Jump to ratings and reviews
Rate this book

چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس

Rate this book
The most significant feature of this collection can be considered the complete domination of femininity in all its aspects(dimensions).The existence of a female spirit in its language, tone and apprehension.

86 pages, Paperback

First published January 1, 2009

8 people are currently reading
130 people want to read

About the author

بهاره رهنما

9 books18 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
18 (8%)
4 stars
26 (11%)
3 stars
70 (31%)
2 stars
69 (31%)
1 star
36 (16%)
Displaying 1 - 28 of 28 reviews
Profile Image for Baktash.
239 reviews50 followers
September 12, 2019
نیمی از کتاب رو خوندم و دیگه قابل تحمل نبود واسم. در یک جمله میتونم بگم خانم بهاره ی رهنما عصاره و شهد ابتذال  جامعه اس. یعنی اگر یک نفر بهتون گفت معنی کلمه ی ابتذال چیه به جای اینکه توضیح بدین واسش ارجائش بدین به این خانم.
داستان های این کتاب پرره از خیانت و فالگیری و قرص لاغری و کافی شاپ و دوسپسر و رستوران و قهوه و رژلب و باقلی پلو با سویا واسه وجیترینا دوس داشتنای سخیف و مامانم لاک قرمز دوس داره و پرده ها رو خیلی وقته عوض نکردیم و..
Profile Image for Sara Kamjou.
664 reviews522 followers
May 27, 2018
کتاب مجموعه از ۱۱ داستان کوتاهه که نقش اصلی اغلب اون‌ها رو زنان تشکیل می‌دن. هر داستان برشی از مسائلیه که جامعه و به خصوص زن‌ها باهاش درگیرند.
شاید من خیلی خوب نتونم در مورد مجموعه داستان کوتاه نظر بدم چون تعداد کمی خوندم ولی اگر بخوام با همین تجربه‌ی کم نظرمو بنویسم، به نظرم داستان‌های این کتاب بیشتر انگار اواسط یک داستان بلندن و آغاز و پایان مشخصی نداشتن.
با همه‌ی این‌ها خوندنش رو دوست داشتم و گاهی ذهنم رو درگیر می‌کرد. شخصیت‌پردازی نسبتا خوبی داشت و گاهی دوست داشتم بعضی داستان‌ها بیشتر ادامه پیدا می‌کرد!
Profile Image for Sadra Kharrazi.
539 reviews103 followers
October 14, 2023
چند وقت پیش که یکی از رسانه‌ها به اشتباه عکس نرگس محمدی بازیگر رو به عنوان برنده صلح نوبل منتشر کرده بود با خودم گفتم احتمالا سال آینده بهاره رهنما هم نوبل ادبیات رو میبره😂
از این رو تصمیم گرفتم این کتاب رو بخونم
حقیقتش باید بگم داستانای کوتاهش خیلی بهتر از اشعارش بودن و به نظرم قلم مناسبی داره
هرچند بیشتر داستان ها بی سر و ته و صرفا پاره‌ای توصیف شخصیت و خلق موقعیت بودن ولی واقعا اثر بدی نبود
Profile Image for MaSuMeH.
171 reviews241 followers
February 17, 2015

کتاب را سالها پیش که وبلاگ بهاره رهنما را دنبال میکردم خریدم و خواندم.تنها داستانی که کاملن در ذهنم مانده و دوستش داشتم همانی بود که در وبلاگش هم منتشر کرده بود به اسم " تو خفه میشوی یا من؟".یک داستان زنانه با پرداخت مناسب . بقیه داستانها برایم زیاد جالب نبودند و مطمئنا اگر شهرت نویسنده نبود از این کتاب چنین استقبالی نمیشد. منتها همان درخشش داستان اول هم نشان میداد اگر ترس از سانسور نبودمیشد انتظار داستان های جذاب زنانه ی دیگری را از نویسنده داشت

بهمن 93
Profile Image for Azra Javanmardi.
79 reviews
August 5, 2016
مهم ترین ویژگی داستان ها زنانه بودن آن هاست. تقریبا همه ی شخصیت های اصلی زن هستند و بار دراماتیک تمام قصه ها را به تنهایی به دوش می کشند.


