کارولین دولاروم آلری دختری با موهای کبود و خاکستری ست.و پدرش کنت دولاروم آلری یکی از جنگجویان سرسپرده و شمشیر زن در رکاب ناپلئون بناپارت است که وفاداری خود را با کشته شدن در جنگ به ناپلئون ثابت می کند.کارولین چندی مورد عشق و توجه ناپلئون قرار می گیرد اما این عشق نیز مانند عشقهای دیگر ناپلئون که در افسردگی و شکست وی به سراغش آمده به سردی می گراید.
این کتاب ازین جهت برام جالب بود که بدونم که آیا به غیر از دزیره کسی دیگه ای تونسته بود قلب ناپلئون رو تصاحب کنه یانه؟اما دیدم ناپلئون چه با شجاعت تو این کتاب اعتراف می کنه که کسی رو به جز کارولین دوس نداشته و از تمام کسانی که موقع فقر دور و برش بودند متنفره! راسش یه کم از ناپلئون به خاطر این قضاوتش بدم اومد...
کتاب رو چندین سال پیش خوندم وامسال خریدمش چون خاطره ی خیلی خوبی ازش داشتم. نثر داستان وار و در برگرفتن حوادث واقعی و معما طور بودنش من رو به شدت جذب کره بود وبعد از اون علاقه زیادی به کتاب هایی پیدا کردم که در برحه دیگه ای از تاریخ اتفاق می افتند. زمانی که کتاب رو خوندم دبیرستانی و شاید سال 88بود.نمیدونم همون جذابیت رو الان هم برام داره یانه ولی اون موقع بسیار عالی بود برام
کتاب کمتر شنیده شده راجع به معشوقه ناپلئون؛ یه دختر قوی و مورد پسند همه مردها مغرور و زیبا که اینجاهاش کلیشه س ولی وارد داستانای جذابی میشه فقط آخرش که مفهوم واقعی اسم کتاب مشخص میشه🫠