What do you think?


جوانمرد نام دیگر تو
هزاران معجزه
میان آسمان و زمین معطل است
دستی باید تا معجزه را فرود آورد
و آن دستِ جوانمرد است
چاپ اول ۱۳۸۶
میان آسمان و زمین معطل است
دستی باید تا معجزه را فرود آورد
و آن دستِ جوانمرد است
چاپ اول ۱۳۸۶
64 pages, Paperback
First published April 1, 2007
About the author
عرفان نظرآهاری
16 books355 followersعرفان نظرآهاری نویسنده و شاعر کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شد. او کارشناس ادبیات انگلیسی است. مدرک دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرده و هم اکنون دانشجوی دوره دکترای تاریخ فلسفه است.
نظرآهاری درسال ۲۰۰۱ برگزیده نخست کنگره شعر زنان شد و «پشت کوچه های ابر» اثر این نویسنده به عنوان برگزیده جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتخاب شد. نظرآهاری هم اکنون به تدریس در دانشگاه ها و مراکز علمی و آموزشی مشغول است.
نظرآهاری درسال ۲۰۰۱ برگزیده نخست کنگره شعر زنان شد و «پشت کوچه های ابر» اثر این نویسنده به عنوان برگزیده جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتخاب شد. نظرآهاری هم اکنون به تدریس در دانشگاه ها و مراکز علمی و آموزشی مشغول است.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 43 reviews
July 21, 2018
"جوانمرد نام دیگر تو"کتابی جذاب و خلاقانه از بانو عرفان نظرآهاری است که به بازآفرینی زندگی عارف و صوفی نامدار ایرانی"ابوالحسن خرقانی"می پردازد...
توالی مطالعه این کتاب و تذکره ی اندوهگینان برام بسیار لذت بخش بود.
در تذکره ی اندوهگینان با ابوالحسن خرقانی آشنا شدم و زندگی کردم:) و "جوانمرد نام دیگر تو"زوایایی دیگر از زندگی این بزرگ مرد عارف یا شاید بهتره بگم'عاشقِ واصل' رو برام تصویر کرد;به سبکی خلاقانه که مخصوص شخص عرفان بانوست...!
بریده ای از کتاب:
می رفتند و می گفتند از اینجا تا خدا هزار فرسنگ است و هزاران گام.
جوانمرد اما برخاست و گفت:از اینجا تا خدا سه گام بیشتر نیست.
تعجب کردند و شوریدند و فریاد زدند و گفتند:عمری است می رویم و هنوز نرسیده ایم،چگونه است که تو می گویی سه گام بیشتر نیست؟
جوانمرد گفت:گام اول این است که بگویی خدا;و دیگر هیچ،گام دوم انس است و سومین گام سوختن.
و خود گفت:خدا و انس گرفت و سوخت.
آنها اما همچنان می رفتند و همچنان می گفتند:
از اینجا تا خدا هزار فرسنگ است و هزاران گام.
توالی مطالعه این کتاب و تذکره ی اندوهگینان برام بسیار لذت بخش بود.
در تذکره ی اندوهگینان با ابوالحسن خرقانی آشنا شدم و زندگی کردم:) و "جوانمرد نام دیگر تو"زوایایی دیگر از زندگی این بزرگ مرد عارف یا شاید بهتره بگم'عاشقِ واصل' رو برام تصویر کرد;به سبکی خلاقانه که مخصوص شخص عرفان بانوست...!
بریده ای از کتاب:
می رفتند و می گفتند از اینجا تا خدا هزار فرسنگ است و هزاران گام.
جوانمرد اما برخاست و گفت:از اینجا تا خدا سه گام بیشتر نیست.
تعجب کردند و شوریدند و فریاد زدند و گفتند:عمری است می رویم و هنوز نرسیده ایم،چگونه است که تو می گویی سه گام بیشتر نیست؟
جوانمرد گفت:گام اول این است که بگویی خدا;و دیگر هیچ،گام دوم انس است و سومین گام سوختن.
