What do you think?


گوزنها
CD-ROM
First published January 1, 1974
About the author
Masoud Kimiai
20 books27 followersKimiai started his career as an assistant director and made his debut, Come Stranger, in 1968. With his second film, Qeysar (1969), he and Dariush Mehrjui with The film Cow, caused a historical change in Iranian film industry. But Dariush Mehrjui's film with more artistic values has sustained its level of greatness through history of Iranian cinema . Kaisar became a great success at the box office and opened the way for many young, talented filmmakers who never had a chance in the industry before. He also received many good reviews by manipulating the film critics. His films deal with people in the margin of the society with his anti-hero characters that die at the end. Many directors of commercial films imitated his Kaiser/ Qeysar for about 6 years, but in the last decade he focuses on young antagonists. He usually writes his screenplays, using slang dialogs based on ordinary traditional people’s dialect but majority of Iranians find those dialogues unrealistic and weird . In 1991 he was awarded a prize in 41st Berlin International Film Festival for his Snake Fang (Dandan-e-mar). This was not his sole international prize. At the Cairo International Film festival in 1979 he got from the International Catholic Organisation for Cinema (OCIC), the OCIC Prize for his film The Journey of the Stone (Safar Sang). The international OCIC jury gave its award to this film because The Journey of the Stone denounced the exploitation of mankind by mankind and called for a more just social order.
Filmography
Come Stranger, 1968
Qeysar, 1969
Reza, the Motorcyclist, 1970
Dash Akol, 1971
Baluch, 1972
Soil, 1973
Gavaznha, 1974
The Horse (short film)
The Oriental Boy (short film), 1974
Ghazal, 1976
The Journey of the Stone, 1978
The Red Line, 1982
Blade and Silk, 1986
The Lead, 1988
The Sergeant, 1990
Snake Fang, 1990
The Wolf's Trail, 1992
Trade, 1993
The Feast, 1995
Sultan, 1996
Mercedes, 1997
Cry, 1998
Protest, 1999
Friday soldiers, 2002
Verdict, 2004
The Boss, 2006
Trial in the Street, 2009
Jorm, 2011
Gheysar 40 saal baad (Documentary), 2011
Metropol ,2013-2014
BOOKS
Jassadhaye Shishe-ei (Novel)
Hassad Bar Zendegi Ein-al-Qozat (Novel)
Zakhm Aql (Poetry)
Filmography
Come Stranger, 1968
Qeysar, 1969
Reza, the Motorcyclist, 1970
Dash Akol, 1971
Baluch, 1972
Soil, 1973
Gavaznha, 1974
The Horse (short film)
The Oriental Boy (short film), 1974
Ghazal, 1976
The Journey of the Stone, 1978
The Red Line, 1982
Blade and Silk, 1986
The Lead, 1988
The Sergeant, 1990
Snake Fang, 1990
The Wolf's Trail, 1992
Trade, 1993
The Feast, 1995
Sultan, 1996
Mercedes, 1997
Cry, 1998
Protest, 1999
Friday soldiers, 2002
Verdict, 2004
The Boss, 2006
Trial in the Street, 2009
Jorm, 2011
Gheysar 40 saal baad (Documentary), 2011
Metropol ,2013-2014
BOOKS
Jassadhaye Shishe-ei (Novel)
Hassad Bar Zendegi Ein-al-Qozat (Novel)
Zakhm Aql (Poetry)
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
October 18, 2019
نوشته های آقای کیمیایی و فیلمهاشون با گذشت سالها هنوز هم ماندگار و پابرجا هستند.
Read
June 9, 2009- دِ رفیق من! ما وایسادیم، تو رفتی. ما نخوندیم، تو خوندی. ما عین یه جزیره بی کِـس موندیم، تو با همه کِـس جُـلتو از آب کشیدی. آخرش چی شد؟ تو اونجا نشستی و ما اینجا. مگه تو کار درستی کردی؟ دِ اگه یه مجتهدم دزدی کنه خوب دزدیه دیگه. حرفم که میزنی میگن حالیت نیس. بابا، اگه حالیمون نیس تقصیری نداریم، کسی حالیمون کرده که ما جفتک زدیم؟
قدرت، اگه من زپرتی شدم، حقم نبود...خیال میکنی که چی؟ من دو دستی این زندگیمو چسبیدم؟ خیال میکنی فکرم دیگه ازم پریده؟ نه، به امام حسین، بالامم میدونم، پایینمم میدونم. غصه وَرم داشته. غصهی من که عین تو نیس...
قدرت، اگه من زپرتی شدم، حقم نبود...خیال میکنی که چی؟ من دو دستی این زندگیمو چسبیدم؟ خیال میکنی فکرم دیگه ازم پریده؟ نه، به امام حسین، بالامم میدونم، پایینمم میدونم. غصه وَرم داشته. غصهی من که عین تو نیس...
