Jump to ratings and reviews
Rate this book

مجموعه اشعار شهریار

Rate this book
سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (زاده ۱۲۸۵ – درگذشته ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند. وجه تسمیه این نام گذاری سالروز درگذشت شهریار است.

مهم‌ترین اثر شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده است.

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی -مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشته‌است. اما بیشتر از دیگر گونه‌ها در غزل شهره بود و از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی‌‌ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد.

1432 pages, Hardcover

First published January 1, 2012

7 people are currently reading
81 people want to read

About the author

شهریار

9 books51 followers
Seyyed Mohammad Hossein Behjat-Tabrizi (Persian: سید محمدحسین بهجت تبریزی Azerbaijani: Məhəmmədhüseyn Şəhriyar)‎ (1906-September 18, 1988), chiefly known by his pen name as Shahriar (or Shahryar / Shahriyar شهریار), was a legendary Iranian poet.

Born in Tabriz, an ethnic Iranian Azeri, Shahriar came to Tehran in 1921 and continued his studies in the Dar-ol-Fonoun high school and started studying medicine after graduation from Dar-ol-Fonoun in 1924. But he fell in love, left his studies about a year before receiving his M.D. degree, and went to Khorasan. He returned to Tehran in 1935 and started working in the Agricultural Bank of Iran.

Shahriar was the first Iranian to write significant poetry in Azeri. He published his first book of poems in 1929, with prefaces by Mohammad Taghi Bahar, Saeed Nafisi, and Pezhman Bakhtiari. His poems are mainly influenced by Hafez. His most famous poem Heydar-Baabaayaa Salaam, in Azerbaijani, is considered to be among the best modern poems in the language and has been turned into a few plays.

His most famous Azeri work Heydar Babaya Salam, Published in 1954, won the immense affection of the both the Turkic and Iranian speakers.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
23 (37%)
4 stars
21 (33%)
3 stars
8 (12%)
2 stars
4 (6%)
1 star
6 (9%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for پیمان عَلُو.
346 reviews291 followers
October 5, 2022
۱۴۰۲ صفحه بنویسی و یک ستاره بگیری،می‌دانی چرا آقای شهریار؟!
چون در جبهه ساندیس خورها قرار می‌گیری!
متاسفم،ولی وقتی خواهرم ژینا در اتاقی شیش‌متری جای گرفته و دوتا از دوستانم را به شیشه‌نوشابه مهمان کرده‌اند و خواهر و برادرهایم را دارند سلاخی می‌کنند برای تو و شعرهایت که برای همان‌‌ها سروده‌ای …
تره خورد نمی‌کنم…
چون برایم شرافت مهم است و خبری از شرافت در این ۱۴۰۲ صفحه نمی‌بینم.بلا‌تار در مصاحبه‌ای گفت: «سی سال است که دارم کار می‌کنم،و در طول این مدت باید بگم که دائم یک فیلم را دارم میسازم،آنهم در مورد شرافت انسان،اگر بخواهید می‌توانید این را گونه ای مذهب بنامید.چرا که اگر باور دارید و صد در صد مطمئن هستید که تنها یک چیز مهم است و آن شرافت انسان است.»

آقای شهریار،شرافت چند؟!
699 reviews29 followers
May 6, 2021
آمدی درخواب من دی شب؛ چه کاری داشتی؟

 ای عجب از این طرف ها هم گذاری داشتی

 

راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز

 یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی

 

 مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربان

 بعدِ عمری یادت افتاده که یاری داشتی

 

سر به زیرانداختی و گفتی آهسته سلام

 لب فروبستی نگاه شرمساری داشتی

 

خواستم چیزی بگویم گریه بغضم را شکست

 نه نگفتم سال ها چشم انتظاری داشتی

 

وقت رفتن بُغض کردی، خیره ماندی سوی من

 شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی

 

صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود

 کاش می شد باز در خوابم گذاری داشتی

 

عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن، سکوت

 دلخوش از این که شبی با او قراری داشتی

_______________

گفته بودم بی تو می میرم ، ولی این بار نه

گفته بودی عاشقم هستی ، ولی انگار نه

 

هرچه گویی دوستت دارم ، به جز تکرار نیست

خو نمی گیرم به این ، تکرارِ طوطی وار نه

 

تا که پا بندت شوم از خویش می رانی مـــرا

دوست دارم همدمت باشم ، ولی ســــربار نه

 

دل فروشی می کنی ، گویا گمان کردی که باز

با غرورم می خرم آن را ، در این بازار نه

 

قصد رفتن کرده ای ، تا باز هـم گویم بمان

بار دیگر می کنم خواهش ، ولی اصرار نه

 

گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی

آنچه دستت داده ام نامش دل است ، افسار نه
Profile Image for Naele.
195 reviews73 followers
Read
March 18, 2016
فرهنگ ما برای جهالت افزودن است
مامور زشت بودن و زیبا نمودن است.
Profile Image for Iran.
38 reviews1 follower
April 7, 2010
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند
در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟
در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟
شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر
این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
July 9, 2018
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوز دل من می گوید

من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه من می نالد

بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب

زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است

بیم آنست که از پرده فتد راز امشب

گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان

پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز

می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب

کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ناز

بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب

شهریار آمده با کوکبه گوهر اشک

به گدایی تو ای شاهد طناز امشب
9 reviews
September 4, 2025
اشعار عاشقانه شهریار و شعرهای کوتاه و بلند احساسی
شهریار، یکی از به نام ترین و پرآوازه ترین شاعران معاصر ایرانی است که نام اصلی آن سید محمدحسین بهجت تبریزی می باشد. استاد شهریار، شعرهای عاشقانه بسیار زیبایی سروده است که تا به اکنون زبانزد خاص و عام است و برخی از ترانه سراها از تلفیق شعرهای ایشان استفاده می کنند. شهرت شعرهای استاد شهریار تا بدانجا بوده که است روز 27 شهریور را به نام او «روز شعر و ادب فارسی» نام گذاری کرده اند. به همین منظور گلچین اشعاری زیبا از استاد شهریار را برایتان گرد آورده ایم.

گرچه پیر است این تنم ، دل نوجوانی میکند
در خیال خام خود هی نغمه خوانی میکند

شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من
زیر چشمی بی حیا کار نهانی میکند

عاشقی ها میکند دل ، گرچه میداند که غم
لحظه لحظه از برایش نوحه خوانی میکند

هی بسازد نقشی ازروی نگاری هر دمی
درخیالش زیر گوشش پرده خوانی میکند

عقل بیچاره به گِل مانده ولیکن دست خود
داده بر دست ِ دل و ،با او تبانی میکند

گیج و منگم کرده این دل، آنچنانی کاین زبان
همچو او رفته ز دست و ، لنَتَرانی میکند

گفتمش رسوا مکن ما را بدین شهرو دیار
دیدمش رسوا مرا ، سطحِ جهانی میکند

بلبلی را دیده دل اندر شبی نیلوفری
دست وپایش کرده گم، شیرین زبانی میکند
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.