A l'occasion du bicentenaire de la naissance de Théophile Gautier, l'intégrale de ses nouvelles parues de 1831 à 1866. La Mille et Deuxième NuitL'intégrale des nouvelles" Trente-deux nouvelles, contes ou récits : la chatoyante palette d'un écrivain qui s'est toujours voulu peintre... Il était temps, à l'occasion du bicentenaire de sa naissance, de lui rendre, loin des éditions au conformisme fragmentaire et convenu, un vibrant hommage, sous le signe de cette exhaustivité qui, seule, peut permettre de suivre, au fil des années, entre 1830 et 1866, l'évolution, les facettes, les obsessions, les désirs et les rêves d'un écrivain complet. " Claude AzizaThéophile Gautier, dans ses nouvelles, aborde tous les genres, historique, fantastique, merveilleux, ironique, réaliste. Nul autant que lui n'a joué avec les obsessions de son temps : la soif des ténèbres, la soif de l'exotisme, les tourments de l'âme et la peur de la Femme.Edition établie par Claude Aziza
با چه جور افسانههایی روبهروییم توی این کتاب؟ توی اولی آقای محترم عاشق دو خواهر میشه و دوست داره با هر دوشون ازدواج کنه، و عاشق اون کتابیه که توش قهرمان داستان همزمان با دو دخترعمو ازدواج میکنه. دومی از اولی هم بدتر! دو زن هرزه که عاشق یک پسر نوجوان میشن و بعد سه تایی با هم زندگی میکنند! سومی و چهارمی هم به همین ترتیب!
اصلا چرا این کتاب ها ترجمه میشن؟ و چرا ناشر تخصصی کودک و نوجوان منتشرشون میکنه؟!
از ترجمه هم نگم براتون! فکر کنید که حال و هوای یه شهر عربی توی 400 سال پیش... یهو یه جا می گه فلان چیز با فلان چیز هارمونی داشت! یا اول صبح از خونه می ره بیرون و می گه صدای اذان نماز پنجم به گوش می رسید! یا نوشته از تراسی به تراس دیگه می پرید....
انتخاب واژگانشون اصلا خوب نبود و کلا کتاب خوب و قابل خوندنی نبود، مگر این که پی گیر کارهای تئوفیل گوتیه باشید.
Μια συλλογή τριών διηγημάτων των Theophile Gautier, Edgar Allan Poe και Nicolae Davidescu, με κοινό θέμα την υπόθεση ποιο θα ήταν το 1002ο παραμύθι της Σεχραζάτ. Δε μπορώ να πω ότι ξετρελάθηκα, ήταν εντελώς έξω από τις προσδοκίες μου. Επιπλέον το τρίτο διήγημα, του Νταβιντέσκου αποτελει στην ουσία μια συγκριτική σταυρωτή διήγηση ενός από τα παραμύθια των 1001 Νυχτών και του κορακιού του Πόε.
داستان هاش واقعا چنگی به دل نمی زدن... حرفی واسه گفتن نداشتن واقن... و به نظرم تهی و پوچ بودن و حتی از ارزش های انسانی کاملا دور بود چون دقیقا داشت قبح کارهای غیر انسانی رو می شکست و برای مخاطب در قالبی تزئین شده، منطقی و عقلانی جلوه شون میداد! و نقطه پایان شون هم جالب نبود! فقط یه دونه خود داستان شب هزار و دوم از بقیه شون بهتر بود(انتخاب بین بد و بدتر!) که اونم باز تهش خیلی یهویی جمع شد و پایان و فرود جالبی نداشت مث بقیه شون!