The Cambridge History Of Iran vol. 7, Peter Avery (Editor), Charles Melville (Editor), Gavin R.G. Hambly (Editor) عنوان: سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج؛ مترجم: عباس مخبر؛ ویراستار: مرتضی اسعدی؛ تهران، طرح نو، 1371؛ در 378 ص؛ چاپ دوم 1372؛ موضوع: تاریخ ایران به روایت کمبریج - قرن 20 م برگزیده ای از جلد هفتم تاریخ ایران کمبریج است؛ و از بیست و چهار فصل تشکیل شده و هجده نفر در تالیف آن مشارکت داشته اند. خودکامگی پهلوی: رضا شاه 1300 - 1320 از گاوین همبلی؛ خودکامگی پهلوی : محمد رضا شاه 1320 - 1357 از گاوین همبلی؛ سیاست خارجی ایران 1300 - 1357 از امین سایکل؛ نیروهای مذهبی در قرن هیجدهم و نوزدهم از حامد الگار؛ نیروهای مذهبی در ایران قرن بیستم از حامد الگار
هر جلد رو که تموم میکردم یه سری غرها دربارهاش میزدم. اینجا همه رو جمعبندی میکنم:
مهمترین مشکل این مجموعه قطعا ترجمه اون هست. من در زندگی خاطرم نمیاد که ترجمهای به این بدی دیده باشم. بیاغراق یادم نمیاد. فقط یه کتابِ چاپنشده بود که بخشیاش رو برای تست ترجمه کرده بودند - گویا با گوگل ترنسلیت - و اون ترجمهای بدتر از این داشت. چند صفحه اول هر جلد معمولا ترجمه بهتری داره. ولی به سرعت افت میکنه و کیفیت بدش مشخص میشه. نتیجه اینکه جملات بیمعنی در صفحات این جلدها فت و فراوانه. من برای فهم بسیاری از جملات به متن انگلیسی رجوع کردم و اون موقع فهمیدم مترجم چه فاجعهای به بار آورده. واقعا نمیدونم چطوری تونسته چند هزار صفحه رو ترجمه کنه. نه سواد کافی برای ترجمه یه کتاب تاریخی رو داشته و نه حداقل دقت لازم برای دست زدن به کار ترجمه رو. نتیجه اینکه مثلا من در فصل آخر همین جلد با "فیزیکدان ناصرالدینشاه" آشنا شدم که ترجمه خلاقانه نویسنده از "فیزیشن" هست (انگلیسیشو نتونستم بنویسم چون گودریدز قاطی میکرد و جمله سر و ته میشد). مورد "مهد اولیا" رو هم پیش از این ذکر کرده بودم. این اشتباه ممکنه از یه فرد عادی سر بزنه چون این اسم رو هیچ جا ندیده. ولی کسی که در دانشگاه فرهنگ و زبانهای باستانی تدریس میکنه هم باید چنین اشتباهی بکنه؟ حالا من کاری ندارم اون آدم در دانشگاه چه میکنه ولی قطعا از سواد کافی برای ترجمه کردن مجموعه جدی و عظیمی مثل تاریخ کمبریج برخوردار نیست. یک مسئله بسیار مهم که هر مترجم تاریخی باید به اون دقت کنه اینه که وقتی نویسنده گفتهای رو از یک متن فارسی نقل میکنه (در این مورد به انگلیسی درمیاره)، مترجم هنگام ترجمه اون متن باید به متن اصلی فارسی رجوع کنه و اون رو بنویسه نه اینکه خودش بشینه متن انگلیسیشده رو به فارسی ترجمه کنه. این یک اشتباه جدی و بزرگه. وقتی نویسنده جملهای رو به انگلیسی از سیاستنامه یا تاریخ عالمآرای عباسی نقل میکنه، ما بایستی در ترجمه عین متن فارسی رو که خواجه نظامالملک و اسکندربیگ منشی نوشتند بخونیم نه اینکه ترجمه فارسی مترجم از متن انگلیسی اون رو که به زبان و کلمات کاملا امروزی هم هست بخونیم. اما مترجم این مورد رو جز برای ترجمه شعرها رعایت نکرده. امیدوارم دیگر شاهد ترجمهای از این مترجم قهار نباشیم.
