خواجه نظام الملک، حسن ابن علی 408 - 485 هجری قمری، سرگذشت نامه از سری کتابهای بنیانگذاران فرهنگ امروز 31 - ویژه فرهنگ ایران و اسلام Khajeh Nizam Al Mulk سوانح احوال خواجه و وضع زمانه او، اندیشه ی ایرانشهری و تداوم فرهنگی ایران زمین، مقام سیاستنامه در تاریخ اندیشه ی سیاسی، برخی ملاحظات پایانی، برای مطالعه ی بیشتر، نمایه
وی در سال ۱۳۲۴ در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در تبریز به انجام رساند. او که در دروس فلسفی آیتالله غَروی در کلاسهای اسفاراربعه جواد مصلح شرکت کرده بود برای تحصیل حقوق به دانشگاه تهران رفت. پس از اخذ لیسانس حقوق از دانشکده حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به ادامهٔ تحصیل پرداخت و با اخذ دیپلم مطالعات عالی D.E.S از رشتهٔ فلسفهٔ سیاسی فارغالتحصیل شد. در سال ۱۳۶۳ با نوشتن رسالهای دربارهٔ «تکوین اندیشهٔ سیاسی هگل جوان»، با دریافت درجهٔ ممتاز دکترای دولتی در رشتهٔ فلسفهٔ سیاست به ایران بازگشت. وی در سالهای حضور در فرانسه هم در حلقهٔ لوئی آلتوسر، فیلسوف مارکسیست، بود و هم به حوزهٔ گروهی از کشیشهای یسوعیای که در مسائل فلسفی در سطح بالایی بودند رفت-و-آمد داشت و با یکی از مفسران مطرح هگل در ارتباط بود. در همین حلقه بود که وی یادداشتها و حاشیههایی است که لنین بر کتابهای هگل نوشته بود را ترجمه و با عنوان یادداشتهایی دربارهٔ دیالکتیک منتشر کرد. همچنین مجموعه مقالههایی از آلتوسر را با عنوان لنین و فلسفه و چند مقالهٔ دیگر ترجمه و منتشر کرد. پس از بازگشت به عضویت هیئت علمی درآمد و معاون پژوهشی دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد. در همان حال، او سردبیری نشریهٔ همین دانشکده را به عهده گرفت. به دلایلی از کار برکنار و از دانشگاه اخراج شد. او به کار پژوهشی خود در مراکز دیگر ادامه داد و با امکاناتی که در مراکز پژوهشی فرانسه، آلمان، و امریکا فراهم آمد، پژوهشی دربارهٔ تاریخ اندیشه در ایران را دنبال کرد. وی در سال ۱۳۷۶ موفق شد جایزهٔ نخل آکادمیک، عالیترین نشان علمی فرانسه، و مدال نقرهٔ تحقیقات در علم سیاست را از دانشگاه کمبریج کسب کند. هماکنون عضو هیئت علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است و در مؤسسات خصوصی به تدریس مشغول است.
آثار:
- ترجمهٔ لنین و فلسفه و سه مقالهٔ دیگر، لوئی آلتوسر - ترجمهٔ یادداشتهایی دربارهٔ دیالکتیک، ولادیمیر لنین - ترجمهٔ فلسفهٔ ایرانی و فلسفهٔ تطبیقی، هانری کربن، تهران، انتشارات طوس، چاپ نخست ۱۳۶۵ - ترجمهٔ تاریخ فلسفهٔ اسلامی، جلد دوم، تهران، انشارات کویر، چاپ نخست ۱۳۶۶ - درآمدی بر تاریخ اندیشهٔ سیاسی در ایران، تهران، انشارات کویر، چاپ نخست ۱۳۶۷، چاپ دهم ۱۳۸۸ - ترجمهٔ تاریخ فلسفهٔ اسلامی، متن کامل، تهران، انشارات کویر و انجمن ایرانشناسی فرانسه، چاپ نخست ۱۳۷۳، چاپ ششم ۱۳۸۷ - زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران، تهران، انشارات کویر، چاپ نخست ۱۳۷۳، چاپ سوم ۱۳۷۷ - ابنخلدون و علوم اجتماعی، تهران، انتشارات طرح نو، چاپ نخست ۱۳۷۴، چاپ سوم ۱۳۸۶ - خواجه نظامالملک، تهران، انتشارات طرح نو، چاپ نخست ۱۳۷۵، انتشارات ستوده، تبریز، چاپ دوم ۱۳۸۵ - مفهوم ولایت مطلقه در اندیشهٔ سیاسی سدههای میانه، تهران، مؤسسهٔ نگاه معاصر، چاپ نخست ۱۳۸۰، چاپ دوم ۱۳۸۱. - تأملی دربارهٔ ایران، جلد نخست، دیباچهای بر نظریهٔ انحطاط ایران، تهران، مؤسسهٔ نگاه معاصر، چاپ نخست ۱۳۸۰، چاپ دوم ۱۳۸۱، چاپ سوم ۱۳۸۲، چاپ هفتم ۱۳۸۶ - تاریخ اندیشهٔ سیاسی جدید در اروپا، بخش نخست از جلد نخست، جدال قدیم و جدید: از نوزایش (۱۵۰۰) تا انقلاب فرانسه (۱۷۸۹)، تهران، نشر ثالث، چاپ نخست ۱۳۸۲، چاپ دوم ۱۳۸۵ - سقوط اصفهان به گزارش کروسینسکی، تهران، مؤسسهٔ نگاه معاصر، چاپ نخست ۱۳۸۲، چاپ سوم ۱۳۸۶ - زوال اندیشهٔ سیاسی در ایران، ویراست دوم، تهران، انشارات کویر، چاپ نخست ۱۳۸۳، چاپ سوم ۱۳۸۵ - تأملی دربارهٔ ایران، بخش نخست از جلد دوم، مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی، تبریز، انتشارات ستوده، چاپ نخست ۱۳۸۴، چاپ دوم ۱۳۸۶ - تأملی دربارهٔ ایران، بخش دوم از جلد دوم، مبانی نظریهٔ مشروطهخواهی، تبریز، انتشارات ستوده، چاپ نخست ۱۳۸۶
دوستانِ گرانقدر، < خواجه نظام الملک> در زمانِ حکومتِ < تورکانِ سلجوقی> یا همان < سلجوقیان>، وزیرِ اعظمِ < ملک شاه> و همچنین< الب ارسلان> بود عزیزان، در زمانِ سلطنتِ < ملک شاه> همچون دورانِ پادشاهیِ < الب ارسلان> رونقِ سلطنت بیش از هرچیز مرهونِ کاردانیِ < خواجه نظام الملک> وزیر اعظم او بود... البته باید بگویم که این رونقی که از آن نام بردم به هیچ وجه به سودِ ایرانیان و ایران که روزگاری حرف اول و آخر را میزدند، نبود با گذشتِ زمان، تمامیِ کسانی که وجود < خواجه نظام الملک> را مانعِ نفوذ و ترقیِ خود می دیدند، کوشیدند تا آتش فتنه و اختلاف را میان < ملک شاه> و وزیر مورد اعتمادش < نظام الملک> برافروزند و به این آتش دامن بزنند دقیقاً همین اتفاق بارها برای شاهان و وزیران در تاریخ روی داده است.. مانندِ < هارون الرشید> و < برمکیان> و همچنین < ناصرالدین شاه> و < امیر کبیر>... لذا این حربه در موردِ < خواجه نظام الملک> نیز به کار افتاد روزی < ملک شاه> توسط دو تن از خاصانِ خود، به نام هایِ < تاج الملک> و < مجدالملک> این پیام عتاب آمیز را برایِ < خواجه نظام الملک> فرستاد که: اگر در حکومت و ملک شریکِ منی، آن حکمِ دیگریست، و اگر تابعِ من هستی چرا حدِ خویش نگاه نمیداری؟ و فرزندان و اتباعِ خود را تأدیب نمیکنی که بر جهان مسلط شده اند، تا حدی که حرمتِ بندگانِ خودِ ما را نیز نگاه نمیدارند... اگر میخواهی، بفرماییم <<دوات >> از پیشِ تو بگیرند وقتی این پیام به < نظام الملک> رسید، رنجیده خاطر و عصبانی شد و توسط همان دو نفر در پاسخِ به < ملک شاه> گفت: آیا تو نمیدانی که به این جایگاه و مرتبه با تدبیرِ من رسیده ای؟ که با تدبیرم برایت شهرها بگشادم و اقطارِ ممالکِ شرق و غرب را مسخرت کردم... اکنون نیز دولتِ آن تاج بدین <<دوات>> بسته است، هرگاه آن <<دوات>> برداری، آن تاج نیز بردارند دوستانِ بزرگوار، پیش بینیِ <خواجه نظام الملک> درست از آب درآمد، چراکه زمانی که <خواجه نظام الملک> از وزارت برکنار شد و با ضربهٔ خنجرِ یکی از فداییانِ اسماعیلی کشته شد، سه هفته بعد از آن، < ملک شاه> نیز به صورتِ مرموزی در بغداد کشته شد
امیدوارم این توضیحات برایِ شما بزرگواران، مفید بوده باشه < پیروز باشید و ایرانی>
سید جواد طباطبایی در کتاب "خواجه نظام الملک طوسی؛ گفتار در تداوم فرهنگی ایران" یک حدس اندیشمندانه زده است. به بیان دیگر، کل این کتاب یک حدس اندیشمندانه است. یعنی سید جواد آمده است و یکسری متن از سنتِ ایرانی و ایدههایی برای بازخوانی آن متون رو معرفی کرده است. برای مثال، بازخوانی متون ادبی مثل کلیله و دمنه و داستانهای حکمی سعدی و... از منظر اندیشه سیاسیای که به صورت مصرح و زیرمتنی در این آثار. منظور این است که او حدس زده است، پیوستگیای در اندیشه سیاسیِ جاری در زیر متنِ متونِ دورهٔ اسلامی با دورهٔ پیش از ورود اسلام به ایران وجود دارد. نویسنده در این کتاب آمده است و یک متن ("سیاستنامهٔ" خواجه نظام) را برداشته است و در این مسیر مسائلی را برای بازخوانی دیگر متون معرفی کرده است.
