What do you think?


شاعری با یک پرندۀ آبی
176 pages
First published January 1, 2008
About the author
Charles Bukowski
894 books30.6k followersHenry Charles Bukowski (born as Heinrich Karl Bukowski) was a German-born American poet, novelist and short story writer. His writing was influenced by the social, cultural and economic ambience of his home city of Los Angeles.It is marked by an emphasis on the ordinary lives of poor Americans, the act of writing, alcohol, relationships with women and the drudgery of work. Bukowski wrote thousands of poems, hundreds of short stories and six novels, eventually publishing over sixty books
Charles Bukowski was the only child of an American soldier and a German mother. At the age of three, he came with his family to the United States and grew up in Los Angeles. He attended Los Angeles City College from 1939 to 1941, then left school and moved to New York City to become a writer. His lack of publishing success at this time caused him to give up writing in 1946 and spurred a ten-year stint of heavy drinking. After he developed a bleeding ulcer, he decided to take up writing again. He worked a wide range of jobs to support his writing, including dishwasher, truck driver and loader, mail carrier, guard, gas station attendant, stock boy, warehouse worker, shipping clerk, post office clerk, parking lot attendant, Red Cross orderly, and elevator operator. He also worked in a dog biscuit factory, a slaughterhouse, a cake and cookie factory, and he hung posters in New York City subways.
Bukowski published his first story when he was twenty-four and began writing poetry at the age of thirty-five. His first book of poetry was published in 1959; he went on to publish more than forty-five books of poetry and prose, including Pulp (1994), Screams from the Balcony (1993), and The Last Night of the Earth Poems (1992).
He died of leukemia in San Pedro on March 9, 1994.
Charles Bukowski was the only child of an American soldier and a German mother. At the age of three, he came with his family to the United States and grew up in Los Angeles. He attended Los Angeles City College from 1939 to 1941, then left school and moved to New York City to become a writer. His lack of publishing success at this time caused him to give up writing in 1946 and spurred a ten-year stint of heavy drinking. After he developed a bleeding ulcer, he decided to take up writing again. He worked a wide range of jobs to support his writing, including dishwasher, truck driver and loader, mail carrier, guard, gas station attendant, stock boy, warehouse worker, shipping clerk, post office clerk, parking lot attendant, Red Cross orderly, and elevator operator. He also worked in a dog biscuit factory, a slaughterhouse, a cake and cookie factory, and he hung posters in New York City subways.
Bukowski published his first story when he was twenty-four and began writing poetry at the age of thirty-five. His first book of poetry was published in 1959; he went on to publish more than forty-five books of poetry and prose, including Pulp (1994), Screams from the Balcony (1993), and The Last Night of the Earth Poems (1992).
He died of leukemia in San Pedro on March 9, 1994.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
October 25, 2020
به این نتیجه میرسیم که شعر را ترجمه نخوانیم.
هرچقدر هم مترجم ماهر باشد روح و هویت شعر باز هم نابود میشود.
البته من این کتاب را به خاطر بوکوفسکی بودنش خریدم. دو تا مصاحبهی اول بوکوفسکی را واقعا دوست داشتم و باهاش همزاد پنداری کردم.
منتهی فکر میکنم ترجمه آن قدر ها خوب نبود.
این را نگاه کنید:
and we sleep together like that
with our secret pact
and it's nice enough
to make a man weep,
but I don't weep,
Do you?
ترجمه شده:
با همین قول و قرار پنهونی
شبا ما
میریم به خواب.
میدونم ارزش داره
مردا رو اگه به گریه بندازین
ولی من اشکی از چشام نمیاد
ارزش داره اگه مردارو به گریه بندازین؟ آخه چطور اصلا؟!
برین شعرهای اصلیش رو گیر بیارین و بخونین. اگر هم پیدا کردین به منم بدین :))
هرچقدر هم مترجم ماهر باشد روح و هویت شعر باز هم نابود میشود.
البته من این کتاب را به خاطر بوکوفسکی بودنش خریدم. دو تا مصاحبهی اول بوکوفسکی را واقعا دوست داشتم و باهاش همزاد پنداری کردم.
منتهی فکر میکنم ترجمه آن قدر ها خوب نبود.
این را نگاه کنید:
and we sleep together like that
with our secret pact
and it's nice enough
to make a man weep,
but I don't weep,
Do you?
ترجمه شده:
با همین قول و قرار پنهونی
شبا ما
میریم به خواب.
میدونم ارزش داره
مردا رو اگه به گریه بندازین
ولی من اشکی از چشام نمیاد
ارزش داره اگه مردارو به گریه بندازین؟ آخه چطور اصلا؟!
