A handsome collection of 45 finely detailed, ready-to color illustrations depicts clothing styles from every social class of the 15th and 16th centuries. Includes portraits of an Italian peasant couple, children of a German royal family garbed in velvet, an English lord and lady in riding outfits, and much more.
Tom Tierney was a prolific creator of paper doll books. He was trained as an artist and worked as an illustrator for department stores before turning to paper dolls in the 1970s.
"Meticulously drawn and colored, and annotated with historical information, Mr. Tierney’s paper-doll books are not just for children — and some are not for children at all. His aim, he often said, was to contribute to the visual literature of costume history," noted his New York Times obituary.
"Pope John Paul II, shown a copy of Mr. Tierney’s book about him by a visitor to the Vatican, blessed it and asked where he might get one of his own."
محض تفنن خوندمش - یا در واقع نگاهش کردم، چون تقریبا همش طراحی بود. بالاخره جالب بود برام بدونم آدمای عصری که پایان نامه ی ارشدم در موردشون بوده چطوری لباس می پوشیدن - کلا هم موضوع جالبه نگاه کردن به لباس های رنسانس به عنوان یه دوران تازه و یه دوران پر شر و شور.
بدی این کتاب این بود که طرحاش همه سیاه و سفید بودن - جز روی جلد و پشت جلد - و مخاطب کتاب کسانی بودن که احتمالا می خواستن یکم با رنگ زدن طرح ها ایده های خودشون رو هم پیاده کنن. طبیعتا خیلی خسته کننده است یه طرح سیاه و سفید رو بذارن جلوت و بعد اون پایین شروع کنن رنگ هاشو توضیح بدن! آن هم برای منی که جز رنگ های ساده رنگی رو نمی شناسم و تخیل بصریم هم داغونه!
البته نکات جالبی هم داشت مثل تکلفی که کم کم در لباس ها دیده می شد و آدم ها گویی کم کم زیر بار انواع و اقسام لباس ها و ریزه کاری ها کمر خم می کردن. ایتالیایی ها به گفته ی طراح و نویسنده ی کتاب کمتر دچار این تکلف بودند و طرح ها هم تا حد زیادی مؤید این مطلبه. آلمانی ها ( و ظاهرا فرانسوی ها ) برعکس بسیار در سبک ها و لباس ها دقت و تکلف به خرج می دادند. اما انگلیسی ها در حالت میانه قرار داشتند ( البته طرح ها چندان هم این موضوع را تأیید نمی کرد ). دیدن ایتالیایی ها برای من نوعی یادآور طبیعت بود و دیدن بقیه یادآور زمختی تمدن و اشرافیت و ... .
به طور خاص دیدن لباس هایی که گردن را تا زیر چانه - با اقسام چین و تزئینات و ... - می پوشاندند در من حس خفگی ایجاد می کرد. اگر من در آن عصر بودم احتمالا رساله ای به نام « در دفاع از برهنگی گردن » می نوشتم!
گاهی یک تکه از پوشاک بیانگر موقعیت زندگی است. مثلا من در طرح ها کفش زنانه ای را دیدم که به شدت مرتفع بود. طبق حدس امروزی گفتم حتما به خاطر قدبلند کردن استفاده می شده. اما با خوندن حواشی کتاب دریافتم که این کفش ها برای اینکه آلودگی خیابان به لباس و پا منتقل نشه استفاده می شدند! تازه جالبه که ارتفاع برخی از این ها به بیش از یک فوت می رسیده و طرف حتما باید همراه با نوکرش این ور اونور می رفته تا کله پا نشه! حالا تصور کنید خیابان ها را!
نکته ی جالب دیگه نقش شرق دور در این تمایلات لوکسه. بعد از دوران مرگ سیاه در قرن چهاردهم اروپا - طاعونی که نیمی از جمعیت اروپا رو گرفت - ، بازرگانان از شرق دور انواع عطرها، ادویه ها، پارچه ها، و حتی رنگ مو ها رو به ایتالیا آوردند و این واردات بساط قشر متوسطی که ثروت داشتند اما کاری نداشتن رو تأمین کرد. گویی انتقامی بود از مرگ های فراوان از سر گذرانده
نکته ی خارج از کتاب: فراموش نکنیم که همین تمایلات در ایتالیا به جایی رسید که ساوونارولا واعظ و زاهد مشهور ایتالیایی در مدت کوتاه حکومت خود بعد از کنار رفتن مدیچی ها از قدرت، به امحا و نابودی همین تجملات پرداخت - چنانکه کپه هایی از موهای مصنوعی و .... فراهم آورد و به آتش سپرد ( البته بعدا اعدام شد ایتالیایی ها راحت شدن! )