جلد اول را که خواندم، اعصابم خیلی خرد بود. نکردهبودند بدهند یک ویراست دم دستیاش بکنند. همهاش تکرار، همهاش کاستی، همهاش بینظمی. جلد دوّم را هم که خواندم هماین طور بود. کسی مثل ایشان که با امام و شهید صدر، با امام موسی و شهید چمران، با مراجع ثلاث و آیت الله بروجردی رابطهی نزدیک داشته، خاطراتش اینگونه باشد، جفا کرده. غفلت ایشان از سیره نویسی کاملا به چشم میآید، در هر جلد به تعداد انگشتان دست هم از مشی و سلوک شخصی و إجتماعی این بزرگان روایت پیدا نمیشود. که البته در این وانفسا همآن هم غنیمت است. باید بدانیم در دههی آینده بخش قابل توجّهی از تاریخ قابل جمعآوری انقلاب با مرگ نفوس، برای همیشه از دسترس خارج میشود. با این حال هر دو جلد ارزش خواندن داشت و البته دوّمی به واسطهی همآن سیرهنویسیهای ناب برایم دلانگیزتر بود. بدون إغراق میشود این سه جلد را بی هیچ کاهشی، کردشان یک جلد! ولی از آن طرف هم میشود دو جلد دیگر -یعنی شش جلد ویراستاری نشده- از ایشان خاطره پرسید و نوشت. تمام اینها را گفتم تا بگویم عبارتی در این کتاب دیدم که مدّتها ذهنم را مشغول کرد. در جلد اوّل -جایی که یادداشت نکردهام- میخوانیم که فلان نهاد دانشجویی رو به افول بود. مهم هم نیست کدام نهاد. بحث چیز دیگری است. بلافاصله ایشان علّت این افول را هم میآورد و میگوید:«این نهاد قدرت جذب جوانان صادق را از دست داده بود.» این عبارت دو کلمهای «جوانان صادق» آنقدر مرا ذوقزده کرد که نزدیک بود گریه کنم! چندبار همآنجا خدا را شکر کردم…
راستی تا یادم نرفته بگویم جلد اوّل را تماما و جلد دوّم را اکثرا در اتوبوس خواندم!
خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی با عناوین "جنبش دانشجویی ایران"، "لبنان، امام صدر و انقلاب فلسطین" و "شکل گیری انقلاب اسلامی ایران" منتشر شده است. جلد اول این مجموعه، با عنوان "جنبش دانشجویی ایران" و با محوریت زندگی نامه و جایگاه خانوادگی صادق طباطبایی در حوزه دین، اجتماع و سیاست، سیر تحصیلات او در آلمان، جنبش سیاسی اجتماعی انجمن های اسلامی دانشجویان فارسی زبان در خارج از کشور و نقش مرحوم سید احمد خمینی در شکل گیری انقلاب اسلامی تدوین شده است. این کتاب در شش فصل با عناوین سابقه خانوادگی و تحصیلات، فعالیت های سیاسی، اجتماعی و دانشجویی، کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایرانی، بعد از 15 خرداد در ایران، اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا و نقش فراموش شده، تنظیم شده است. در صفحه 106 کتاب "جنبش دانشجویی ایران" آمده است: در یکی از سفرها که خدمت امام رسیدم و شرح فعالیت های انجمن های اسلامی دانشجویان را دادم، گفتم ما شدیدا" در مضیقه مالی قرار داریم و هزینه های ما خیلی زیاد است و بیشتر مخارج ما مربوط به چاپ کتاب و جزوه می شود. امام گفتند که من تامین می کنم. در این زمینه با آقای دعایی صحبت کردم و از طریق بیروت پول برای ما حواله شد و با مساعدت امام توانستیم چاپخانه ای تهیه کنیم. دومین جلد از این مجموعه با عنوان "لبنان، امام صدر و انقلاب فلسطین"، در چهار فصل با عناوین سفر به لبنان، در لبنان، گفت و گو و نامه های دکتر چمران و اسناد و مدارک، تدوین شده است. در آغاز کتاب "لبنان، امام صدر و انقلاب فلسطین"، مطلبی با عنوان "سفارش ماندگار" منتشر شده که شامل نصایح امام موسی صدر به صادق طباطبایی ، هنگام عزیمتش به آلمان برای ادامه تحصیل است. در بخشی از این مطلب می خوانیم: درس باید خواند؛ مرد اجتماع باید بود؛ در عین حال مرد دین دار هم می توان بود! همه این ها با هم جمع می شوند. بلکه همه این ها یک راه است. آرامشی که در نتیجه نماز و رضایتی که در نتیجه روزه برای انسان حاصل می آید، نه تنها زحمت مختصری که در راه به پا داشتن این عبادات می کشد جبران می کند، بلکه آرامش، آسایش و نوری در قلب انسان پدید می آورد که توفیق وی را در هدف های تحصیلی نیز تامین می کند. صادق طباطبایی، در جلد سوم خاطرات خود با نام "شکل گیری انقلاب اسلامی ایران" به بازگویی وقایع مربوط به روزهای آغازین پیروزی انقلاب و رفراندوم جمهوری اسلامی ایران در سال 1358 پرداخته است. این کتاب، در دو فصل و با عناوین قلب ایران در قلب اروپا(امام در پاریس) و از پرواز انقلاب تا استقرار جمهوری اسلامی تنظیم شده است. طباطبایی در توصیف احساسات مردم در زمان خروج شاه از ایران این چنین نوشته است: هنگامی که رادیو تهران، خبر خروج شاه را پخش کرد، جشن های عمومی در سرتاسر تهران دامن گسترد. گروه های انقلابی بدون مانع از طرف نیروهای امنیتی و ارتش به خیابان ها ریختند. مردم از رانندگان دعوت می کردند تا چراغ اتومبیل ها را برای شرکت در شادی روشن کنند. [حتی]مینی بوس های سفارت آمریکا که کارکنان سفارت را به خانه می بردند، قبلا" با عکس های امام خمینی(ره) مجهز شده بودند.
سه جلدش رو خوندم علیرغم ضعف های ویراستاری و تکرار های زیاد برخی از بخش ها و ضعف سیر موضوعی اما برخی خاطرات ناب و دست اول مطرح شده در کتاب برایم درس آموز و زیبا بود بخصوص جلد دوم