What do you think?


L'inespérée
Containing 11 short, contemplative sketches—rarely more than 10 pages long—this collection reflects upon time, paying attention, solitude, companionship, and grace. In an era of increasingly cynical, mediatized or sensationalistic literature, the voice is a quiet plea for sanity, simplicity, and a return to the source.
128 pages, Pocket Book
First published January 1, 1994
About the author
Christian Bobin
127 books561 followersChristian Bobin is a French author and poet. He received the 1993 Prix des Deux Magots for the book Le Très-Bas (translated into English in 1997 by Michael H. Kohn and published under two titles: The Secret of Francis of Assisi: A Meditation and The Very Lowly
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 77 reviews
February 13, 2024
"ترس، پیشروی بزرگسالی در کودکی توست"
نمیدونم واقعا درباره این کتاب چی باید بگم، حتی شاید درست تر باشه که بگم که هیچی نمیتونم درباره این کتاب بگم. شاید بشه گفت تمام چیز هایی که در زندگی تجربه کرده بودم و تمام تجربه ناشده هام توی همین ۸۹ صفحه جا شدن. مرگ. زندگی. عشق. نفرت. انتخاب. هنر. نوشتن. گیر کردن. ترسیدن و گم شدن.
نمیدونم ممکنه شما ازش خوشتون نیاد، ممکنه هیچ وقت با هیچ کدوم از کلمات بالا از نزدیک عمیقا روبه رو نشده باشین؛ که در این صورت به احتمالا زیاد درکش نخواهید کرد، اما من بی اغراق دوست دارم این کتابو بذارم تو لیست ۵ کتاب برتر خودم. برام مهم نیست که هیچ ربطی هم از نظر ساختاری ژانر با بقیه نداشته باشه. اگر این روحیه عاشق پیشه اش نبود، خیلی جدی ایمان میاوردم که روحم تو زندگی قبلیم مدتی رو تو بدن بوبن زندگی کرده. این کتاب پر از الهامه، پر از جوابای آرامش بخش برای سوالای مهم و غیر مهم، به شرطی که باهاش جلو برین و ایمانتونو از دست ندین.
دمت گرم جناب بوبن!
نمیدونم واقعا درباره این کتاب چی باید بگم، حتی شاید درست تر باشه که بگم که هیچی نمیتونم درباره این کتاب بگم. شاید بشه گفت تمام چیز هایی که در زندگی تجربه کرده بودم و تمام تجربه ناشده هام توی همین ۸۹ صفحه جا شدن. مرگ. زندگی. عشق. نفرت. انتخاب. هنر. نوشتن. گیر کردن. ترسیدن و گم شدن.
نمیدونم ممکنه شما ازش خوشتون نیاد، ممکنه هیچ وقت با هیچ کدوم از کلمات بالا از نزدیک عمیقا روبه رو نشده باشین؛ که در این صورت به احتمالا زیاد درکش نخواهید کرد، اما من بی اغراق دوست دارم این کتابو بذارم تو لیست ۵ کتاب برتر خودم. برام مهم نیست که هیچ ربطی هم از نظر ساختاری ژانر با بقیه نداشته باشه. اگر این روحیه عاشق پیشه اش نبود، خیلی جدی ایمان میاوردم که روحم تو زندگی قبلیم مدتی رو تو بدن بوبن زندگی کرده. این کتاب پر از الهامه، پر از جوابای آرامش بخش برای سوالای مهم و غیر مهم، به شرطی که باهاش جلو برین و ایمانتونو از دست ندین.
دمت گرم جناب بوبن!
December 2, 2015
بیان احساسات عمیق و حتی ظریف، با زبانی روان، در مورد نه فقط عشق بلکه همه زندگی، از زبان یک مرد قابل تحسین بود.
قسمت هایی از کتاب که دوستش داشتم:
"در کسانی که دوست شان داریم چه چیز را دوست داریم؟ فکر می کنیم "خودشان" را دوست داریم. ولی این "خودشان" چیست؟ کجا یک شخص، محیط اش، محدودیت هایش تمام می شوند؟ کجا آنچه درون او و بیش از اوست شروع می شود؟ درد صدایش، معصومیت چشمانش؟"
"اگر فیلسوف بودم این جمله را این گونه می نوشتم: آن چه ما را نجات می دهد در برابر هیچ چیز از ما محافظت نمی کند، با این همه ما را نجات می دهد."
