What do you think?


Play Strindberg ;Porträt Eines Planeten: Übungsstücke Für Schauspieler
Rare Book
204 pages, Paperback
First published January 1, 1980
About the author
Friedrich Dürrenmatt
423 books1,087 followersFriedrich Dürrenmatt (1921 – 1990) was a Swiss author and dramatist.
Dürrenmatt was born in the Emmental (canton of Bern), the son of a Protestant pastor. His grandfather Ulrich Dürrenmatt was a conservative politician. The family moved to Bern in 1935. Dürrenmatt began to study philosophy and German language and literature at the University of Zurich in 1941, but moved to the University of Bern after one semester. In 1943 he decided to become an author and dramatist and dropped his academic career. In 1945-46, he wrote his first play, "It is written". On October 11 1946 he married actress Lotti Geissler. She died in 1983 and Dürrenmatt was married again to another actress, Charlotte Kerr, the following year.
He was a proponent of epic theater whose plays reflected the recent experiences of World War II. The politically active author gained fame largely due to his avant-garde dramas, philosophically deep crime novels, and often macabre satire. One of his leading sentences was: "A story is not finished, until it has taken the worst turn". Dürrenmatt was a member of the Gruppe Olten.
Dürrenmatt was born in the Emmental (canton of Bern), the son of a Protestant pastor. His grandfather Ulrich Dürrenmatt was a conservative politician. The family moved to Bern in 1935. Dürrenmatt began to study philosophy and German language and literature at the University of Zurich in 1941, but moved to the University of Bern after one semester. In 1943 he decided to become an author and dramatist and dropped his academic career. In 1945-46, he wrote his first play, "It is written". On October 11 1946 he married actress Lotti Geissler. She died in 1983 and Dürrenmatt was married again to another actress, Charlotte Kerr, the following year.
He was a proponent of epic theater whose plays reflected the recent experiences of World War II. The politically active author gained fame largely due to his avant-garde dramas, philosophically deep crime novels, and often macabre satire. One of his leading sentences was: "A story is not finished, until it has taken the worst turn". Dürrenmatt was a member of the Gruppe Olten.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
October 25, 2024
رقص استریندبرگ:
نمایشنامه "رقص مرگ، بخش اول" استریندبرگ، داستان یک زوج - یک نظامی بازنشسته و یک بازیگر سابق - بشدت متنفر از همدیگر است که در آستانه بیست و پنجمین سالگرد ازدواجشان قرار دارند. و با ورود عموزاده زن، کمکم درام شکل میگیرد.
حدود ۶۰ سال بعد از استریندبرگ، دورنمات سوئیسی به سراغ این نمایشنامه میرود و اقتباسی از آن به همین نام "بازی استریندبرگ " مینویسد.
در حالی که نمایشنامه ناتورالیستیِ استریندبرگ، روایتی تراژیکگونه و سیاه از این سفر هولناک به لایههای پنهان و روانشناختی روابط زناشویی میباشد، دورنمات که رگههایی از کمیک را در این روایت و روابط بین آدمهایش میبیند، داستان را به کمدی برمیگرداند و تلاش میکند تا با فاصله و بصورتی نمایشی به این جنگ زناشویی نظاره کند.
بازیِ دورنمات:
ساختار نمایشنامه دورنمات، شبیه به یک بازی مشتزنی است. صحنهها با عنوان "راند" نامگذاری شدهاند و در آخر هر راند، صدای سنج پایان آن را اعلام میکند.
انگار در روایت دورنمات، زندگی زناشویی به یک رینگ بوکس میماند که شخصیتها قرار است همدیگر را در آن در جزیرهای دور افتاده، به زیر مشت و لگد بگیرند.
همین نگاه به روابط آدمها در چارچوب یک بازی و کیفیت مینیمال آن، باعث میشود که ما با فاصله به شخصیتها و رفتارهاشان نگاه کنیم و با هیچ کدامشان همدردی نکنیم.
نمایش سمندریان:
سمندریان که تربیت یافتهی فضای نمایشی آلمان بود، با همان علایق به ایران آمده و تلاش میکند تا در دهههای چهل و پنجاه، درامهای بزرگ آلمانی و اروپایی از ماکس فریش، یونسکو، دورنمات و برشت و غیره را معرفی و اجرا کند.
او کارگردان تئاترهای آلمانی زبان انستیتو گوتهی تهران هم بود.