و خود گفت:خدا و انس گرفت و سوخت.
آنها اما همچنان می رفتند و همچنان می گفتند:
از اینجا تا خدا هزار فرسنگ است و هزاران گام.
May 18, 2015
به دخترکم و شاید پسرکم توی حوالی سن راهنمایی، کتابهای عرفان نظرآهاری رو میدم بخونن! اگرچه بعضی کتابهاش خیلی شبیه هم شده ن و به تکرار افتاده، ولی خب جوانمرد از اون دسته نیست، کاملاً متمایز و یکتاست از باقی کتابهای نظرآهاری. من با این کتاب عاشق شخصیت شیخ خرقانی شدم و هرجا به اسمش میخورم یاد این کتاب میفتم
August 1, 2016
از پشت دیوارهای ملکوت هنوز هم صدای مناجات جوانمرد به گوش می رسد.
صدای جوانمردی که به خدایش می گفت:
الهی اگر اندامم درد کند شفا تو دهی،چون توام درد کنی،شفا که دهد؟
الهی مرا برای خویش آفریدی،از مادر برای تو زاده شدم،مرا صید هیچ آفریده مکن.
الهی از بندگان بعضی نماز و روزه دوست دارند و بعضی حج و غزا و بعضی علم و سجاده،مرا از همه این ها باز کن که زندگانی و دوستی ام جز برای تو نباشد.
صدای جوانمردی که به خدایش می گفت:
الهی اگر اندامم درد کند شفا تو دهی،چون توام درد کنی،شفا که دهد؟
الهی مرا برای خویش آفریدی،از مادر برای تو زاده شدم،مرا صید هیچ آفریده مکن.
الهی از بندگان بعضی نماز و روزه دوست دارند و بعضی حج و غزا و بعضی علم و سجاده،مرا از همه این ها باز کن که زندگانی و دوستی ام جز برای تو نباشد.
June 28, 2018
واقعا فوق العاده است... از اون کتابها که دوست داری هرچند وقت یه بار بخونیش و لذت ببری
August 20, 2009
چهل روایت از مردی عارف به نام ابوالحسن خرقانی که با سبکی ادبی بوسیله نویسنده به رشته تحریر در آمده است .
از معروفترین روایاتی که از این عارف همه شنیده ایم داستان معروف مردی است که به دنبالش به خانه می رود و زنی بد اخلاق در را بروی او می گشاید و دشنام به مرد و خود ابوالحسن می دهد ، مرد در راه بازگشت کسی را می بیند که بر پشت شیری نشسته و کمندی از مار در دست دارد نام او را جویا می شود و مرد پاسخ می دهد که ابوالحسن هستم . مرد به شگفتی موضوع پیش آمده در خانه را تعریف می کند ، عارف لبخندی می زند و هدر آنچه را که از علم و فضل دارد را ، پاداش مدارا با همچون زنی عنوان می کند .
روایت های کوتاه ، صمیمی ، عرفانی و عاشقانه، به همراه نوع خاص طراحی جلد کتاب و جنس خاص برگ برگ آن من را ترغیب به خواندن چهل باره این چهل روایت نمود .
از معروفترین روایاتی که از این عارف همه شنیده ایم داستان معروف مردی است که به دنبالش به خانه می رود و زنی بد اخلاق در را بروی او می گشاید و دشنام به مرد و خود ابوالحسن می دهد ، مرد در راه بازگشت کسی را می بیند که بر پشت شیری نشسته و کمندی از مار در دست دارد نام او را جویا می شود و مرد پاسخ می دهد که ابوالحسن هستم . مرد به شگفتی موضوع پیش آمده در خانه را تعریف می کند ، عارف لبخندی می زند و هدر آنچه را که از علم و فضل دارد را ، پاداش مدارا با همچون زنی عنوان می کند .
روایت های کوتاه ، صمیمی ، عرفانی و عاشقانه، به همراه نوع خاص طراحی جلد کتاب و جنس خاص برگ برگ آن من را ترغیب به خواندن چهل باره این چهل روایت نمود .
