What do you think?


گزینه اشعار محمدعلی بهمنی
گزینه اشعار محمدعلی بهمنی (۱۳۵۰- ۱۳۸۷)
قطع جیبی
قطع جیبی
- GenresPoetry
244 pages, Paperback
First published April 1, 2010
About the author
محمدعلی بهمنی
20 books107 followersمحمدعلی بهمنی، متولد ۱۳۲۱ در شهر دزفول. او بدون شک یکی از مهمترین و جدیترین غزلسرایان جریان موسوم به «غزل مدرن» است. نگاه انسانی و زبان ساده و تغزل بکر او، موجب شده است تا شعری بسراید که عوام آن را با لذت بخوانند و در عین حال خواص هم بپسندند. شعر او دیرتر از زمانی که شایستهاش بود مورد توجه و استقبال قرار گرفت، اما او توانست با حضور پیگیر خود در عرصه غزل، نام خود را به عنوان یک شاعر خلاق به اثبات برساند.
از او تا کنون مجموعههای متعددی به چاپ رسیده است که در این میان میتوان نام برد از «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود (۱۳۶۹)»، «شاعر شنیدنی است (۱۳۷۷)» و «نیستان (۱۳۷۹)». بهمنی درسال ۱۳۷۸ به عنوان غزلسرای برگزیده، جایزه تندیس مهر را از آن خود ساخته است.
از او تا کنون مجموعههای متعددی به چاپ رسیده است که در این میان میتوان نام برد از «گاهی دلم برای خودم تنگ میشود (۱۳۶۹)»، «شاعر شنیدنی است (۱۳۷۷)» و «نیستان (۱۳۷۹)». بهمنی درسال ۱۳۷۸ به عنوان غزلسرای برگزیده، جایزه تندیس مهر را از آن خود ساخته است.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 29 of 29 reviews
September 15, 2018
انتظار داشتم برام جذابتر باشه. خوب بود اما بیشتر تیکه تیکه از تو شعرها رو خیلی دوست داشتم تا یه شعر کامل. یعنی حتی یک شعر نبود که از اول تا آخرش رو با شوق بخونم و خیلی دوست داشته باشم. صد البته که نظر من سلیقه شخصیه.
----------
یادگاری از کتاب:
بیخوابی عمیقش
تعبیر سالهای بیرویا نیست.
...
از زندگی، از این همه تکرار خستهام
از های و هوی کوچه و بازار خستهام.
...
از حال من مپرس که بسیار خستهام.
...
آنگونه که دوست میداری به خوابم بیا.
...
تنها شبیه من گام برمیدارد - سایهام.
...
غریبی، بیشتر از اینکه یک عمر
من و تو زندگی کردیم بیهم!
...
با ساعت دلم، وقت دقیق آمدن توست.
...
چگونه شرح دهم لحظه لحظهی خود را
برای این همه ناباور خیالپرست؟
به شبنشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلالپرست؟
...
قرنها راه است از من تا زمانم.
...
ز آسمان میپرسم: آخر من کجای جهانم؟
...
میزنم لبخند و برمیخیزم از خاک و به اینسان
میشود آغاز فصل دیگری از داستانم
...
دلم برای خودم تنگ میشود آری:
همیشه بیخبر از حال خویشتن بودم...
...
حیف انسانم و میدانم
تا همیشه تنها هستم.
...
گستردهتر از عالم تنهایی من عالمی نیست.
...
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش.
...
باز میخواهم تو را پیدا کنم
با تو شاید خویش را معنا کنم
من کیام؟ گر خودشناسی داشتم
کی ز خود بودن هراسی داشتم؟
های ای آینه معنا کن مرا
گم شدم در خویش پیدا کن مرا.
...
ببین چه دلخوشی سادهای: همینم بس
که یاد من - به هر اندازه مختصر باشی...
...
خوشبختی یا خوشحالی؟
پرسشی که فلسفه را به لکنت وامیدارد.
...
پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هر چه صدا، هر چه صدا، هر چه صدا - تو
----------
یادگاری از کتاب:
بیخوابی عمیقش
تعبیر سالهای بیرویا نیست.
...
از زندگی، از این همه تکرار خستهام
از های و هوی کوچه و بازار خستهام.
...
از حال من مپرس که بسیار خستهام.
...
آنگونه که دوست میداری به خوابم بیا.
...
تنها شبیه من گام برمیدارد - سایهام.
