Jump to ratings and reviews
Rate this book

دختری با دامن کوتاه، بیرون پنجره ی اتاق من،‌ انجیل می خونه

Rate this book

139 pages, Paperback

Published January 1, 2009

2 people are currently reading
77 people want to read

About the author

Charles Bukowski

853 books30k followers
Henry Charles Bukowski (born as Heinrich Karl Bukowski) was a German-born American poet, novelist and short story writer. His writing was influenced by the social, cultural and economic ambience of his home city of Los Angeles.It is marked by an emphasis on the ordinary lives of poor Americans, the act of writing, alcohol, relationships with women and the drudgery of work. Bukowski wrote thousands of poems, hundreds of short stories and six novels, eventually publishing over sixty books

Charles Bukowski was the only child of an American soldier and a German mother. At the age of three, he came with his family to the United States and grew up in Los Angeles. He attended Los Angeles City College from 1939 to 1941, then left school and moved to New York City to become a writer. His lack of publishing success at this time caused him to give up writing in 1946 and spurred a ten-year stint of heavy drinking. After he developed a bleeding ulcer, he decided to take up writing again. He worked a wide range of jobs to support his writing, including dishwasher, truck driver and loader, mail carrier, guard, gas station attendant, stock boy, warehouse worker, shipping clerk, post office clerk, parking lot attendant, Red Cross orderly, and elevator operator. He also worked in a dog biscuit factory, a slaughterhouse, a cake and cookie factory, and he hung posters in New York City subways.

Bukowski published his first story when he was twenty-four and began writing poetry at the age of thirty-five. His first book of poetry was published in 1959; he went on to publish more than forty-five books of poetry and prose, including Pulp (1994), Screams from the Balcony (1993), and The Last Night of the Earth Poems (1992).