February 1, 2009
جوانمرد بر چرخ و فلک زندگی سوار بود ، می چرخید و ذوق می کرد. می گرید و ذوق می کرد.بالا می رفت و ذوق می کرد. پائین می آمد و ذوق می ورزید.
گفتند: پائین بیا ، ای مرد ، برازنده نیست مردی و این همه ذوق ، مردی واین همه شور و مردی واین همه کودکی.
جوانمرد تردید کرد ، می خواست پائین بیاید ، که خدا دستش را گرفت و گفت : همین جا بمان، دنیا چرخ و فلکی بزرگ است که تنها کودکی می تواند بر آن سوار شوند.
دیگران از این چرخ و فلک می هراسند و تنها در گوشه ی به تماشا نشسته اند.
و بدان! کسی که پیش ما مرد است ، پیش مردم ، کودک است و کسی که پیش مردم ، مرد است ، پیش ما نامرد!
جوانمرد خندید و کودکی را برگزید!
و من هم کودکی را برگزیدم!
گفتند: پائین بیا ، ای مرد ، برازنده نیست مردی و این همه ذوق ، مردی واین همه شور و مردی واین همه کودکی.
جوانمرد تردید کرد ، می خواست پائین بیاید ، که خدا دستش را گرفت و گفت : همین جا بمان، دنیا چرخ و فلکی بزرگ است که تنها کودکی می تواند بر آن سوار شوند.
دیگران از این چرخ و فلک می هراسند و تنها در گوشه ی به تماشا نشسته اند.
و بدان! کسی که پیش ما مرد است ، پیش مردم ، کودک است و کسی که پیش مردم ، مرد است ، پیش ما نامرد!
جوانمرد خندید و کودکی را برگزید!
و من هم کودکی را برگزیدم!
July 26, 2016
● دو سال پیش ی عزیزی این کتاب و برام سوغاتی آورد ورق زدمش زیاد خوشم نیومد
●تا اینکه امروز اتفاقی ورش داشتم ی نگاهی دوباره بزنم
●از ۴۰ روایت کوتاهی که داشت هفتاش و دوست داشتم
●البته نظر واقعیم بیشتر ۳.۵ بود ولی دلم نیومد ۳ بدم
.
●یکی از ۴۰ روایت:
آن مرد طبیب بود و میگفت : جهان بیمارستانی است بی سر و سامان . هرکس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد.
هزاران هزار بیماری ، افسوس ، اما هزاران هزار دوا را چطور می توان یافت ؟
جوانمرد می گفت : ما همه تنها یک بیماری داریم : خواب؛ و دوایی نیست، جز بیداری.
بیدار شویم تا جهان بیمار نباشد
.
●تا اینکه امروز اتفاقی ورش داشتم ی نگاهی دوباره بزنم
●از ۴۰ روایت کوتاهی که داشت هفتاش و دوست داشتم
●البته نظر واقعیم بیشتر ۳.۵ بود ولی دلم نیومد ۳ بدم
.
●یکی از ۴۰ روایت:
آن مرد طبیب بود و میگفت : جهان بیمارستانی است بی سر و سامان . هرکس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد.
هزاران هزار بیماری ، افسوس ، اما هزاران هزار دوا را چطور می توان یافت ؟
جوانمرد می گفت : ما همه تنها یک بیماری داریم : خواب؛ و دوایی نیست، جز بیداری.
بیدار شویم تا جهان بیمار نباشد
.
November 7, 2021
چهل روایت عارفانه است برگرفته از زندگانی شیخ ابوالحسن خرقانی، عارف صوفی مسلکی که تمامی عمرش را به دنبال خدا میگشت. به سبک نثر کهن نوشته شده ولی با قلمی روان و خالی از عبارات سخت ترجمه، که حتی هرنوجوانی به راحتی میتواند آن را بخواند.
