En un penal de América Central, un preso político y un perro se observan fascinados el uno por el otro. Cuando el preso se evade tras herir mortalmente al guardián, el animal, condicionado por su amo antes de morir, se lanza en su persecución. Los dos adversariosse enfrentan en una lucha atroz e infatigable, y, a medida que transcurren las semanas, se establece entre ellos una extraña complicidad, hecha de sentimientos tan opuestos como el odio y la autoestima.
Alberto Vázquez-Figueroa is a Spanish novelist, inventor and industrialist. His novels have sold over 25 million copies worldwide. He is the owner of A.V.F.S.L, a desalinization company that uses a method of desalinization by pressure, invented by himself.
پایان خوانش: ۱۴۰۱/۱۱/۲۷ داستان دربارهی یک باستان شناسه که به دلیل کارهای سیاسی و رهبری حزب مخالف توسط حکومت دیکتاتور جامعه محکوم به زندان با اعمال شاقه شده و حالا بعد از پنج سال از زندان فرار میکنه و در نتیجه این فرار نگهبان و سگش تعقیبش میکنن. در نهایت داستان با این تعقیب و گریز ادامه پیدا میکنه. کتاب، کتابیه که نه خوبه و نه بد. البته شاید با توجه به چیزی که واسه من تعریف شده بود انتظاری که داشتم بالاتر بود اما در کل برای امتحان کردن و تجربه بد نیست ولی کتابی نیست که من بخوام برای کسی معرفیش کنم.
آیا من خود زنجیری بر پای ندارم؟زنجیری از جنس خاطرات، شکست ها، ناامیدی ها و عادت ها و سودا ها..به گونه ای من زندانی زندگی و زندانی خود ام
"سگ کینه توز"ماجرایی ست که در زندگی مان رخ می دهد..گذر زمان همانند تنوری سوزان ما را در خود میگیرد و زمانی که بالاخره رهایمان می سازد بسیار متفاوت از آنیم که قبل از آن بوده ایم..اهداف مان احساستمان همه تغییر کرده..و گاه به آنچه که روز های بسیار در تقلایش بودیم پشت می کنیم و در جهت مخالف آن گام برداشتن را آغاز می کنیم..
وقتی یک رژیم حکومت بتواند تا به آن درجه تخم وحشت بپراکند و در مغز جوانان فرو کند که هرگونه وسوسه مخالفت از پیش محکوم به شکست است، چون همیشه و در همه جا خائنی در کمین است که ایشان را لو بدهد، چنین رژیمی مطمئن است که میتواند بقای خود را تامین کند و هرگونه اراده آزادی و نجات را از میان بردارد.
داستان کتاب از اردوگاه کار اجباری در کشوری که نویسنده هیچوقت اشاره مستقیمی به اون نمیکنه -اما ما میدونیم که کلمبیاست- شروع میشه! زندانیان همگی مخالفان دیکتاتور هستند، از نمایندگان سابق مجلس ملی تا رهبران مخالف و دانشمندان. انگار که دیکتاتور همه دشمنان خودش رو از میان برداشته! اما، داستان اصلی از زمانی آغاز میشه که «آری» از غفلت نگهبانان استفاده میکنه و …
آخیش! کیف کردم حقیقتا. روزی که تصمیم گرفتم آمریکای لاتین رو تخصصیتر بخونم، یه لیست تهیه کردم از بهترین نویسندههای امریکایلاتین، باسکس هم جزوشون بود، اما متاسفانه بجز چند داستان کوتاه، ازش کتابی پیدا نکردم. تا اینکه خیلی معجزهوار علمی فرهنگی این کتاب رو بعد از سی و هشت سال تجدیدچاپ کرد، کتابی که اگر طرفدار ادبیات امریکای لاتین باشید، شگفتزدتون میکنه. نوشتن از این کتاب کمی سخته اما امیدوارم بتونم دِینم رو درست ادا کنم. کتاب با دغدغه همیشگی مردم امریکای لاتین شروع میشه، دیکتاتور خونخواری که مخالفینش رو تارومار میکنه، اما این کتاب روایت یک تعقیب و گریز ساده نیست! یکی از شخصیتهای اصلی این قصه، سگِ اصیلِ نگهبانیه که فکر میکنه، نقشه میکشه و مخاطب رو با خودش همراه میکنه. سگی که بیشتر از خیلی از انسانها، اصول اخلاقی داره و گاهی هم انسانیت رو به چالش میکشه…