He died of leukemia in San Pedro on March 9, 1994.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (5%)
4 stars
13 (23%)
3 stars
32 (58%)
2 stars
5 (9%)
1 star
2 (3%)
Displaying 1 - 16 of 16 reviews
Profile Image for Mohammad Hrabal.
455 reviews299 followers
May 17, 2021
«تمامي قمار بازان»
بعضي صبحا
از رختخوابت كه بپا مي خيزي
با خودت فكر مي‌كني
«نمي‌تونم از پسش بر بيام»
تو دلت مي خندي
چون ياد تمام صبحايي ميوفتي كه اين فكرو داشتي
مي‌ري توالت
كارتو مي‌كني
صورتتو تو آينه مي‌بيني
اوه من، اوه من، اوه من،
به هر حال موهات رو شونه مي‌كني
لباس بيرونت رو مي‌پوشي
به گربه‌ها غذا مي‌دي
روزنامه‌ي ترس رو ور مي‌داري،
رو ميز چاي‌خوري مي‌زاري
زنتو مي‌بوسي
ماشينت رو زندگي دوباره مي‌بخشي
و مثل ميليون‌ها آدم ديگه
دوباره وارد گود مي‌شي
الان تو بزرگراهي
در بند ترافيك
در عين حال كه داري مي‌ري يه جايي
در واقع به هيچ قبرستوني نمي‌ري
اينجاست كه راديو رو مي‌گيري
و موتزارت گوش مي‌كني
كه مي‌ره يه جايي
و تو كم و بيش مي‌ري تو بحر روزاي آروم
روزاي پر مشغله
روزاي خسته كننده
روزاي نفرت انگيز
و روزاي كمياب
هم خيلي لذت بخشه
هم خيلي مايوس كننده
چون همه ما
هم خيلي شبيه‌ايم
و هم خيلي متفاوت
دور برگردون‌و پيدا مي‌كني
و مي‌ري به خطرناك ترين قسمت شهر
لحظات فوق العاده‌اي رو حس مي‌كني
كه موتزارت كارش رو مي‌كنه
و يه راست مي‌ره تو مغزت
از استخونات سر مي‌خوره و
از كفشت مي‌زنه بيرون.
اين جنگ بي ماننديه
كه ارزش شو داره
وقتي هممون
در طول جاده مي‌رونيم،
و رو فردا شرط مي‌بنديم. ص 29 کتاب
«علت و معلول»
بهترين‌ها
معمولا با دست‌هايِ خودشون
قالِ زندگيِ خودشون رو مي‌كنن،
فقط برايِ اينكه خلاص بشن،
و اونهايي كه باقي مي‌مونن
حتي ذره‌اي به عقلشون نمي‌رسه
كه چرا همه دارن خودشون رو
از دست اونها خلاص مي‌كنن. ص 45 کتاب
«اوه بله»
چيزهايِ خيلي بدتري هم از تنها بودن هست،
ولي معمولا ده‌ها سال طول مي‌كشه
تا آدم اينو بفهمه.
و خيلي اوقات وقتي دوزاريت جا مي‌افته،
كه ديگه خيلي دير شده
و هيچ چيز بدتر از خيلي دير شدن نيست. ص 69 کتاب
«در ستايشِ جهنمِ يك بانو»
سگان شب‌ها كه به خواب مي‌روند
بايستي روياي استخوان ببينند
و من استخوان‌هاي تو را
در گوشت تَنَت به ياد مي‌آورم؛
به بهترين شكل
در آن لباسِ سبزِ تيره
و آن كفشه‌اي سياه براقِ پاشنه بلند.
هر وقت مست مي‌كردي، فحش مي‌دادي
با موهاي فروريخته‌ات،
مي‌خواستي رها شوي
از آنچه تو را در بند كرده بود.
خاطراتي پوسيده
از يك گذشته‌ي گنديده،
كه تو دست آخر
با مرگ از آن رهايي يافتي،
و مرا با روزگاري پوسيده تنها گذاشتي؛
بيست و هشت سال است كه مرده‌اي،
هنوز تو را
بهتر از هر چيزِ ديگري به یاد مي‌آورم،
تو تنها كسي بودي كه
بيهودگي زندگي قانون مند را درك مي‌كردي.
بقيه فقط به جزئيات ناچيزِ زندگي غُر مي‌زدند،
بدونِ هيچ احساسي،
از نبود احساس گله مي‌كردند.
جين،
تو از زياد دانستن مردي
مي‌نوشم
به سلامتي استخوان‌هايت
كه اين سگ
هنوز هم در رويايش مي‌بيند. ص 92 کتاب
«نهايت رنج»
من حتي كوه‌ها رو احساس مي‌كنم
جوري كه مي‌خندن
به كناره‌هاي آبيِ بالا و پايينشون.
و پايين‌تر
تويِ آب
ماهي‌ها گريه مي‌كنن
و آب
اشكشونه.
شب‌ها وقتي مست مي‌كنم،
كه به صدايِ آب گوش مي‌دم و اون وقته که
دلتنگيام به اوج مي‌رسه.
اين صدا رو از ساعتم مي‌شنوم
اين صدا تبديل به دستگيره‌يِ كمد مي‌شه
تبديل به كاغذ رويِ زمين مي‌شه
تبديل به پاشنه‌كشِ كفش مي‌شه
يه بليط رخت شور خونه مي‌شه
اين صدا تبديل به دود سيگار مي‌شه
كه از كليساي كوچك درختان مو بالا مي‌ره
زيادم بد نيست
كمي عشق چيز چندان بدي نيست
يا كمي زندگي.
چيزي كه به حساب مي‌آد
همونيه‌كه رو ديوارها به انتظار مي‌شينه.
من براي همين دنيا اومدم
من برايِ تكون دادنِ گلهايِ رز تُو انتهايِ خيابونِ مرگ به دنيا اومدم. ص 99 کتاب
Profile Image for Amirsaman.
537 reviews267 followers
April 18, 2020
بهترين‌ها
معمولا با دست‌هایِ خودشون
قالِ زندگیِ خودشون رو می‌كنن،
فقط برایِ اينكه خلاص بشن،
و اون‌هایی كه باقی می‌مونن
حتی ذره‌ای به عقل‌شون نمی‌رسه
كه چرا همه دارن خودشون رو
از دست اون‌ها خلاص می‌کنن.
Profile Image for فؤاد.
1,135 reviews2,383 followers
December 25, 2017
کسی توی ریویوها نوشته بود این شعرهای سیاه در "بهشت تمدن غرب" عجیبه، و شاید بهشت دلشون رو زده و خوشی زده زیر دلشون که این طور شعر می گن.
گفتم چند تا تصویر از این "بهشت" که این شعرها در دلش سروده شدن بذارم:







محلۀ "برانکس" نیویورک، دهۀ هفتاد و هشتاد.
فکر کنم فهم معنای شعرها (شعرهایی که مردها مدام مست می کنن و زن ها رو می زنن و...) بدون تصویر درست از محله های فقیرنشین و زندگی طبقات پایین امریکا به طور کامل میسّر نمی شه.
Profile Image for Sarah Karimia.
77 reviews35 followers
April 4, 2017

*در ستایش جهنم یک بانو*
بیست و هشت سال است که مرده ای ،
هنوز تورا بهتر از هر چیز دیگری به یاد می آورم،
تو تنها کسی بودی
بیهودگی زندگی قانون مند را درک میکردی.
بقیه فقط به جزییاتِ ناچیزِ زندگی غُر می زدند،
بدونِ هیچ احساسی،
از نبود احساس گله می کردند.
--------------------------------
*اوه بله*
چیز هایِ خیلی بدتری هم ار تنها بودن هست،
ولی معمولا ده ها سال طول می کشه
تا آدم اینو بفهمه.
و خیلی اوقات وقتی دوزاری ت جا می افته،
که خیلی دیر شده
و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر شدن نیست.
--------------------------------
*سلام چطوری؟*
این ترس،ترسِ مثلِ آنها بودن:
مرده بودن.
دست کم در خیابان ها نیستند
ترجیح می دهند در خانه هاشان بمانند
احمقای لزجی که تنها جلوی تلویزیون هاشان می نشینند
زندگی شان چیزی نیست جز نیمچه خنده ای زورکی
پیرامونی ایده آل برای آنها
ماشین های پارک شده
و باغچه های سبز و کوچک
و خانه هایی کوچک
و در هایی کوچک
که باز می شوند و می بندند،
وقتی خویشانشان را می بینند
در روزهای تعطیل
اما در ها می بندند،
بر روی این مرگ که همانا مرگی است آرام
بروی مردگانی که در ظاهر زندگانند
در محله ی آرام و معمولی تو
در خیابان های پیچ در پیچ
در رنج
در پریشانی
در ترس
در وحشت
در اغفال

سگی در آنسوی حصار ها ایستاده است

و مردی خاموش در این سوی پنجره


Profile Image for Zidane Abdollahi.
139 reviews47 followers
May 21, 2020
علت و معلول

بهترينها
معمولاً با دستهايِ خودشون
قالِ زندگيِ خودشون رو ميكنن،
فقط برايِ اينكه خلاص بشن،
و اونهايي كه باقي ميمونن
حتي ذره اي به عقلشون نميرسه
كه چرا همه دارن خودشون رو
از دست اونها خلاص ميكنن


تنها با هم
شهوت، استخوون رو ميپوشونه.
و مردم مُخشون تو اين قضيه خوب ميجُنبه،
بعضي وقت ها هم روحشون؛
و زنها گلدونها رو به ديوارها ميکوبن.
و مردها زيادي مشروب ميخورن
و هيچكس، لنگۀ خودش رو پيدا نميكنه.
اما هنوز
به لوليدن رويِ تختخواب ها چشم دارن.
شهوت
استخوون رو ميپوشونه
و شهوت، شهوت بيشتري ميخواد
در هر صورت هيچ شانسي نيست:
ما همه به سرنوشت شومِ يكساني دچار شده ايم
و هيچكس، لنگۀ خودش رو پيدا نميكنه
نخاله دوني ها پر شده
آشغال دوني ها پرشده
ديوونه خونه ها پر شده
بيمارستان ها پر شده
قبرستان ها پر شده
هيچ چيز ديگهاي نيست كه پر بشه.

امضا ناشناس
Profile Image for Sara Alaee.
209 reviews203 followers
October 27, 2014
اون زن از نژاد تیره شرقیه
چشمای قهوه ای بزرگش از انجیل بلند شد و
.بعد پایین رفت
.یه انجیل سیاه و قرمز کوچیک
همون طور که می خونه
پاهاشو تکون می ده
...آروم و موزون می رقصه و انجیل می خونه