" مثل همیشه " قصه ی متفاوت و ضد کلیشه ای دارد و آن طوری که انتظار می رود تمام نمی شود. دانشجوی فقیری در یک رستوران پیش خدمتی می کند و به دختری که بعضی وقت ها به رستوران می آید علاقه مند می شود. این داستان خیلی صمیمی است:

" دوست داشتم یک جوری به بهانه ای کارت دانشجویی ام را می دید. مثلا وقتی می خواستم دستمال را از جیبم در آورم، کارتم بیرون می افتاد " ( مثل همیشه/ ص 41 )

" بزک " هم با موضوع خیانت شیوه ی روایی خوبی داشت.


غیر از این چند مورد، این کتاب یک فاجعه است که ارزش یک بار خواندن را هم ندارد. واقعا نمی توانم باور کنم نویسنده ای هر چند تازه کار چنین غلط هایی در نوشته اش داشته باشد. به خصوص که مهدی یزدانی خرم ویراستارش است!

نویسنده در باره ی شیئی واحد، جایی چیزی می گوید و چند خط آن ور تر چیز دیگری:

" به انگشتر زمرد زیبایت نگاه می کنم که به انگشت وسطت می کنی. همان که سعید برای تولدت خرید. بین نگین زمرد و یاقوت مردد بود. زمرد انتخاب من بود. " ( تو خفه می شی یا من ؟/ ص 10 )

" نگین زمرد انگشترت را زیر دستم حس می کنم. همانی است که سعید سال گرد ازدواجتان برایت خرید. " ( تو خفه می شی یا من ؟/ ص 13 )

معلوم نیست گیشه بسته است یا باز. و اصولا گیشه با باجه ی بلیط فروشی فرق دارد ؟

" هیچ کس در صف سینما نبود. گیشه هم بسته بود. به ساعتش نگاه کرد و به مقوای درازی که زمان سانس ها را با ماژیک آبی روی آن نوشته بودند. اولین ساعت نمایش 10 بود و در سینما هم همیشه در سانس های فرد فیلم نمایش می داد. نه. به موقع بود. مردی که پشت باجه ی فروش بلیط ایستاده بود، درشت بود با سبیل های مشکی پر پشت .. " ( تصمیم/ ص 35 )

" من حالا در پنجاه سالگی تازه عادت کرده ام به صبح ها تا ساعت نه و ده بخوابم .. " ( اسب/ ص 56 )

" من شصت و هشت سال دارم و مرتب عینکم را گم می کنم. " ( اسب/ ص 57 )

یک سری اشتباهات منطقی هم خیلی توی ذوق می زند:

یعنی درخت کاج به آن بزرگی می تواند چند قدم جلو برود ؟!

" کنار پیاده رو میوه ی رسیده ی کاجی افتاده بود روی زمین. با نوک پا ضربه ای به آن زد. کاج چند قدم جلوتر افتاد " ( تصمیم/ ص33 )

" صورتش گل انداخته بود و ضربان نبض را در رگ های صورتش حس می کرد .. " ( تصمیم/ ص 37 )

چیزی که بیشتر از همه باعث تعجبم شده بود، غلط های زبانی بود:

" به انگشتر زمرد زیبایت نگاه می کنم که به انگشت وسطت می کنی. " ( تو خفه می شی یا من ؟/ ص 10 )

با منقاش حرف را بیرون می کشن و چیزی را نمی شنوند!

" همه تون به باباتون رفتید. با منقاش هم نمیشه چیزی رو که رای تون نیست بگید، از دهنتون شنید! " ( گروه اکثریت/ ص 19 )

کی نمایش می داد ؟!

" و در سینما هم همیشه در سانس های فرد فیلم نمایش می داد. " ( تصمیم/ ص 35 )

معمولا بوی عطر با بوی تن قاطی میشه، نه ؟

" .. بوی تن قاطی شده با عطر همیشگی اش را حس کنم .. " ( مثل همیشه/ ص 41 )

" دست کم دو هفته یک بار با کسی این جا می آید و شاید در کل این دفعه ها پنج بار هم چشم تو چشمش نشده باشد. " ( مثل همیشه/ ص 40 )