کتاب مثل باقی کتابهای این خطه، معترض و شاکیه و از جو حاکم بیزار و ناامید. باسکس سالهای زیادی تبعید شده و زندگی پرفراز و نشیبی داشته، انگار نویسنده با نوشتن این کتاب، بخشی از زندگی خودش رو بهمون نشون داده. راستی، بخشهایی از کتاب سانسور شده ولی به محتوای کلی لطمه نزده. جایی از کتاب، احساس استیصال و سردرگمی داشتم. جایی که «آری»، تمام امیدش به آینده و ایجاد تغییر رو از دست میده. یا جایی که سگ، با وجود قرار گرفتن در شرایط مطلوب، به اجبار رفتن رو انتخاب میکنه. با خودم تصور کردم انگار همیشه یک جای کار میلنگه! اما باسکس تو رو در این دوراهی رها نمیکنه، دقیقا لحظهای که فکر میکنی آخر خطه، جریان آب عوض میشه، آبادیای در دور دست پیدا میشه و آشنایی برات دست تکون میده!
Es mi primera lectura de Vázquez-Figueroa, y desde luego no será la última. Gran novela de aventuras, y de una persecución y huidas obsesivas. La persecución del perro es una muestra de fidelidad que va más allá de su propia vida. Mientras que para el protagonista es una huida del perro por salvar la vida, pero también en una huida de su pasado, recuerdos y de la dictadura de su país. Lo único negativo que veo, es la forma de tratar el autor el carácter del animal, si bien estoy de acuerdo en sus sentimientos nobles (mejores que la mayoría de personas), no creo que tenga el impulso de “caballerosidad” que tiene por la perra. En definitiva, una novela trepidante con mensaje, y además se lee enseguida. Una delicia.
چاپ قبل از انقلابشو اتفاقی پیدا کردم و خریدم. شناختی نسبت به کتاب نداشتم و فقط به اعتبار مترجم گرانقدر جناب محمد قاضی خریدم. داستان جالب و زیبایی داشت. منو یاد فیلمهای دهه ۱۹۷۰ میندازه. با همون کیفیت ظاهری پایین ولی کیفیت محتوای بالا، اصیل و کلاسیک. . . مردی که روزی شجاعانه در مقابل اهریمن ایستادگی میکرد، حال بعد از تحمل شکنجههای سخت روح او شکسته شده و زین پس مبارزهاش در فرار خلاصه میشود. او از نبرد خسته شده و احساس میکند تا تک تک افراد جامعهی استبداد زده به آگاهی نرسند و تحول را از خودشان شروع نکنند محکوم به شکست خواهند بود. "کشوری درست شده بود عقبمانده و وارفته در بیحسی و لاقیدی، و وحشتزده بوسیله پلیس، و جامعهای که همه بر ضد هم گزارش میدهند." "وقتی یک رژیم بتواند تا به آن درجه تخم وحشت بپراکند و در مغز جوانان فرو کند که هرگونه وسوسه مخالفت از پیش محکوم به شکست است، چون همیشه و در هر جا خائنی در کمین است که ایشان را لو بدهد، چنین رژیمی مطمئن است که میتواند بقای خود را تامین کند و هرگونه اراده آزادی و نجات را از میان بردارد." مرداد ۲۵۸۳
Me ha gustado mucho cómo está escrito, la historia y los personajes son bastante simples, pero muy bien ejecutados, no me ha gustado para nada la conclusión, esperaba otro tipo de final.
Buena historia sobre la persecución de un preso y el perro de un guardia. Por ahora todos los libres que leído de este autor me han gustado bastante. 8/10
4.2 Muchísima tensión en este corto y muy entretenido relato de Alberto Vázquez F en donde se narra la fuga de un interno en un penal centroamericano y la persecución por parte de un perro guardián de la cárcel; me gusta mucho esta historia porque intenta mostrar lo que va dentro de ese perro guardián que es obediente, leal, fuerte y que no conocía otra vida distinta a la de complacer a su amo. Por otro lado hay un trasfondo de rebelión política en la historia del prófugo, el cual se ve envuelto en una situación muy desafortunada e intenta salir afanosamente de ella. Es la segunda vez que me le leo, no soy mucho de repetir libro y no porque tenga una memoria fabulosa que me permita recordar cada detalle o porque no considere que muchos merecen la pena de volverlos a leer, mi razón es que hay tantos libros y autores por descubrir que quisiera seguir descubriendo más y más.