.فقط از چند تا از شعرای این مجموعه خوشم اومد
ترجمه هم خوب نیست، در مقایسه با نسخه انگلیسی یه جاهایی واقعا بی ربط ترجمه شده
!
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews883 followers
Read
September 17, 2015
بهترین ها
معمولا با دستهایِ خودشون
قالِ زندگیِ خودشون رو میکنن،
فقط برایِ اینکه خلاص بشن،
و اونهایی که باقی میمونن
حتی ذره ای به عقلشون نمیرسه
که چرا همه دارن خودشون رو
از دست اونها خلاص می کنن.
Profile Image for Mojtaba.
5 reviews3 followers
Read
March 11, 2018
بنظرم این کتاب ترجمه ی خوبی نداره و من باید متن اصلی رو بخونم
Profile Image for Baqer Aqaei.
66 reviews18 followers
Read
October 11, 2017
شعرهایی سراسر سیاه و نومیدی
این نوع شعر در بهشت تمدن غرب جای شگفتی است. شاید هم این بهشت دل ساکنانش را زده است. و به دنبال هبوط از آن هستند
Profile Image for Eman.
56 reviews38 followers
incomplete-or-gave-up-on
May 25, 2013
وقتی متن اصلی انگلیسی رو پیدا کردم فهمیدم چه ترجمه افتضاح و مبتذلی داره نصفه نیمه ولش کردم این لینک متن اصلیه:

http://www.bukowskicharles.com/charle...

هرچند متن اصلی با زبان بوکوفسکی بدجوری لذت بخشه


یه نمونه از ترجمه بی ربط:

تنها با همه

شهوت،استخوون رو می پوشونه
و مردم مخ شون تو این قضیه خوب می جنبه
و بعضی وقت ها هم روحشون
و زن ها گلدون رو به دیوار می کوبن
و مردها زیادی مشروب می خورن
....


Alone With Everybody

the flesh covers the bone
and they put a mind
in there and
sometimes a soul,
and the women break
vases against the walls
and the men drink too
much
....
Profile Image for Nazanin Banaei.
254 reviews
February 15, 2015
اين مرگم نيست كه دلواپسم ميكند،
اين زنم هست
كه باقي ميماند
با خرواري از هيچ .
با اين همه ميخواهم بگذارم بداند
تمامِ شبهايي كه كنارش خوابيدم ،
و حتي بگومگوهايمان سرِ هيچ و پوچ،
برايم تا ابد باشكوهند .
و كلمات سختي كه
هميشه از گفتنشان
واهمه داشتم،
اكنون ميتوانند گفته شوند :

عاشقت هستم
Profile Image for Richard Epstein.
380 reviews22 followers
November 5, 2013
I don't read Persian, so can't make heads or tails of this. That, I think, is the best way to read Bukowski.
Profile Image for Amir ali.
330 reviews1 follower
Read
June 25, 2013
با یه اپل مکینتاش
شما نمیتونی برنامه های خانه ی رادیو رو روی دیسکهاش اجرا کنی
همون طوری که
یه commodore 64 موقع اجرا
نمی تونه فایلی رو بخونه که
با یه کامپیوترخانگی IBM ساختی.

هم کامپیوتر kaypro و هم Osborne
از سیستم عامل cp\m یکسانی استفاده می کنن،
اما نمی تونن
دستخط های همدیگه رو بخونن،
واین به خاطر متفاوت بودن روش خوندن فرمت دیسک هاست.

Tandy 2000 ،MS-DOS رو اجرا می کنه اما
نمی تونه از اکثر برنامه های تولید شده
برای کامپیوتر های خانگی IBM استفاده کنه.
مگر یه سری بیت ها و بایت های مشخص تغییر یافته.

اما باد همچنان بر فراز ساوانا می وزه
و در بهار
سُـنقــَر ترکی
اطراف جفت ماده ی خودش
می خرامه و جست و خیز می کنه.
Profile Image for Parisa.
153 reviews299 followers
October 12, 2014
ای کاش ترجمه بهتری داشت.
چیزهای خیلی بدتری هم از تنها بودن هست
ولی معمولا ده‌ها سال طول میکشه تا آدم اینو بفهمه
و خیلی اوقات وقتی دوزاری‌ت جا می‌افته که دیگه خیلی دیر شده
و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر شدن نیست
Profile Image for الناز ی.
156 reviews63 followers
April 16, 2018
چیزهای خیلی بدتری هم از تنها بودن هست
ولی معمولا ده ها سال طول میکشه
تا ادم اینو بفهمه
و خیلی اوقات وقتی دوزاریت جا میفته
که دیگه خیلی دیر شده
و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر شدن نیست.
Profile Image for Zahra Rashidian.
60 reviews77 followers
August 30, 2013
شاید من هیچ درکِ زیادی ازش نداشتم؛ وگر نه می‌تونست بیشتر جذبم کنه.
Displaying 1 - 16 of 16 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.