سمندریان در سال ۱۳۵۱ به سراغ نمایشنامه بازی استریندبرگ میرود و در تالار دانشگاه هنرهای زیبای تهران، آنرا با نقشآفرینی هما روستا، محمدعلی کشاورز و اسمعیل شنگله به روی صحنه میبرد. خوشبختانه ابن نمایش توسط تلویزیون هم ضبط شده است و نسخهای از آنرا میتوان در یوتیوب مشاهده کرد (البته افتادگیهایی دارد) و این اجرای جذاب و هنوز زنده و وجدآور را تماشا کرد.
پن: مطلب بالا، تلخیصی است از مقاله "استریندبرگ و دورنمات، دینامیک نمایش" از کرونا شارپ
نمایشنامه "رقص مرگ، بخش اول" استریندبرگ، داستان یک زوج - یک نظامی بازنشسته و یک بازیگر سابق - بشدت متنفر از همدیگر است که در آستانه بیست و پنجمین سالگرد ازدواجشان قرار دارند. و با ورود عموزاده زن، کمکم درام شکل میگیرد.
حدود ۶۰ سال بعد از استریندبرگ، دورنمات سوئیسی به سراغ این نمایشنامه میرود و اقتباسی از آن به همین نام "بازی استریندبرگ " مینویسد.
در حالی که نمایشنامه ناتورالیستیِ استریندبرگ، روایتی تراژیکگونه و سیاه از این سفر هولناک به لایههای پنهان و روانشناختی روابط زناشویی میباشد، دورنمات که رگههایی از کمیک را در این روایت و روابط بین آدمهایش میبیند، داستان را به کمدی برمیگرداند و تلاش میکند تا با فاصله و بصورتی نمایشی به این جنگ زناشویی نظاره کند.
بازیِ دورنمات:
ساختار نمایشنامه دورنمات، شبیه به یک بازی مشتزنی است. صحنهها با عنوان "راند" نامگذاری شدهاند و در آخر هر راند، صدای سنج پایان آن را اعلام میکند.
انگار در روایت دورنمات، زندگی زناشویی به یک رینگ بوکس میماند که شخصیتها قرار است همدیگر را در آن در جزیرهای دور افتاده، به زیر مشت و لگد بگیرند.
همین نگاه به روابط آدمها در چارچوب یک بازی و کیفیت مینیمال آن، باعث میشود که ما با فاصله به شخصیتها و رفتارهاشان نگاه کنیم و با هیچ کدامشان همدردی نکنیم.
نمایش سمندریان:
سمندریان که تربیت یافتهی فضای نمایشی آلمان بود، با همان علایق به ایران آمده و تلاش میکند تا در دهههای چهل و پنجاه، درامهای بزرگ آلمانی و اروپایی از ماکس فریش، یونسکو، دورنمات و برشت و غیره را معرفی و اجرا کند.
او کارگردان تئاترهای آلمانی زبان انستیتو گوتهی تهران هم بود.
سمندریان در سال ۱۳۵۱ به سراغ نمایشنامه بازی استریندبرگ میرود و در تالار دانشگاه هنرهای زیبای تهران، آنرا با نقشآفرینی هما روستا، محمدعلی کشاورز و اسمعیل شنگله به روی صحنه میبرد. خوشبختانه ابن نمایش توسط تلویزیون هم ضبط شده است و نسخهای از آنرا میتوان در یوتیوب مشاهده کرد (البته افتادگیهایی دارد) و این اجرای جذاب و هنوز زنده و وجدآور را تماشا کرد.
پن: مطلب بالا، تلخیصی است از مقاله "استریندبرگ و دورنمات، دینامیک نمایش" از کرونا شارپ
February 20, 2024
دارم به این فکر میکنم که مثلا چند درصد از آدمهایی که برای سالهای طولانی با هم ازدواج کردن، آخرش رابطهشون این شکلی میشه؟ همینقدر وحشتناک و عجیب!
August 1, 2023
-آخه چرا انقدر از هم متنفرید؟
-نمیدونم.
-باید یه دلیلی داشته باشه.
-زن و شوهریم.
چیزی که توی نمایشنامه برام جالب بود نگاه دورنمات به ازدواجه. اونم ازدواجی که سالها ازش گذشته. شخصیتهای اصلی نمایش بیشتر تیپ بودن تا شخصیت، و سوالی که برای من ایجاد شد این بود که چقدر ممکنه رابطهی افراد با گذشت سالها از ازدواجشون به سمت همین تیپ نره؟
-نمیدونم.
-باید یه دلیلی داشته باشه.
-زن و شوهریم.