تنها نقدم به کتاب این است که سخنی از اهل بیت به میان نیاورده. در صورتی که رسیدن به خدا بدون عبور از مسیر قرآن و اهل بیت ممکنه نیست، به قول سعدی که گفت: سعدیاگر عاشقی کنی و جوانی | عشق محمد بس است و آل محمد...
ولی خب معارف آموزنده این کتاب در معارف اهل بیت نیز مشترک است و یافت میشود....
روایت بیست و یکم
به جوانمرد گفتند: از این دنیا چه با خود ببریم که انجا نباشد و چه به خداوند پیشکش کنیم که نداشته باشد؟چوانمرد گفت: هیچ چیز نیست که انجا نباشد و هیچ چیز نیست که بتوان به خدا هدیه کرد.اما از اینجا با خود -نیستی- ببرید و به خدا -نیاز- پیشکش کنید تا خدا به شما -بی نیازی- ببخشد و -هستی- هدیه تان دهد.
تنها نقدم به کتاب این است که سخنی از اهل بیت به میان نیاورده. در صورتی که رسیدن به خدا بدون عبور از مسیر قرآن و اهل بیت ممکنه نیست، به قول سعدی که گفت: سعدیاگر عاشقی کنی و جوانی | عشق محمد بس است و آل محمد...
ولی خب معارف آموزنده این کتاب در معارف اهل بیت نیز مشترک است و یافت میشود....
روایت بیست و یکم
به جوانمرد گفتند: از این دنیا چه با خود ببریم که انجا نباشد و چه به خداوند پیشکش کنیم که نداشته باشد؟چوانمرد گفت: هیچ چیز نیست که انجا نباشد و هیچ چیز نیست که بتوان به خدا هدیه کرد.اما از اینجا با خود -نیستی- ببرید و به خدا -نیاز- پیشکش کنید تا خدا به شما -بی نیازی- ببخشد و -هستی- هدیه تان دهد.
September 15, 2015
راهی که به بهشت میرود،نزدیک است
من به آن راه ِ دور دست می روم راهی کِ تنها به خدا می رسد
و من قرن هاست که گریه می کنم، نه به خاطر گوگرد پارسی و دیبای رومی و آبگینه ی حلبی،و نه به خاطر پدرم،به خاطر عیاران و جوانردان که نامشان سارقان شد و دزدان و راهزنان .هرچند مرامشان ستاندن از توانگران بود و بخشیدن به فقرا.
من به آن راه ِ دور دست می روم راهی کِ تنها به خدا می رسد
و من قرن هاست که گریه می کنم، نه به خاطر گوگرد پارسی و دیبای رومی و آبگینه ی حلبی،و نه به خاطر پدرم،به خاطر عیاران و جوانردان که نامشان سارقان شد و دزدان و راهزنان .هرچند مرامشان ستاندن از توانگران بود و بخشیدن به فقرا.
February 5, 2020
حجم کم کتاب آن را از نظرها پنهان کرده بود. رحمت وجود مادرم در منزل ما باعث شد این کتاب از لابلای انبوهی کتاب قطور با جلدهای ضخیم بیرون کشیده شود. پیامهای عارفانه شیخ ابولحسن خرقانی، صوفی ایرانی بسیار آموزنده و زنده است. این آموزه ها همیشگی و جاودانه اند.
دوست دارم تمام این حکایتهای ناب را با خط درشت نوشته و بر دیوار منزلم نصب کنم.
ممنون بانوی عزیز
دوست دارم تمام این حکایتهای ناب را با خط درشت نوشته و بر دیوار منزلم نصب کنم.
ممنون بانوی عزیز
November 26, 2009
این جوانمرد شاید جوانی خسته باشد که زنگار غم،قلبش را تیره کرده و شاید مجنونی که در فراق لیلی می گرید.شاید پیرمردی فرتوت که چشم انتظار مرگ است و شاید کودکی ناتوان که امید در عمق نگاه منتظرش موج می زند.
