Jump to ratings and reviews
Rate this book

ابیات تنهایی

Rate this book

Audio CD

First published January 1, 1993

2 people are currently reading
27 people want to read

About the author

Sohrab Sepehri

81 books615 followers
Sohrâb Sepehrî (Persian: سهراب سپهری‎) (October 7, 1928 - April 21, 1980) was a notable modern Persian poet and a painter.

He was born in Kashan in Isfahan province. He is considered to be one of the five most famous modern Persian (Iranian) poets who have practised "New Poetry" (a kind of poetry that often has neither meter nor rhyme).

Sohrab Sepehri was also one of Iran's foremost modernist painters.

Sepehri died in Pars hospital in Tehran of leukemia. His poetry is full of humanity and concern for human values. He loved nature and refers to it frequently. The poetry of Sohrab Sepehri bears great resemblance to that of E.E. Cummings.

Well-versed in Buddhism, mysticism and Western traditions, he mingled the Western concepts with Eastern ones, thereby creating a kind of poetry unsurpassed in the history of Persian literature. To him, new forms were new means to express his thoughts and feelings.

http://en.wikipedia.org/wiki/Sohrab_S...


سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران) شاعر و نقاش ایرانی بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌است. ستایش طبیعت و روستا و همچنین توجه به عرفان و نگرش توحیدی از مهم ترین مضامین شعری او بودند. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.

دورهٔ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (شهید مدرّس فعلی) (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان خرداد ۱۳۲۲ گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ دوسالهٔ دانشسرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ فرهنگ کاشان درآمد.در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و نشان درجه اول علمی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ شعر خود را با عنوان زندگی خواب‌ها منتشر کرد. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D...


http://www.sohrabsepehri.com

http://www.goodreads.com/group/show/8...

see also Sohrab Sepehri
https://www.goodreads.com/author/show...

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (35%)
4 stars
5 (25%)
3 stars
5 (25%)
2 stars
3 (15%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
May 27, 2016
من هیچوقت از طرفداران شعر سهراب نبوده و نیستم،میتوانم بگویم هیچ زمانی نبوده هوس شعر کنم و انتخاب اولم سهراب باشد اما همیشه خواندن این قطعه از سهراب به نام "بی پاسخ" برمن تاثیری غریب دارد گویی با این "بی پاسخی" همذات پنداری میکنم بخصوص آنجا که میگوید:

من در پس در تنها مانده بودم"‌
هميشه خودم را در پس يك در تنها ديده ام‌.
گويي وجودم در پاي اين در جا مانده بود،
در گنگي آن ريشه داشت‌.
آيا زندگي ام صدايي بي پاسخ نبود؟"

شنیدن این قطعه با صدای احمدرضا احمدی (که صدایش را هنگام دکلمه کردن قطعه ها بسیار دوست میدارم) تاثیرش را دو چندان میکند...


در تاريكي بي آغاز و پايان
دري در روشني انتظارم روييد.

خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم‌:
اتاقي بي روزن تهي نگاهم را پر كرد.
سايه اي در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسي خود گم كرد.
پس من كجا بودم؟
شايد زندگي ام در جاي گمشده اي نوسان داشت
و من انعكاسي بودم
كه بيخودانه همه خلوت ها را بهم مي زد
در پايان همه روياها در سايه بهتي فرو مي رفت‌.

من در پس در تنها مانده بودم‌.
هميشه خودم را در پس يك در تنها ديده ام‌.
گويي وجودم در پاي اين در جا مانده بود،
در گنگي آن ريشه داشت‌.
آيا زندگي ام صدايي بي پاسخ نبود؟

در اتاق بي روزن انعكاسي سرگردان بود

و من در تاريكي خوابم برده بود.
در ته خوابم خودم را پيدا كردم
و اين هشياري خلوت خوابم را آلود.
آيا اين هشياري خطاي تازه من بود؟

در تاريكي بي آغاز و پايان
فكري در پس در تنها مانده بودم‌.
پس من كجا بودم؟
حس كردم جايي به بيداري مي رسم‌.
همه وجودم را در روشني اين بيداري تماشا كردم‌:
آيا من سايه گمشده خطايي نبودم؟

در اتاق بي روزن
انعكاسي نوسان داشت‌.
پس من كجا بودم؟
در تاريكي بي آغاز و پايان
بهتي در پس در تنها مانده بودم‌.
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,075 followers
Read
October 31, 2009
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد
و خاصیّت عشق این است

Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.