و این که:
"امیدوارم نقاشی ام بی آن که ترک بخورد، تاب بیاورد. دلم می خواهد با بال های پروانه به نقاش های سال 2000 برسم."
قسمت هایی از کتاب که دوستش داشتم:
"در کسانی که دوست شان داریم چه چیز را دوست داریم؟ فکر می کنیم "خودشان" را دوست داریم. ولی این "خودشان" چیست؟ کجا یک شخص، محیط اش، محدودیت هایش تمام می شوند؟ کجا آنچه درون او و بیش از اوست شروع می شود؟ درد صدایش، معصومیت چشمانش؟"
"اگر فیلسوف بودم این جمله را این گونه می نوشتم: آن چه ما را نجات می دهد در برابر هیچ چیز از ما محافظت نمی کند، با این همه ما را نجات می دهد."
و این که:
"امیدوارم نقاشی ام بی آن که ترک بخورد، تاب بیاورد. دلم می خواهد با بال های پروانه به نقاش های سال 2000 برسم."
October 25, 2017
چقــــدر دوست داشتم اون چند صفحه ی آخر رو! خیلی عزیز و دوست داشتنی بود
August 1, 2024
دوستتان دارم، حتی اگر این عشق ارزشی نداشته باشد و هرگز برای پذیرفته شدن در جهان ارزشی نخواهد داشت: نمیتوانی شیرینی زندگی را بچشی بیآنکه همزمان خشمی مطلق نسبت به بدی که از هر سو آن را در بر گرفته است، احساس کنی. این همان قانونی است که نقاشان از آن پیروی میکنند، زمانی که سیاه را تقویت میکنند تا روشناییهایشان واقعا بدرخشد...
#جشنی_بر_بلندی_ها #کریستین_بوبن ترجمه #دلآرا_قهرمان
📝وقتی میخواستم این کتاب رو شروع کنم میدونستم که با خوندنش آرامش میگیرم؛ هرچند که بوبن نویسندهی مورد پسند همه نیست!بوبن نویسندهای فرانسوی است که میگویند آثارش مانند زنجیر بهم پیوستهاند و هریک تصویر دیگری را در ذهن خواننده روشنتر میسازد.این کتاب رمان نیست و شامل نقلقولهایی عاشقانه است که شاید بیشتر از یک رمان به دل بشیند؛به نظرم انسجام بهتری داشت.در این کتاب او از عشق نوشته،از مهربانی،لطافت،دوستی،معرفت و شناخت و در نهایت زیبایی؛برای هر چه که در توان ماست یا از توان و عهدهی ما خارج است
#جشنی_بر_بلندی_ها #کریستین_بوبن ترجمه #دلآرا_قهرمان
📝وقتی میخواستم این کتاب رو شروع کنم میدونستم که با خوندنش آرامش میگیرم؛ هرچند که بوبن نویسندهی مورد پسند همه نیست!بوبن نویسندهای فرانسوی است که میگویند آثارش مانند زنجیر بهم پیوستهاند و هریک تصویر دیگری را در ذهن خواننده روشنتر میسازد.این کتاب رمان نیست و شامل نقلقولهایی عاشقانه است که شاید بیشتر از یک رمان به دل بشیند؛به نظرم انسجام بهتری داشت.در این کتاب او از عشق نوشته،از مهربانی،لطافت،دوستی،معرفت و شناخت و در نهایت زیبایی؛برای هر چه که در توان ماست یا از توان و عهدهی ما خارج است
May 6, 2020
بوبن روح و فکر آدمو قلقلک(غلغلک) میده
انگار حرفاش تلنگره، یه نشونه ست که باعث میشه یه چیزایی رو آدم یادش بیاد یا از یه سمت دیگه نگاه کنه به یه سری از اتفاقا
انگار حرفاش تلنگره، یه نشونه ست که باعث میشه یه چیزایی رو آدم یادش بیاد یا از یه سمت دیگه نگاه کنه به یه سری از اتفاقا
Read
September 7, 2015همه ی ما تنها در جستجوی یک چیز در زندگی هستیم: که ار آن لبریز شویم - که بوسه ی یک نور را در قلب یخ زده مان دریافت کنیم، ملایمت عشقی فناناپذیر را تجربه کنیم. زنده بودن یعنی دیده شدن، یعنی ورود به نور نگاهی پرمحبت.هیچ کس از این قانون مستثنی نیست. حتی خدا، خدایی که در حقیقت از هر قانونی مستثنی است، چرا که او را حقیقت همه چیز می دانند.
