Jump to ratings and reviews
Rate this book

Després de la pluja

Rate this book
En el terrat d'un gratacel de quaranta-nou plantes coincideixen oficinistes que han pujat furtivament a l'aire lliure per fumar, un plaer prohibit per l'estricte reglament de l'empresa. Tots, tant secretàries com càrrecs importants, busquen un racó franc i anònim on poder extingir alguna cosa més  que la pura ansietat de l'addicció. Del fons gris i impersonal de les grans corporacions financeres emergeixen personatges incontrolablement angoixats i divertits, homes i dones que confessen pors, escupen odis o alliberen els seus maldecaps amb la mateixa lleugeresa que es desprenen del fum. Són moltes les veritats que es poden arribar a dir tot esperant la vertiginosa arribada de la pluja, l'única extinció capaç de redimir tant sofriment i conduir aquesta comèdia electritzant cap a un final goldonià rodó.

126 pages, Mass Market Paperback

First published January 1, 1997

28 people want to read

About the author

Sergi Belbel

53 books7 followers
Sergi Belbel i Coslado (Terrassa, Vallès Occidental, 29 de maig de 1963) és un autor, director i traductor teatral català, director del Teatre Nacional de Catalunya entre els anys 2006 i 2013, quan va ser substituït per Xavier Albertí i Gallart.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (15%)
4 stars
24 (23%)
3 stars
37 (35%)
2 stars
21 (20%)
1 star
5 (4%)
Displaying 1 - 15 of 15 reviews
Profile Image for Gypsy.
433 reviews716 followers
August 10, 2018

اولاً چه استعارۀ باحالی اسم نمایشنامه با مضمونش داشت.

تا وسط‌هاش هم دوست داشتم. شخصیت‌ها ویژگی‌های بارز داشتن، فضای شرکت و روابط بین اشخاص برام روشن بود، تضادها و تعارض‌ها درگیرمون می‌کرد. به‌سمت یه کار ابزورد داشت می‌رفت و خیلی بهش امیدوار بودم. اما پایان‌بندی واقعاً مشمئزم کرد. درحدی که گفتم چطور این‌قدر معروف شده. ینی پایان‌بندی هم در راستای ابزوردیش بوده؟ به‌شدت سریال ترکیه‌ای و خاله‌زنکی دایی‌مردکی شده بود. این به اون خیانت کرد. این به اون فحش داد. بابا اوایلش خیلی باحال بود. حتی صحنۀ ورود پیک. سیگار کشیدن‌ها. درددل‌ها.

چه عجیب.
Profile Image for Hessam Ghaeminejad.
143 reviews17 followers
October 24, 2018
با بعضی کتاب ها نمیشه ارتباط بر قرار کرد
این نمایشنامه از آن دسته ها بود
Profile Image for Negar Khalili.
217 reviews78 followers
May 23, 2018
ترجمه روان و خوب بود به نظر من،
و نکته ی مهمی که به نظرم خود نمایشنامه داشت فضای جذابش بود، به طوری که خواندنش کسی رو خسته نمی‌کنه، اما خب خصوصا انتهای کتاب با سلیقه ی شخصی من هم‌خونی نداشت و شخصیت‌پردازی ها تا حدی خام بودن
با این حال خوندنش عاری از لذت نبود و کیف داشت...
Profile Image for Payam Ebrahimi.
Author 71 books172 followers
May 12, 2021
یه کمدی نه‌چندان جذاب، نه‌چندان بامزه و نه‌چندان عمیق. شروع خوبی داشت و موقعیت خوبی ساخته بود. اما تقریباً تمام کار بر پایه‌ی کلیشه بود. موقعیت‌های کلیشه‌ای، شخصیت‌های کلیشه‌ای و هیچ خبری از نوآوری نبود.
Profile Image for Baharan Eghbali .
33 reviews14 followers
August 2, 2021
نمایشنامه فضای عجیبی داره که همه‌ی مدت به من احساس یک اثر سورئال رو می‌داد در حالی که کاملاً رئاله! شخصیت‌ها بی نام هستن و ما با سمت‌های اداری و ویژگی ظاهریشون اونها رو میشناسیم، در یک ساختمون اداری، با یک ممنوعیت، یعنی سیگار کشیدن، که باعث به وجود اومدن گروه متخلف‌ها که میان رو پست بوم برج چهل و نه طبقه می‌شه. اوائل همه در تلاشند که قانون گریزیشون رو از هم پنهان کنن، اما روابط و دیالوگ‌ها در حین تخلفشون شکل می‌گیره و دوستی‌ها و دشمنی‌ها می‌سازه!