...
غریبی، بیشتر از اینکه یک عمر
من و تو زندگی کردیم بیهم!
...
با ساعت دلم، وقت دقیق آمدن توست.
...
چگونه شرح دهم لحظه لحظهی خود را
برای این همه ناباور خیالپرست؟
به شبنشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلالپرست؟
...
قرنها راه است از من تا زمانم.
...
ز آسمان میپرسم: آخر من کجای جهانم؟
...
میزنم لبخند و برمیخیزم از خاک و به اینسان
میشود آغاز فصل دیگری از داستانم
...
دلم برای خودم تنگ میشود آری:
همیشه بیخبر از حال خویشتن بودم...
...
حیف انسانم و میدانم
تا همیشه تنها هستم.
...
گستردهتر از عالم تنهایی من عالمی نیست.
...
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش.
...
باز میخواهم تو را پیدا کنم
با تو شاید خویش را معنا کنم
من کیام؟ گر خودشناسی داشتم
کی ز خود بودن هراسی داشتم؟
های ای آینه معنا کن مرا
گم شدم در خویش پیدا کن مرا.
...
ببین چه دلخوشی سادهای: همینم بس
که یاد من - به هر اندازه مختصر باشی...
...
خوشبختی یا خوشحالی؟
پرسشی که فلسفه را به لکنت وامیدارد.
...
پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هر چه صدا، هر چه صدا، هر چه صدا - تو
July 1, 2018
نگاهم به شعر، همیشه یک نگاه مصرفگرایانه بوده! اینکه مینویسم مصرفگرایانه بی علت نیست. اغلب ما شعر و کتابهای شعر را جزء کتابهایی که خواندهایم به حساب نمیآوریم. کمتر پیش میآید که یک کتاب شعر را از ابتدا تا انتهای آن بخوانیم؛ و تنها اگر حسوحال شعر خواندن باشد به سراغ شاعرها میرویم. امروز که کتاب آقای بهمنی را تمام کردم، قبل از اینکه بخواهم این یادداشت را بنویسم شک داشتم که آیا میتوانم آن را جزئی از کتابهایی که خواندهام به حساب بیاورم؟ همین است که میگویم نگاهم (و احتمالاً نگاههایمان) به شعر همیشه یک نگاه مصرفگرایانه بوده.
شنبۀ هفته پیش بود که پس از مرتب کردن کتابخانه، توجهم به کتابهایی جلب شد که در تمام این سالها کمتر سراغشان رفتهام. و این شد که تصمیم گرفتم از این پس برای کتابهای شعرم هویت بیشتری قائل شوم. مطمئنم لااقل ارزش یکبار خواندن را دارند. و حتی ارزش بارها خواندن را.
همین.
شنبۀ هفته پیش بود که پس از مرتب کردن کتابخانه، توجهم به کتابهایی جلب شد که در تمام این سالها کمتر سراغشان رفتهام. و این شد که تصمیم گرفتم از این پس برای کتابهای شعرم هویت بیشتری قائل شوم. مطمئنم لااقل ارزش یکبار خواندن را دارند. و حتی ارزش بارها خواندن را.
همین.
August 7, 2013
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است كه رفت
كه در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
غزل توست كه در قولی از آن ما نیست
تو چه رازی كه بهر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب كه آرام تر از پلك تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این كه پیوست به هر رود كه دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم كه به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی كه سزاوار تو باز اینها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است كه رفت
كه در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
غزل توست كه در قولی از آن ما نیست
تو چه رازی كه بهر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب كه آرام تر از پلك تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این كه پیوست به هر رود كه دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم كه به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی كه سزاوار تو باز اینها نیست
November 30, 2020
با توقع بالا سمتش رفتم و با چیز جالبی رو به رو نشدم
البته که سلیقه ها متفاوته...
البته که سلیقه ها متفاوته...