چیزی که توی نمایشنامه برام جالب بود نگاه دورنمات به ازدواجه. اونم ازدواجی که سالها ازش گذشته. شخصیتهای اصلی نمایش بیشتر تیپ بودن تا شخصیت، و سوالی که برای من ایجاد شد این بود که چقدر ممکنه رابطهی افراد با گذشت سالها از ازدواجشون به سمت همین تیپ نره؟
July 26, 2023
بعد از دوهفته برگشتم بهش و دوباره خوندمش. تلهتئاتری که سمندریان کارگردانیش کرده بود رو هم دیدم و حالا این نمایشنامه توی قلبمه و برام عجیبه که چرا اونروز سهستاره دادم.
ادگار: به زودی همهچیز تموم میشه.
آلیس: امیدوارم.
ادگار: و از ما چیزی نمیمونه جز یه مشت کود برای گلهای قبرستون.
ادگار: به زودی همهچیز تموم میشه.
آلیس: امیدوارم.
ادگار: و از ما چیزی نمیمونه جز یه مشت کود برای گلهای قبرستون.
May 6, 2024
چقدر از یک ازدواج باید زمان بگذره تا مکالمه ها شبیه مکالمات این نمایشنامه بشه ؟؟ به این فکر میکنم که چندتا ازدواج همین الانشم همینطوری هست ؟ کی ادم خسته میشه ؟ کی خسته میشه از تظاهر ، تظاهر به گوش دادن ، تظاهر به علاقمند بودن، تظاهر به اذیت نشدن و کنار اومدن، کدوم جای ازدواج مجبور به تظاهر میشیم ؟ این ازدواج ها همشون ، با چه امید های سبزی در ابتدا و شکل میگیرن و وقتی فرجامش تظاهر میشه دردبه همراه داره و لبخند مذبوحانه امروزت به گذشته
حداقل برای امروز برای این زمان نظر من این هست
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳
حداقل برای امروز برای این زمان نظر من این هست
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳
August 19, 2025
جالب بود؟ بله خوب بود خیلی شبیه به "چه کسی از ویرجینیا ولف میترسه؟" ولی مقایسهنشدنی.
خب اینا اولش با واژه راند شروع میکنن که نشون میده راجع به یه مسابقه و مقابله داره صحبت میشه. بعد خودشون میگن که در هر راند ما قراره چیکار کنیم که از لحاظ ساختاری وارد متاتیاتر میشه. از لحاظ مفهومی آگاهی که نسبت به هم پیدا کردنو بولد میکنه، مثل مواقعی که آلیس میگه "میخواد بگه سرهنگ قدرشو میدونه" اونا تو بازیای قرار دارن که انقدر تکرار شده که هر دو توش ماهرن.
وسایل صحنه رو هم خودشون میارن قرار میدن. شاید این هم نوعی تاکید بر اینکه اینها ابزاری برای شرکتشون در بازی هستن. ابزاری که تهیه کردن که پیروزشون کنه.
از لحاظ جایگاه تماشاچی خیلی فرصت همزادپنداری نمیده. تا بخوای همزادپنداری کنی همهچیز چرخیده و با آدمای جدیدی مواجهی که بهشون اعتماد نداری و کاملا بیرون گود نگهت میداره و میگه فقط بازی رو تماشا کن، تو نمیتونی پیشبینی کنی چه کسی برندهست.
خب اینا اولش با واژه راند شروع میکنن که نشون میده راجع به یه مسابقه و مقابله داره صحبت میشه. بعد خودشون میگن که در هر راند ما قراره چیکار کنیم که از لحاظ ساختاری وارد متاتیاتر میشه. از لحاظ مفهومی آگاهی که نسبت به هم پیدا کردنو بولد میکنه، مثل مواقعی که آلیس میگه "میخواد بگه سرهنگ قدرشو میدونه" اونا تو بازیای قرار دارن که انقدر تکرار شده که هر دو توش ماهرن.
وسایل صحنه رو هم خودشون میارن قرار میدن. شاید این هم نوعی تاکید بر اینکه اینها ابزاری برای شرکتشون در بازی هستن. ابزاری که تهیه کردن که پیروزشون کنه.
از لحاظ جایگاه تماشاچی خیلی فرصت همزادپنداری نمیده. تا بخوای همزادپنداری کنی همهچیز چرخیده و با آدمای جدیدی مواجهی که بهشون اعتماد نداری و کاملا بیرون گود نگهت میداره و میگه فقط بازی رو تماشا کن، تو نمیتونی پیشبینی کنی چه کسی برندهست.
This entire review has been hidden because of spoilers.