تورات چیزی جز نتیجه تلاش های خدا نیست. تلاش هایی خارج از محدوده عقل ما. تلاش برای آنکه دیده شود. حتی برای یک ثانیه، حتی تنها توسط یک آدم، حتی اگر این آدم، انسانی بی مصرف باشد، یا یک بزچران که از تنهایی و شراب بد خرف شده است. این، همه چیز را دربرمی گیرد. خدا، همه چیز را برای جلب توجه ما به سوی خودش مناسب می داند. از دستگاههای بزرگ ِ طوفان و رگبار با سر و صدای مهیب شان، تا ناله ی نوزادی که به زحمت قابل شنیدن است.
تورات چیزی جز نتیجه تلاش های خدا نیست. تلاش هایی خارج از محدوده عقل ما. تلاش برای آنکه دیده شود. حتی برای یک ثانیه، حتی تنها توسط یک آدم، حتی اگر این آدم، انسانی بی مصرف باشد، یا یک بزچران که از تنهایی و شراب بد خرف شده است. این، همه چیز را دربرمی گیرد. خدا، همه چیز را برای جلب توجه ما به سوی خودش مناسب می داند. از دستگاههای بزرگ ِ طوفان و رگبار با سر و صدای مهیب شان، تا ناله ی نوزادی که به زحمت قابل شنیدن است.
September 15, 2018
حدود پانزده سال پیش نسخه صوتی این کتاب را گوش داد! در زمانه نوارهای کاست! وقتی که هیچ سایتی برای فروش کتاب صوتی وجود نداشت
و اگر همه داستانها یادم برود امکان ندارد داستان "چای بدون چای" فراموشم شود. یک نگاه عرفانی رقیق و قشنگ به "خاله بازی" بچه ها
و اگر همه داستانها یادم برود امکان ندارد داستان "چای بدون چای" فراموشم شود. یک نگاه عرفانی رقیق و قشنگ به "خاله بازی" بچه ها
November 5, 2015
یک شاعرانگی خاص داشت که قشنگش کرده بود ولی مثل بقیه کتابهای در این زمینه حرف خیلی خاص و جدیدی برای گفتن نداشت و شاید توجه زیاد به لفظ از معنا غافلش کرده بود.
بعضی جمله هایش خیلی محشر بودند.یعنی جمله هایی روایتگر تجربیاتی که خیلی از ماها فکر می کنیم فقط خودمان تجربه اش کردیم ولی بوبن بهمان نشان می دهد کل جامعه ی بشری درگیرش هستند و این تعمیم دادنش خیلی دلپذیر است.
من داستان اول را از همه بیشتر پسندیدم.خلاقانه نوشته شده بود.ولی به نظرم اگر از اول لو نمی داد مخاطبش کی است قشنگتر می شد.غافلگیری خوبی می شد از تویش درآورد.
بعضی جمله هایش خیلی محشر بودند.یعنی جمله هایی روایتگر تجربیاتی که خیلی از ماها فکر می کنیم فقط خودمان تجربه اش کردیم ولی بوبن بهمان نشان می دهد کل جامعه ی بشری درگیرش هستند و این تعمیم دادنش خیلی دلپذیر است.
من داستان اول را از همه بیشتر پسندیدم.خلاقانه نوشته شده بود.ولی به نظرم اگر از اول لو نمی داد مخاطبش کی است قشنگتر می شد.غافلگیری خوبی می شد از تویش درآورد.
