هنر و شعر در نظام سلطه، هم ازسوی بازار، هم ازسوی حاکمان و هم ازسوی ناموزونیهای فرهنگی و اجتماعی نهتنها تحقیر میشود بلکه بهنظر نویسندهی کتاب حاضر بهقتل هم میرسد. تحقیرکنندگان و قاتلها اغلب ناشناخته ماندهاند یا شناخته شدهاند اما اعتراف نمیکنند. گویی بخشیاز ادبیات ما در تراژدی انتقام گرفتار آمده است. نام فریبرز رئیسدانا گرچه بیشتر یادآور اقتصاد، بهویژه اقتصاددانی رادیکال دربرابر نظام سلطهی سرمایهداری است، اما او در کتاب حاضر نشان داده استکه در نقد ادبی با زمینههای اجتماعی و سیاسی نیز نگاهی جستوجوگر و تفسیری انسانگرا دارد. او در کتاب حاضر هم ویژگی عناصر و ابزارهای نقد ادبی را برمیرسد و هم با این ابزار به نقد شعرهای شاملو، مختاری، صالحی، فرخزاد و سیمین بهبهانی میپردازد. آشنایی و دوستی دیرپای رئیسدانا با این شاعران و استناد به لحظههای پربار باهمبودنشان نهتنها به جذابیت نقدها افزوده، بلکه ژرفای بیشتری به دادهها و روایتهای او بخشیده است
فریبرز رئیسدانا (زاده ۲۹ دی ۱۳۲۳ در تهران – درگذشته ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ در تهران) نویسنده، اقتصاددان سوسیالیست و سندیکالیست، استاد دانشگاه در رشته اقتصاد، کنشگر حقوق بشر، زندانی سیاسی و عضو کانون نویسندگان ایران بود.
رئیسدانا اقتصاددانی چپگرا و دانش آموختهٔ مدرسه اقتصاد لندن بود. او علاوه بر کار تخصصی در زمینهٔ پژوهش و تدریس رشتهٔ اقتصاد، به کارهای سیاسی، اجتماعی، ادبی و مطبوعاتی نیز میپرداخت. او در جنبش روشنفکری ایران به دموکراسی، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم علاقهمند بود. رئیسدانا نویسنده بیش از پانزده کتاب دربارهٔ مسائل اقتصادی و سیاسی مانند آزادی و سوسیالیسم، اقتصاد سیاسی توسعه و منش روشنفکری بود.
ادبیات بازتاب سادهی ساختارهای اجتماعی نیست و جنبهای منفعلانه و پیروانه ندارد. رابطهی زیربنا و ادبیات، علی و مکانیکی نیست. خصلت ایدئولوژیک اثر هنری بسیار پیچیده است و زمینههای مادی و اجتماعی، هم از طریق تضادهای اجتماعی و هم از راه رابطهی متقابل میان ایدئولوژی و آگاهی، صورت میگیرد.
کتاب گفت آمدهایی در شعر معاصر ایران، زمینههای اجتماعی و سیاسی شعر معاصر فارسی را از دریچه پنج شاعر و نویسنده یعنی مختاری، آریان پور، شاملو، سیدعلی صالحی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی بررسی میکند. اگر میخواهید با نظریههای ادبی در ساحت اجتماعی آن آشنا شوید، کتاب به شدت موثر و عمیق است. به عنوان مثال در بخش احمد شاملو، نویسنده بنیانهای اجتماعی شعر شاملو را از دیدگاه جورج لوکاچ، آدرنو، جان ولف و مارکوزه بررسی میکند. رئیس دانا نه به شیوهای محافظه کارانه نظریات ادبی رو بیان میکند و نه به صورت چپی تندرو. او تقریبا مانند لوکاچ در مقام نظریه پردازی اجتماعی و واقعگرا اندیشه انتقادی خود را حفظ میکند و دگماتیسم راه کمتری به نوشتههای او پیدا میکند (شاید فقط آنجا که نفس هنر را پدیدهای اجتماعی میداند و مجالی برای دیگر عقاید قائل نیست دچار این دگماتیسم شده است)