برین شعرهای اصلیش رو گیر بیارین و بخونین. اگر هم پیدا کردین به منم بدین :))
September 10, 2023
بریده ای از کتاب:
...مردم در کتاب ها خود را می خوانند
آنچه را می خواهند تغییر می دهند
آنچه را نمی خواهند دور می ریزند
منتقد خوب کمیاب است
نویسنده خوب هم.
و من
نقد خوب با بد، هیچ یک را
جدی نمی گیرم.
در صفحه بعد هستم من
کتاب بعد.
...مردم در کتاب ها خود را می خوانند
آنچه را می خواهند تغییر می دهند
آنچه را نمی خواهند دور می ریزند
منتقد خوب کمیاب است
نویسنده خوب هم.
و من
نقد خوب با بد، هیچ یک را
جدی نمی گیرم.
در صفحه بعد هستم من
کتاب بعد.
July 9, 2015
حدود چهار سال پیش توی یک وبلاگ یک قسمت از مصاحبه شان پن با بوکوفسکی رو خوندم و اون موقع به خودم گفتم تا حالا هیچکسو ندیدم که اندازه این مرد حرفهاش راست باشه.چند سال بعد اون مصاحبه رو کامل تو این کتاب خوندم و مثل بار اول ازش لذت بردم
:بخشی از مصاحبه در مورد اوقات فراغت
آدم چه بازیگر باشد ،چه خانهدار و یا هر کار دیگری،بین دو لحظه اوج باید یک مکث تمام و کمال داشته باشد و آن موقعی است که دست به سیاه و سفید نزند.فقط روی تختخواب دراز بکشد و به سقف زل بزند.این عمل خیلی اهمیت دارد،خیلی...هیچ کاری را انجام ندادن،بسیار بسیار اهمیت دارد
:بخشی از مصاحبه در مورد اوقات فراغت
آدم چه بازیگر باشد ،چه خانهدار و یا هر کار دیگری،بین دو لحظه اوج باید یک مکث تمام و کمال داشته باشد و آن موقعی است که دست به سیاه و سفید نزند.فقط روی تختخواب دراز بکشد و به سقف زل بزند.این عمل خیلی اهمیت دارد،خیلی...هیچ کاری را انجام ندادن،بسیار بسیار اهمیت دارد
July 13, 2020
« بهترینها اغلب به دست خود میمیرند
صرفا برای خلاص شدن ،
و آنها که میمانند
اصلا نمیتوانند بفهمند
که چرا
یکی میخواهد خود را
خلاص کند
از دست آنها »
به جز دو سه شعر متوسط ، بقیه شعرها خیلی خوب بودند و این اولین مجموعه شعریست از بوکفسکی که همهشان را دوست داشتم .
ترجمهٔ اثر میتوانست کمی سر راستتر باشد ، ولی جناب ویسی خواسته وجههٔ شعر بودنشان را حفظ کند و برای همین چنین ترجمه کرده است .
مقدمهٔ کتاب و دو مصاحبه از بوکفسکی که در ابتدای کتاب آورده شده ، قابل تأمل بود و برای شناخت هرچه بهتر بوکفسکی و اصولاً خواندن و درک چنین شعرهایی ، مفید و لازم میبود .
« مایه نگرانی من
مرگ نیست
زنم است
که با این
تودهٔ هیچ
بهجا میماند ... »
صرفا برای خلاص شدن ،
و آنها که میمانند
اصلا نمیتوانند بفهمند
که چرا
یکی میخواهد خود را
خلاص کند
از دست آنها »
به جز دو سه شعر متوسط ، بقیه شعرها خیلی خوب بودند و این اولین مجموعه شعریست از بوکفسکی که همهشان را دوست داشتم .
ترجمهٔ اثر میتوانست کمی سر راستتر باشد ، ولی جناب ویسی خواسته وجههٔ شعر بودنشان را حفظ کند و برای همین چنین ترجمه کرده است .
مقدمهٔ کتاب و دو مصاحبه از بوکفسکی که در ابتدای کتاب آورده شده ، قابل تأمل بود و برای شناخت هرچه بهتر بوکفسکی و اصولاً خواندن و درک چنین شعرهایی ، مفید و لازم میبود .
« مایه نگرانی من
مرگ نیست
زنم است
که با این
تودهٔ هیچ
بهجا میماند ... »
September 14, 2017
بوكوفسكي در نااميدي و زندگي سخت خانوادگي شاعري بود كه به زندكي عادي و روزمره ارج مي نهاد،
اشعار او همگي تصوير زندگي عادي روزانه آدميان هست،
با زباني عاميانه اين زندگي را به تصوير مي كشد و از پوچي، نااميدي و مرگ سخن مي گويد
به تصوير كشيدن واقعيت اصيل زندگي كه همانا اين واقعيت سياهي ها و بدي هايي است كه از به زبان اوردنشان فرار مي كنيم
دعواها، فحاشي ها، بي پولي ها و نداري ها ، خشم و نفرت ها به عزيزانمان و ....