August 21, 2008
وقتی همه چیز خوب است ، آدم به خدا معتقد است
. وقتی همه چیز بد است ، آدم به هیچ چیز معتقد نیست
: در این مورد نباید سر خود را کلاه گذاشت … این طور نیست
! هیچ کس واقعاً به خدا معتقد نیست
. وقتی همه چیز بد است ، آدم به هیچ چیز معتقد نیست
: در این مورد نباید سر خود را کلاه گذاشت … این طور نیست
! هیچ کس واقعاً به خدا معتقد نیست
Read
February 17, 20213.5 stars
وقتی بچه کوچکی بودم ، تماشای سقف اتاق یا پیاده رو در حالت قهر و بغض ، چیزهای بیشتری درباره دوزخ به من آموخت تا همه کتاب های حکمت آموزی که بعدها خواندم . دوزخ همین زندگی است ، وقتی که دیگر دوستش نداریم . زندگی بدون عشق یک زندگی رها شده است ، رها شده تر از یک مرده
ما در این زندگی هیچ طلبی نداریم . حتی معصومیت آسمان آبی را
هنر بزرگ ، هنر سپاس گذاری از فراوانی هر لحظه است
ابتذال حقیقی در کلمات نیست ، در ناتوانی خرج کردن زمان است
مادر مسیح بودن ، از مادر هر کودک دیگر بودن ، با ارزش تر نیست . در هر صورت کار مادرها ناممکن است و با این همه آن را خوب انجام می دهند
آنچه زوج را می سازد ، چیزی است که از آن تغذیه می کنند. . زوج زمانی پدید می آید که دو نفر یک هوا را نفس می کشند ، یک غذا را می خورند. همان تلخی و همان شادی ... و این دو نفر چه می خورند؟؟ آن ها دارند رنج می خورند، بدبختی میخورند . از آن لذت می برند ، کیف می کنند
وقتی بچه کوچکی بودم ، تماشای سقف اتاق یا پیاده رو در حالت قهر و بغض ، چیزهای بیشتری درباره دوزخ به من آموخت تا همه کتاب های حکمت آموزی که بعدها خواندم . دوزخ همین زندگی است ، وقتی که دیگر دوستش نداریم . زندگی بدون عشق یک زندگی رها شده است ، رها شده تر از یک مرده
ما در این زندگی هیچ طلبی نداریم . حتی معصومیت آسمان آبی را
هنر بزرگ ، هنر سپاس گذاری از فراوانی هر لحظه است
ابتذال حقیقی در کلمات نیست ، در ناتوانی خرج کردن زمان است
مادر مسیح بودن ، از مادر هر کودک دیگر بودن ، با ارزش تر نیست . در هر صورت کار مادرها ناممکن است و با این همه آن را خوب انجام می دهند
آنچه زوج را می سازد ، چیزی است که از آن تغذیه می کنند. . زوج زمانی پدید می آید که دو نفر یک هوا را نفس می کشند ، یک غذا را می خورند. همان تلخی و همان شادی ... و این دو نفر چه می خورند؟؟ آن ها دارند رنج می خورند، بدبختی میخورند . از آن لذت می برند ، کیف می کنند
December 3, 2015
کتاب، انگار که تا قبل از بخش پایانی، پاراگراف های چندین صفحه ای داشته که تو هر پاراگراف در مورد یه چیز صحبت میکنه. البته پاراگراف ها فقط یه تشبیهن
داستان اول و آخر عاشقانه.. و اواسط هم در مورد موضوعات مختلف هست.
سه ستاره لایق قسمت آخر کتاب، که غیر منتظره نام داره هست.
مردی که تو این بخش، با احساسات ناب داره ابراز علاقه میکنه
داستان اول و آخر عاشقانه.. و اواسط هم در مورد موضوعات مختلف هست.
سه ستاره لایق قسمت آخر کتاب، که غیر منتظره نام داره هست.
مردی که تو این بخش، با احساسات ناب داره ابراز علاقه میکنه
January 11, 2013
تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند. وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. وقتی که نقاش دیگر نمی تواند به تابلو چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که هنرمند در برابرش به تنهایی مطلق می رسد.
ص 53-54
ص 53-54
July 28, 2025
« C’est toujours l’amour en nous qui est blessé, c’est toujours de l’amour que nous souffrons même quand nous croyons ne souffrir de rien.
(…)
L’enfer c’est cette vie quand nous ne l’aimons plus. Une vie sans amour est une vie abandonnée, bien plus abandonnée qu’un mort.
(…)
Un jour, je te dirai à quel point je t’oublie dans le premier visage venu et à quel point je t’y retrouve.
J’ai encore beaucoup de choses à te dire. Je les mettrai dans les livres : je n’ai jamais écrit que pour toi, dans l’espérance que l’imbécilité de l’amour me sauve de la stupidité de la littérature. »
❤️❤️❤️
Bobin, mon roi, ma vie, mon xygène, vraiment.
(…)
L’enfer c’est cette vie quand nous ne l’aimons plus. Une vie sans amour est une vie abandonnée, bien plus abandonnée qu’un mort.
(…)
Un jour, je te dirai à quel point je t’oublie dans le premier visage venu et à quel point je t’y retrouve.