" آسیاب کردن قهوه هم کاری بود که ماما فوت و فن خاص خودش را داشت. لب هم به قهوه ی آسیاب شده ی بیرون نمی زد. " ( ماما عاشق لاک قرمز بود/ ص 45 )
Profile Image for Mobinaaa.
59 reviews13 followers
September 1, 2019
از یازده داستان،فقط سه تاشو پسندیدم و بقیش به نظرم واقعا بی سر و ته بود
Profile Image for Motahare Ghaderi.
168 reviews72 followers
December 26, 2016
کتاب خیلی سطحی بود.و من بابت زمانی که صرف خوندنش کردم متاسفم.
یه مجموعه داستان کوتاه که تم و فضای اکثرشون مشترکه و خیلی هاشون موضوع جدیدی ندارن ،و نه پرداختای قابل قبولی، و نه چیز چندان زیادی برای گفتن... از یه
جایی به بعد هم اکثرشون یه لنگه پا تو هوا رها میشن به حال خودشون.
اصن انگار نه انگار این داستان بیچاره نیاز به پایان بندی داره.
دو سه تا داستانش خط داستانی خوبی داشتن. و تعلیق های خوبی
ولی بعد چنان در ادامه ی داستان می خورد تو ذوقت که نگو...
نثر خاصی هم نداشت که بگیم لااقل اینش خوب بود
خلاصه که نخونید بهتره!!!
Profile Image for Mina khamoushi.
190 reviews205 followers
November 6, 2017
از سر کنجکاوی کتاب رو خریدم. با اینکه از داستان کوتاه خوشم نمیاد ولی دو داستان «تو خفه میشی یا من؟» و «بزک» رو دوست داشتم. ترجیح میدادم تو خفه میشی با من داستان بلندتری می‌بود چون احساس میکنم قابلیت تبدیل شدن به رمان رو داشت. و موضوع خیانت تو این سبک حداقل توی ادبیات ما تازگی داره. ولی به جز این دو بقیه داستان‌ها جذبم نکردو صرفا خوندم که تموم شه.تجربه بدی نبود ولی می‌تونست خیلی بهتر باشه.
Profile Image for Morteza.
12 reviews3 followers
March 22, 2018
اول نقدهای دوستان رو خوندم بعدش دارم نقد رو مینویسم
نمیدونم نویسنده های ما هم از بی بچه بودن می نالند هم از بچه داری.
یک بچه دارند میمیره دو تا که دارند نفرین میکنند که بمیره
نه میتونیم بگیم آره نه میت.نیم بگیم نه
راستش میگم اگر کسی کتابش رو به شما داد بخونید
وگرنه هزینه براش نمیصرفه واسه همین دو ستاره بهش دادم
قصه قصه ی آدم های فقیره با آداب پولداری
چه اتفاقی میوفته که آرایش هامون کم باشه
زنان آرایش کردن رو دوست دارند ولی تو داستان های خانم رهنما از شوهرهاشون بیشتر
داستان ها متن روانی داره ولی همشون یک داستانه فقط اتاق ها عوض میشه
Profile Image for سحر.
82 reviews50 followers
December 22, 2009
