چاپ ۱۳۵۸، کتاب تک جلدی که بعدها نویسنده با اضافات آن را در ۳ جلد چاپ کرد. براهنی در این کتاب به بررسی تاریخ شعر فارسی شامل شعر کلاسیک و شعر مدرن ایران پرداخته و اشعار شعرای ایرانی را نقد کردهاست.
رضا براهنی در ۲۱ آذر ۱۳۱۴ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد. خانوادهاش زندگی فقیرانهای داشتند و وی در ضمن آموزشهای دبستانی و دبیرستانی به ناگزیر کار میکرد. در ۲۲ سالگی ازدانشگاه تبریز لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت، سپس به ترکیه رفت و پس از دریافت درجه دکتری در رشته خود به ایران بازگشت و در دانشگاه به تدریس مشغول شد
اشعار
آهوان باغ (۱۳۴۱)، جنگل و شهر (۱۳۴۳)، شبی از نیمروز(۱۳۴۴)، مصیبتی زیر آفتاب(۱۳۴۹)، گل بر گسترده ماه(۱۳۴۹)، ظل الله(۱۳۵۸)، نقابها و بندها (انگلیسی)(۱۳۵۶)، غمهای بزرگ(۱۳۶۳)، بیا کنار پنجره(۱۳۶۷)، خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟، اسماعیل(۱۳۶۶)
رمان
آواز کشتگان، رازهای سرزمین من، آزاده خانم و نویسندهاش، ناشر: انتشارات کاروان، الیاس در نیویورک، روزگار دوزخی آقای ایاز، چاه به چاه، بعد از عروسی چه گذشت
نقد ادبی
طلا در مس، قصهنویسی، کیمیا و خاک، تاریخ مذکر، در انقلاب ایران، خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟، گزارش به نسل بی سن فردا (سخنرانیهاومصاحبهها)
جوایز برنده جایزه ادبی یلدا (۱۳۸۴)، برای یک عمر فعالیت فرهنگی در زمینه نقد ادبی
سلام به گمان هم این کتاب بهترین های نقد ماست و اگر بی نظیر نباشد کم نظیر هست واقعا کدام منتقدی را می شناسید که با این حجم و با این کیفیت به کار نقد به پردازد . کاری با این حتما اشتباهاتی خواهد داشت یا برخی جا ها با سلائق ما متفاوت خواهد بود ولی وجود آن در هر کتابخانه و خواندنش ضروری هست . به نظر من این کتاب جایگاه واقعی خود را در جامعه فرهنگی به دست نیاورده و قدر آن کمتر شناخته شده است.
رضا براهنی در این کتاب اول از رابطه ی بین شاعر و اشیا و همچنین نماد ها و سمبل ها و استعاره ها و کاربرد شون در شعر صحبت کرده ....و اینکه الهام چگونه به شعر میرسه و رابطه ی بین عرفان و شعر (در انتها ) و البته وارد شعر کلاسیک به غیر از مولوی نشده و فقط شعر نو رو بررسی کرده ... و در مورد روح حماسه در شعر صحبت کرده ... و اینکه موسیقی کلمات و شعر چه گونه و در چه مواردی باید باشند و همگام با کلمات حرکت کنند .... و بعد بعضی از شعر های نیما وشاملو و فروغ و نادر پور رو هم نقد کرده ......اما در مورد فروغ بیشتر جهان بینی فروغ رو مورد بررسی قرار داده تا انتقاد و اینکه اشیا چگونه در شعر خصوصی فروغ که بعدا به شعر عمومی تغییر شکل می ده ...صحبت کرده ... و گریزی زده به شعر های آرتور رمبو ، سن ژون پرس ،سیروس آتابای ....و سپانلو و کسرائی .... (به طور جزئی ) و در ادامه مبحث سوررئالیست در شعر رو بیان کرده و دستاوردهای این سبک به شعرهای غربی و ایرانی ... البته این کتاب سه جلده و در دو جلد دیگه به شاعر های دیگر هم پرداخته ،،،،
و در جلد یک بیشتر مفاهیم ماهوی شعر مورد نظر بوده تا به طور تخصصی پرداختن ..... و البته براهنی لزوم دسترس پذیری به دیالکتیک در شعر رو ضروری می دونه ... در کل برای من این کتاب مفید بود و برای اون ها که دغدغه شعر دارند هم توصیه می کنم بخونند .
