What do you think?


صدای شاعر: مهدی اخوانثالث - هوشنگ ابتهاج
- GenresPoetry
Audio Cassette
First published January 1, 1977
About the author
مهدی اخوان ثالث
35 books597 followersمهدی اخوان ثالث (م، امید)، شاعر و پژوهشگر ادبی در سال ۱۳۰۷ در مشهد چشم به جهان گشود. در مشهد تا متوسطه نیز ادامه تحصیل داد واز نوجوانی به شاعری روی آورد. در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان بر و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد.در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید. در سال ۱۳۲۹ بادختر عمویش ایران اخوان ثالث ازدواج کرد. با اینکه نخست به سیاست گرایش داشت ولی پس از رویداد ۲۸ مرداد از سیاست تا مدتی روی گرداند. چندی بعد با نیما یوشیج و شیوهٔ سرایندگی او آشنا شد. او توانست باشکوه ترین شعرهای نیمایی را در روزگار خود بسراید. معروف ترین شاهکار اخوان ثالث شعر زمستان است. او رویکردی میهنپرستانه داشت و بهترین اشعارش را نیز برای ایران گفتهاست (تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم). او دارای ۴ فرزند است. بسیاری از منتقدان اخوان ثالث را بزرگترین شاعر نوگرای ایرانی میدانند
پیشینه و رویدادها
* اخوان در دوران پهلوی چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان تبعید شد
* در سال ۱۳۳۳ و ۲۹ چندین بار به اتهامات سیاسی زندانی شد
* در سال ۱۳۳۶ پس از آزادی از زندان در رادیو، و مدتی در تلوزیون خوزستان منتقل شد
* در سال ۱۳۵۳ به تهران منتقل شد و در رادیو تلوزیون ملی شروع به کار کرد
* در سال ۱۳۵۶ به تدریس شعر سامانی و معاصر در دانشگاه تهران پرداخت
* در سال ۱۳۶۰ بازنشسته شد
* در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین بار به خارج رفت
چند ماه پس از بازگشت از خانه فرهنگ آلمان در سال ۱۳۶۹ در چهارم شهریور ماه جان سپرد. با موافقت رهبر ایران وی اولین شخصیتی بود که اجازه پیدا کرد در توس و در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شود
پیشینه و رویدادها
* اخوان در دوران پهلوی چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان تبعید شد
* در سال ۱۳۳۳ و ۲۹ چندین بار به اتهامات سیاسی زندانی شد
* در سال ۱۳۳۶ پس از آزادی از زندان در رادیو، و مدتی در تلوزیون خوزستان منتقل شد
* در سال ۱۳۵۳ به تهران منتقل شد و در رادیو تلوزیون ملی شروع به کار کرد
* در سال ۱۳۵۶ به تدریس شعر سامانی و معاصر در دانشگاه تهران پرداخت
* در سال ۱۳۶۰ بازنشسته شد
* در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین بار به خارج رفت
چند ماه پس از بازگشت از خانه فرهنگ آلمان در سال ۱۳۶۹ در چهارم شهریور ماه جان سپرد. با موافقت رهبر ایران وی اولین شخصیتی بود که اجازه پیدا کرد در توس و در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شود
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
April 11, 2024
این دو، پنجمین و ششمین نوار از مجموعهی «صدای شاعر» بودند که گوش دادم. اولین نوار شعرهای «هوشنگ ابتهاج» با صدای خودِ او و تکنوازی پیانو «پرویز اتابکی» است که سال ۵۱ انتشار یافته.
دومین نوار شعرهای «اخوان ثالث» با صدای خودِ او، و موسیقی متن «فریدون شهبازیان» است که سال ۵۲ تولید شده.
