Jump to ratings and reviews
Rate this book

اینها را فقط به خاطر شما چاپ می کنم

Rate this book
عنوان: اینها را فقط به خاطر شما چاپ میکنم؛ اثر: سیدمهدی موسوی؛ مجموعه غزل های 1380-1374؛ مشخصات نشر: تهران، سخن گستر؛ 1384، در 120 ص، شابک: 9644770250؛موضوع: شعر امروز

120 pages, Paperback

First published January 1, 2005

8 people are currently reading
112 people want to read

About the author

سید مهدی موسوی

20 books181 followers
سید مهدی موسوی (زاده ۱۳۵۵ در تهران) شاعر و نویسنده ایرانی و بنیانگذار جریانی به نام «غزل پست مدرن» در ایران است شعرهای او علی رغم محبوبیت در بین جوانان در دهه هفتاد و هشتاد، با مخالفت حکومت روبرو بود که منجر به بارها بازداشت و حکم نه سال زندان و ۹۹ ضربه شلاق برای او شد.

از آثار مطرح او می‌توان کتاب «فرشته‌ها خودکشی کردند» را نام برد. یکی از فعالیت‌های مهم او ایجاد کارگاه‌های شعر و داستان در شهرهای مختلف ایران نظیر کرج، تهران، شاهرود، مشهد و... در طی سال‌های ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۸۸ بوده‌است، که همین مسئله را عامل محبوبیت او در آن مقطع زمانی برمیشمرند. از شاگردان او می توان به فاطمه اختصاری، محسن عاصی، محمد حسینی مقدم، الهام میزبان، مونا زنده دل، آناهیتا اوستایی و حامد داراب اشاره نمود. کارگاه‌های او پس از دستگیری اش در سال ۱۳۸۹ تعطیل شد.

هم‌چنین او در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ سردبیری نشریهٔ «همین فردا بود» را به عهده داشت

خوانندگان بسیاری همچون ستار، آرش سبحانی، حامد نیک‌پی، رعنا منصور، شاهین نجفی، نوید زردی و آریا آرام‌نژاد اشعار او را به صورت موزیک اجرا کرده‌اند.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
18 (48%)
4 stars
12 (32%)
3 stars
3 (8%)
2 stars
2 (5%)
1 star
2 (5%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Linda Bayani.
12 reviews28 followers
August 24, 2009
اولین مجموعه غزل هایی بود که از این شاعر خوندم و واقعا ارزش چند باره خونده شدن دارن
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
August 3, 2016
شاعر سکوت کرد به آخر رسیده بود
از قله های عشق به بستر رسیده بود
از خود گریخت رفت به هر کس که سر کشید
تنها به یک نبودن دیگر رسیده بود
برگشت خاطرات خودش را مرور کرد
دوران تلخ شاعریش سر رسیده بود
هی سعی کرده بود شروعی دوباره را
از هر چه بد که بود به بدتر رسیده بود
جرأت نداشت باز کند پوچ محض را
تنها دویده بود و به یک در رسیده بود
تعبیر عکس داد سرانجام مرد را
خواب کلاغ که به کبوتر رسیده بود
از دشمنان صراحت شمشیر زهر دار
از دوستان صداقت خنجر رسیده بود
از زن که علت همه ی هیچ مرد بود
تنها عذاب و رنج مکرر رسیده بود
شاعر هنوز آنور دنیا ادامه داشت
هر چند زن به مصرع آخر رسیده بود
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.