این کتاب نقد آثار شاعران گذشته و معاصر ایران است از دیدگاه یک منتقد چپ گراکه با عینک ایدئولوژی به ادبیات می نگرد.شاعرانی که همفکر براهنی نیستند و در طیف اندیشه ی او قرار نمی گیرند مورد انتقادهای شدید و بی مورد وگاه ناسزاهای او قرار می گیرند. شعر بزرگانی همچون سهراب سپهری را به بهانه ی نداشتن تعهد اجتماعی یکسره رد می کند.
"رازهای سرزمین من"، "آواز کشتگان" ، "آزاده خانم و نویسنده اش یا.."، "اسماعیل"، و ... قصه های براهنی؛ مجموعه ای "از خود نویسی"ست، حتی کتاب های نقدش؛ "قصه نویسی"، "طلا در مس" و ...بشدت خودستایانه اند. قهرمانان قصه ها همه جا نویسنده اند، در لباس قهرمان... دکتر محمود شریفی مثلن، شخصیتی که نویسنده آرزو می کرده باشد؛ من یک معلم، نویسنده یا یک شاعر ساده نیستم! حرف، همه جا، همین است! زندان رفتن من رکن اساسی انقلاب ایران بوده، همه ی انقلابیون از چپ و راست، از تفکرات و رفتار من ملهم بوده اند، تمامی دانشگاه و جریان روشنفکری با من مخالف بوده و من آذربایجانی زبان فارسی را برای انتقام، فرا گرفتم و به آن می نویسم تا به همه ی فارسی زبانان بگویم که از آنها یک سر و گردن بالاترم و... وصف در توصیف،گاه درازگویی، گاه توضیح واضحات برای تفهیم نه، تحمیل به خواننده.. با زبانی مغشوش و دبستانی، از دهان شخصیت هایی که گاه چنان یک بعدی اند که حوصله ات را سر می برند... همه چیز در خدمت این که گفته شود "من" هستم، بوده ام، یک سر و گردن از همه بالاتر، و برتر. سراسر یک رمان، قهرمان از سوی دانای کل (نویسنده) هدایت می شود، شخصیت زنی هم هست، سایه ی قهرمان. شخصیت های جنبی، بی حضور قهرمان هیچ اند، سیاهی لشگر اند و قهرمان، فتوکپی تصویری که نویسنده از خود می سازد؛ هوشمند، همه دان، همه فهم؛ "دانای کل"! با این همه سرهنگی که سرهنگ نیست، آمریکایی که آمریکایی نیست، و حتی ترکی که ترک نیست... یادداشت های بلند و دراز مترجم برای نویسنده، یادداشت های "بلتیمور" در مورد محاکمه و زن سرهنگ جزایری و کنار استخر و... حسین مترجم، حسین میرزا، قهرمان (نویسنده)، کسی که از اعماق همه ی بدبختی های موجود بشر، در ناممکنی در حد محال، غوطه می خورد و ازهیچ هیچ، خود را تا "همه چیز" بالا می کشد، می شود پیامبر، با ذکاوت و نبوغی چون دانشمندان، حتی صدای قرآن خواندنش شنونده را منقلب می کند. نظر کرده، با امام در راه مسجد کبود ملاقات می کند و... به خدا می رسد، و می شود رضا براهنی! قهرمانی ساخته ی توهم نویسنده از "من" خود. جایی در قصه، شخصیت ها در گفتگوی درونی غرق می شوند، فلسفه می بافند، و با فلسفه ی رضا براهنی خود را نقد می کنند، به خود ناسزا می گویند، از خود دفاع می کنند، و برای "نویسنده" دسته گل می فرستند. جاهایی این "گفتن از خود" پرسشی می شود در جهت خلاف؛ "آنها خیال می کردند من عالم به کون و مکانم" یا "آیا آنها از من و ذکاوت و هوشم می ترسیدند؟ ولی من یک آدم معمولی ام"! جایی نویسنده در جسم حسین میرزا حلول می کند و تمام داشته هایش، از "تهوع" سارتر تا مجموعه آثار بکت، زندگی امام موسی کاظم، آثار دانته ..را در یادداشت های یک مترجم مستشاری آمریکا در اردبیل، که انگار 180 سال ازعمر 38 ساله اش را در زندان گذرانده، می ریزد، و حسین میرزا نقش رضا براهنی بعد از انقلاب را بازی می کند، در مورد انقلاب و بعد از انقلاب و سال های آینده، پیش بینی می کند، خط می دهد، نصیحت می کند، هشدار می دهد و... یا مادر بی سواد حسین، مفسر سیاسی می شود، تجزیه و تحلیل می کند، مادر گورکی می شود، "ننه کوراژ" برشت، به جوان های شهر درس انقلاب می دهد، و در همه ی موارد، نویسنده مانند "سفر مصر" و "چاه به چاه" و ...