November 5, 2009
تا نیمه چرا ای دوست، لاجرعه مرا سر کش
من فلسفه ای دارم: یا خالی و یا لبریز
من فلسفه ای دارم: یا خالی و یا لبریز
November 20, 2016
آدم انتظار دارد در این سن و سالی که استاد بهمنی دارند، جز کارهای عالی از ایشان نشنود و نبیند؛ اما خب ظاهراً خودشان چنین نمیاندیشند
برای پیداکردن اشعار و ابیات و مصاریع خوب، باید با ذرهبین کتاب را خواند
نقلقولها را ببینید؛ خوشآمدهای من از کتاب هستند
برای پیداکردن اشعار و ابیات و مصاریع خوب، باید با ذرهبین کتاب را خواند
نقلقولها را ببینید؛ خوشآمدهای من از کتاب هستند
October 13, 2016
عالیییییییی فقط عالی
شعر عالیه وقتی شاعر عالیه
شعر عالیه وقتی شاعر عالیه
March 30, 2023
پرنده نیستم- اما پر خیالم هست
توان بال گشودن به هر محالم هست
توان بال گشودن به هر محالم هست
Read
May 27, 2009پنهان که پشت صورتک پیر سالی ام
آیینه نیز فهم نیارد چه حالی ام
گل کرده باز شیطنتم بعد سال ها
باید بیایی و بدهی گوشمالی ام
آیینه نیز فهم نیارد چه حالی ام
گل کرده باز شیطنتم بعد سال ها
باید بیایی و بدهی گوشمالی ام
February 14, 2014
" عریانترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شهر بی نقاب قبولم نمیکند ... "
به نظرم محمد علی بهمنی یکی از موفق ترین و متبحر ترین غزل سرایان و ترانه سرایان معاصر ماست . گرچه هم شعر نو و سپید میگه و هم غزل ولی به نظرم غزل هاش چند سر و گردن بالاتر از بقیه گونه های شعریشه .
از بین دفتر های این کتاب ، " گاهی دلم برای خودم تنگ می شود " و " شاعر شنیدنی ست " رو خیلی دوست داشتم .
این شهر بی نقاب قبولم نمیکند ... "
به نظرم محمد علی بهمنی یکی از موفق ترین و متبحر ترین غزل سرایان و ترانه سرایان معاصر ماست . گرچه هم شعر نو و سپید میگه و هم غزل ولی به نظرم غزل هاش چند سر و گردن بالاتر از بقیه گونه های شعریشه .
از بین دفتر های این کتاب ، " گاهی دلم برای خودم تنگ می شود " و " شاعر شنیدنی ست " رو خیلی دوست داشتم .
Read
May 23, 2013هر که به غزل مدرن ایران علاقه مند است از خواندن اشعار استاد لذت میبرد
March 26, 2015
شعرهاشون بسیار زیباس
August 4, 2015
فقط میگم عالیه و تجربه های بسیار خوبی رو برای من رقم زد، گرچه از اشعار آزادش به جز بعضیاش خیلی خوشم نیومد اما به خاطر غزل هاش پنج ستاره داره.
این بزرگوار از معدود شاعرایی که غزل هاش واقعا خوبن.
این بزرگوار از معدود شاعرایی که غزل هاش واقعا خوبن.
July 10, 2016
شاید بهترین کتاب شعری که تا به حال خواندم :) با این همه هرچند از غزل هاش لذت میبرم اما وقتی پای شعر نو میرسد کمتر جلب توجه می کند از ان جایی که من کمتر شعر نو خواندم نمیدانم بهمنی در این سبک کم توان تر است یا من از شعر نو لذت نمیبرم.
یک نکته و شاید ضعف دیگر که در کتاب میبینم این بود که اهنگ و نوای برخی غزل ها تکراری است که فکر نمیکنم صرفا به وزن برگردد بلکه نوعی ژانر یا حتی گاهی قافیه ها و کلمات مشابه در کار است
-----------------------
گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم
حتی اگر به دیده رویا ببینیم
من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینم
شاعر شنیدنی ست ولی میل توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم
این واژه ها صراحت تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینیم
مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینیم
یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینیم
شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینیم
یک نکته و شاید ضعف دیگر که در کتاب میبینم این بود که اهنگ و نوای برخی غزل ها تکراری است که فکر نمیکنم صرفا به وزن برگردد بلکه نوعی ژانر یا حتی گاهی قافیه ها و کلمات مشابه در کار است
-----------------------
گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم
حتی اگر به دیده رویا ببینیم
من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینم
شاعر شنیدنی ست ولی میل توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم
این واژه ها صراحت تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینیم
مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینیم
یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینیم
شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینیم
November 8, 2018
این کتاب دربرگیرنده بیست و هشت غزل از آخرین سروده های بهمنی است
باور کنید! حال و هوایم مساعد است
این شایعات، شیوه ی بعضی جراید است
یک صبح تیتر می شوم:
این شخص...