به برداشت من فساد و تعهد، تلاش و تقلب اصلی‌ترین موضوعات در گردشن! به جز این‌ها انگار همه‌ی شخصیت‌ها تو ساختمون اداریشون و سمت‌ها گیر افتادن، در واقع تو هویتی که براشون تعریف شده گیر افتادن و هرکس به هر نوعی که بلده در تلاشه که وضعیتش رو تغییر بده!
و تغییر به تنها دو نفری که موقعیت فعلیشون رو پذیرفتن و به نظر میاد میخوان حفظش هم بکنن تحمیل می‌شه، برای یکی خوب و دیگری بد!

ناامیدی، خشکسالی، دروغ، فکر به خودکشی، سانحه و سقوط فضا رو به فضایی آخر‌الزمانی تبدیل کرده و برزخ برای همه جایی تموم میشه که آسمون شروع به باریدن میکنه!
وقتی که زمان حرکت کردن فرا می‌رسه! وقتی که به خاطر بارون شخصیت‌ها برای اولین بار همدیگه رو به امید دعوت میکنن.
Profile Image for فرهاد ذکاوت.
Author 8 books58 followers
May 16, 2018
1. ترجمه اثر: ترجمه از دید من مشکلی نداشت. اگر هم نکاتی بود سلیقه ای بود که به عنوان ویراستار همواره این وسواس در من هست و نمیدانم بقیه چطور متن این کتاب رو نقد میکنند به فارسی. ولی 4 ستاره از 5 یا در واقع 4.5 از 5 به ترجمه. باز هم به دلیل سلیقه شخصی چند موردی بود که میتوانست بهتر باشد و آنقدر به نظرم در کل نمایشنامه پنهان هست که اصلا دیده نمیشود و مهم هم نیست. فکر میکنم به 3 یا 4 عدد هم نرسد. حتی جاهایی که فکر میکردم ممکن بود به شکلی به دلایلی مترجم دور بزند از پس دور زدن ممیزی در مواردی چند برآمده.

2. خود اثر به نظرم تا نیمه واقعا جالب بود. نیمه دوم کمی جای بحث دارد. به نظرم به عنوان مخاطب میتوانست سناریو جذابیت خودش را حفظ کند. بهرحال جای نویسنده نیستم یا مخاطب نیست که تصمیم بگیرد داستان طور دیگری ادامه پیدا کند و تمام شود. این انتخاب نویسنده بوده یا شاید عدم توان در حفظ جذابیت کار تا آخر و پایانی متفاوت حتی شده بسیار ساده. امتیاز من برای خود نمایشنامه 3 از 5 هست.

در نیمه اول داستان بیش از آنچه که دیالوگهای شخصی را در نظر بگیرم، شاید با دیدگاه شخصی استعاره در این بخش دیدم. استعاره ای از جامعه ای بزرگتر و نه فقط دورهمی و محور داستان که سیگار باشد و این سیگار باعث بوجود آمدن دیالوگها شده. در این بخش به وضوح جامعه خودمان را دیدم. شاید اصلا نویسنده چنین دیدی نداشته ولی جذابیت شعر و نثر در همین است که یک کار نویسنده چه آگاهانه چه ناآگاهانه مورد نقدهای متفاوت و برداشتهای متفاوتی قرار میگیرد. گاهی هم البته دردسر ساز است و تعبیرهای متعدد و شاید اشتباه که از هدف نویسنده دور میشود.