به جمهوری اسلامی تقرب می جوید. از صفحه ی 494 روزگار 16 ساله ی یک خانواده (یک تاریخ تمام) با ریزه کاری های جشن و گفتگوها و موقعیت ها در یک خواب طولانی روایت می شود، تا برسیم به صفحه ی 517، و بعد، فصل بلندی از یادداشت های حسین میرزا در مورد رستم و تهمینه و سهراب و... یادداشت هایی که بایستی شرح قتل سروان کرازبی باشد! نویسنده برای این همه دانش خداداده، حجت می آورد؛ "من تمام این سال های زندان کتاب خوانده ام، شاهنامه خوانده ام و ما (خواننده) لابد باید دریابد که مترجم (نویسنده) دانته را هم در زندان خوانده، بکت و آنوی و ژنه و سارتر و چه و که ی دیگر را هم... کاش آقای براهنی از یک وایراستار صادق استفاده می کرد، و البته نظراتش را هم گوش می کرد! در مجموعه مقالات، نقد شعر و نقد داستان و...اینجا هم به بخش های طولانی "من سرایی" سرشار از "خودشیفتگی" بر می خوریم، که گاه بکلی با مطلب اصلی بی ارتباط اند. تقریبن دو جلد از سه جلد "طلا در مس" در نقد شعر، و بخش بزرگی از "قصه نویسی" و... توجیه و تعریف از آثار نویسنده، شاعر، منتقد، پژوهشگر، و ...آقای دکتر رضا براهنی است. البته همراه لبخندی خواهند گفت که؛ هیچ کدام از آثارشان را "نفهمیده ام". در مورد "آزاده خانم و نویسنده اش ..."اعتراف می کنم که نفهمیدم؛ یک سری هذیان پشت هم ردیف شده، با چند پشتک و واروی غریب تکنیکی، تا یک "اثر کاملن پیشرو" در سطح جهانی، و شاید هم برتر، به ادبیات فارسی تقدیم شود! رضا براهنی در "نقد" اما، همیشه حرف هایی برای گفتن داشته؛ "طلا در مس" و "قصه نویسی" هنوز هم بخش های خواندنی کم ندارند. طلا در مس نه یک کتاب از پیش برنامه ریزی شده، که مجموعه ای ست از نقدهای مختلف که نویسنده در زمان های مختلف در مورد شعر، یا شاعران، اینجا و آنجا در مطبوعات مختلف دهه ی چهل، عمدتن در مجله ی فردوسی منتشر کرده است. قصه نویسی بهترین اثر رضا براهنی در زمینه ی نقد است، با همان مضامین چاپ اول در 1348 که کتابی جمع و جور بود، و نه چاپ سوم (1362) که سه برابر پروار شده است، و البته برخی مطالب پس از چهار دهه، دیگر کهنه بنظر می رسند. در بخش آخر که ظاهرن در چاپ سوم اضافه شده، و به آثار صادق چوبک اختصاص دارد، با وجودی که براهنی همیشه چوبک را یکی از قصه نویسان خوب معاصر فارسی دانسته، دیگر از آن ارادت خبری نیست، و همان صدای "کوبش" به گوش می رسد؛ بکوبیم، حتی وقتی تحسین می کنیم! خودشیفتگی (نارسیسیسم) و پیوسته از خود گفتن بین نویسندگان ما پدیده ی تازه ای نیست. نزد آقای براهنی اما به حد وفور یافت می شود. "سفر مصر" قرار است شرح سفر کوتاهی باشد اما "من" نویسنده همه جا میان خواننده و مصر ایستاده است... و مصر، و اهرام، و تمدن کهن، و شاعران و نویسندگان حاضر در آن مجمع و... همه ی مصر در سایه ی "من" نویسنده گم و گور می شوند. "سفر مصر" به هجرت موسی (نویسنده) می ماند که قومی را برانگیخت تا "حرکت" کنند و از اضمحلال نجات یابند. بخش دوم کتاب، درباره ی آل احمد، با توجه به تاریخ انتشار، بیشتر به یک پیام "تاریخی" شبیه است از نویسنده به اعوان و انصار جمهوری اسلامی، نوعی تخریب دوستانه ی تصویرکاذبی که از آل احمد وجود داشته، جایی که "خودشیفتگی" به حسادت هم آلوده شده است.
