بیا که غرق غبارم، بیا ستارهی من اسیر این شب تارم، بیا ستارهی من به هرکجا که رسیدم فریب دامی بود کجا قدم بگذارم؟ بیا ستارهی من کجای وحشت این شب چراغ خانهی توست؟ عنان به کی بسپارم؟ بیا ستارهی من نفس گرفتهی مرگم، که زندگانی نیست دمی که بیتو برآرم، بیا ستارهی من اگر که عمر مجالی به جان تشنه نداد به پای سنگ مزارم بیا ستارهی من صدای اسب سپیدت چرا نمیآید؟ بیا شبی به شکارم، بیا ستارهی من...
بعضی شعرها واقعا به دلم نشستن، ایدههای جذابی داشتن. و بعضیها هم نه. نمیتونم بگم کتاب شعر شاهکار، اما خوندنش میچسبه.
http://pure-commander.persianblog.ir/... مجموعهشعری از شاعری با هماین نام. البته هردوی این عناوین (یعنی شعر و شاعر) را با اغماض نوشتهام چون از خوانشِ این مجموعه ابداً راضی نیستم. در این کتاب که نیستان آن را منتشر کرده غزلهایی عجیب و غریب خواندم که یکجورهایی به سبکِ محمّدعلی بهمنی و سیامک بهرامپرور و حسین منزوی نزدیک بود (از جهتِ قالب) و به حمیدرضا برقعی و رضا جعفری نزدیک بود (از جهتِ محتوا). یعنی اشعار تقریباً همه درونمایهای مذهبی یا درویشی داشتند. ارادتهای غلیط و غلوگونه نسبت به دست و پا و سر و صورت و خلقت و آفرینشِ ائمه. شعرهایی که به زعمِ من نصیبشان از شعور چیزی جز همآن همریشهگیِ کلماتِ شعر و شعور نیست! غزلهایی که به نظرِ من «لوس» سروده شدهاند و گاهی هم متبخترانه (از بس که اصواتِ درویشی درونشان هست. اصواتی مثلِ هاها و هوهو). واقعاً هیچ ارتباطی نتوانستم برقرار کنم با این سبک و نگاه و محتواء. توصیه نمیکنم هیچکس این کتاب را بخرد!