Jump to ratings and reviews
Rate this book

شبگیر

Rate this book

63 pages, Paperback

First published January 1, 1991

2 people are currently reading
145 people want to read

About the author

هوشنگ ابتهاج

24 books601 followers
معروف به ه. الف. سایه. او در ۶ اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد و ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ درگذشت. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود. ابتهاج سرپرست برنامه گل‌ها در رادیوی ایران، پس از کناره گیری داوود پیرنیا و پایه‌گذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزل‌های او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده‌است. ابتهاج در جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام گالیا شد که در رشت ساکن بود و این عشق دوران جوانی دست مایه اشعار عاشقانه‌ای شد که در آن ایام سرود. بعدها که ایران غرق خونریزی و جنگ و بحران شد، ابتهاج شعری با اشاره به همان روابط عاشقانه‌اش با گالیا سرود.
او همچنین از مهمترین شاعران سیاسی اجتماعی روزگار خود بود. بسیاری از شعرهای او علیه استبداد دوران پهلوی سروده شده بودند. ابتهاج پس از قتل عام ۱۷شهریور در اعتراض به رژیم پهلوی از مدیریت رادیو استعفا داد

آثار
سایه هم در آغاز چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساسا شاعری غزلسرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود را با پیروی از شهریار؛ دنبال کرد.

سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعهٔ «نخستین نغمه‌ها» را، که شامل اشعاری به شیوهٔ کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود. «سراب» نخستین مجموعهٔ او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپاره‌است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی. مجموعهٔ «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمی‌گیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزل‌های خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که می‌توان گفت تعدادی از غزل‌های او از بهترین غزل‌های این دوران به شمار می‌رود.

سایه در مجموعه‌های بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد. مجموعهٔ «شبگیر» پاسخ‌گوی این اندیشهٔ تازهٔ اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی باارزشی پدید می‌آورد. مجموعهٔ «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازه‌ای در شعر معاصر گشود. بسیاری از تصنیف‌ها و آوازهای انقلابی گروه چاووش با شعرها و ترانه‌های سایه ساخته شدهاند. از جمله این تصنیف معروف که مربوط به پیروزی انقلاب است:
ایران ای سرای امید

Hooshang Ebtahaj

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
33 (41%)
4 stars
20 (25%)
3 stars
20 (25%)
2 stars
6 (7%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for الف‌م‌ی‌ر.
38 reviews11 followers
August 9, 2023
هنگامی که یک انسان
می‌کشد انسان دیگر را
می‌کشد در خویشتن
انسان بودن را.

محتوای بیشتر اشعار این دفتر از سایه که در دوران جوانی‌اش نوشته شده، مضامین سیاسی و به خصوص چپ گرایانه است. در انتهای شعر با بوسه برادری نوشته است:
و آتش نخواهیم گشود
به سوی پرچمی
که با نشان پتک و داس
همرنگ خون ماست.
دلم می‌خواست زندگی و تفکرات مردمان آن دوره را بررسی می‌کردم تا ببینم این حجم از گرایش به چپ برای چه بوده!
اشعار این کتاب در سال های ۱۳۳۰ و ۱۳۳۱ خورشیدی و در رشت و تهران نوشته شده است که اشعار عاشقانه‌ی نه چندان پخته‌ای هم در آن به چشم می‌خورد.
به طور کلی عناوین زیر را از این کتاب بیشتر پسند کردم:
شبگیر
ای فردا
دختر خورشید
سرود رستاخیز
پایان برای آغاز
ناقوس برای که می‌زند؟
کابوس
بر سواد سنگفرش راه
دیوار
کاروان
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
January 5, 2016
دختری خوابیده در مهتاب
چون گل نیلوفری بر آب
خواب می بیند
خواب می بنید که بیمار است دلدارش
وین سیه رویا شکیب از
چشم بیمارش
باز می چیند
می نشیند خسته دل در دامن مهتاب
چون شکسته بادبان زورقی بر آب
می کند اندیشه با خود
از چه کوشیدم به آزارش ؟
وز پشیمانی سرشکی گرم
می درخشد در نگاه چشم بیدارش
روز دیگر
باز چون دلداده می ماند به راه او
روی
می تابد ز دیدارش
می گریزد از نگاه او
باز می کوشد به آزارش
Profile Image for Mohammad Javad.
175 reviews165 followers
June 22, 2020
در گوش من فسانهٔ دلدادگی مخوان!
دیگر ز من ترانهٔ شوریدگی مخواه!

دیریست گالیا! به ره افتاد کاروان
عشق من و تو؟ این هم حکایتی است

اما در این زمانه که درمانده هر کسی
از بهر نان شب
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست.
Profile Image for Mohammad.
138 reviews60 followers
May 15, 2015
کلا با ابتهاج حال میکنم.
زبان شعریش رو مثل اخوان دوست دارم. اینکه خیلی اجتماعی شعر می گفته رو هم دوست دارم.
شفیعی کدکنی درباره اش گفته : بهترین غزلسرای زنده.
البته من خیلی غزل هاش رو نخوندم و بیشتر اشعار نو رو خوندم و دوستشون دارم.
بعضا تو اشعارش سادگی خیلی قشنگی هست، مثل شعرهای زیر.
شعر شبگیرش رو خیلی دوست دارم.

بسترم صدف خالی یک تنهایی است"
و تو چون مروارید
"گردن آویز کسان دگری


دختری خوابیده در مهتاب"
چون گل نیلوفری بر آب
.خواب می بیند
خواب می بیند که بیمارست دلدارش
واین سیه رؤیا، شکیب از چشم بیمارش
.بازمی چیند
:می نشیند خسته دل در دامن مهتاب
چون شکسته بادبانِ زورقی بر آب
:می کند اندیشه با خود
از چه کوشیدم به آزارش؟
وز پشیمانی، سرشکی گرم
.می درخشد در نگاه چشم بیدارش
روز دیگر،
،باز چون دلداده می ماند به راه او
.روی می تابد ز دیدارش
.می گریزد از نگاه او
" ...باز می کوشد به آزارش
Profile Image for SA®A .
317 reviews384 followers
August 11, 2016

...
می دانمت ای سپیده ی نزدیک
ای چشمه ی تابناک ِ جان افروز
کز این شب ِ شوم بخت ِ بدفرجام
برمی آیی شکفته و پیروز
وز آمدن ِ تو زندگی خندان
می آیی و بر لب ِ تو صد لبخند
می آیی و در دل ِ تو صد امید
می آیی و از فروغ ِ شادی ها
تابنده به دامن ِ تو صد خورشید
وز بهر ِ تو بازگشته صد آغوش
در سینه ی گرم توست ای فردا
درمان ِ امید های غم فرسود
...


از شعر:ای فردا
Profile Image for Sarah Karimia.
77 reviews35 followers
November 3, 2016
شب است و آیینه خواب سپیده می بیند
بیا که روز خوش ما خیال پرورست
چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی
به مردمی که جهان سخت نا جوانمردانه ست
699 reviews29 followers
October 31, 2019
دیگر این پنجره بگشای که من

به ستوه آمدم از این شب تنگ

دیرگاهی ست که در خانه همسایه من خوانده خروس

وین شب تلخ عبوس

می فشارد به دلم پای درنگ

دیرگاهی ست که من در دل این شام سیاه

پشت این پنجره بیدار و خموش

مانده ام چشم به راه

همه چشم و همه گوش
Profile Image for Javad.
22 reviews3 followers
August 4, 2008

احساس
بسترم
صدف خالی یک تنهایی ست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری




Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.