طلا در مس شامل یکی از بهترین و اولین رسالهایست که در باب ادبیات نوشته شده است. دکتر براهنی، بهخوبی از پس تعریف نقد، شعر و اقسام آن برآمده و بهعنوان اولین کسی که میتواند همچنان که شاهنامه در تاریخ قرائتهای مختلفی را بهخود گرفته و بررسی شده، آثار نسیم و ملکالشعرا و شعرای تازه را نیز با نگاهی نئوفرمالیستی-فرما��یستی بررسی کند. یعنی، هم هنر از دیدگاه هنر، و هم نگاهی باز به عناصر نقد ادبیات کلاسیک.
طلا در مس از شاعر شدن می گوید. از شعر که می تواند به چگونگی نویسنده بودن هم اپلای شود. شعر و اشیا شکل ذهنی در شعر الهام و کشف تصویر چیست؟ نوع روح حماسی در مولوی چهار رسالت، چهار مسئولیت شاعر فردیت، کلیت، و حقیقت جهانی در شعر شعر شاملو- فرخ زاد- شعرهای نادر نادرپور- سپانلو . " و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید." و این نامیدن روشنایی و تاریکی نیز به قصد ایجاد چیزی بوده است و این نامیدن نیز سرودن شعر است. انسان اولیه که نخستین شاعر بوده الهی ترین خصوصیت خود را، قدرت نامیدن و شعر گفتن را آنچنان مقدس پنداشته که آن را به خدا نسبت داده است. . " واژه هرگز کهنه نمی شود چون انسان هرگز کهنه نمی شود. واژه کلید کشف تاریکی هاست. الفبای رمز تمام معماهاست. واژه بزرگترین کشف انسان بر روی زمین است. واژه نیز تمام ویژگی های انسان را دارد و مثل او به سوی بزرگی و شباب می گراید. . "اگر منصور به ان درجه از عرفان رسیده است که می گوید انالاحق" شاعر به ان درجه از شعور و معرفت و شناخت می رسد که نخست فریاد می زند انا الشی و سپس قدمی بلند برمی دارد و فاصله ها را نابود می کند و می گوید انا الشعر . شاعر با این سخن کاری ندارد که شعر احساس دل است. دل خیلی کوچک است. دل قسمتی از وجود آدمی ست و هرگز تمامیت انسان را ندارد. این فکر خیلی کهنه و مطرود است که همه چیز را فقط به قلب انسان ربط بدهیم و همه چیز را حاکی از هیجان های دل بدانیم. این فکر اجازه ی کشف خود را می گیرد. اگر طبیعت چیزی ست قابل لمس و واقعی و غیرمجرد، شعر چیزی ست که گویی هم قابل لمس است و هم غیرقابل لمس. هم واقعی ست و هم غیرواقعی و هم مجرد است و هم غیرمجرد. . اسطوره ی ادوین اسکاندیناوی که می خواهد وارد غار شود و از آب چشمه بنوشد اما شرط این است که یک چشمش را به نگهبان بدهد. چشمه ی درون غار، ضمیر ناخودآگاه انسان است و چشم کور، دریچه ای به عوالم دورن انسان و چشم بینا دریچه ای به اشیا و طبیعت. . انسان معنوی در پشت چشم کور خود، عالم درونیات و ذهنیات را می یابد. . شکل ذهنی شعر در شعر نیما که کامل است و نمی توان چیزی را از آن کم و زیاد کرد یا حتی کلمه ای را جا به جا کرد. شکلا ذهنی شعر نیما به سرنوشت یک فرد اهیمت نمی دهد به سرنوشت یک اجتماع اهیمت می دهد. شاعر فقط نباید الهام را پذیرا باشد. باید به کشف خود و اشیا برود. شکل ذهنی شعر مستقیما رابطه پیدا می کند با حادثه ی رابطه. حادثه ای که شاید برای همگانم یکی ست و برای شاعر مثل سیبی ست که از درخت در برابر چشم نیویوتون زیمن می افتد. . درواقع حادثه از جایی آغاز می شود که انسان شاعر در نقطه ای با چیزی انطباق پیدا می کن د یا از چیزی دور می شود و با به دور خود می چرخد و دیگران را به دور خود می چرخاند. . " شاعر چیزی ست سبک و بالدار و مقدس و تا زمانی که الهام نیافته دست به ابداع و کشف نمی تواند