نمره ی واقعی: دو و نیم
مجموعه ای است از چند داستان کوتاه و نمایشنامه با این عناوین: "ثواب یا گناه" (۱۳۳۴)، "نمک گندیده" (۱۳۳۴)، "عقد تمهیدی" (۱۳۳۵)، "خانه به دوش" (۱۳۳۵)، "همزه و لمزه" (۱۳۳۶)، "عالم همقطاری" (۱۳۳۵)، "باج سبیل" (۱۳۳۷) و "دو قلو" (۱۳۳۷). این کتاب نخستین باز در سال ۱۳۳۸ منتشر شده است
از نظر صوری در بعضی از این داستان ها تلاش برای زبانبازی و استفاده از ترکیبات زبان محاوره بیشتر به چشم می آید - مثل "عقد تمهیدی". من که به این نتیجه رسیدم باید مدام قلم - یا چیزهای مشابه - کنار دستم باشه بعضی از این ترکیب ها رو یادداشت کنم و سعی کنم در نوشتار و گفتار ازشون بهره ببرم. البته در مواردی کار جمالزاده به تکلف دچار می شه اما به هر حال این تلاش اون هم برای کسی که اصلا ایران نیست و اکثر عمرش رو خارج از ایران و فضای زبان فارسی گذرونده، ستایش برانگیزه. سوای واژگان و اصطلاحات، به نظرم نوع جمله بندی و نحوه ی بیان جمالزاده اغلب چیز چشمگیری نداره - حداقل برای من
از نظر محتوایی در این مجموعه چند چیز بیشتر به چشم می آد: الف. نگاه تحقیرآمیز به کار دولتی و دولتیان (بی کفایتی، فساد، رشوه و ...) - مثلا در "خانه به دوش" و "عالم هم قطاری"؛ ب. توجه به اختلاف طبقانی، فقر، و منشئیت آن برای جرم - مثلا در "ثواب یا گناه" و "نمک گندیده"؛ ج. نقد نق زدن ها و ناامیدی های عموم مردم و نقد انداختن همه ی مسئولیت ها به دوش حکومت - مثلا در "خانه به دوش" و "نمک گندیده" (خلاصه اینکه از ماست که بر ماست)؛ د. نقد نظام آموزشی - مثلا در "همزه و لمزه"؛ ه. نقد تیپ های تازه ی اجتماعی که در روند مدرن سازی ایران سر برآورده اند مثل دون ژوان ها - مثلا در "عقد تمهیدی" - یا آدم های خشک و خسیس و اتوکشیده - مثلا در "دوقلو"؛ ی. نقد دیکتاتوری رضاخانی - مثلا در "باج سبیل" که شخصیت قلدر و منفی آن رسما نامش "میرپنج" است و آخوندی که در سمت مثبت ماجرا قرار دارد یادآور پدر خود جمال زاده یعنی جمال الدین واعظ است
حاشیه: خواندن توصیفات جمالزاده از حال و هوای باغات و محلات و ... برای من مایه ی اندوه است، وقتی او را تصور می کنم در ژنو که با چه شوقی این ها را به نگارش در می آورده