حیوان همچنان که گیج و منگ افتاده بود یک قطره خون توی دهانش آمد. مدتی طول کشید تا به یاد آورد که چه اتفاقی افتاده است. هر عضله ای از عضلات بدنش درد می کرد و او ناچار تلاش فوق العاده ای کرد تا توانست بلند شود و روی پاهایش بایستد و نگاهش را که هنوز مغشوش بود میزان کند. ناله خشکی از گلویش بیرون زد و تا آنجا که برایش مقدور بود خود را تا پیش صاحبش کشید و آهسته نالید. مرد چشمان خود را که سایه مرگ بر آنها افتاده بود گشود و با صدایی که به زحمت شنیده می شد فرمان داد: بکش، او را بکش..
نسخه فارسی با عنوان سگ کینه توز و ترجمه محمد قاضی منتشر شده است.
داستان در یک کشور مجهول آمریکای جنوبی اتفاق میافتد و محوریت آن بر تلاش برای فرار یک زندانی آزادی خواه از سگی است که بر حسب دستور صاحبش در تلاش برای کشتن اوست. شخصیت های اصلی داستان آریستا رهبر آزادی خواه حزب مخالف که فراری شده ، سگ شکاری و آنایای دیکتاتور است که با آنکه خودش در مسیر داستان حضور ندارد ولی تاثیرش بر زندگی و آرزوی شخصیت های دیگر داستان دیده میشود. داستان اشاره ای است بر جنگ های بی پایان در کشور های لاتین و سگ استعاره ای است از سربازان و دژخیمان رژیم دیکتاتور که بر حسب اطاعت از دستور ارباب به دنبال شکار مخالفین ارباب هستند.
He disfrutado mucho leyéndolo. Está escrito de una manera que casi pretende ser cómica pero que al mismo tiempo es poética y seria, manteniendo así el ritmo de una historieta de aventuras. La extraña relación que tienen ambos personajes está muy bien enlazada, en mi opinión, porque casi parecen fusionarse e intercambiarse los roles por breves segundos. De vez en cuando he tenido que releer algún fragmento porque no sabía exactamente a quién se refería, pero al mismo tiempo eso me pareció genial, los destinos de ambos entrelazados irremediablemente.
دوستش داشتم. کتاب خیلی کم حجمی بود و خیلی در موردش یا حتی در مورد نویسنده ش چیزی نشنیده بودم. ولی از انتظارم جالب تر بود و همش دوست داشتم زودتر بخونم ببینم آخرش چی میشه. نسبت به حجمش و ناشناس بودنش واقعا خوب بود. ضمن این که اون ماجرای سیاسی که پس اون تعقیب و گریز اصلی داستان بود هم واقعا جای تامل داشت.
El escritor maneja muy bien los tiempos de la historia y nos lleva al final casi sin darnos cuenta. Se hace fácil de leer a pesar de ser un libro muy intenso y con grandes mensajes.
Una maravilla. Me fascina como crea una historia tan buena de una forma que hace pensar que pueda ser fácil, y dejando en ella una reflexión tan buena sobre el mundo en que vivimos.