شاید نوزادی باشد که هنوز به دنیا نیامده و شاید مادری که تو فرزند آنی
شاید نوزادی باشد که هنوز به دنیا نیامده و شاید مادری که تو فرزند آنی
April 21, 2015
اين كتاب براي من يك ذهنيتِ خوبي رو به جا گذاشته
بدون در نظر گرفتن معايبِ كوچك
كتاب خوبي بود و لذت بردم چون برام جذابيت داشت هم نوع قلم نوشتن كتاب هم لطيف بودنش با اينكه كتاب جنبه ي عرفاني هم داره...
بدون در نظر گرفتن معايبِ كوچك
كتاب خوبي بود و لذت بردم چون برام جذابيت داشت هم نوع قلم نوشتن كتاب هم لطيف بودنش با اينكه كتاب جنبه ي عرفاني هم داره...
March 14, 2017
راهی که به بهشت میرود نزدیک است٬
من به آن راه دوردست میروم٬ راهی که تنها به خدا میرسد...
من به آن راه دوردست میروم٬ راهی که تنها به خدا میرسد...
December 15, 2021
من این کتاب رو سالها پیش خونده بودم
وقتی ۱۲ ساله بودم. الان ۱۰ سال از اون روزا میگذره با خوندن دوبارهش فهمیدم تو اون سن هیچی از این کتاب نفهمیده بودم. نمیدونم شاید ۱۰ سال دیگه هم بگم، که ۱۰ سال پیش چیزی نفهمیده بودم.
ولی خیلی زیباست. نثر دلانگیزش، تشبیهای زیباش، اینکه توی هر داستان و روایت ذهن رو به چالش میکشه و باید فکر کنی....
خیلی زیباست :)
وقتی ۱۲ ساله بودم. الان ۱۰ سال از اون روزا میگذره با خوندن دوبارهش فهمیدم تو اون سن هیچی از این کتاب نفهمیده بودم. نمیدونم شاید ۱۰ سال دیگه هم بگم، که ۱۰ سال پیش چیزی نفهمیده بودم.
ولی خیلی زیباست. نثر دلانگیزش، تشبیهای زیباش، اینکه توی هر داستان و روایت ذهن رو به چالش میکشه و باید فکر کنی....
خیلی زیباست :)
July 9, 2022
واگویه هایی از شیخ خرقانی که درواقع توصیف ویژگی ها و تمایز های «یک جوانمرد» است.
حکایت های جالبی ست با قلم دوست داشتنی عرفان نظرآهاری
قسمتی از متن کتاب:
… کسی که بر خوان خدا به جان ارزد، البته بر سفرهی جوانمرد به نان میارزد!
… هزاران معجزه میان آسمان و زمین معطل است. دستی باید تا معجزهها را فرود آورد. و آن دست جوانمرد است.
حکایت های جالبی ست با قلم دوست داشتنی عرفان نظرآهاری
قسمتی از متن کتاب:
… کسی که بر خوان خدا به جان ارزد، البته بر سفرهی جوانمرد به نان میارزد!
… هزاران معجزه میان آسمان و زمین معطل است. دستی باید تا معجزهها را فرود آورد. و آن دست جوانمرد است.
September 6, 2018
جوانمردم آرزوست :)
March 8, 2019
چهل روایت بسیار زیبا با بیانی ادبی عرفانی در مورد ابوالحسن خرقانی از بزرگترین عرفای اسلامی. خیلی کتاب جذاب و زیباییست
Read
January 20, 2008اين نويسنده رو يكي از دوستانم معرفي كرد. چند تا از كتابهايش را هم خوندم. تو همون مايهها و نثر مستور و روي ماه خدا را ببوس منتها زنانهاش. البته اين كتاب از صدقهسر نام حضرت ابوالحسن خرقاني وجههاي به خودش گرفته
October 24, 2010
دستی باید...دستی
January 8, 2012
این کتاب رو از دوستی هدیه گرفتم، با اینکه نثر حکایت های قدیمی معمولا یک مقدار سخته برای من حداقل، ولی این یکی به نظرم جذاب بود. همونطور که از قلم عرفان نظر آهاری انتظار میره ..