به بیان دیگر، سید جواد در این کتاب چیز خاصی را نشان نداده است، یا به بیان بهتر، چیز خاصی را اثبات نکرده است؛ صرفا مسئلهای را به دل تاریخ پرتاب کرده است که شاید در آینده کس یا کسانی آن مسئله را در صورت اعتبار پیبگیرند. ادعای گندهای است اما به صورت کلی، سید جواد بیشتر مسئله ایجاد میکند تا اینکه به مسائل پاسخی جامع و بسته بدهد. به بیان دیگر، این سید جواد ایدئولوگی که تصویر شده است، سید جواد واعض و مرثیهسرا است تا سید جوادی که در آثار مداقه میکند و از تاریخ پرسش. البته خب، طبعا باید بیشتر خواند. این صرفا برداشت کلیِ من از این تک اثر است.
مشاهده مشاهده! خواندن متن و مسئلهمندکردن (پرابلماتایز) کردنِ متون کلاسیک و پایهای بسیار مهم است. به بیانی، باید با مطالعه تاریخ خودمان، سعی کنیم خاصبودگی تاریخ این حوزهٔ جغرافیایی را درک کرد. خاصبودگی تاریخ هر جامعه و کشور اصل است. یعنی تاریخ فرانسه و آلمان قطعا با هم توفیر دارند، چه شده است که ما تمام تاریخ خود را ذیل تاریخ دیگران تعریف کرده ایم؟ چرا کمر همت نسبته ایم بر کاویدن درازدامنهٔ تاریخ خودمان؟ حالا اینجا کلی بحث دارم. نکته: خط واضحی میان این دیدگاه با گفتمان غربگرایی و... باید کشید. خیانت گفتمان تهاجمی و دگمِ غربگرایی همین است که فضا را مهآلود کرده است. مهآلود کرده است که نمیتوان از نابسندگی علم اجتماعی غربی و فاصلهای که با وضعیت ایران دارد گفت، و انگ حضور در گفتمان غربگرایی را بر جان نخرید. اینجا بحث بسیار زیاد است، اما کتاب "سفر نظریه" از عباس کاظمی اثر قابل توجهی است.
تلاش اصلی کتاب نشان دادن پیوستگی فکر سیاسی در میان ایرانیان در طول قرون متمادی قبل و پس از حمله اعراب است. اما نویسنده بیش از آن که در پی اثبات حرف خود باشد آن را تکرار کرده. گاه برای اثبات از کتیبه داریوش به نوشتههای بابا افضل کاشانی می پرد که بله هر دو مثلا مخالف دروغ یا ظلمند یا سعدی ادامه تفکر ایرانشهری است بدون آنکه نشان دهد چه نظری در بوستان یا گلستان ارتباطی با سیاستنامه خواجه نظام دارد شاید خواندن این کتاب بهترین اثبات برای این باور است که مدعیان نگاه تاریخی بیش از هرکس با پژوهش تاریخی بیگانهاند
/نظر برای چاپ انتشارات مینوی خرد/ این کتاب در واقع تاملی است فلسفی بر اندیشه ی سیاسی ی خواجه نظام الملک طوسی وزیر نامدار حکومت آل سلجوق؛ بنابراین بنا نیست خواننده با متنی آموزشی در حوزه اندیشه سیاسی روبرو شود. مباحث اصلی این کتاب در سه نکته قابل بیان است: یکم اینکه در حیات فکری خواجه مانند بسیاری دیگر از اندیشمندان سیاسی ایرانی ما با شکاف میان نظر و عمل مواجه ایم. نگارنده این موضوع را با عنایت به زندگی نامه ای که برای خواجه در فصل اول ارائه میدهد ،اثبات میکند. بحث این است که خواجه که خود در اواخر عمر مورد غضب ملکشاه بود و در کتابش از فساد های موجود به تندی انتقاد میکند؛ خودش در قتل وزیر دیگری یعنی عمید الملک کندری نقش مهمی ایفا کرده است. دومین نکته در پاسخ به پرسشیست که تداوم ایران را پس از حمله ی اعراب و قبایل ترک زیر سوال میبرد. پاسخ این است که انتقال مفاهیم مهم دوران غیر اسلامی به دوره ی اسلامی میتواند ما را