[بگذریم]
یک عصر:
خوانده اید... و تکرار زاید است
من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم
باور نمی کنید، همین شعر، شاهد است
باور کنید! حال و هوایم مساعد است
این شایعات، شیوه ی بعضی جراید است
یک صبح تیتر می شوم:
این شخص...
[بگذریم]
یک عصر:
خوانده اید... و تکرار زاید است
من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم
باور نمی کنید، همین شعر، شاهد است
October 28, 2019
گفتم : « بدوم تا تو همه فاصله ها را »
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را
چون آیینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله ها را
پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
ما تلخی نه گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بله ها را
بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بار دگر پر زدن چلچله ها را
یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را
چون آیینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله ها را
پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را
ما تلخی نه گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بله ها را
بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بار دگر پر زدن چلچله ها را
یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را
March 5, 2021
یه عمو داشتم...از اون عمو های جَوون که تا ابد باهات رفاقت میکنن...خیلی وقت پیش توی یه تصادف جوون مرگ شد؛روی سنگ قبرش نوشتیم:«اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است!»بهمنی هر بار منو بد جوری یاد عموم و سنگ قبرش و خاطره هاش میندازه...بین تک تک کلمه های این شعر عموم با چشمای مشکی درشتش و لبخند قشنگش و سرِ بی سر و شیداش بهم میخنده!.همیشه یادم میندازه که همچنان چه قدر عزیز از دست رفتمو دوست دارم و آره هر بار خوندنش با رسیدن به «اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست؛من از تو می نویسم و این کیمیا کم است»یادم میاد مرگ جسم آدمارو از هممیگیره اما عشقشونو نه... محمد! رفیق از دست رفته ی من این شعر برای توئه
September 1, 2019
وقتی حصار غربت من تنگ می شود ** هر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود
از بس فرار کرده ام از خویش خویشتن" ** گاهی دلم برای خودم تنگ می شود"
گاهی به ترکتازی شعرم خوشم ولی ** گاهی کمیت شاعری ام لنگ می شود
هر چند می شکیبم بر عشق باز هم ** گاهی دلم اسیر دل سنگ می شود
گر یک نظر به روی شما کرد یار ما ** دنیای عشق با تو هماهنگ می شود
"گاهی دلم برای خودم تنگ می شود" ** یا لحظه به نای غمش چنگ می شود
گاهی زمین به تمام فراخی اش ** در پیش کلبه کوچک ما،تنگ می شود
گاهی لطافت سحری ام به وقت ذکر ** با باده سحری اش جنگ می شود
گاهی به محتسب برسد عقل و دین من ** گاهی ز مستی ام همه جان سنگ می شود
گاهی فغان نمی رسد به هر کسی ** گاهی دلم به نای نی اش رنگ می شود
گر شعر گفتم به هوای رخ عزیز ** این شعر هم به هوایش ننگ می شود ...
از بس فرار کرده ام از خویش خویشتن" ** گاهی دلم برای خودم تنگ می شود"
گاهی به ترکتازی شعرم خوشم ولی ** گاهی کمیت شاعری ام لنگ می شود
هر چند می شکیبم بر عشق باز هم ** گاهی دلم اسیر دل سنگ می شود
گر یک نظر به روی شما کرد یار ما ** دنیای عشق با تو هماهنگ می شود
"گاهی دلم برای خودم تنگ می شود" ** یا لحظه به نای غمش چنگ می شود
گاهی زمین به تمام فراخی اش ** در پیش کلبه کوچک ما،تنگ می شود
گاهی لطافت سحری ام به وقت ذکر ** با باده سحری اش جنگ می شود
گاهی به محتسب برسد عقل و دین من ** گاهی ز مستی ام همه جان سنگ می شود
گاهی فغان نمی رسد به هر کسی ** گاهی دلم به نای نی اش رنگ می شود
گر شعر گفتم به هوای رخ عزیز ** این شعر هم به هوایش ننگ می شود ...
July 23, 2025
" عریانترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شهر بی نقاب قبولم نمیکند ... "
به نظرم محمد علی بهمنی یکی از موفق ترین و متبحر ترین غزل سرایان و ترانه سرایان معاصر ماست . گرچه هم شعر نو و سپید میگه و هم غزل ولی به نظرم غزل هاش چند سر و گردن بالاتر از بقیه گونه های شعریشه .