3.5 star یک داستان با تِم سیاسی که تبدیل به یک اثر روانشناسی می شود زندانی سیاسی که از زندان فرار می کند، نگهبان خود را می کُشد، اما سگِ همراه نگهبان که در ابتدا نماد حاکمیت دیکتاتوری است او را دنبال می کند، سگ در اینجا نماد پیروان یک نظام تمامیت خواه هست... آنجایی که تبعیت از دستور بدون چون و چرا را وظیفه خویش می داند دستور نگهبان در ساعات آخر عمرش به سگ " بُکشش" ر سگ به دنبال زندانیست و زندانی به دنبال فرار زندانی دیگر به دنبال ادامه فعالیت سیاسی اش در سرنگونی نظام سیاسی نیست و می خواهد زندگی جدیدی را با فراموش کردن خاطرات دوران زندانی اش که ۵ سال بود، شروع کند.... اما سگ در این میان ماموریتی دارد ماموریت سگ در ابتدا اجرای دستور حاکم دیکتاتور هست اما سگ در نقش اصلی خود نماد ترس است، ترس های مرد فراری یا همان " آریستید اونگریا" ر او از فعالیت های سیاسی اش پشیمان است در بخشی خطاب به دیکتاتور می گوید " من دیگر کاری به تو و به این کثافت های مزدور تو نخواهم داشت.... دیگر در این مملکت هیچ کس چنین ارزشی ندارد که به خاطر او حتی یک روز بیشتر سنگ بشکنم" ر اما او که به دنبال حذف خاطرات خودش هست و می خواهد زندگی را از ۳۸ سالگی شروع کند ( زمانی که دستگیر شد) نه ۴۳ سالگی اما سگ مانع این کار او می شود از حیث روانشناسی سگ در این بخش از داستان نماد ترس " اریستید" هست ترسی که او به دنبال فرار کردن از آن است او یک جورهایی توهم زده که سگ به دنبالش است، در هیچ بخشی از داستان، هیچ کسی مبارزه او را با سگ نمی بیند و فقط او راوی این مبارزه اش با سگ است سگی که بیانگر خاطراتی است که اریستید می خواهد فراموشش کند اما رشد واقعی انسان در مواجهه با ترسش شکل می گیرد و در انتهای داستان سگ با آریستید رو به رو می شود " به دشمن خود که به اون خیره شده بود نگاه کرد و به سمت او پیش رفت. در فاصله تقریبا سه متری او ایستاد. هر دو در سکوت به هم نگاه کردند و فهمیدند که از آن پس دیگر نه مبارزه ای در کار خواهد بود و نه تعقیبی" ر
آریستید فهیمید اگر میخواهد به انسانی بهتر از آنچه که قبلا بوده است تبدیل شود باید با ترس هایش مواجه شود نه اینکه بخواهد خاطرات دوران زندانش را که سراسر رنج و بدبختی بود را فراموش کند مواجهه با ترس است که از ما انسانی بهتر و قوی تر می سازد این مواجهه آگاهانه با ترس هایمان با نقایصمان می تواند انسانی از ما بسازد که سابق بر آن نبوده ایم
من این کتاب رو خیلی دوست داشتم... داستان تعقیب و گریز یک زندانی فراری از دست یک سگ کینهتوز است. صاحب سگ توسط این زندانی فراری کشته شده و مدام صدای او در گوش سگ میپیچد که : او را بکش! پایان فوقالعاده و دور از انتظاری داشت. کتاب کم حجمه و به راحتی خوانده میشه... نمیشه حس نفرت به هرکدوم از طرفین دعوا داشت چرا که هر کدام از دید خود حق به جانب دنبال سهم خود از این نزاع هستند. گاهی میشد تصور کرد آن سگ آینده و گذشتهی زندانی فراری است که نمیتواند با آن رو در رو شود و مدام میگریزد... گذشتهای تباه و پنج سال زندانی شدن به قیمت از دست دادن یک عشق و ....
Un libro que me recordó mucho a Cujo, claro salvando distancias, en el que el autor nos da dos enfoques diferentes en la historia; el enfoque del PERRO y el del HOMBRE, viviendo desde dos puntos diferentes la historia.
El Perro es una historia de rápida lectura que engancha desde el primer capítulo, haciendo difícil dejar de leerlo sobre todo en los momentos en que PERRO y HOMBRE se encuentran.
حکایت یک باستان شناش غرق در گذشته را میخوانیم که به اقتضای شرایط دیکتاتوری حاکم برجامعه نسبت به آینده دغدغه پیدا میکند و بهای آن زندانی شدن در اردوگاه کار اجباریست.احساسات واقعی انسان و ناامیدی در اوج ایمان به والا بودن هدف انسان به زیبایی توصیف شده. تعقیب و گریز بین«آری» و سگ به گونهای نوشته شده که شما قادر به زمین گذاشتن کتاب نیستید.