Distinguished Polish philosopher and historian of ideas. He is best known for his critical analysis of Marxist thought, especially his acclaimed three-volume history, Main Currents of Marxism. In his later work, Kolakowski increasingly focused on religious questions. In his 1986 Jefferson Lecture, he asserted that "We learn history not in order to know how to behave or how to succeed, but to know who we are.”
In Poland, Kołakowski is not only revered as a philosopher and historian of ideas, but also as an icon for opponents of communism. Adam Michnik has called Kołakowski "one of the most prominent creators of contemporary Polish culture".
Kołakowski died on 17 July 2009, aged 81, in Oxford, England. In his obituary, philosopher Roger Scruton said Kolakowski was a "thinker for our time" and that regarding Kolakowski's debates with intellectual opponents, "even if ... nothing remained of the subversive orthodoxies, nobody felt damaged in their ego or defeated in their life's project, by arguments which from any other source would have inspired the greatest indignation."
كتاب با مقدمه جذاب آقاي خسرو ناقد و با معرفي ماركسيسم بعنوان خيالپردازي قرن بيستم آغاز ميگردد ودر ادامه به وظيفه ونقش روشنفكران كه بايد باحفظِ ذخيره عظيم فرهنگي و فكري بشري و تداوم وسهيم نمودن همه انسانها درسطح فرهنگي وساختار فكري بطوريكه كشمكشها واختلافات جهاني و درگيري ها هم نتواند كارآيي فكري وپيوستگي دستآوردهاي فرهنگي ومعنوي انسان را نابود كند ،تأكيد مي ورزد وبا معرفي لِشِك كولاكوفسكي متفكر لهستاني كه با شجاعت و صداقت و تواضع روشنفكرانه به خطاپذيري خود اذعان داشته وپيامدهاي ناخوشايند وناگوار آنرا نيز پذيرا شده ودر دوراني كه روشنفكران شيفته ايدئولوژي هاي مختلف بودند عشق به حقيقت ودليري در اعتراف به خطا رو پيشه خود ساخت ومسير انديشدگي پر فراز و نشيبي را طي نمود كه در كتاب فوق سعي شده كه با مسيري كه اين انديشمند غربي پيموده و زندگي و جهان انديشدگي او آشنايي حاصل شود. ١-در بخش نخست با مرور زندگي و آثار مهم كوشيده شده تأملي در حيات فكري وتصويري كلي از آرا و افكار اين انديشمند غربي به دست دهد وهمچنين چند نوشته متفاوت از آثار وي برگزيده شده كه نمودار گستردگي مطالعات وژرفاي تحقيقات او در زمينه هاي گوناگون است . ٢-در ابتدا گفتاري با عنوان "روح انقلابي"برگزيده شده كه كه در شما. مهمترين جستارهاي فلسفي كولاكوفسكي ميباشدكه در كتابي كه با همين عنوان مي باشد. ٣-گفتار دوم مقاله اي است تحت عنوان "فروپاشي كمونيسم و اهميت فلسفي آن "كه تحليلي است جامع از چرايي ناكامي ايدئولوژي ماركسيسم و چگونگي فروپاشي نظام كمونيستي وپيامدهاي آن ٤-در بخش بعدي ازميان گفتگوهاي فراواني كه كولاكوفسكي انجام داده دوگفتگو كه به فاصله دو سال كه گفتگوي اول در نشريه معنا وشكل (١٩٩٨)و گفتگوي دوم با عنوان "من مرگ اعلام شده احساسات مذهبي را پيش بيني نمي كنم "كه در روزنامه فرانكفورتر روند شاو(٢٠٠٠) با هم آميخته و ترجمه شده كه خوانندگان با نظريات انديشمند در رابطه با اسطوره،نسبت دين ودانش،دنيوي گرايي،شك باوري وحقوق بشرآشنا شوند. ٥-دو داستان كوتاه از كتاب كليد آسمان با عنوانهاي "ابراهيم يا قصه اندوعي عظيم "و "بلعم يا مسئله گناه عيني " انتخاب شده كه سبك آنها با ديگر آثار او تفاوت دارد كه كولاكوفسكي در كتاي كليد آسمان داستانهاي كتاب مقدس مسيحيان را با شيوه اي بديع باز خواني كرده و با اشاراتي طعنه آميز وبا تيز بيني طنز آلودي استنباط خود را به صورت چند نتيجه اخلاقي وآموزنده در پايان هر داستان آورده است .