بزند." اما وقوف به شی و وقوف ثانوی بسیار مهم است و مرزی ست در میان حافظه و ادراک و تخیل. . اسطوره جان بخشی به اشیا و روح بخشی به انهاست. برای انسان اولیه آناهیتا یک مخلوق خیالی بنود. بلکه مثل خود انسان وجود داشت. برای ما آناهیتا یک سمبول خیالی ست نشانه ی باران و علامت. . هوای تازه ی شاملو نقطه ی عطفی ست که بعد از "آهنگ های فراموش شده" او که خوشبختانه به زودی فراموش شد چون در اینجا او هنوز زیان شعر و جهان بین و بینش ندارد. . - هرگز نباید یک اندیشه ی فلسفی را به طور صریح وارد شعر کرد. بلکه باید احساس یک اندیشه را گرفت و ناخودآگاه آن را در میان اشیا پروراند. مثلا او نباید بگوید زندگی پوچ است. باید توسط شیا این را نشان دهد. طوری که ما پس از خواندن شعر با احساس پوچی او همدردی کنیم و بگوییم شاعر احساس پوچی کرده است. - . شکل ذهنی شعر دو شکل داریم. شکل ظاهری که اندازه ی قافیه ها و مصرع ها و وزن و ... است و شکل ذهنی شعر که محیطی ست برای حضور اشیا و تصاویر. شکل ذهنی بستگی کامل با عواطف شاعر نیز دارد. . تصویر در شعر حلقه زدن دو چیز از دو دنیای متغایر است به وسیله ی کلمات در یک نقطه ی معین. این دوچیز ممکن است ظرفیت های عاطفی و فکری داشته باشند و نیز معمولا به زمان ها و مکان های مختلفی تعلق دارند. یک تصویر یا دسته ای از تصاویر به تنهای چیزهایی پادرهوا هستند و نیاز به محیط زیست دارند تا فضایی در آسمان و زمین نباشند. تصویر با صفت و استعاره و تمثیل و... ساخته می شود. چهار رسالت- چهار مسئولیت شاعر ا. بداند در چه دوره ی تاریخ بشر و در چه عصری از تاریخ و قوم خود زندگی می کند. شاعر باید بداند رد چه لحظه و نقطه و دوره و عصری از تاریخ زندگی می کند. 2. چه چیزهایی محیط زندگی او را تشکیل می دهند. 3. به صمیمیت- وازه ای که زیاد شنیده می شود که مثلا شاعر صمیمی ست.- برداشت و ادراک خود از اجتماع و محیط زندگی خود متکی باشد و در این مورد راهی جز تعمق پیش نگیرد. 4. بداند در چه دوره ی ادبی از تاریخ قوم خود زندگی می کند. . شاعر بزرگ فضای مضمون خود را با کلمات پر نمی کند. او فضا را خالی می گذارد تا شاعری دیگر و بزرگتر بتواند در این مضمون شریک شود. . شعر از کلیات شروع نمی شود بلکه با جزییات سروکار دارد ولی ممکن است از ارائه ی جزییات به موضوعی عمومی و حقیقتی جهانی برسد.
از امّهات کتب نقد ادبی تالیفی در ایران. کتاب حاصل گردآوری نقدهای براهنی در مجلاتی چون فردوسی در طول چند دهه است. ابتدا در نسخهی یک جلدی و بعد در نسخهای سه جلدی ارائه شده. بسیاری از نظرات براهنی در طول زمان تغییر کرده و نوعی تغییر چارچوب انتقادی از جلد اول به سوم قابل مشاهده است، برای مثال در جلد نخست مساله تعهد بیشتر در حوزه محتوا اثر و موضوع شعر جستجو میشود، اما در جلد سوم براهنی به سمت چارچوبی لوکاچی برای ادراک تعهد حرکت کرده؛ چارچوبی که در کیمیا و خاک واضحتر قابل مشاهده است. به رغم همه انتقاداتی که به بسیاری از نظرات براهنی در کتاب ممکن است وارد باشد به هیچ وجه نمیتوان اهمیت این کتاب را در فهم شعر معاصر ایران نادیده گرفت.
شاعر بر روی زمین ایستاده است و باید به وجود جهان شهادت دهد. اگر او زمان خود را نبیند، به تاریخ خیانت کرده است و اگر محل و مکان و محیط خود را نبیند و قاضی گذشته و بینندهی حال و پیشگوی آیندهاش نباشد، خیانت کرده است. صفحه 70