به عنوان یک خواننده سعی کردم نادیده بگیرم که بهاره رهنما را می شناسم و می دانم بازیگر است.کتاب داستان بد دارد،داستان متوسط دارد( مثلا همین داستان چهارچهارشنبه )و داستان خوب هم دارد،مثل بزک.ولی آیا ناشر کتاب رهنمای نویسنده را چاپ کرده یا رهنمای بازیگر را؟اگر من این داستانها را برای چاپ می بردم نتیجه همین بود؟
Profile Image for Ehsan.
134 reviews28 followers
Read
August 19, 2012
نتونستم تا اخر بخونمش! خیلی سعی کردم. البته اولین کتابی بود که از خانم رهنما خوندم. حتی نمیدونم کتاب دیگه هم نوشتند یا نه. در هرحال همین یکی رو هم نشد تا ته بخونم.
با این وجود این کتاب رو به لیست کتابهایی که خوانده ام اضافه میکنم! از نظر من این کتاب خوانده شده تلقی میشه, حتی اگر نه تا انتها...
Profile Image for Atiye Dehghani.
30 reviews6 followers
July 5, 2015
صرفا يك مشت زنانگي براي نوشتن يك كتاب كافي نيست
گرچه يهاره رهنما و روح لطيفش هميشه ستودني است اما حالا حالا ها تلاش لازم دارد
Profile Image for Atoosa.
58 reviews21 followers
September 21, 2020
خیلی سخته بشه این کتاب رو فارغ از شغل و ذهنیتی که از "بهاره رهنما" دارم نقد کنم . مجموعه داستانی که دوسه تاییش بد نبود اما کل اون مشقهایی برای نویسنده شدن بود .
Profile Image for Bahar Hf.
70 reviews16 followers
August 9, 2023
کتاب ضعیفی بود، اول اینکه متن داستان ها انسجام کافی نداشت. خیلی جاها پرت صحبت می کرد، در حالیکه کمترین انتظاری که از یه متن ساده میشه داشت همین انسجام نسبی و ساختار سازمان یافته اون متنه. اصلا داستانها کانسپتی نداشت که بهش انسجام و مرکزیت بده، دقیقا از همون داستانهایی که به زور بهش کانسپت می چسبونن :)) جاهای زیادی بود که می شد جمله ها رو حذف کرد بدون اینکه به متن آسیبی برسه.
برای مثال توی داستان اول می نویسه: "... موهای تنم سیخ میشود.‌." بعد توضیح میده: "-موهای نداشته ی تنم، تو این را دوست می داری که موهای بدن من مثل کرک می ماند و دیده نمی شود، اما اگر می دیدیشان می فهمیدی که همه برگشته اند و سیخ ایستاده اند و دارند تو را تماشا می کنند..."و غیره...
نویسنده گرامی زحمت کشیدند و راجب موهای تن و بدنشان یک پاراگراف نوشته اند، حالا گیرم که یک پاراگراف توضیح نمی نوشت، به کجای داستان برمی خورد؟
یا یه جای دیگه که زن از خروپف شوهرش حرف می زنه، می نویسه: "...سعید عادت دارد بالش های بلند زیر سرش بگذارد و علت خروپفش هم همین است" !!! درحالی که چرا ما باید علت خروپف سعید رو بدونیم؟ چه چیز مهمی در علت خروپف سعید نهفته است که ما باید بدونیم و اگه ندونیم روند داستان مختل میشه؟
داستان بزک هم که میشه یه کارگاه آموزش آرایشگری محسوبش کرد. پر از اضافه نویسیه!