J’ai encore beaucoup de choses à te dire. Je les mettrai dans les livres : je n’ai jamais écrit que pour toi, dans l’espérance que l’imbécilité de l’amour me sauve de la stupidité de la littérature. »
❤️❤️❤️
Bobin, mon roi, ma vie, mon xygène, vraiment.
March 9, 2020
"همه ی ما تنها در جستجوی یک چیز در زندگی هستیم: که ار آن لبریز شویم - که بوسه ی یک نور را در قلب یخ زده مان دریافت کنیم، ملایمت عشقی فناناپذیر را تجربه کنیم. زنده بودن یعنی دیده شدن، یعنی ورود به نور نگاهی پرمحبت.هیچ کس از این قانون مستثنی نیست. حتی خدا، خدایی که در حقیقت از هر قانونی مستثنی است، چرا که او را حقیقت همه چیز می دانند.
تورات چیزی جز نتیجه تلاش های خدا نیست. تلاش هایی خارج از محدوده عقل ما. تلاش برای آنکه دیده شود. حتی برای یک ثانیه، حتی تنها توسط یک آدم، حتی اگر این آدم، انسانی بی مصرف باشد، یا یک بزچران که از تنهایی و شراب بد خرف شده است. این، همه چیز را دربرمی گیرد. خدا، همه چیز را برای جلب توجه ما به سوی خودش مناسب می داند. از دستگاههای بزرگ ِ طوفان و رگبار با سر و صدای مهیب شان، تا ناله ی نوزادی که به زحمت قابل شنیدن است. "
+به سرایت در آمدم، برای پاهایم آب نیاوردی؛
این زن،پاهایم را به اشک شست و به موهای خویش خشک کرد.
مرا نبوسیدی،این زن بازنماند از بوسیدن پاهایم.
سرم را به روغن مسح نکردی، او به عطر تدهین کرد پاهای مرا.
از این رو به تو می گویم:
گناهان او که بسیار است،آمرزیده شد،چرا که بسیار عشق ورزید.
-انجیل لوقا،باب٧
تورات چیزی جز نتیجه تلاش های خدا نیست. تلاش هایی خارج از محدوده عقل ما. تلاش برای آنکه دیده شود. حتی برای یک ثانیه، حتی تنها توسط یک آدم، حتی اگر این آدم، انسانی بی مصرف باشد، یا یک بزچران که از تنهایی و شراب بد خرف شده است. این، همه چیز را دربرمی گیرد. خدا، همه چیز را برای جلب توجه ما به سوی خودش مناسب می داند. از دستگاههای بزرگ ِ طوفان و رگبار با سر و صدای مهیب شان، تا ناله ی نوزادی که به زحمت قابل شنیدن است. "
+به سرایت در آمدم، برای پاهایم آب نیاوردی؛
این زن،پاهایم را به اشک شست و به موهای خویش خشک کرد.
مرا نبوسیدی،این زن بازنماند از بوسیدن پاهایم.
سرم را به روغن مسح نکردی، او به عطر تدهین کرد پاهای مرا.
از این رو به تو می گویم:
گناهان او که بسیار است،آمرزیده شد،چرا که بسیار عشق ورزید.
-انجیل لوقا،باب٧
January 18, 2010
نسخه ای از این کتاب که قسمت من شده چند ده صفحه ی اولش رو نداشت و یه قسمتش دوبار چاپ شده بود... حالا مگه خود کتاب چند صفحه بود؟
...
با همه ی اینها هنوز بوبن رو عاشقانه میخونم
...
با همه ی اینها هنوز بوبن رو عاشقانه میخونم
March 6, 2025
« Les mots sont en retard sur nos vies. Tu as toujours été en avance sur ce que j’espérais de toi. Tu as depuis toujours été l’inespérée. »
August 15, 2007
برای شما هیچچیز از جریان عادی زندگی بهتر نیست، هیچچیز از این تنهایی عادی در زندگیِ ساکت مطبوعتر نیست، زندگیِ ساکت به دور از مرمر کلامها، به دور از قبر چهرهها. زندگی در اجتماع یعنی وقتی همه از چیزی اطاعت میکنند که هیچکس نمیخواهد. نوشتن راهیست برای فرار از این بدبختی. روایت دیگری از تنهایی، عشق یا بازی - یک اصلِ نافرمانی، یک فضیلت کودکانه.
