علی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است. نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود. تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.
بخشهای از کتاب: "ققنوس": ناگاه، چون بجای پر و بال میزند بانکی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ، که معنیش نداند هر مرغ رهگذر، آنگه ز رنجهای درونیش مست، خود را به روی هیبت آتش میافکند. باد شدید میدمد و سوختهست مرغ! خاکستر تنش را اندوختهست مرغ! پس جوجههاش از دل خاکستر بدر. "مرغ غم": آه سوزان میکشم هر دم در این ویرانه من. گوشه بگرفته منم، در بند خود، بیدانه من. شمع چه؟ پروانه چه؟ هر شمع، هر پروانه من. ... دستوپایی میزنم چون نیمه جانان بیصدا. "مرغ آمین": 《رستگاری روی خواهد کرد و شب تیره، بدل با صبح روشن گشت خواهد.》مرغ میگوید. "وای بر من" : روشنایی کی دهد آیا این شب تاریک دل را؟ ... به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهی خود را تاکشم از سینهی پردرد خود بیرون تیرهای زهر را داخون؟ "بازگردان تن سرگشته": شمعی آیا بر سر بالینشان روشن شد از دستم؟ "کینهی شب": در سیاهی نگاهش همه غرق "گل مهتاب": جز بر صدای او، سوی صدای دیگر ندهم به یاوه گوش. "اندوهناک شب": شوریدگان این شب تاریک را ره است؟ آیا کسان که زنده ولی زندگانشان از بهر زندگی راهی ندادهاند، وین زندگان به دیدهی آنان چو مردهاند، در خلوت شبان مشوش، با زندگان دیگرشان هست زندگی، این راست است، زندگی این سان پلید نیست؟ پایان این شب چیزی بغیر روشن روز سفید نیست، ... مست از نوای او، استادهاند حیران. "یاد": آه! میگویند چون بگذشت روزی بگذرد هر چیز با آن روز. باز میگویند خوابی هست کار زندگانی زان نباید یاد کردن، خاطر خود را بیسبب ناشاد کردن. برخلاف یاوهی مردم پیش چشم من ولیکن نگذرد چیزی بدون سوز میکشم تصویر آن را یاد من میآید از آن روز! "تابناک من": از غم من بکاهد یا نکاهد خواب سنگینم رباید آنچنان که دلم خواهد. و شعر محشر آی آدمها...