خاستگاه ایرانیان طبق اوستا كه كهنترین نوشته بازمانده ایرانی است،ایرانویج است. در این كتاب به تبار ایرانیان و نخستین قبیلههای ایرانی پرداخته میشود. ایرانیان جز دسته شرقی نژادی هستند كه به آنها هند و اروپایی گفته میشود و مقصود از ایران در این كتاب، ایران زمین بزرگ است. بهرام فرهوشی، مولف كتاب، با بررسی فلات ایران و نخستین ساكنان آن، به فرضیههای گوناگون در خصوص خاستگاه هند و اروپاییان و برخورد ایرانیان و بومیان اشاراتی میكند. فرهوشی با توصیف پیروزی كورش كبیر بر لودیا و حضور وی در بابل، دلایل آزادكردن قوم یهود به فرمان این پادشاه ایرانزمین را اینگونه شرح میدهد: «مورخان هر یك درباره آزادی یهود به فرمان كورش علتی را ذكر میكنند. برخی معتقدند كه كورش چون میاندیشید كه به مصر حمله كند و سرزمین یهود در سر راه مصر بود، با آزادكردن یهودیان میخواست برای خود یاران وفاداری به وجود آورد، ولی حقیقت این است كه كورش درباره ملل دیگر هم رفتاری جوانمردانه داشت و آزادی یهود بیشتر به مبانی اخلاقی كورش بستگی دارد تا به سیاست وی، و از این روست كه قوم یهود او را بسیار ارجمند میدارند و در هیچ كتاب مذهبی جز در تورات پادشاهی به اندازه كورش ستوده نشده است. كورش در تورات در شمار پیامبران نجاتبخش بشریت آمده است». در ادامه فرهوشی با اشاره به اهمیت «اروند رود» در سرزمینهای غربی ایران، آن را موجب آبادانی خاك آن سرزمین میشمارد. وی كرانه پرنعمت این رود را با استناد به نوشتههای مورخان، در مدت چندین سده، به عنوان یكی از زیباترین مكانهای روی زمین معرفی میكند، بهطوری كه از قول یك مورخ رومی كه از سرزمینهای سرسبز مدیترانه آمده بود، این زمین چون بهشت، وصف میشود. از این رود با نام «دجله» در كتیبه داریوش نام برده شده است، همچنین نام «اروند» به مناسبت تندی و تیزی و سركشی این رود، و هم به سبب آنكه اروند صفت فرشته آب یا اپمنپات و آناهیت است روی این رود گذاشتهاند، زیرا دجله از نظر ایرانیان مانند همه آبها و رودها، به خاطر اینكه زمین را بارور و سیراب میكرده، مقدس و قابل ستایش بوده است. كتاب «ایرانویج» را موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران در چاپ هفتم خود با 211 صفحه و شمارگان 1000 نسخه و به قیمت 2600 تومان منتشر كرده است.
این چنین کتابهایی را باید خواند. هرچند خود کتاب و نویسندههایشان فراموششده باشند و با سبک نوشتاریشان به دوران دیگری تعلق داشتهباشد. اما تا زمانی که کتابهای بهتری نگاشته شوند اینها دارایی ما هستند
کتاب دو نیمه متفاوت دارد. در نیمه اول که بسیار خواندنی است کلان تاریخی از ایران باستان از ابتدای مهاجرت اولین اقوام ایرانی از خاستگاه خود که ایرانویج نامیده میشود و جایی در شمال نجد ایران هست تا دوران کورش و اندکی پس از وی بازگو میشود. مهمترین مسائل و روندهای کلی بررسی میشوند و از مهمترین شخصیتها و کارهای اساسیشان٬ مثلا نقش اسکندر و تلاشش برای تحریف تاریخ و بعدها مجاهدت اردشیر برای بازگرداندن تاریخ ربوده شده از کشورهای همسایه به ایران پرده برمیدارد
نیمه دوم اما کمی برای من کسل کننده است و بیشتر به ریشه شناسی واژه های کهن در ادبیات اوستایی و پهلوی میپردازد. سلیقه ما به عنوان خوانندههای دوران مدرن هم اندکی تغییر کرده است و این کتاب در نیمه اول آن نیز گاه شبیه به کتابهای تاریخ دوران مدرسه است. یعنی مخصوصا در بحث از کورش و رفرنس دهی به گزنفون خالی از اغراق و سوگیری به نظر نمی آید و به نحوی به جزییات می پردازد که از منبع مورد استفاده اش چنین دقت در جزییات برنمیآید. با این حال این کار مهم است و ارزش کارهای دیگری مثل تلاش های مهرداد بهار را گوشزد میکند که در همین سالها و اندکی بعد آثار پژوهشی با کیفیتی بالاتر عرضه میکردند
مشغول مطالعه پاره دوم (سرزمین و مردم) کتاب پژوهشی در اساطیر ایران نوشته مهرداد بهار بودم؛ که برای درک جغرافیای تاریخی ایران، کتاب ایرانویج رو شروع کردم.
۵۰ صفحه اول، خلاصه اون بخشی بود که دنبالش بودم: بررسی تبار ایرانیان، هند و ایرانیان، ایرانویج خواستگاه ایرانیان، ایران، نخستین قبیلههای ایرانی، فلات ایران، نخستین ساکنان فلات ایران، کوچ قبیلههای ایرانی، برخورد ایرانیان و بومیان، اتحاد قبیلههای ایرانی.