگيرد/ گفتيم:/ از آب ها كمانه كند/ رنگين كمان ما/ با سرخ ها، بنفش ها، آبي ها/ گفتيم:/ سطرهايي از جواني مان را/ جايي كنار بگذاريم/ براي اولين قرار ملاقات با شما// گفتيم:/ گوش نكردند/ نه سنگ ها/ نه رنگ ها/ نه شما" البته اگر نيك بنگريد متوجه مي شويد حتي عاشقانه هاي كتاب هم ته مايه هاي اجتماعي و فلسفي دارند و البته بالعكس.
181 reviews
February 15, 2010
اشعار این مجموعه مضامینی اجتماعی وانسانی دارند بیش از آنکه به شرح اشعار آن بپردازم این بار تکه هایی را برگزیده ام تا خودتان کمی با حال و هوای این مجموعه شاعرش آشنا شوید

همیشه کسی در تاریکی هست که ما را به وحشت می اندازد
همیشه کسی در تاریکی هست که خودش هم از وحشت می لرزد
همیشه کسی در تاریکی هست گلوله های ما با صورتش برخورد می کند
همیشه کسی در تاریکی هست که گلوله هایش را به سمت ما شلیک می کند
شلیک کننده وقتی شلیک می کند شادمان است
شلیک کننده وقتی شلیک می کند غمگین است

...

--------------

غزالی در خانه سالمندان

بالا بلند بوده است این زن
که با عصای خود اکنون
استواری زمین را می سنجد
...
بالا بلند بوده است این زن
با چشم هایی که سهمی از شب داشته اند
سهمی از خورشید
و موهایی که ...

...
...

بالا بلند بوده است این زن
که این لبخند بی اختیار را
از خاطره ی یوزپلنگانی که به دام افتاده بودند
بر لب دارد

بالا بلند بوده است این زن
که به من می گوید
غزالی در خانه سالمندان
به دام افتاده است

---------------------------

تمام این مسافرخانه
از عطر دست های تو
پر خواهد شد

دهان اگر باز کند
این چمدان

----------------------------

آرزوهایت بلند بود
دست های من کوتاه

تو نردبان خواسته بودی
من صندلی بودم

با این همه
فراموشم نکن
وقتی که بر صندلی فرسوده ات نشسته ای
و به ماه فکر می کنی

-----------------------------

حالا خیال کن این جا بغداد
این هم جوی نازکی از خون
از این شقیقه که مال من است
تا دامن سفید تو بر این خاک

حالا خیال کن من دست دراز کرده ام
که موهایت را
از این سیم خاردار بگیرم
...
...
یک .. دو ... سه ... ده
بومب ..بومب..بومب.. بامب

....

----------------------------
برای من دست تکان می دهد
از پشت شیشه ی ماشین
و من برای او
با دست بوسه ای می فرستم

این صحنه را به خاطر بسپار
چون ممکن است بعدها
در شعر شاعری دیگر
عین همین تصویر را
با فعل ماضی و تفییر منظر راوی
دوباره بخوانید
-----------------------------




Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
September 8, 2015
تمام این مسافر خانه
از عطر دست های تو
پر خواهد شد
دهان اگر باز کند
این چمدان !

***

تو نیستی
و این پسر بچه ی افغانی
نامش محمد نیست
تو نیستی
این جا پارک لاله نیست
محمد به کفش های مردم واکس نمی زند
و این عکس را
تو با دوربین دیجیتالت
از او نگرفته ای
Profile Image for mitra.
15 reviews
October 10, 2008
درك من از زندگي درست كار نمي كند...
اما همين بهانه ها كافي است
همين كه حس كني هنوز به نخ يويو وصلي
همين كه نداني بازيگري يا تماشاچي
....
Profile Image for Amir ali.
330 reviews1 follower
Read
February 4, 2012
پزشک های سنگاپوری؟
لاله؟
لادن؟
نه بن لادن
ما بن لادن را محکوم می کنیم
جراح دیوانه ای که
با سیستم کنترل از راه دور
برج های جهانی را
از وسط نصف کرد
Profile Image for Reyhaneh.
85 reviews149 followers
August 27, 2011
! شاعرا مردن آقا! شاعرا مردن
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.