در کُل این اثر به خواندش می ارزد. وقتی هم نمیگیرد چند ساعت کافی ست برای شروع و اتمام این نمایشنامه.
Profile Image for Atena | آتنا.
388 reviews
July 29, 2018
چشم ها نمی تونن دروغ بگن،نمی تونن چیزی رو پنهان کنن،حرف های فریبکارانه همیشه به خود اون کسی برمیگرده که اون ها رو به زبون آورده،رفتارهای توهین آمیز و هیستریک و کنترل نشده، تیک های غیرارادی،انقباض های عضلانی،تنش های جسمی،حرکت های اشتباه،راحت نبودن و معذب بودن تو سکوت بعد جر و بحث،و این ها همه بدبختی های کوچیکه که آدم های‌ الکی قدرتمند بهش دچارند.امانگاه صادقانه ،کلام آزادانه،آرامش توی رفتار،صبوری توی سکوت:خب این هم از قدرت من که مال از دیروز تا حالا هم نیست.
Profile Image for Saeed Darjazini.
122 reviews9 followers
October 25, 2021
نفهمیدمش . اولش جالب بود برام ولی بدش دیگه حتی نمی فهمیدم چی می خواد بگه و یه سری حرفهاش هم برام تکراری بود و شعاری . شاید هم به خاطر ترجمه بود . یه بار از اسپانیایی به فرانسه و بعد به فارسی.
برنده جایزه بهترین نمایشنامه طنز شده ولی من اصلا طنز ماجرا رو نفهمیدم .
Profile Image for wiki.
61 reviews1 follower
January 17, 2024
troche nie wiem co tu sie dzieje ale rowniez troche buja
Profile Image for Tintarella.
305 reviews7 followers
Read
June 10, 2025
تو هم زیادی قوی هستی. دیگه از دست زن‌های قوی خسته شدم، دیگه نمی‌تونم، دیگه نمی‌تونم پشت‌شون وایستم، دیگه نمی‌تونم زن‌های خیلی قوی رو تحمل کنم، شما خیلی قوی‌اید، از مردها قوی‌ترید، ماییم که باید بشینیم بچه پس بندازیم و شما کارها رو راست و ریس کنید، آره می‌بینی، بعد این همه سال کارکردن تازه الان می‌فهمم که من واسه کارکردن ساخته نشدم، که اون‌قدرها هم قوی نیستم، می‌دونی؛ مادرم قوی نبود، یکی از آخرین زن‌هایی بود که شناختم، منظورم اینه که یکی از آخرین زن‌هایِ زن بود، از این زن‌های سنتی؛ تنها کاری که بلد بود بکنه این بود که قاشق بذاره تو دهن‌مون، دهن من و برادرهام، کتک‌مون بزنه، خوشحال هم به نظر می‌رسید، مادرم رو میگم، می‌دونی؟ اما اراده نداشت، مطیع و حرف‌شنو بود، تربچه صداش می‌کردیم، واسه این‌که همیشه می‌گفت تنها جایی که احساس راحتی می‌کنه توی زمینه، بدون تکون خوردن، وقتی هم داشت می‌مرد گفت: «من خوشحال زندگی کردم کوچولوی من.» اون هیچی نبود، هیچ‌کس نبود، هیچی هم دلش نمی‌خواست باشه، هیچی مگه یه تربچه‌ی ساده، و من حالا می‌خوام مثل مادرم باشم، می‌خوام خودم رو حبس کنم، خودم رو گم و گور کنم و هیچی نباشم، هیچی مگه یه زن سنتی. زن قبلی‌م، باید بگم شوهر قبلی‌م، زن-شوهر قبلی‌م، دخترم رو ازم گرفت و من دیگه هیچی نیستم و وقتی تو رو نگاه می‌کنم، اون رو می‌بینم، و تو حالم رو بهم می‌زنی، ازت متنفرم، از پروژه‌هات متنفرم، از شرکت کوچیک-بزرگت، از اقتدارت متنفرم، از قدرتت، صورتت، دست‌هات، بوی مردونه‌ت، از صدات متنفرم، از نگاهت، و فقط یه چیز می‌خوام، سیگار، سیگار، سیگار، و این‌که این‌قدر این‌جا بمونم تا بارون سیگارم رو خاموش کنه!
Profile Image for Udara Zubillaga.
109 reviews2 followers
February 1, 2023
En la uni voy a trabajar una de las escenas de esta obra y tuve que leerlo para entender mejor qué pasó antes y de dónde vienen los personajes. Aunque la obra en rasgos generales me ha gustado (las obras de Sergi Belbel me suelen gustar) creo que necesito releerlo un par de veces más y también hacer trabajo de mesa para entender mejor toda la obra.
Profile Image for Tefek.
170 reviews2 followers
September 1, 2022
از متن كتاب:

-تو من رو مى ترسونى
-نه، تو هم مثل منى.
-كاش بودم.
-آره بابا هستى.
-من ضعيفم.
-منم همين طور.
-اگه مى دونستى رؤياى چى رو مى ديدم... من ضعيفم و به تو حسوديم مى شه.
-يه روز تو بچه دار مى شى و اين منم كه بهت حسوديم مى شه.
-چى؟
-من نازام.
-اوه!



(قرض از بوكتاب تهران)
Profile Image for alicja .
57 reviews
June 6, 2024
i had to go out to smoke after reading this book
Profile Image for Lucía.
23 reviews
July 13, 2024
Tengo muchas preguntas ahora que he terminado el libro, pero la más importante es: "¿Qué es esto y por qué no puedo parar de leer?"

Sergi, no sé cómo te las apañas para escribir obras de este estilo.
He de admitir que me he enterado de poco, pero la he disfrutado.
Una lectura rápida de leer pero de las que se te clavan en la cabeza sin piedad alguna, es perfecta.

Creo que nunca me cansaré de las obras de Sergi, algo tienen que una vez que las lees no tienes escapatoria.
Displaying 1 - 15 of 15 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.