What do you think?


Celui qui n'avait jamais vu la mer/Lamontagne du dieu vivant
Daniel est fils de la mer. Il a appris à la connaître, à travers un livre, "Sindbad le marin", mais il ne l'a jamais vue. Un jour, il part à sa rencontre. Grosse émotion, émerveillement... Jon, lui, est fasciné par l'étrange beauté du mont Reydarbarmur. Il y rencontre un petit garçon. Brève rencontre qui doit rester secrète. Cet enfant est-il le dieu vivant de la montagne ?
80 pages, Pocket Book
Published November 13, 2008
About the author
J.M.G. Le Clézio
166 books683 followersJean-Marie Gustave Le Clézio, better known as J.M.G. Le Clézio (born 13 April 1940) is a Franco-Mauriciano novelist. The author of over forty works, he was awarded the 1963 Prix Renaudot for his novel Le Procès-Verbal (The Interrogation) and the 2008 Nobel Prize in Literature.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
November 26, 2017
Thi thoảng tớ vẫn tự hỏi cuốn sách như thế nào sẽ làm tớ thích?
Dĩ nhiên là, đời đọc sách đã đập đi hằng hà sa số những tiêu chí của tớ ban đầu. Chẳng hạn như cuốn này. Le Clézio viết truyện ngắn kiểu như Xời, đơn giản thế này thì mình cũng viết được. Nhưng chắc chắn là mình chẳng bao giờ viết được thế. Ổng tả cảnh hay dã man, thành thử ra cuốn này nó cứ đơn sơ giản dị thế nào ấy. Nhưng đọc cũng thấy thích vô cùng.
Rồi, cứ thế mà đọc thôi.
Dĩ nhiên là, đời đọc sách đã đập đi hằng hà sa số những tiêu chí của tớ ban đầu. Chẳng hạn như cuốn này. Le Clézio viết truyện ngắn kiểu như Xời, đơn giản thế này thì mình cũng viết được. Nhưng chắc chắn là mình chẳng bao giờ viết được thế. Ổng tả cảnh hay dã man, thành thử ra cuốn này nó cứ đơn sơ giản dị thế nào ấy. Nhưng đọc cũng thấy thích vô cùng.
Rồi, cứ thế mà đọc thôi.
September 9, 2016
Những đoạn tả cảnh rất đẹp, rất thích hợp để đọc trong một ngày đẹp trời mặc dù thời tiết thì không liên quan đến chuyện đọc lắm, đọc để tỉnh ngủ vào buổi sáng cũng rất ổn!
Cách hành xử của mấy đứa nhỏ trong này có hơi hướm của mấy đứa trong "Thế giới không trẻ em và những câu chuyện khác", có đều tụi này biết tận hưởng cảnh sắc quá nên có cuộc sống nên thơ hơi hẳn.
Mình xem Moonrise Kingdom rồi đọc cuốn này mới thấy, trốn một mình không có gì vui, phải đưa nhau đi trốn mới vui. Nhưng mà vậy thì sẽ bị bắt lại.
Mấy truyện ngắn trong này không biết trẻ con đọc vào có bị buồn không?
Cách hành xử của mấy đứa nhỏ trong này có hơi hướm của mấy đứa trong "Thế giới không trẻ em và những câu chuyện khác", có đều tụi này biết tận hưởng cảnh sắc quá nên có cuộc sống nên thơ hơi hẳn.
Mình xem Moonrise Kingdom rồi đọc cuốn này mới thấy, trốn một mình không có gì vui, phải đưa nhau đi trốn mới vui. Nhưng mà vậy thì sẽ bị bắt lại.
Mấy truyện ngắn trong này không biết trẻ con đọc vào có bị buồn không?
November 16, 2022
من تا نه سالگی دریا را ندیده بودم. اولین بار از توی اتوبوس بود. ما به رشت میرفتیم و بالاخره اتوبوس در جادهای قرار گرفت که دریا از پشت پنجرههای آن پیدا بود. من و خواهرم هیجانزده جیغ میکشیدیم. آدمهای توی اتوبوس از ذوق ما به شوق آمده بودند و صندلیهایشان را به ما میدادند تا آن بینهایت آبی را تماشا کنیم. خیلی خوب به یاد دارم که همه میگفتند "از اینجا کامل نیست، از نزدیک قشنگتر است". با این حال دیگر هیچوقت دریا را آنطور ندیدم که بار اول. داستان دانیل را که خواندم دلم خیلی خیلی زیاد برای دریا تنگ شد. حیف که اطرافم را کوهها گرفتهاند.
