کتاب با سه پیوست: «درباره ساختار توپ مرواری» «فشرده داستان توپ» و «بخشهایی از صد خطابه میرزا آقاخان کرمانی» و در دو فصل با عنوانهای: «تجدّد و ناسیونالیسم» و «جهان نوشتهها» و در شش بخش با عنوانهای: «از باغ تا متن ادبی»، «هدایت و ناسیونالیسم»، «جمالزاده و هدایت»، «داستانها و نمایشنامهها»، «ساختار بوف کور و ناسیونالیسم» و «در برزخ بوف کور» منتشر شد.
«هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم» نقد و بازخوانی متفاوتی است از بوف کور و دیگر نوشتههای هدایت در متن تاریخ و فرهنگ عصر تجدّد «ناسیونالیسم» به عنوان یکی از مهمترین مضمونهای نوشتههای هدایت، بحث محوری کتاب است.
. پشت دریاها شهری است/که در آن پنجره ها روبه تجلی باز است/بام ها جای کبوترهایی است که به فوارۀ هوش بشری می نگرند. خواندن این اثر سترگ نگاه تازه وعالمانه به متون را به ما می آموزد تا بتوانیم با خواندن وخواندن واندیشیدن درست وبهره مندی از دانش جهانی متون مان را گره گشایی کنیم واین مهم برآیند فرهیختگی است .
قلم ماشاالله آجودانی در نقد و تحلیل گیرا و دلچسبه. به خصوص مراجعه ی آجودانی به دوره ی نوشته شدن کتاب (یا واقعه) و تحلیل اون در بستر وقایع و طرز تفکر حاکم بر اون دوره، از نکات زیادی رمز گشایی می کنه. برای فهم بهتر بوف کور مطالعه این کتاب رو بسیار توصیه می کنم.
کتاب بسیار جالب و خواندنی بود. نگاه نویسنده نو و البته مدون بود. تحلیل ایشان از داستان بوف کور به خوبی با متن داستان هم خوانی داشت و به طور منصفانه ای به سایر آثار هدایت ارجاع داده شده بود. مقدمه ی کتاب نیز فضای بحث را به نیکی آماده کرده بود. به نظرم مقداری از کتاب اما به حجم کتاب بدون منظور اضافه می نمود
کتاب، تفسیری است از رمانِ بوف کورِ صادق هدایت. تفسیری ناسیونالیستی از رمانی که به عقیده دکتر آجودانی مدرنترین رمان، و شاخص ادبیات داستانی دوران مشروطه محسوب میشود. نویسنده تلاش میکند که نشان بدهد که ضدیت هدایت با اعراب و یهودیان و به طور کلی با فرهنگ و ادیان سامی و ستایش خلل ناپذیرش از ایرانی ساسانی چگونه در رمان نشان داده شده. و البته تاکید هم کرده که این نژادگرایی هدایت چه تاثیر مخربی بر برخی از آثارش داشته است. برای منی که کلا با هیچکدام از آثار هدایت ارتباط زیادی برقرار نمیکنم آموزندهای بود.
به باور آجودانی آنچه مایه یاس هدایت بود یعنی استحاله فرهنگ "اصیل" ایرانی به فرهنگی بیگانه در بوف کور با آوردن نمادها نشانه ها و تمثیل ها بصورت شاعرانه ای به نمایش درمیآید. بزرگترین آن استحاله راوی به پیرمرد خنزرپنزری است که کلمات عربی از لابلای دندانهای کرم خورده وی بیرون میآید...