از بین دفتر های این کتاب ، " گاهی دلم برای خودم تنگ می شود " و " شاعر شنیدنی ست " رو خیلی دوست داشتم .
این شهر بی نقاب قبولم نمیکند ... "
به نظرم محمد علی بهمنی یکی از موفق ترین و متبحر ترین غزل سرایان و ترانه سرایان معاصر ماست . گرچه هم شعر نو و سپید میگه و هم غزل ولی به نظرم غزل هاش چند سر و گردن بالاتر از بقیه گونه های شعریشه .
از بین دفتر های این کتاب ، " گاهی دلم برای خودم تنگ می شود " و " شاعر شنیدنی ست " رو خیلی دوست داشتم .
January 24, 2022
عاشقانه
در خود، هر آنچه ساخته بودم خراب شد
دریای پر خورش امیدم، سراب شد
خورشید مرد و ابر غریبانه تر گریست
روزم سیاه، چون شب بی ماهتاب شد
در من نشاط بود،صفا بود،شوق بود
افسوس شد، سیاهی و غم شد، عذاب شد
اشکم، هر آنچه ریخت ز چشم نخفته ام
در چشم بخت خفته پرستوی خواب شد
می خواستم ترا و تو می خواستی مرا
نفرین به سرنوشت، که نقش بر آب شد...
در خود، هر آنچه ساخته بودم خراب شد
دریای پر خورش امیدم، سراب شد
خورشید مرد و ابر غریبانه تر گریست
روزم سیاه، چون شب بی ماهتاب شد
در من نشاط بود،صفا بود،شوق بود
افسوس شد، سیاهی و غم شد، عذاب شد
اشکم، هر آنچه ریخت ز چشم نخفته ام
در چشم بخت خفته پرستوی خواب شد
می خواستم ترا و تو می خواستی مرا
نفرین به سرنوشت، که نقش بر آب شد...
December 27, 2020
از نظر محتوی و شعر نیازی به تعریف نداره، محمد علی بهمنی کاملا شناخته شدهست. خرید این کتاب رو پیشنهاد نمیکنم، کتاب «مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی» از نشر نگاه رو بیشتر توصیه میکنم. چرا که اون مجموعه کامله ولی این مجموعه نه کامله و نه شاخصههای یک کتاب شعر رو داره.
April 3, 2019
با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشهی من ثبت میشود
این لحظهها عزیزترین یادگار تو
تا دست هیچکس نرسد تا ابد به من
میخواستم که گم بشوم در حصار تو
احساس میکنم که جدایم نمودهاند
همچون شهاب سوختهای از مدار تو
آن کوپهی تهی منم آری که ماندهام
خالیتر از همیشه و در انتظار تو
این سوت آخر است و غریبانه میرود
تنهاترین مسافر تو از دیار تو
هر چند مثل آینه هر لحظه فاشتر
هشدار میدهد به خزانم بهار تو
اما در این زمانه عسرت مس مرا
ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو
از هر طرف نرفته به بنبست میرسیم
نفرین به روزگار من و روزگار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشهی من ثبت میشود
این لحظهها عزیزترین یادگار تو
تا دست هیچکس نرسد تا ابد به من
میخواستم که گم بشوم در حصار تو
احساس میکنم که جدایم نمودهاند
همچون شهاب سوختهای از مدار تو
آن کوپهی تهی منم آری که ماندهام
خالیتر از همیشه و در انتظار تو
این سوت آخر است و غریبانه میرود
تنهاترین مسافر تو از دیار تو
هر چند مثل آینه هر لحظه فاشتر
هشدار میدهد به خزانم بهار تو
اما در این زمانه عسرت مس مرا
ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو
از هر طرف نرفته به بنبست میرسیم
نفرین به روزگار من و روزگار تو
September 12, 2021
▪️باغ لال؛ محمّدعلیِ بهمنی
...
به فصلفصلِ تو معتادم ای مخدّر ِ من
بِجویِ تشنهی رگهایِ من بریز، بریز
~
بعد از عبور، فاصلهها را شناختم
بعد از گذشتن از همهی هفتخوانِ راه
بعد از چهارنعل، مُداوم که تاختم
~
بیا به اصلِ خود ای ژندهپوش برگردیم
که صادقانهترین، رختِ باغ، عریانیست
~
ای برتر از خیال
هر دم که دست، سویِ تو بُردم، خیال بود
~
•در استِتار ِ غروب
عفونتِ همهی آبهایِ راکد را
بیا که گریه کنیم
~
آه... آری، آری
میتوان گفت_
ولی
ما رسولانِ سکوتیم
سکوت
~
•از او که گفت: یار ِتو هســتم ولی نبود
از خود که بیشکیبم وُ بیمار خستهام
~
...
