Jump to ratings and reviews
Rate this book

فرشته‌ها از کجا می‌آیند؟

Rate this book
مواظب باش، يك فرشته اين جاست!
فرشته‌ها از كجا مي‌آيند؟ حكايت چهار انسان دور از هم است، انسان‌هايي كه هر يك در شرايط نابسمان خويش گرفتارند و محتاج معجزه‌گري كه از راه برسد و گره‌هاي كور زندگي‌شان را باز كند. مصطفي خرامان در اين داستان معناگرا مي‌كوشد پاسخ نيازهاي آدم‌هاي امروزي را در مكاني فراتر از دنياي مادي و قوانين آن پيدا كند.
از اين نويسنده تاكنون كتاب‌هاي بسياري براي كودكان و نوجوانان منتشر شده است.
داستان‌هاي ديگري هم مي‌توان براي فرشته‌ها خلق كرد؛ داستان‌هايي كه وجود فرشته‌ها را يادآوري مي‌كنند. مهم اين است كه فرشته‌ها وجود دارند. شايد كنار ما باشند و ما آن‌‌ها را نشناسيم. مواظب فرشته‌ها باشيد!

72 pages

First published January 1, 1385

3 people want to read

About the author

مصطفی خرامان

16 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (11%)
4 stars
1 (11%)
3 stars
3 (33%)
2 stars
1 (11%)
1 star
3 (33%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Cham.
176 reviews35 followers
October 9, 2020
داشتم فکر می‌کردم شاید نباید قبل از خوندن کتابی، بیام دوباره ریویو و امتیازت رو نگاه کنم، تا بتونم بدون پیش‌داوری کتابا رو بخونم و بررسی کنم.
آخه وقتی کتاب تموم شد، واقعا حس‌م حس سه ستاره بود. دیگه در بدترین حالت دو ستاره! از اون طرف هم نقدهات کاملا به‌جا بودش و براساس اونا حقش سه ستاره نبود، آخه به نظرم اصلا داستان نبود!
یه چیز قشنگی که می‌گی و خیلی توصیف خوب و دقیقیه، اینه که اگه تو یه مثلا وبلاگ اینو می‌خوندم حس بهتری داشتم. دقیییقا! قرار نیست که هرچیزی بشه "کتاب".
این فقط یه ماجرا بود، که حتی نمی‌دونم ساده‌ترین عناصر رو داشت اصلا؟ به قول تو شخصیت‌پردازی، که هیچی واقعا! خط داستان واقعا افتضاح بود و گیج‌کننده، یعنی من که یک سره داستان رو خوندم، اگه الان بخوام به شخصیت‌هاش فکر کنم یا این که پول اول دست کی بود و بعد چی سرش اومد، قاطی می‌کنم حتما :| خیییلی شخصیت عوض کرده بود دیگه، یعنی اصلا نمی‌تونستی با هیچ کدوم ذره‌ای ارتباط بگیری.
من که کلا با نقاشی و تصویر تو رمان و داستان مخالفم، ولی این نقاشی‌هاش هم به نظرم واقعا، افتضاح بودن!
یعنی فکر می‌کنم اگه به من یا تو یا هر نویسنده‌ی آماتور دیگه‌ای بگن یه داستان بنویس با محوریت این که "یه پولی از آسمون می‌آد و زندگی چهار نفر رو نجات می‌ده"، می‌تونستیم همچین چیزی بنویسم، و حتی بهتر و جذاب‌تر، و واقعا کلللا داستان تو همین یه جمله خلاصه شده بود.
بعدشم، زندگی دختره که جهاز می‌خواست که ربطی به پوله نداشت.
بعد واقعاً انگار داره قصه تعریف می‌کنه، اول داستان که نمی‌آن شخصیت‌ها رو معرفی کنن و آخر ماجراشون رو لو بدن که آخه، واقعا حرکت قشنگی نبود. البته اگه این کار رو نمی‌کرد هم، مسخره می‌شد که یهو همه‌چی به خیر و خوشی تموم بشه، ولی خب این که از اول می‌دونستی قراره به خیر و خوشی تموم بشه هم، جالب نبود.
بعدش، دکتری که جراحی می‌کنه، یعنی پزشک متخصص، در حالت متوسط هشت سال می‌خونه تا پزشک عمومی بشه و بعد سه الی پنج سال، تا متخصص بشه. یعنی متوسطش سی و یکی دو سال بوده پسره و دیگه حداقل حداقل ده سال از دختره بزرگ‌تر بوده. ظاهرا نویسنده به اینا فکر نکرده بود و سعی کرده بود با گفتن واژه‌ی "تازه‌کار" فاصله‌ی سنی رو معقول نشون بده.
دیگه بیش‌تر از این نگم که پتانسیل این رو داره که از زوایا و با ویژگیای مختلف کوبیدش!
تازه! ایده‌ی رو زمین اومدن فرشته‌ها هم که متعلق به این کتاب و این داستان نبود، از یه جای دیگه قرض‌ش گرفته بود، خودشم گفته بود خب.
اینا به کنار، با این که تموم اینا به نظرم منطقی می‌اومد، حسم سه ستاره بود اولش! حسه دیگه! بعدش امتیاز ندادم، گفتم حالا بذار تا بعدا بیام ریویو بنویسم، بیش‌تر فکر می‌کنم.
داشتم ریویو رو تو کله‌م پیش‌نویسی می‌کردم، یهویی یادم اومدش که، وااای! همون یه ستاره هم براش زیاده، چرا؟ فقط به خاطر یه تیکه!
اون جایی بودش که دختره که فیزیک می‌خوند، با پسربچهه که کفاش بود صحبت می‌کرد؟ واقعا چندش‌آور بود برام. حالا همه‌ش به کنار، این که نشسته پیش پسر نامحرم و با هم خل‌بازی می‌کنن به کنار، دختر شوهردار برگشته می‌گه اگه فلانی نبود می‌اومدم با تو ازدواج می‌کردم.
یعنی می‌خواستم عوق بزنم رسما! بابا زشته، حالا من سخت‌گیر و غیرتی و فلان، ولی این واقعا زشته، چندشه، خیلی حالم به هم خورد، حالا می‌خواد به هرکسی گفته باشدش هم، حتی بچه‌ی پوشکی، بازم چندشه :|
(قبل از تو، چندش با این معنا، اصلا تو فرهنگ‌لغت من نبود، الانا تازه داره وارد می‌شه)
پس من نیز یک ستاره می‌دم😁😎✊! #ت :دی