January 25, 2019
«گوزنها» روایت مردی به نام قدرت است که پس از سرقت مسلحانه از بانک، به خانه دوست قدیمیاش سید پناه میبرد. سید، مردی معتاد و ضعیف شده است که در کنار فاطمه، بازیگر تئاتر و عشق سابقش زندگی میکند. حضور قدرت، جرقهای در زندگی متلاطم سید روشن میکند و او را به مقابله با دشمنانش وادار میسازد؛ اما این تلاشها به قیمت جان هر دو همراه است.
فیلم در پس لایههای یک داستان جنایی ساده، داستانی عمیق از رفاقت، شکست، بازسازی و سرانجام تسلیم به تقدیر را روایت میکند. «گوزنها» با فضاسازی تاریک و استفاده از نمادهای تصویری، وضعیت آشفتهای را از اجتماع و انسانهایی به تصویر میکشد که در دام سرنوشت و ساختارهای اجتماعی گرفتار شدهاند. قدرت و سید هر کدام نمایندگان دو سر طیف آسیبدیدگان اجتماعیاند: قدرت به عنوان نماد مقاومت و خشم خاموش، و سید به عنوان نماد تسلیم و انزوا.
موسیقی و فضای فیلم همراه با بازیهای پرقدرت بازیگران، به ویژه فرامرز قریبیان و بهروز وثوقی، به عمق تراژدی انسانی و اجتماعی آن میافزاید و حس ناامیدی و شکست را ملموستر میسازد. پایان تلخ فیلم، جایی که هر دو شخصیت اصلی در انفجار خانه کشته میشوند، تصویری از مرگ تدریجی رویاها و آرزوهای سرکوبشده است که تحت فشار جامعه و شرایط ناگوار فردی شکل گرفتهاند.
«گوزنها» از این منظر نه تنها یک فیلم جنایی، بلکه بازتابی از ناهنجاریهای اجتماعی، بحران هویت و مبارزه برای بقا در دنیایی بیرحم است که در آن انسانها همچون گوزنهایی سرگردان و آسیبپذیر هستند. فیلم نشان میدهد که چگونه روابط انسانی، عشق و دوستی زیر فشارهای محیطی به تدریج فرسوده میشوند و انسانها در نهایت در برابر تقدیر خشن و بیرحم تسلیم میگردند. این اثر، ماندگار و تأثیرگذار، یکی از درخشانترین نمونههای سینمای اجتماعی ایران است که با هنرمندی هرچه تمامتر شکستها و تلخیهای زندگی را به تصویر میکشد.
فیلم در پس لایههای یک داستان جنایی ساده، داستانی عمیق از رفاقت، شکست، بازسازی و سرانجام تسلیم به تقدیر را روایت میکند. «گوزنها» با فضاسازی تاریک و استفاده از نمادهای تصویری، وضعیت آشفتهای را از اجتماع و انسانهایی به تصویر میکشد که در دام سرنوشت و ساختارهای اجتماعی گرفتار شدهاند. قدرت و سید هر کدام نمایندگان دو سر طیف آسیبدیدگان اجتماعیاند: قدرت به عنوان نماد مقاومت و خشم خاموش، و سید به عنوان نماد تسلیم و انزوا.
موسیقی و فضای فیلم همراه با بازیهای پرقدرت بازیگران، به ویژه فرامرز قریبیان و بهروز وثوقی، به عمق تراژدی انسانی و اجتماعی آن میافزاید و حس ناامیدی و شکست را ملموستر میسازد. پایان تلخ فیلم، جایی که هر دو شخصیت اصلی در انفجار خانه کشته میشوند، تصویری از مرگ تدریجی رویاها و آرزوهای سرکوبشده است که تحت فشار جامعه و شرایط ناگوار فردی شکل گرفتهاند.
«گوزنها» از این منظر نه تنها یک فیلم جنایی، بلکه بازتابی از ناهنجاریهای اجتماعی، بحران هویت و مبارزه برای بقا در دنیایی بیرحم است که در آن انسانها همچون گوزنهایی سرگردان و آسیبپذیر هستند. فیلم نشان میدهد که چگونه روابط انسانی، عشق و دوستی زیر فشارهای محیطی به تدریج فرسوده میشوند و انسانها در نهایت در برابر تقدیر خشن و بیرحم تسلیم میگردند. این اثر، ماندگار و تأثیرگذار، یکی از درخشانترین نمونههای سینمای اجتماعی ایران است که با هنرمندی هرچه تمامتر شکستها و تلخیهای زندگی را به تصویر میکشد.
June 22, 2010
شاید این تنها فیلم خوب کیمیایی باشد ؛ بعد از این حرفی برائ گفتن نداشت و فقط خودش را تکرار کرد.
September 2, 2009
در نوع خودش بینظیر بود ! مخصوصن با اون طرز تلفظی که اغلب اوقات اشتباهی خونده می شه!
Displaying 1 - 5 of 5 reviews






