Jump to ratings and reviews
Rate this book

بر سه شنبه برف می بارد

Rate this book

Paperback

24 people want to read

About the author

نازنین نظام شهیدی در اسفند ماه سال ۱۳۳۳ خورشیدی در تهران(یا به روایتی ذر اورمیه) متولد شد. خانواده او نیز اهل ادبیات و شاعری بود. مادرش ویسه حبیب‌الهی خود شاعر و مشوق فرزندش در جدی گرفتن کار ادبی بود. نظام شهیدی تحت تأثیر مادرش شاعری را در نوجوانی آغاز کرد و در همان دوران به عنوان گوینده به رادیو تلویزیون مشهد رفت. تحصیلاتش را در رشته زبان و ادبیات عرب تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران به پایان برد.

پس از انقلاب نازنین نظام شهیدی به صورت حرفه‌ای به شعر می‌پرداخت و اشعار خود را در مجلات ادبی تهران منتشر می‌کرد. وی نخستین کتاب خود را با عنوان ماه را دوباره روشن کن در دهه شصت خورشیدی به چاپ رساند. نظام شهیدی با انتشار سومین کار خود بر سه‌شنبه برف می‌بارد به شهرت فراوانی رسید. زبان او در شعر مستقل و تحت تأثیر شاعر دیگری نبود.
مرگ
وی در ۲۸ دی ماه سال ۱۳۸۳ خورشیدی در سن پنجاه سالگی، ساعاتی بعد از شرکت در مراسم جایزه شعر کارنامه، بر اثر لغزش پا و اصابت سرش به میز درگذشت. جسد وی به مشهد منتقل و بنا به وصیت در کنار مادرش به خاک سپرده شد

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (16%)
4 stars
1 (16%)
3 stars
4 (66%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
January 1, 2026
شعر نازنین نظام شهیدی به نظرم ادبیات فراره. یعنی همونی که شما خارجیا بهش میگید اِسکِیپیزم. یعنی ادبیات در مقام جدا گشتن از اینجا و اکنون. مثلاً جون میده که پشت پنجره ای مُشرف به درختان بلند خزان زده، و البته شهر برف و بارون زده- پنجره ای متعلق به خونه ای در ولنجک یا کلاً بالاشهر- بشینی و قهوۀ داغ در کنار بگیری و بخونیش. شعریه که تو رو از اونچه در خیابون ها داره میگذره دور میکنه. شعر کسیه که کاری نداره به خیابون. البته بد نیست. بسیار خواندنیه. بسیار زیباست. منم خیلی دوستش دارم. ولی این روزها؟ چه میدونم. مگه این «این روزهای» ما تمومی هم داره؟


«صبح»

با لبخند ابری اش
صبح می آید
بر شیشه می ایستد
مثل کودک گیجی
سرک می کشد
- "اینک من اتاق مه گرفته ام
که اشیاء ساده ام یک دم
توری سپید می پوشند
و یاد می گیرند
ترکهای تازۀ خود را
به مرهمی بپوشانند.

سر از دامان ابری شهر
برگرفته است
زنی که آن سو میان ملافه ها
پلک باران گرفته اش را
باز می کند
با لبخند ابریش
یکدم
صبح گیج را می نگرد.

جهان آشناست
و همچنان آفتابی نیست.
181 reviews
Read
April 26, 2013
هنوز فضای شعر نازنین نظام شهیدی را خوب نمی شناسم ولی تکه های صیقل یافته و مسیرهای شخصی یکتایی در شعرش وجود دارد که به نظر می رسد راه جدیدی را در شعر فارسی جسته و باز کرده است مانند:

برف پاکن ها

دست تکان مي دهند

بر سه شنبه برف مي بارد

دست تکان مي دهيم

- " خداحافظ... "

برف پاکن ها

از روي تو

برف سه شنبه را

مي روبند

من دست تکان مي دهم

نقش تو را پاک مي کنم

- " خداحافظ... "

بر جاده خالي برف مي بارد

و برف پاک کني

ديوانه وار

به اين سو و آن سوي جدار گلو

مي کوبد.

در گلويم بر نام تو برف مي بارد





-------------------------------------------

گاهی کشف ها و تصاویر خیلی درخشانی دارد مثل


ما درختانیم و این سلطنت باد است

و یا

باز بیایید با کلماتی به طالع نو
زیر نوری که از شکافی نامرئی در کیهان می تابد
تا من گزارشم را از ظهور شما و این جهان کبود
یک جا تمام کنم


گمانم بعد از فروغ تا شعر اکنون حلقه هایی مثل فرشته ساری و نازنین نظام شهیدی شعر زنانه فارسی را زنده و پویا نگه داشته اند. فضایی که دور از آه و ناله های مرسوم با خونسردی ، عمق در عین حال در زبانی زنانه، زندگی و معناهای جدید را عرضه می کند
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book73 followers
January 1, 2026
به‌شدت مجموعه‌ی زیبایی بود. اما نمی‌دونم چرا شعر برخی شاعران زن (مثلاً خانم نظام شهیدی تا لوئیز گلیک و غیره و غیره) یک طبیعت‌گراییِ عجیبی داره که من رو از شعر جدا می‌کنه. می‌دونم که این مسئله _و حلش_ بین من و طبیعته؛ چون تکنیک شاعر ابداً قابل انکار نیست. صرفاً اشعاری که طبیعت رو این‌قدر در خودشون حل می‌کنن برام ملموس نیستن. ساده بگم، سلیقه‌ام نیستن. اما مجموعه‌ی به‌شدت خوندنی‌ای بود. از مضامین تکراری مجموعه مثل برف، ماه، شب و شمع که به شکل تازه‌ای بازیچه‌ی ذهن شاعر شده بودن خیلی خوشم اومد.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.