January 4, 2018
اینها را چون آیینه دان، آخر دانی که آیینه را صورتی نیست در خود؛ اما هر که در او نگاه کند، صورت خود تواند دید..
August 9, 2022
مشتی روایتِ سبک با صبغهی کلاسیک در باب شرح معنای کهن جوانمرد. چیز جدیدی برای ارائه ندارد.
June 26, 2026
توصیفات نویسنده انقدر زیبا و جذاب بود حتی منی که آدم با خدایی نیستم از کتاب خوشم اومد و باعث شد به رفتارم بیشتر توجه داشته باشم و مثل جوانمرد داستانمون با مردم برخورد کنم.
وقتی نویسنده از تشبیه زیاد استفاده میکنه باعث میشه کتاب رو جور دیگهای دوست داشته باشم و این کتاب همونطور بود.
تصویرسازیهای خیلی جالب و بامزهای هم داشت که لذت کتاب خوندن رو بیشتر میکرد و همینطور رنگ نارنجی سورمهای که در بعضی صفحات باهم جا به جا میشدن.
وقتی نویسنده از تشبیه زیاد استفاده میکنه باعث میشه کتاب رو جور دیگهای دوست داشته باشم و این کتاب همونطور بود.
تصویرسازیهای خیلی جالب و بامزهای هم داشت که لذت کتاب خوندن رو بیشتر میکرد و همینطور رنگ نارنجی سورمهای که در بعضی صفحات باهم جا به جا میشدن.
August 29, 2026
عنوان جوانمرد نام دیگر تو با حالوهوای اثر جور است و داستان بدون ادعای اضافه مسیر خودش را میرود. جوانمرد نام دیگر تو ساده و روان شروع شد ولی کمکم بیشتر از چیزی که فکر میکردم درگیرم کرد.
August 29, 2026
عنوان جوانمرد نام دیگر تو با حالوهوای اثر جور است و داستان بدون ادعای اضافه مسیر خودش را میرود. جوانمرد نام دیگر تو ساده و روان شروع شد ولی کمکم بیشتر از چیزی که فکر میکردم درگیرم کرد.
September 4, 2026
عنوان جوانمرد نام دیگر تو با حالوهوای اثر جور است و داستان بدون ادعای اضافه مسیر خودش را میرود. رابطهام با جوانمرد نام دیگر تو بیشتر حسی بود و فضا و لحنش بیشتر از یک صحنه خاص روی من اثر گذاشت.
September 2, 2020
زمین وزمان را میگردم در جستجوی جوانمرد. کاروانسراهای خشتی جادههای سنگی و کوچههای خاکی را میگردم، در جستجوی جوانمرد. سر محلهها و زیر گذر بازارچهها و گود زورخانهها و پستوی خانهها را میگردم در جستجوی جوانمرد. حجره پیشه وران و خانقاه صوفیان و خیمه سپاهیان را میگردم، در جستجوی جوانمرد. میگردم و میروم، آنقدر تا به عیاران میرسم؛ نه به این عیار که معنایش چابک و چالاک است؛ به آن«ایار» میرسم که نامش از یار میآید و مرامش از یاری. آن ایار که به نار سوگند میخورد و به مهر و به ماه. آن ایار برخاسته از آیین مهر و میترا. شگفتا که این جوانمرد تا کجا دور رفته است. پدرم مردی بازارگان بود. گوگرد پارسی به چین میبرد و کاسه چینی به روم. دیبای رومی به هند میبرد و پولادهندی به حلب. آبگینه حلبی به یمن میبرد و برد یمانی به پارس. در نیمه شعبان دشت، عیاران به کاروانش زدند، سکههایش را بردند، گوگردش را به باد دادند، دیبای رومیاش را دریدند و آبگینههایش را شکستند. دست و دهانش را بستند و برهنه رهایش کردند.
October 9, 2008
اين هبياني زيبا از نچه در كتاب اصلي داريمش ....
Displaying 1 - 30 of 43 reviews




