به فصلفصلِ تو معتادم ای مخدّر ِ من
بِجویِ تشنهی رگهایِ من بریز، بریز
~
بعد از عبور، فاصلهها را شناختم
بعد از گذشتن از همهی هفتخوانِ راه
بعد از چهارنعل، مُداوم که تاختم
~
بیا به اصلِ خود ای ژندهپوش برگردیم
که صادقانهترین، رختِ باغ، عریانیست
~
ای برتر از خیال
هر دم که دست، سویِ تو بُردم، خیال بود
~
•در استِتار ِ غروب
عفونتِ همهی آبهایِ راکد را
بیا که گریه کنیم
~
آه... آری، آری
میتوان گفت_
ولی
ما رسولانِ سکوتیم
سکوت
~
•از او که گفت: یار ِتو هســتم ولی نبود
از خود که بیشکیبم وُ بیمار خستهام
~
Want to Read
March 15, 2016 به معجزه شبیهه که شاعر تو ده سالگی این شعر رو گفته باشه
اي واژه ي بكر جاودانه
اي شعر موشح زمانه
اي چشمه ي سينه جوش الهام
اي حس لطيف شاعرانه
اي مطلع و مقطع غزلها
اي لطف و ترنم ترانه
شبها كه زديده خواب گيرد
شعرم به سروده اي شبانه
بينم كه نشسته اي تو بيدار
بر بستر طفل پر بهانه
آوازه ي گرم لاي لايت
افكند طنين شاعرانه
شاعر نه منم، تويي كه باشد
شعرت همه شور مادرانه
احساس تو را كسي ندارد
از توست مرا هم اين نشانه
اي واژه ي بكر جاودانه
اي شعر موشح زمانه
اي چشمه ي سينه جوش الهام
اي حس لطيف شاعرانه
اي مطلع و مقطع غزلها
اي لطف و ترنم ترانه
شبها كه زديده خواب گيرد
شعرم به سروده اي شبانه
بينم كه نشسته اي تو بيدار
بر بستر طفل پر بهانه
آوازه ي گرم لاي لايت
افكند طنين شاعرانه
شاعر نه منم، تويي كه باشد
شعرت همه شور مادرانه
احساس تو را كسي ندارد
از توست مرا هم اين نشانه
August 25, 2019
خستگی
از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
December 10, 2014
تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را
بر سفره رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
حوای من!بر من مگیر این خودستایی راکه بی شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را
بر سفره رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست
حوای من!بر من مگیر این خودستایی راکه بی شک
تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست
May 29, 2016
باور کنيد حال و هوايم مساعد است
اين شايعات شيوة برخي جرايد است
يک صبح تيتر ميشوم: اين شخص...[بگذريم]
يک عصر: خواندهايد... وَ تکرار زايد است
من زندهام هنوز و غزل فکر ميکنم
باور نميکنيد، همين شعر، شاهد است
اين شايعات شيوة برخي جرايد است
يک صبح تيتر ميشوم: اين شخص...[بگذريم]
يک عصر: خواندهايد... وَ تکرار زايد است
من زندهام هنوز و غزل فکر ميکنم
باور نميکنيد، همين شعر، شاهد است
November 5, 2017
از بیست و هشت غزلش، شاید پنج غزل حس شعر بهمنی داشت. هر غزل مضمونی پیوسته داشت ولی آرایه ها کم بود. خلاصه که انتظار بیشتری داشتم.
بگیر دست مرا تا تب تو را بسرایم تو را تپنده تر از نبض واژه ها بسرایم
...
زبان دست صمیمی ست، ای زبان صمیمی بخواه از تو ببخشید! از شما بسرایم
بگیر دست مرا تا تب تو را بسرایم تو را تپنده تر از نبض واژه ها بسرایم
...
زبان دست صمیمی ست، ای زبان صمیمی بخواه از تو ببخشید! از شما بسرایم
Currently Reading
April 3, 2019چجوری دانلود کنم؟
This entire review has been hidden because of spoilers.
Displaying 1 - 29 of 29 reviews