مشکل دیگه که تا حدی به اندازه ترجمه جدیه ویرایش کتاب هست. البته نمیدونم این رو تا چه حد باید سهم مترجم دونست و تا چه حد سهم ویراستاران (البته اگر اصلا ویراستاری وجود داشته). واقعا بعید بدونم این کتاب هر نوع ویرایشی - اعم از تخصصی و فنی و زبانی - شده باشه. صفحه بدون غلط تقریبا وجود نداره. یعنی هیچکس این متن رو یک بار پیش از به چاپ چندم رساندن بازخونی نکرده و دقت نکرده که ما سال 5 رقمی نداریم؟ اشتباه در درج سالها انقدر زیاده که من از یه جایی به بعد دیگه سال رو نخوندم چون احتمال غلط بودنش بیشتر بود. البته فقط سال نبود که بهتر بود از روش عبور کنید. بسیاری از جملات کتاب چنان بیمعنیاند که شما برای ادامه ناچارید از روی جمله بپرید و بعضا حتی پاراگراف رو نادیده بگیرید. چون در غیر اینصورت خودتون رو درگیر یک لوپ بیانتها از خوندن، تلاش برای فهمیدن، نفهمیدن و بعد دوباره خوندن خواهید کرد. جملات سکتهدار بسیار زیادند. علائم نگارشی انقدر اشتباه به کار رفته که بسیاری از جملات رو غیر قابل فهم کرده. برخی همچنان قابل فهم هستند اما برای خواننده قطعا خوشایند نیستند. از اون بدتر نقل قولهایی هستند که پرانتزهاشون هیچوقت بسته نمیشه. کمی طول میکشه تا شما متوجه بشید که نقل قول دو پاراگراف قبلتر تموم شده اما دوستان یادشون رفته پرانتز رو ببندند. البته این سوای مواردی هست که برای نقل قول اصلا پرانتز رو باز نکرده. خلاصه خوب دور هم کاغذ هدر دادند (البته جمله آخر کمی بیانصافیه. به هر حال ایندکس آخر هر جلد رو کلا آش و لاش کردند و هر کدوم رو در حد 3-4 صفحه جمع و جور کردند که کلا غیر قابل استفادهاش کرده و برای همین کمی کاغذ برای اون کمتر هدر رفته).
مشکل بعدی استثنائا ربطی به متن فارسی نداره و نقدی به خود پدیدآورندگان مجموعه هست. یک نقدی که به اکثر مجموعههای چند جلدی تاریخی وارده این هست که فصلها رو بین افراد مختلف تقسیم میکنند. البته این کار تا حدودی ناگزیره چرا که هیچکس متخصص همه چیز نیست و طبیعتا کسی که میتونه درباره تاریخ هنر در دوره صفویه به خوبی قلم بزنه بعیده بتونه درباره روابط خارجی دوره قاجاریه هم با همون تخصص نظر بده. اما خب نتیجه اجتنابناپذیر این وضع اینه که مطالب انسجام و هماهنگی کافی رو ندارند. البته این مجموعهها معمولا سرپرست دارند که در نقش هماهنگکننده عمل میکنه اما اون هم نمیتونه معجزه کنه و مشکل اصلی همواره باقیه. این مجموعه قراره تاریخ ایران رو از ابتدا تا به امروز روایت کنه و طبیعتا از این مشکل بشدت رنج میبره. خیلی اوقات مطلبی که در یک فصل اومده در فصلهای دیگه تکرار میشه. خیلی اوقات حتی مطالب فصلهای مختلف در تناقض با هم هستند. بعضی از نویسندگان تحلیلهای بشدت ایدئولوژیک کردند و برخی دیگه نکردند. به علاوه این مجموعه قدیمی هم هست. تاریخ نگارش کتاب بیش از 30 سال پیش به پایان رسیده و از قضا دقیقا در همین 30 سال پیشرفتهای بزرگی در فهم ما از تاریخ کشورمون صورت گرفته. مثلا با اسناد جدیدی که درباره 28 مرداد یا سال 57 در این مدت رو شده عملا بخش زیادی از روایت کتاب از ماجرا کاملا بیاعتباره. این تا حدودی درباره بخشهایی از جلدهای قبلی هم صدق میکنه اما خب برای دوره معاصر مشهودتر و طبیعتا رومختره.