دومم اینکه، اگر به چیزی به نام شخصیت پردازی و پرتره نویسی توی این مجموعه داستان اعتقاد داشته باشیم(!!) میشه گفت نویسنده بیشتر رو کاراکتر خودش مانوور داده با اینکار، تا اینکه هدفش توصیف، به معنای عمق دادن به کاراکتر مورد نظر باشه. همه ی داستانها حول دنیای کوچک و محدود خود نویسنده می چرخه و همون رو به صورت یه حقیقت کلی نشون داده، و این نشون میده که چقدر از جامعه ای که داره توش زندگی می کنه دوره و باهاش غریبه س. به همین دلیل هم هست که شکاف عمیق بین نویسنده و خواننده اجتناب ناپذیر میشه.

در نهایت، به نظرم نویسنده گرامی، شعور خواننده رو به هیچ گرفته. به اعتقاد من اینجوری متن نوشتن بی احترامی به زمان، چشم و شعور مخاطبه.
یه ستاره رو فقط به خاطر داستان شمس العماره دادم که از باقی داستانها اوضاعش کمی بهتر بود.
Profile Image for Nasim M.
16 reviews32 followers
September 30, 2009
بهاره رهنمای نویسنده از بهاره رهنمای بازیگر خیلی بهتر است.خیلی خیلی بهتر.
داستان اول کتاب خیلی خوب بود. وداستان دوم هم
Profile Image for Sepideh rahimian.
3 reviews
October 10, 2009
از لحاظ من عالی بود خواهریه من هر کاری انجام بده حرف نداره
Profile Image for الناز ی.
156 reviews63 followers
January 30, 2017
خیلی دوست دارم صدایش را بشنوم. حتی اگر یک ساعت درباره ی فرق دلستر لیمو و دلستر معمولی با لیمو برایم حرف بزند.
Profile Image for Parisa.Sbr.
23 reviews3 followers
July 31, 2019
داستان ها به شدت تحت تاثیر نثر زویا پیرزاد بودند
Profile Image for ToobaTF.
34 reviews6 followers
Read
September 7, 2019
تکراری و ناله های همیشگی زنانه
هر چند که هرچقدر هم زنان ایرانی ناله کنند باز هم تمامی ندارد
Profile Image for Sara B.
47 reviews1 follower
September 14, 2020
از سر کنجکاوی شروع کردم و تا تهش میگفتم چرا عاقل کند کاری؟! :|
Profile Image for ROXANA SOLTANI.
2 reviews
November 15, 2024
تمام مدتی که در حال خواندن داستانهای کوتاه این کتاب بودم توی ذهنم مرتب به نویسنده میگفتم که مهارتش در بازیگری خیلی بیشتر است!
البته این اولین کتابی ست که از وی میخوانم و داستانهای کوتاه این کتاب به سالها قبل دهه ی هشتاد بر میگرند؛ حتما درگذر سالها از تجربیات مختلف نویسندگی و کتابخوانی و نیز در خود زندگی مهارت بیشتری کسب کرده اند.
در مورد این کتاب باید بگویم به سختی با روایات و شخصیت ها ارتباط برقرار کردم شاید هم بتوان گفت که درصد برقراری این ارتباط بسیار صفر نزدیک بوده اما از صحبت کردن در مورد مهارت ایشان از نوشتن درباره ی زنان و احساساتشان نمیتوانم بگذرم

خانم رهنما هنگام صحبت کردن از زنان بسان معلمی است که بر مطلبی که میخواهد درباره ی آن صحبت کند بسیار مسلط است و این مهم از شیوایی کلام و انتخاب کلمات ایشان پیداست احساسات و تفکرات زن را موشکافانه و با مهارت زیادی مورد بررسی قرار میدهد.
شاید بدلیل جنسیت خودشان و یا داشتن تجربه ی شخصی مشابه با کرکترها در زندگی خود یا نزدیکانش باشد نمیدانم شاید هم رفتار کرکترها ثمره ی آمیزش مشاهدات و احساسات شخصی ایشان به رویدادهایی از این دست باشد آن را هم نمیدانم نتیجتا عاملی که گمان میکنم باعث موفقیت ایشان در این مبحث شده شاید وجود پیوندهای نامرئی داستانها یا کرکترها با زندگی شخصی ایشان یا نزدیکانشان باشد و شناخت دقیق و بالایی که از خودش و جنس مونث دارد. انگار یک انسان فقط درباره ی خودش است که میتواند اینچنین دقیق و واقعی صحبت کند!

شاید هم تصور خود در جایگاه شخصیت های داستان یکی دیگر از مهارتهای ایشان است و بنحوی بر شخصیت قرین میشود که انگار دارد خاطره ی شخصی تعریف میکند مصداق بارز این تحلیل در این کتاب در داستان بزک بسیار مبرهن است احساسات درونی یک زن که مورد خیانت همسرش قرار گرفته را بیان میکند.

بسیاری از مردم گمان می‌کنند که با خیانت همه چیز تمام می‌شود. برای شخص خائن ،شاید ولی برای شخصی که خیانت می‌بیند همه چیز تازه شروع می‌شود علاوه بر اینکه حس اعتماد به دیگران در او می‌میرد او رفته رفته اعتماد به خودش را نیز از دست می‌دهد. چراکه او پیوسته در حال کلنجار رفتن با خودش است و مدام به ایرادات احتمالی که باعث این خیانت شده فکر می‌کند بعد از آن مدام تفکرات دیگران درباره ی خودش را نشخوار می‌کند از اینکه دیگران برای اون دل بسوزانند متنفر است و در نهایت با جار زدن اینکه او بوده که اینهمه سال مشکلات شوهرش را تحمل می‌کرده و دم نمی‌زده برای دفاع از خودش حمله می‌کند.
اگر قرار است ایرادات احتمالی او نقل محافل شوند و قضاوتی صورت بگیرد بهتر است حقایق را کامل بدانند تا قضاوت به حق نزدیک‌تر باشد باید بقیه متوجه شوند که اگر کسی حق بریدن از زندگی و رها کردنش را داشته آن شخص ایشان بوده نه کسی که به خواهش‌های هوس آلوده ی خودش لباسی از ایرادات شریکش می‌دوزد تا با آن قبح ماجرا را بپوشاند.