October 19, 2024
نمایشنامه بازی استریندبرگ بر اساس تم رقص مرگ آگوست استریندبرگ به خاطر نیاز دوران مدرن به این تم قدرتمند توسط فریدریش دورنمات نوشته شده است.از همان لحظات نخست نگرش تلخ و عریان دورنمات نسبت به شرایط انسانی نمایان می گردد و این نگرش در روابط زن و مرد این نمایشنامه به گونه ای هولناک باز آفرینی می شود. در خطوط اول متن این نمایش از کلمه راند اول استفاده می شود که به ما می گوید با نبردی میان این زن و شوهر روبرو هستیم، نبردی که در لایه نخست آن به ظاهر ساده به نظر می رسد اما پس از نگاهی دقیق تر متوجه می شویم که دورنمات پیچیده ترین نکات را به ساده ترین حالت ممکن بیان می کند. ادگار با خونسردی به آلیس می گوید در بازه. آلیس در پاسخ: ببندم؟ نمی بندم. در این دیالوگ به ساده ترین و عریان ترین شکل ممکن پیچیده ترین و افراطی ترین نگرش دورنمات را به روابط زناشویی و وضعیت بشر شاهد هستیم . دورنمات با صدای بلند اعلام میکند که در شرایطی زیست می کنیم که همه چیز به هجو کشیده شده است او در این دیالوگ به شدت فشرده شده با نگاهی طنز و لجوجانه، تلخ ترین روابط انسانی را به هجو می کشد و خود این به هجو کشیده شدن تراژدی زندگی است.
May 23, 2024
روابط اینجوری جزو راحت ترین روابطه که خیلی هامون تو زندگی با آدما همچین روابطی رو داریم منتهی بروز نمیدیم. ولی خب این نمایشنامه نشون داد گاهی بروزشون هم بد نیست.
آدم وقتی به این فکر میکنه که چقدر از روابطش حول همین محور پیش میره میمونه یه لحظه!
آدم وقتی به این فکر میکنه که چقدر از روابطش حول همین محور پیش میره میمونه یه لحظه!
February 18, 2025
کورت: تو قصد داشتی اونو بکشی.
ادگار: خب، منظور؟ توی هر ازدواجی فکر کشتن پیش میاد.
ادگار: خب، منظور؟ توی هر ازدواجی فکر کشتن پیش میاد.
January 8, 2020
Porträt eines Planeten:
Dürrenmatts sarkastischer Rückblick auf wichtige Ereignisse der Weltgeschichte verfügt über einige interessante Ansätze. Die knappe Dialogführung und die bloße Aneinanderreihung der Ereignisse nimmt dem Leser kurze Atempausen der Reflexion.
Man fühlt sich durch die Dialogführung gehetzt, die gesellschaftliche Kritik des Autors wird dem Leser zwar mitgeteilt, aber nicht anschaulich präsentiert.
Aus einer spannenden Grundidee ist insgesamt leider eine Enttäuschung geworden, 2/5.
Play Strindberg:
Play Strindberg ist eine Komödie auf den zweiten Blick. Die durchaus dramatische Situation wird durch sprachliche Kniffe in die Absurdität gezogen. Das Buch hallt nach, gewisse Anspielungen habe ich erst mit etwas Abstand richtig erfasst. Die Kritik an der Gesellschaft wird mit einer feinen ironischen Note vom Autor begleitet. Insgesamt empfehlenswert, gute 3 bis schlechte 4/5.
Gesamtrating für das Werk daher 3/5
Dürrenmatts sarkastischer Rückblick auf wichtige Ereignisse der Weltgeschichte verfügt über einige interessante Ansätze. Die knappe Dialogführung und die bloße Aneinanderreihung der Ereignisse nimmt dem Leser kurze Atempausen der Reflexion.
Man fühlt sich durch die Dialogführung gehetzt, die gesellschaftliche Kritik des Autors wird dem Leser zwar mitgeteilt, aber nicht anschaulich präsentiert.
Aus einer spannenden Grundidee ist insgesamt leider eine Enttäuschung geworden, 2/5.
Play Strindberg:
Play Strindberg ist eine Komödie auf den zweiten Blick. Die durchaus dramatische Situation wird durch sprachliche Kniffe in die Absurdität gezogen. Das Buch hallt nach, gewisse Anspielungen habe ich erst mit etwas Abstand richtig erfasst. Die Kritik an der Gesellschaft wird mit einer feinen ironischen Note vom Autor begleitet. Insgesamt empfehlenswert, gute 3 bis schlechte 4/5.
Gesamtrating für das Werk daher 3/5
Displaying 1 - 10 of 10 reviews