+ امیدوارم نویسنده‌ی کتاب این جا رو نبینه، دلم براش می‌سوزه. حتما کسایی هم هستن که با خوندن این‌جور آثار ذوق می‌کنن و اینا، مثلا فکر کنم مامان‌بابام خوش‌شون بیاد از این کتاب، مختصر و مفید و عین فیلمای ایرانی جذاب (😁)، آخرش عروسی!
+می‌بینی؟! برای این که خیالت راحت باشه که هنوز زنده‌م و با خیال راحت حواست به المپیاد باشه، نشسته‌م دارم یه سره کتاب می‌خونم که هی برات ریویو بنویسم :/ (البته این که چند روزه کمتر می‌رم کار تا حالم بهتر بشه و وقت خالی‌م بیش‌تر شده هم، بی‌تاثیر نیست :دی)
+راستییی! از امروز صبح نوتیفیکیشن‌های گودریدزم کاملا درست شد الحمدالله.
Profile Image for Fateme H. .
514 reviews86 followers
April 24, 2020
ایده فرشته‌ها و به زمین اومدنشون رو دوست داشتم، اما همین.
داستان ضعیفی بود، خوشم نیومد.
بیشتر از این‌که شبیه یه رمان واقعی باشه، شبیه خلاصه یه کتاب دیگه بود. انگار عجله‌ای و هول‌هولکی نوشته شده بود، نه پرداخت درست و حسابی‌ای، نه شخصیت‌پردازی و هیچی. تقریبا همه شخصیتا یه تیپ توخالی بودن و هیچ ویژگی خاصی نداشتن که اون‌ها رو از داستانای دیگه، و یا حتی گاهی از هم‌دیگه متمایز کنه.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.