از کتابهای جامع و خواندنی نگاشته شده دربارۀ ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی رازی (۲۵۱-۳۱۳)، طبیب، شیمیدان، فیلسوف و عودنوازِ نامدارِ اهل ری میتوان به کتاب خواندنی و ارزشمند «حکیم رازی»، اثر پرویز سپیتمان یا همان پرویز اذکائی اشاره کرد (سپیتمان: ۱۳۸۴: ۶۸-۷۰). کتابی که سپیتمان در نوشتن آن علاوه بر استفاده از آثار برجای مانده از رازی مانند طب روحانی و سیرت فلسفی، به جمعآوری و خواندن تمام کتابهای منتشر شده در رابطه با او پرداخته است. چنانکه در مقدمۀ کتاب مینویسد:
در خصوص منابع تألیف کتاب باید به اهل تحقیق اطمینان دهم که تمامی آثار و کتب و مقالات دربارۀ رازی را به هر زبانی که هست، دیده و خواندهام (همان: یب).
پرویز سپیتمان در پارهای از این کتاب، محمد بن زکریای رازی را ماتریالیست و خداشناسی راستین معرّفی میکند که اعتقادی به خدای متکلّمان دینی ندارد و خدای او از جنس خدای عارفانِ وحدتِ وجودی است. و از اینروست که ناصرخسرو معتقد است رازی انسان را در مقابل خدا قرار داده و او را به الوهیت اومانیست رسانده است (همان: ۲۵۸-۴۱۰).
محمد بن زکریای رازی برخلاف بسیاری از فیلسوفان ازجمله ابونصر فارابی و ناصرخسرو سازش بین فلسفه و دین را ممکن نمیدانست (همان: ۶۲۳-۶۲۴). و در کتاب «فیالنبوات یا نقضالادیان» و همچنین «فی حیَلِالمُتَنَبّین یا مَخاریقالانبیاء» به شدّت با پیامبران مخالفت کرد و به هجو آنان پرداخت. این دو کتاب باآنکه از بین رفته و در عصر حاضر به دست ما نرسیده است، اما میتوان برخی از گفتهها و اندیشههای رازی در آن دو را در کتاب اعلامالنبوة مشاهده کرد. کتابی خواندنی که حاصل مناظرۀ ابوحاتم رازی با همشهریاش محمد بن زکریای رازی است (همان: ۱۰-۶۴۸-۶۴۹-۶۸۰-۶۸۱).
محمد بن زکریای رازی، که نـمایندۀ عقلگرایی و منکر وحی بهشمار میرود (همان: ۱۴)، بر آن اعتقاد است که با وجود عقل، انسان از پیامبران بینیاز است. او پیامبران را سبب به وجود آمدن ادیان و مذاهب مختلف و درنتیجه علّت اساسی جنگهای بشری و قتل و کشتار مردم معرّفی میکند و کتابهای موهوم مقدّس را آثاری مملوّ از خرافات، نقیضگویی، نیرنگ و دروغ و چیزی جز دفترهای بیارزش ندانسته است (همان: ۶۴۸-۶۴۹-۶۶۸). چنانکه معجزات پیامبران و مدّعیان نبوّت را نیز چیزی جز سحر و جادو و خدعه و نیرنگ نپنداشته و غالب آن معجزات را هم از مقولۀ داستانها و افسانههای دینی میخواند که بعد از پیامبران پدید آمده است (همان: ۶۶۵-۶۶۹).
پرویز سپیتمان در ادامه به نقدهای نوشته شده بر محمد بن زکریای رازی اشاره نموده و اذعان میکند که فارابی کتاب فیالردّ علیالرازی فیالعلمالالهی را – درحال حاضر کتاب علم الهیِ رازی مفقود شده است - در ردّ اندیشههای رازی و در دفاع از دیانت نوشت. ابوعلی سینا هم سخت و بیادبانه بر رازی تاخته است و بنابر کتاب الاسئلة و الاجوبة، اثر ابوریحان بیرونی، گفته است:
رازی در الاهیاتبافی متکلفانه فضولی کرده، از حدّ خود که همان پیشۀ زخمبندی و مرهمگذاری و دیدن شیشههای شاش و قوطیهای گُه مردم است تجاوز کرده، ناچار خود را رسوا نموده و نادانی خویش را در آنچه گفته آشکار ساخته است (همان: ۳۸۷-۳۸۸).
منبع: _ سپیتمان، پرویز، ۱۳۸۴، حکیم رازی، تهران، طرح نو.