December 28, 2016
اینو بار اول که دست گرتفتم هفت- هشت سال ÷یش بود. چند خط اولشو که خوندم حس کردم خودم نوشتمش! این شد که اسم رو جلد رو نگاه کردم! از همینجا، ...درست از همون لحظه بود که بوبن و نوشته هاش رو میبویم، می خونم و به گوش جان نیوش میکنم
بخونید
دوحالت داره: یا مثل من عاشقش میشید یا به کل احساسی بهتون دست نمیده :)
بخونید
دوحالت داره: یا مثل من عاشقش میشید یا به کل احساسی بهتون دست نمیده :)
December 3, 2023
کریستین بوبن خدا بیامرز که فکر میکنم همین چند وقت پیش فوت کردش، واقعا قلم لطیفی داره
یعنی من خودم با خیلی از حرفاش مخالفم و طرز فکرش رو بعضی مواقع دوست ندارم ولی از این لطافتی که قلمش داره واقعا احساساتی میشم
یعنی من خودم با خیلی از حرفاش مخالفم و طرز فکرش رو بعضی مواقع دوست ندارم ولی از این لطافتی که قلمش داره واقعا احساساتی میشم
September 30, 2013
-سادگی ، زلالیت ، کودکی ، فلسفه ،عشق و خــــدا
- بعضی نوشته هاش عجیب عمق دارن
-پاره ها:
هیچ کس نمی تواند حقیقت را پیش خود نگه دارد ،حتی در سیاهچال یک فرمول.حقیقت را نمی توان صاحب شد تنها می توان آن را زندگی کرد
در برابر مرگ دو واکنش می توان داشت.همان واکنش هایی که می توان در برابر زندگی داشت.می توان با کار ،افکار،برنامه های مختلف از آنها فرار کرد.می توان با کار ،افکار،برنامه های مختلف از آنها فرار کرد.می توان گذشت تا اتفاق بیافتند.آمدنشان را نوازش کرد وگذرشان را جشن گرفت.مرگ که چیزی درباره اش نمی دانیم در تاریکی یک اتاق دست اش را روی شانه مان می گذارد.یا در روشنایی دنیا، به صورتمان سیلی می کوبد-بستگی به شرایط دارد. بهترین کاری که در انتظار فرا رسیدن آن روز می توانیم انجام دهیم این است که وظیفه اش را سبک کنیم که تقریبا چیزی نداشته باشد تا از ما بگیرد.که خودمان همه چیز را داده باشیم
- بعضی نوشته هاش عجیب عمق دارن
-پاره ها:
هیچ کس نمی تواند حقیقت را پیش خود نگه دارد ،حتی در سیاهچال یک فرمول.حقیقت را نمی توان صاحب شد تنها می توان آن را زندگی کرد
در برابر مرگ دو واکنش می توان داشت.همان واکنش هایی که می توان در برابر زندگی داشت.می توان با کار ،افکار،برنامه های مختلف از آنها فرار کرد.می توان با کار ،افکار،برنامه های مختلف از آنها فرار کرد.می توان گذشت تا اتفاق بیافتند.آمدنشان را نوازش کرد وگذرشان را جشن گرفت.مرگ که چیزی درباره اش نمی دانیم در تاریکی یک اتاق دست اش را روی شانه مان می گذارد.یا در روشنایی دنیا، به صورتمان سیلی می کوبد-بستگی به شرایط دارد. بهترین کاری که در انتظار فرا رسیدن آن روز می توانیم انجام دهیم این است که وظیفه اش را سبک کنیم که تقریبا چیزی نداشته باشد تا از ما بگیرد.که خودمان همه چیز را داده باشیم
December 6, 2022
Je n'ai pas les mots... Quelle beauté. Quelle beauté. J'aurais pu souligner, annoter chaque phrase.
Il appert de l'écriture de Bobin une lumière inégalable. De la poésie en prose. De l'éclat de lumière entre chaque ligne.
Lire Bobin, c'est une thérapie pour l'âme et le coeur.
L'une de mes meilleures lectures de cette année. Wow.
Il appert de l'écriture de Bobin une lumière inégalable. De la poésie en prose. De l'éclat de lumière entre chaque ligne.
Lire Bobin, c'est une thérapie pour l'âme et le coeur.
L'une de mes meilleures lectures de cette année. Wow.