□
این کتاب، مجموعه داستان نوجوان است. چهار داستان دارد و من داستان اول را خواندم که به نامِ خود کتاب است. ماجرای پسر نوجوانی را روایت میکند که عاشق دریاست. نه آن دریایی که کنار آن آفتاب میگیرند و روی آن موج سواری میکنند؛ "دانیل" دریا را دستنخورده و وحشی دوست دارد. برای همین هم یک روز با یک کتاب سندباد توی کیفش میرود تا کنار دریا زندگی کند.
توضیح و نظر:
۱. مدت مدیدی کتاب در قفسهی "در حال خواندن" بود درحالی که آن را نمیخواندم و چنین قصدی هم نداشتم. بنظرم فعلا همین یک داستان از کتاب کافیست.
۲. به گمانم راوی داستان اشکال داشت. آخر داستان، راوی از سوم شخص مفرد به سوم شخص جمع تغییر میکند.
۳. طبعاً امتیازم به همین داستان است.
□
این کتاب، مجموعه داستان نوجوان است. چهار داستان دارد و من داستان اول را خواندم که به نامِ خود کتاب است. ماجرای پسر نوجوانی را روایت میکند که عاشق دریاست. نه آن دریایی که کنار آن آفتاب میگیرند و روی آن موج سواری میکنند؛ "دانیل" دریا را دستنخورده و وحشی دوست دارد. برای همین هم یک روز با یک کتاب سندباد توی کیفش میرود تا کنار دریا زندگی کند.
توضیح و نظر:
۱. مدت مدیدی کتاب در قفسهی "در حال خواندن" بود درحالی که آن را نمیخواندم و چنین قصدی هم نداشتم. بنظرم فعلا همین یک داستان از کتاب کافیست.
۲. به گمانم راوی داستان اشکال داشت. آخر داستان، راوی از سوم شخص مفرد به سوم شخص جمع تغییر میکند.
۳. طبعاً امتیازم به همین داستان است.
December 6, 2013
And I would give it 1000 stars if I could... My most tenderest childhood friend.. Tender memories
May 19, 2023
دنیل در آرزوی دیدن دریا بود. دلش میخواست سندباد باشه و کتاب ماجراجوییهای سندباد رو بارها خونده بود و اگه حرف میزد، فقط در این مورد حرف میزد. اگر بحثی در مورد دریا در میگرفت علاقه مند میشد، ولی صحبت در مورد دریا بلافاصله تبدیل به یه موضوع توریستی میشد و دنیل زود خسته میشد . چیزهایی که مربوط به زمین بود، جذابیتی براش نداشت. نوجوان معمولی ساکتی بود.
بعد یه روز جمع کرد و رفت تا به دریا برسه.
اولین کتابیه که از این نویسنده میخوندم. وقت خوندن تمرکز نداشتم. از طرفی کنجکاو مواجهه دنیل با دریا بودم. من خودم در دسته همون ادمهایی هستم که ارتباطم با دریا توریستیه. ولی یکی رو از نزدیک میشناسم که چقدر درگیر دریاست و هیچوقت حاضر نشد از دریا خیلی دور بشه.
شاید در یه فرصت دیگهای که تمرکز داشته باشم بازم بخونمش.
نسخهی خیلی قدیمی از کتاب دارم. برای سال ۱۹۸۵. طراحیهای قشنگی هم داخل کتابه .
منم خیلی دیر دریا رو دیدم. اولین بار که کلمه «دماغه» رو خوندم خیلی بچه بودم و در یه کتابی بود که هیچ عکسی هم از دماغه نبود. گوگلی در کار نبود که دماغه رو گوگل کنم.
دوست داشت یه شهر بندری رو ببینم و یا فانوس دریایی رو در شب.
در واقع هر چه بیشتر در سفر دریا رو میبینم، دلبستگیم بیشتر میشه. باید در مورد کتاب مینوشتم، اما دارم در مورد خودم مینویسم. اولین بار هم هست که اینجا دارم چیزی مینویسم.