مترجم به خوبي دريافته بود كه بوكوفسكي زباني عاميانه دارد و سعي در آراستگي تصنعي واژگان ننموده و از نظر من بهترين ترجمه براي اشعار بوكوفسكي ترجمه مجتبي ويسي است
اشعار او همگي تصوير زندگي عادي روزانه آدميان هست،
با زباني عاميانه اين زندگي را به تصوير مي كشد و از پوچي، نااميدي و مرگ سخن مي گويد
به تصوير كشيدن واقعيت اصيل زندگي كه همانا اين واقعيت سياهي ها و بدي هايي است كه از به زبان اوردنشان فرار مي كنيم
دعواها، فحاشي ها، بي پولي ها و نداري ها ، خشم و نفرت ها به عزيزانمان و ....
مترجم به خوبي دريافته بود كه بوكوفسكي زباني عاميانه دارد و سعي در آراستگي تصنعي واژگان ننموده و از نظر من بهترين ترجمه براي اشعار بوكوفسكي ترجمه مجتبي ويسي است
December 2, 2024
در طول عمر
دو بار شاهد سوختن این شهر بودهام
و مهمترین امر
رسیدن سیاستمدارها
پس از واقعه بوده است
با ادعاهایی مبنی بر خطاهای نظام
و ارائه راهکارهای جدید
برای فقرا و به سود آنان.
بار قبل چیزی درست نشد
این بار هم درست نمیشود.
فقرا فقیر خواهند ماند
بیکاران بیکار
و بیخانمانها مثل سابق.
سیاستمداران هم
چاقوچله در این حوالی
خوش و خرم به زندگی ادامه خواهند داد.
دو بار شاهد سوختن این شهر بودهام
و مهمترین امر
رسیدن سیاستمدارها
پس از واقعه بوده است
با ادعاهایی مبنی بر خطاهای نظام
و ارائه راهکارهای جدید
برای فقرا و به سود آنان.
بار قبل چیزی درست نشد
این بار هم درست نمیشود.
فقرا فقیر خواهند ماند
بیکاران بیکار
و بیخانمانها مثل سابق.
سیاستمداران هم
چاقوچله در این حوالی
خوش و خرم به زندگی ادامه خواهند داد.
October 12, 2016
بین دو و سه تو شک بودم. خب. بوکفسکی بودنش باعث میشد بخوام سه بدم ولی چیزی که "بوکفسکی" رو بوکفسکی میکنه حس میکنم کلن سانسور شده و رد نشده از فیلتر. اونقدری هم اهل شعر نیستم البته. نمیدونم.
از شعرهای کتاب:
چیزهایی هستند
که از تنها بودن هم بدترند
اما سالها طول می کشد
تا این را بفهمی
و غالبا وقتی می فهمی
که خیلی دیر شده
و هیچ چیز
بدتر از خیلی دیر نیست...
پ.ن: همه ی اینا به کنار، کتاب یادگار عزیزیه که دیگه نخواس باشه:]
از شعرهای کتاب:
چیزهایی هستند
که از تنها بودن هم بدترند
اما سالها طول می کشد
تا این را بفهمی
و غالبا وقتی می فهمی
که خیلی دیر شده
و هیچ چیز
بدتر از خیلی دیر نیست...
پ.ن: همه ی اینا به کنار، کتاب یادگار عزیزیه که دیگه نخواس باشه:]
June 2, 2026
اولش فکر نمیکردم حتی دو صفحهشو تموم کنم ولی وقتی رسیدم به مصاحبهها و خوندن جهانبینی و نگرش بوکوفسکی، خیلی برام شیرین و جذاب شد.
اینکه بوکوفسکی چقدر ساده مسایل معمولی روز رو تو شعراش آورده و یجورایی مثل نثره، برام تازگی داشت.
اینکه بوکوفسکی چقدر ساده مسایل معمولی روز رو تو شعراش آورده و یجورایی مثل نثره، برام تازگی داشت.
January 28, 2026
خوندن ترجمهی کتابهای شعر واقعا یکی از بزرگترین اشتباههاست.
September 10, 2016
سادگی و روزمرگی در عین پریشانی ذهنی و عاطفی تو شعرها هست که به شدت جذاب است
لذت بردم و از شعر ها بیشتر از مصاحبه اول کتاب .
مگر میشود این مرد دیوانه را دوست نداشت؟
Displaying 1 - 10 of 10 reviews