کتاب «زندگی بهرغم تاریخ» اثری کمحجم اما پُرنکته از لشک کولاکوفسکی است که پیشنهاد میکنم بخوانیدش. کولاکوفسکی در بخشی از کتاب مینویسد: «این اندیشه که بشریت میباید خود را از شر میراث معنویاش خلاص کند و دانش و منطقی با "کیفیتی دیگر" شالودهریزی کند، مقدمهای است برای برپایی استبدادی ضد فرهنگ. در جوامع گوناگون دو وضع موجود را باید همواره به خاطر سپرد: یکی آنکه اگر نسلهای جدید، در مقابل سنتی که از پدرانشان به ارث بردهاند، پیدرپی شورش نمیکردند و سر به عصیان برنمیداشتند، ما امروز هنوز در غارها زندگی میکردیم. دوم آنکه اگر روزی شورش و عصیان علیه سنتِ موروثی، همگانی و عام شود، جای ما دوباره در غارها خواهد بود.... پیروی از سنت و ایستادگی در برابر سنت به اندازۀ هم برای زندگی اجتماعی لازم و ضروری است. جامعهای که پیروی از سنت در آن پرقدرت شود و بر تمام شئون زندگی مسلط گردد، محکوم به رکود و سکون است. از سوی دیگر، جامعهای که شورش علیه سنت در آن همگانی شود، محکوم به نابودی است.... جوامع همواره هم ایجادکنندۀ ذهنیت سنتگرایانه و هم پدیدآورندۀ روح عصیانگر علیه سنت بودهاند. هر دو ضروری است. اما فراموش نکنیم که این دو همیشه در تضاد و ناسازگاری، و نه در ترکیب و آمیزش، قادر به همزیستی با یکدیگرند».
در جوامع گوناگون دو وضع موجود را همواره بايد بهخاطر سپرد: يكي آنكه اگر نسلهاي جديد، در مقابل سنتي كه از پدرانشان بهارث بردهاند، پي درپي شورش نمیكردند و سر بهعصيان برنمیداشتند، ما امروز هنوز در غارها زندگي میكرديم. دوم آنكه اگر روزي شورش و عصيان عليه سنتِ موروثي، همگاني و عام شود، جاي ما دوباره در غارها خواهد بود. پيروي از سنت و ايستادگي در برابر سنت بهاندازه هم براي زندگي اجتماعي لازم و ضروري است. جامعهاي كه پيروي از سنت در آن پرقدرت شود و بر تمام شئونات زندگي مسلط گردد، محكوم بهركود و سكون است. از سوي ديگر، جامعهای كه شورش عليه سنت در آن همگاني شود، محكوم بهنابودي است. جوامع همواره هم ايجادكننده ذهنيت سنتگرايانه و هم پديدآورنده روح عصيانگر عليه سنت بودهاند؛ هر دو ضروري است. اما فراموش نكنيم كه اين دو هميشه فقط در تضاد و ناسازگاري، و نه در تركيب و آميزش، قادر بههمزيستي با يكديگرند
کتاب روی هم رفته چنگی به دل نمیزند نویسنده کوشیده است تا به زعم خود نقدی منصفانه و به اصطلاح درون ماندگار از اندیشه مارکس و مارکسیسم ارائه کند، با این حال نقد او از همان طعنه و گلایه های سطحی که نقل مجلس لیبرالهاست فراتر نمی رود! حال آنکه از کولاکوفسکی که خود روزی مارکسیست بوده و کتاب سه جلدی او با عنوان «جریان های اصلی در مارکسیسم» انصافا کتابی دقیق و خواندنی است، بیش از این انتظار می رود.
به گمانم متنی که خود مترجم - خسرو ناقد - در رابطه با این نویسنده و آراء و افکارش نوشته، به اندازه کل کتاب ارزش داره ! خسرو ناقد بسیار به شیوایی فلسفه و مرام کولاکوفسکی را توضیح داده است. در بخش های بعد چند مقاله و مصاحبه از کولاکفسکی آمده است که خواندنش ضرری ندارد و اگر هم نخوانید چیزی را از دست نداده اید. در آخر باز هم تاکید میکنم که مقاله ی ناقد در اول کتاب بسیار بسیار خواندنی و نغز است