بعد یه روز جمع کرد و رفت تا به دریا برسه.
اولین کتابیه که از این نویسنده میخوندم. وقت خوندن تمرکز نداشتم. از طرفی کنجکاو مواجهه دنیل با دریا بودم. من خودم در دسته همون ادمهایی هستم که ارتباطم با دریا توریستیه. ولی یکی رو از نزدیک میشناسم که چقدر درگیر دریاست و هیچوقت حاضر نشد از دریا خیلی دور بشه.
شاید در یه فرصت دیگهای که تمرکز داشته باشم بازم بخونمش.
نسخهی خیلی قدیمی از کتاب دارم. برای سال ۱۹۸۵. طراحیهای قشنگی هم داخل کتابه .
منم خیلی دیر دریا رو دیدم. اولین بار که کلمه «دماغه» رو خوندم خیلی بچه بودم و در یه کتابی بود که هیچ عکسی هم از دماغه نبود. گوگلی در کار نبود که دماغه رو گوگل کنم.
دوست داشت یه شهر بندری رو ببینم و یا فانوس دریایی رو در شب.
در واقع هر چه بیشتر در سفر دریا رو میبینم، دلبستگیم بیشتر میشه. باید در مورد کتاب مینوشتم، اما دارم در مورد خودم مینویسم. اولین بار هم هست که اینجا دارم چیزی مینویسم.
December 28, 2017
Un bouquin plutot sympa je dirais. J'ai apprécié la première nouvelle plus que la deuxième. Quoique les deux ont des arrières messages, disons, très philosophique (peut être?). La première, c'est la symbolisation de la poursuite des rêves qui pourraient éventuellement nous séparer de ceux qu'on aime, mais aussi elle nous permet d'aimer de nouvelles personnes. C'est aussi le rêve qui pourrait nous détruire.
Pour la deuxième nouvelle, je comprends que Dieu existe en chacun de nous et qu'on peut lui parler, le visiter à chaque instant qu'on veut.
Pour la deuxième nouvelle, je comprends que Dieu existe en chacun de nous et qu'on peut lui parler, le visiter à chaque instant qu'on veut.
June 27, 2018
Seulement 30 pages qui en disent tellement sur l’importance de la mer... Je vis exactement la même chose que le personnage à chaque fois que j’aperçois cette étendue bleue 🌌
September 10, 2020
نور زیبای ماه ژوئن کوه را کاملا روشن میکرد.
ژان هر چه جلوتر می رفت متوجه می شد که کوه کمتر از آنچه
که از دور نشان می دهد یکنواخت است.
مثل خانه ی بزرگ ویران شده ای به یکباره در دشتی از سنگ سیاه سر بر می آورد.
ژان هر چه جلوتر می رفت متوجه می شد که کوه کمتر از آنچه
که از دور نشان می دهد یکنواخت است.
مثل خانه ی بزرگ ویران شده ای به یکباره در دشتی از سنگ سیاه سر بر می آورد.
March 27, 2018
Too short but Beautiful writing
Good book for children who want to understand life !
Good book for children who want to understand life !
December 21, 2017
j'ai bien aimé cette histoire c'était courte et amusante ,la description était magnifique et le message aussi : qu'on doit suivre nos rêves
Read
December 18, 2019Read for a class it was enjoyable I guess ....?
January 8, 2023
I loved the main character
August 22, 2025
Ngôn từ trong trẻo hay kinh khủnggg
June 28, 2021
Thế giới rộng lớn này có bao nhiêu cuộc đời thì sẽ có bấy nhiêu cách sống, mình đang đọc về cách sống của một người khác mình, mình vẫn đang tìm cách sống cho mình.Những vùng biển đã đi qua hiện về rõ rệt dưới câu chữ mềm mại.
Mãi mãi lắm lắm
Mãi mãi lắm lắm
November 21, 2013
انعکاس بعضی از لحظاتی که نسبت به اطراف و خصوصا طبیعت دارمو تو این کتاب احساس کردم و از این نظر برام جالب بود :)
June 11, 2018
Tả cảnh xuất sắc..
March 21, 2020
Không quá ấn tượng và không quá thu hút, to be frankly.
November 12, 2016
Quick read and beautiful story ❤️
Displaying 1 - 18 of 18 reviews


