خواندن این پاراگراف از احساسات و زمزمه‌های ذهن خانم خیانت دیده ی داستان ،بزک خالی از لطف نیست:

"در این سه ماه خصوصا از وقتی جریان زندگی ما نقل محافل کاری و خانوادگی مان شد بیشتر از همه چیز این آزارم میداد که بنظر همه آدم دست دومی میآیم که تاریخ مصرفش تمام شده، آدمی که دیگری را بهش ترجیح دادهاند هر وقت هم در جمعی بوده ام همه اش به این فکر کرده ام که آدمها دارند دنبال نقطه ضعف های من میگردند. دنبال دلایلی که فرشاد بخاطرشان بعد از هجده سال زندگی همه چیز را ول کرده بود و رفته بود. از این که دل کسی برایم بسوزد دیوانه میشدم و میخواستم خفه اش کنم. اما کم کم همه جا شروع کردم به گفتن اینکه در تمام هجده سال من بودم که با عقیمی او ساخته ام. بعد هم گفتم با آدم پست و ناخن خشکی زندگی میکردم که حتی بخاطر حس مادری من راضی نشد بچه ای بیاوریم و بزرگ کنیم."
پایان.
Profile Image for Behrooz Shojaeian.
17 reviews
June 4, 2023
در مجموع نمیدونم چه حسی داشته باشم به این کار. بعضی داستان‌ها بهتر بودن. بعضی داستان‌ها قابل انتشار نبودن. در مجموع برای پر کردن وقت‌های پرت کار خوبیه. داستان زانتیا بهترین کار مجموعه بود. داستانی که با برگه‌ی آزمایش در دست آغاز میشه خیلی خامه و اصلا در نیومده. در کل احساس میکنم خوب کمکش کردن برای نوشتن این داستان‌ها. زبان روایت خیلی گذرا و سطحیه که به محتوای کارها میخوره و از این حیث یه انسجامی به مجموعه داده. چیز بیشتری ندارم بگم. خیلی توصیه نمیکنم ولی زباله هم نیست.
Profile Image for Zahra Labbafan.
668 reviews28 followers
January 20, 2023
شاید برای یک بار خواندن خوب باشه
تمام داستان ها برش کوتاهی از یک زندگی است

یک داستانش ولی همیشه یادم هست
اسم داستان رو فراموش کردم ولی موضوعش رو نه
آرایشگری که با همسر مشتری اش در رابطه است و جایی که مرد به دنبال همسرش میاد و پشت آیفون با آرایشگر دلبری میکند
خیانت همه جور تنفرانگیز هست :/
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Fateme Ghasemirad.
142 reviews
March 28, 2021
داستان همیشگی رو درکمال تکراری بودنش بیشتر دوست داشتم
بزک و زانتیای سیاه هم تقریبا جالب بودن
سخته که بخوای جدای از شناختی که از نویسنده داری داستان هارو قضاوت کنی چون اصلا رو حساب همین شناخت کتاب رو خوندی وگرنه کتاب گمنامی بود
در کل قلم بدی نداشت اما محتوا مورد پسندم نبود
Profile Image for nazanin b.
4 reviews
February 16, 2010
در حال خوندن کتاب با امضای بهاره ی عزیزم:)
Profile Image for Sara Parsi.
21 reviews18 followers
December 5, 2011
مجموعه ای از چندین داستان کوتاه اثر خانم بهاره رهنما ... بسیار زیبا بود و لذت بردم ! بخصوص داستان چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس ... تبریک میگویم به قلم توانایشان !
Profile Image for Sheida.
18 reviews12 followers
August 5, 2014
داستان های کوتاه بهاره رهنما که به دیدگاهِ من در رده‌بندی داستان‌های کافی‌شاپی قرار می‌گیرد. کوتاه، مفید، خلاصه در حدِ یک دیداری دوستانه با طعمِ تلخِ قهوه‌یِ یک بعدازظهر پاییزی
Profile Image for Sharareh.
14 reviews1 follower
Read
August 13, 2019
کتابی مزخرف و به شدت ضعیف
Displaying 1 - 28 of 28 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.