Read
December 20, 2016روزهاي بدي داشتم و در مكانهايي كتاب رو خوندم كه فقط مي خواستم فكرم رو منحرف كنم شايد بهتر باشه كه اصلا جزو ليست خوانده شده ها قرارش ندم. به هرحال يا به خاطر حال خرابم بود يا اينكه چيز ديگه اي در كتاب بود كه باعث شد لذتي از خوندنش نبرم.
August 21, 2026
« برو برو ای قایق کوچک که امواج تو را پیش می رانند برو و بار نورت را تحویل بده.»
.
.
.
« من به داستان گوش نمیکردم بلکه به صدا گوش میکردم. پیروزی این صدا در مرکز قلب من. صدا حقیقت داشت، صدا بدون کلمه ها، حقایق زندگی را بیان میکرد. صدای عشقی ملایم و شبانه. علم پزشکی بافتهای سینه من را سوزانده است. همین طور کتابهای کتابخانه ام را ولی نتوانسته است به این صدای مطمئن و روشن صدمه بزند. من خودم را به آن می چسبانم، به این عشقی که یک بار برای همیشه به قلب دخترک پنج ساله اهدا شده است. »
.
.
.
« من به داستان گوش نمیکردم بلکه به صدا گوش میکردم. پیروزی این صدا در مرکز قلب من. صدا حقیقت داشت، صدا بدون کلمه ها، حقایق زندگی را بیان میکرد. صدای عشقی ملایم و شبانه. علم پزشکی بافتهای سینه من را سوزانده است. همین طور کتابهای کتابخانه ام را ولی نتوانسته است به این صدای مطمئن و روشن صدمه بزند. من خودم را به آن می چسبانم، به این عشقی که یک بار برای همیشه به قلب دخترک پنج ساله اهدا شده است. »
January 20, 2024
«Escrevo desde que me lês, desde aquela primeira carta em que ignorava o que ela poderia dizer-te, que só poderia encontrar sentido nos teus olhos. Nunca escrevi nada de melhor do que as três primeiras frases daquela carta: Não acreditar em nada, não esperar por nada. Desejar que alguma coisa, um dia, chegue. As palavras vieram atrasadas nas nossas vidas. Tu estiveste sempre à frente do que eu esperava de ti. Foste, desde sempre, o inesperado».
July 14, 2008
Pore ehsas, me3 hamisheye boben! pore sahnehaye naab,, pore tosifato tajassomate bavarnakardani! Az maadud nevisandehai k mojassame mojassam minevi3!! Hatta age tajassome jehnie ghaviiam nadashte bashi chunan maherane mindazatet vas@e 1viewe royai k khodetam bavaret nemishe!!! VAGHEAN GHEIRE MONTAZERE!!!:X!!!
August 28, 2018
اصلا نمی توانم تصور کنم تو را از دست بدهم. اگر تو را از دست بدهم مطمئنا این ذرهی ناچیز شادی را نیز از دست میدهم. حرارت رویا چند درجه پایین می آید. نبض روح نامحسوس و نامحسوس تر میشود. فکر میمیرد. و بعد تنها همین زندگی ظاهری باقی میماند، یک بیماری ویروسی که روح را مبتلا میکند. فقدان ایمان، نه فقط فقدان ایمان به خدا بلکه فقدان ایمان به خودم - فقدان ایمان، مثل فقدان قند یا فقدان گلبول قرمز.
December 10, 2022
Li a edição em português da editora Barco Bêbado. Os livros de Bobin são ouro puro, diamantes. Na verdade, para mim, são mais valiosos do que isso. Havia lido no ano passado "um vestido curto de festa" e pensava que "a inesperada" não podia estar no mesmo patamar. A verdade é que está e é um livro extraordinário e que vale cada palavra. Dez estrelas.
October 27, 2009
دوست هايمان را از آنجا ميشناسيم ،كه هيچگاه تنهايمان نميگذارند./كريستين بوبن
November 5, 2014
این کتاب برای من هم یک اتفاق بود ....
March 23, 2015
تنها عنصر وجود ما كساني هستند كه دوستشان داريم و ديگر هيچ. زندگي مان هرچه قدر هم كه در سنگري مخفي باشد، بر بلندي هايي سوخته از باد پنهان باشد، باز هم در چهره هايي كه دوستشان داريم به ما نزديك است...
Displaying 1 - 30 of 77 reviews