در شعرهای آقای ابتهاج چیز جدیدی نیافتم. عموم مفاهیمی که بیان میکرد را در شعرهای حافظ خوانده بودم. با این حال شنیدنش به دلم نشست (تکنوازی پیانو آقای اتابکی واقعا به شعرها نشسته بود) و یک بیت هم به خاطرم ماند:
«من اَندُهِ خویش را ندانم
این گریهی بیبهانه از توست»
صدای آقای اخوان خیلی بامزه بود! :)) شعرهایش را خیلی دوست داشتم و تقریباً همهشان را قبلتر خوانده بودم.
۰۳/۰۱/۲۳
دومین نوار شعرهای «اخوان ثالث» با صدای خودِ او، و موسیقی متن «فریدون شهبازیان» است که سال ۵۲ تولید شده.
در شعرهای آقای ابتهاج چیز جدیدی نیافتم. عموم مفاهیمی که بیان میکرد را در شعرهای حافظ خوانده بودم. با این حال شنیدنش به دلم نشست (تکنوازی پیانو آقای اتابکی واقعا به شعرها نشسته بود) و یک بیت هم به خاطرم ماند:
«من اَندُهِ خویش را ندانم
این گریهی بیبهانه از توست»
صدای آقای اخوان خیلی بامزه بود! :)) شعرهایش را خیلی دوست داشتم و تقریباً همهشان را قبلتر خوانده بودم.
۰۳/۰۱/۲۳
Read
October 28, 2009بیایید، بیایید که جانِ دلِ ما رفت
بگریید، بگریید که آن خندهگشا رفت
برین خاک بیفتید که آن آلاله فرو ریخت
برین باغ بگریید که آن سرو فرا رفت
درین غم بنشینید که غمخوار سفر کرد
درین درد بمانید که امیدِ دوا رفت
دگر شمع مَیارید که این جمع پر کند
دگر عود مسوزید کزین بزم صفا رفت
لب جام مبوسید که آن ساقی ما خفت
رگ چنگ ببرید که آن نغمهسرا رفت
رُخ حُسن مجویید که آن آینه بشکست
گل عشق مبویید که آن بوی وفا رفت
نوای نی او بود که سوطِ غزلم داد
غزل باز مخوانید که نی سوخت، نوا رفت
ازین چشمه منوشید که پُر خون جگر گشت
بدین تشنه بگویید که آن آب بقا رفت
سر راه نشستیم و نشستیم و شب افتاد
بپرسید، بپرسید که آن ماه کجا رفت
زهی سایهی اقبال کزو بر سر ما بود
سر و سایه مخواهید که آن فر هما رفت
بگریید، بگریید که آن خندهگشا رفت
برین خاک بیفتید که آن آلاله فرو ریخت
برین باغ بگریید که آن سرو فرا رفت
درین غم بنشینید که غمخوار سفر کرد
درین درد بمانید که امیدِ دوا رفت
دگر شمع مَیارید که این جمع پر کند
دگر عود مسوزید کزین بزم صفا رفت
لب جام مبوسید که آن ساقی ما خفت
رگ چنگ ببرید که آن نغمهسرا رفت
رُخ حُسن مجویید که آن آینه بشکست
گل عشق مبویید که آن بوی وفا رفت
نوای نی او بود که سوطِ غزلم داد
غزل باز مخوانید که نی سوخت، نوا رفت
ازین چشمه منوشید که پُر خون جگر گشت
بدین تشنه بگویید که آن آب بقا رفت
سر راه نشستیم و نشستیم و شب افتاد
بپرسید، بپرسید که آن ماه کجا رفت
زهی سایهی اقبال کزو بر سر ما بود
سر و سایه مخواهید که آن فر هما رفت
Read
March 18, 2009یافت مینشود
February 10, 2018
هنوزم خواب نوشین جوانی سرگران دارد
خیال شعله می رقصد هنوز از ساز خاکستر
چه بس افسانه های آتشينم هست و خاموشم
كه بانگي بر نيايد از دهان باز خاكستر
خیال شعله می رقصد هنوز از ساز خاکستر
چه بس افسانه های آتشينم هست و خاموشم
كه بانگي بر نيايد از دهان باز خاكستر
Displaying 1 - 4 of 4 reviews