جمعبندی: ترجمه فارسی کتاب رو که بهتون پول هم دادند نخونید. قشنگ دیوانگیه. منم با خودم سر لج افتادم که خوندم. اما نسخه زبان اصلی رو هم پیشنهاد نمیکنم. برای هر موضوعی که این مجموعه بهش پرداخته کتابهای بهتری برای مطالعه هست. این مجموعه نام "کمبریج" رو با خود حمل میکنه اما نه در شأن کمبریجه نه تاریخ ایران.
بهتر بود کتاب در مورد سیاستهای پهلوی که غیر مستقیم نقش داشتند در به قدرت رسیدن روحانیت سنتی هم فکت میاورد. برای کسی که قبلا تاریخ پهلوی رو مختصر مرور کرده باشه کتاب خوبیه اما وارد ریز سیاستهایی که پهلوی در قبال روحانیت و دین انجام داد، نشد.
For those who are interested in the history of Iran, this 7 volume editions of Cambridge is a good source, especially the last 3, (5., 6. and 7.) which are edited by Peter Avery, Gavin Hambly and Charles Melville, published 1968 - 1991, mostly about the Iranian contemporary modern time (Pahlavis and the religious powers). پنج مقاله از کل انتشارات تاریخ ایران، کمبریج، با عنوان "سلسله ی پهلوی و نیروهای مذهبی" توسط عباس مخبر ترجمه شده و در 1371 توسط طرح نو منتشر شده است. دو مقاله ی آخر که توسط "حامد الگار" نوشته شده، از بخش های جالت این ترجمه ی فارسی اند.
پنج مقاله از کل انتشارات تاریخ ایران، کمبریج، با عنوان "سلسله ی پهلوی و نیروهای مذهبی" توسط عباس مخبر ترجمه شده و در 1371 توسط طرح نو منتشر شده است. دو مقاله ی آخر که توسط "حامد الگار" نوشته شده، از بخش های جالت این ترجمه ی فارسی اند. For those who are interested in the history of Iran, this 7 volume editions of Cambridge is a good source, especially the last 3, (5., 6. and 7.) which are edited by Peter Avery, Gavin Hambly and Charles Melville, published 1968 - 1991, mostly about the Iranian contemporary modern time (Pahlavis and the religious powers).
با توجه به زمان انتشار جلد هفتم تاریخ ایران کمبریج که در سال 1991میلادی است، با منتشر شدن اسناد جدید وزارت امور خارجه آمریکا و انگلیس در مورد کودتای 28 مرداد و اسفند 1299، کنفرانس گوادالوپ، مصاحبه مدیران و ژنرال های دوران پهلوی دوم با تاریخ شفاهی هاروارد و غیره، برخی از مطالب مطرح شده در کتاب دیگر اعتبار لازم برای قبول به عنوان یک فکت تاریخی را ندارد؛ از جمله در فصل های مربوطه، نقش آیت الله کاشانی و بهبهانی در حمایت از افراد ذی نفوذ در کودتای 28 مرداد و دریافت مبالغ زیادی از تیم کودتا نادیده گرفته شده است( در کتاب کودتا، یرواند آبراهامیان اسناد دریافت مبالغ توسط بیوت این علما وجود دارد) و دولت انگلیس را به عنوان پشت پرده کودتای سوم اسفند نشان داده است که در اسناد جدید ( کتاب ایران برآمدن رضا خان و نقش انگلیسیها، سیروس غنی با ترجمه حسن کامشاد) این مورد کاملا رد شده است. همچنین در مطلبی تا حدی خنده دار در فصل سوم کتاب عنوان می شود که «به نظر می رسید مرگ آیت الله طالقانی در سال 58 را به دلیل شکنجه های دوران زندان در زمان شاه باشد.» این در حالی است که مرگ مشکوک چند روز قبل از جلسه مجلس خبرگان و عدم اجازه برای کالبد شکافی( اظهار نظر فرزندان ایشان) را بسیاری به دلیل مخالفت ایشان با گنجاندن اصل ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی تهیه شده در پاریس می دانند. چرا که با توجه به کاریزما و نفوذ معنوی ایشان در بسیاری از چهرههای انقلابی، ملی و چپ و مردم عادی، مخالفت ایشان می توانست مشکلات عمده ای در شکل گیری قانون اساسی جدید ایجاد نماید و با حذف فیزیکی ایشان راه برای تصویب راحت تر این بند در مفاد قانون اساسی ایجاد شد. نکته مثبت کتاب ترجمه روان و سلیس آن می باشد.