به سمت این نظر میبرد که ایران اگرچه با حمله ی اعراب سپس ترکان دچار گسست سیاسی شد ولی تداوم فرهنگی داشته است. این مفاهیم عبارتند از فر ایزدی ،حرمت شدید دروغ و نقش آن در تباهی نظام سیاسی و شاه آرمانی که مظهر عدل است و درکنار پیامبران به عنوان پدر ملت قرار میگیرد. نویسنده از طریق مقایسه ی کتیبه های باستانی و کتب دوره ساسانیان با نوشته های دوره اسلامی از قبیل شاهنامه فردوسی،حکمه الاشراق سهروردی و مرصاد العباد نجم دایه و در نهایت سیر الملوک خواجه این نکته را اثبات میکند. نکته ی سوم آن است که سیاست نامه ی خواجه جایگاه ممتازی در میان آثار تاریخ اندیشه سیاسی در ایران دارد. در سیاست نامه نویسی که به جریان غالب اندیشه سیاسی بدل شد و بر فلسفه ی سیاسی و شریعت نامه نویسی غلبه برتری یافت(رجوع کنید به دو کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران و تاریخ اندیشه سیاسی در ایران )؛ با انحطاطی شگفت به تکرار سخنان خواجه بسنده شد و عملاً این آثار به توجیه وضع موجود میپرداختند به جای آنکه مبتنی بر آنچه باید باشد به بحث بپردازند. بخش دوم سیر الملوک حائز همین ویژگی انتقادیست. به عنوان آخرین نکته باید گفت روش تفسیر متن طباطبایی مبتنی بر اندیشه ی لئو اشتراوس و مقاله ی سرکوبی و شیوه ی نوشتن اوست. اشتراوس معتقد است که در آثار بزرگ کلمه ای بیهوده و لغو وجود ندارد. نویسندگان بزرگ بخاطر شرایط محیطی نمیتوانستند همه ی حرف هایشان را بزنند. لاجرم طوری نوشتند که مخاطبان هدشمند از طریق خوانش بین خطوط سخنشان را دریابند. با این نگاه به اثر خواجه بحث درباره ی اشتباهات تاریخی راه یافته به سیر الملوک و تردید درباره ی صحت انتساب بخش دوم آن اثر به خواجه بی معنا خواهد بود. این کتاب را به علاقه مندان تاریخ اندیشه سیاسی بسیار توصیه میکنم.
دلایلی که نوشتههای سیدجواد طباطبایی مورد مطالعه همهگیر قرار نمیگیرند بسیار است. از جمله آنکه مطالب مذکور او پشتوانهی ژرفی در محافل علمی ایران ندارد. پس این دشواری را بر دوش خواننده ایجاد میکند که انبوهی از نوشتههای او را دست کم در آغاز با کندی و پر از پرسش مطرح شده در ذهن خود بخواند. روشهای گوناگونی برای خوانش مطالب پربار دکتر طباطبایی وجود دارد، یک راهکار خوانش بر اساس زمان انتشار اثر (مقاله و کتاب) است. به عنوان نمونه "تاریخ اندیشه سیاسی در ایران" پیش از کتاب پیش رو نوشته شده و در جای جای این کتاب اشاراتی به آن کتاب وجود دارد با اینحال مطالب "تاریخ اندیشه سیاسی در ایران" بصورت خلاصه و با کلامی رسا تر دوباره در این اثر تکرار میشود. پ�� لزوم خوانش کتاب مذکور پیش از این اثر را بر میدارد. اتفاقا بنظر من بهتر است تا این اثر، یعنی "خواجه نظام الملک طوسی، گفتار ..." پیش از دیگر آثار طباطبایی مورد خوانش قرار گیرد. زیرا نه تنها چکیدهای از مبانی تاریخی است که در کتابهای مقدماتی خود از جمله تاریخ اندیشه تلاش دارد تا بیان کند. بلکه بن مایههای اندیشه ایرانشهری که مبنای نظریات طباطبایی است را نیز بیان میکند. متن دشوار کتاب شوربختانه بسیاری را از خوانش این اثر بازمیدارد، ولیکن لاجرم برای بیان چنین مباحثی، چنین بیانی نیاز است.