«خدای من، شفاعت حسین را در روز ورود نصیبم بدار و گام های حقیقیام را همراه با امام حسین و یارانِ او که خونشان را فدای حسین کردند، در نزد خود ثابت و محکم بدار.»
من كتابخواني را به صورت جدي با ترجمههاي مرحوم (ذبيحالله منصوري) آغاز كردم. پيرامون ترجمههاي معروف آن مرحوم نقل و حديثهاي فراواني وجود دارد كه كاري به هيچ كدام از آنها ندارم. واقعيت امر اين است كه آن مرحوم حق بزرگي بر گردن بازار نشر ايران در دههي شصت و اوائل دههي هفتاد دارد. آنهايي كه يادشان ميآيد حتماً به خاطر دارند كه كتابهاي ايشان هيچ وقت در قفسهي كتابفروشيها نميماند، چه برسد به اين كه خاك بخورد. به نوعي ميشود گفت بازار نشر ايران تا حد زيادي، از كارگر چاپخانه بگيريد تا حروفچين و ناشر و توزيع كننده و كتابفروش به ايشان مديوناند من وامثال من نيز كه كتابخواني را با ترجمههاي ايشان آغاز كرديم و بعدها براي خود صاحب سليقه شديم و در كتابخواني خط پيدا كرديم نيز به ايشان مديونيم. براي آن مرحوم همواره احترام قائلم
این کتاب چون توسط یه نویسنده بی طرف نوشته شده نشان دهنده شخصیت بزرگ امام حسین هست ولی به وضوح پیداست که بعضی چیزها برای نویسنده معنا نداشته بنابراین به دنبال استدلال برای غلط بودنش هست
در این کتاب به نماینده امام حسین (ع)در ایران اشاره میکند همچنین یاران ایرانی امام حسین که شب دهم به جمع آنها پیوستند را با ذکر نام معرفی میکند. من یک معرفی مختصر از این کتاب در سایت ویکی حسین خواندم شماهم میتونید به آدرس زیر برید و اونو مطالعه کنید
این کتاب رو مانند همه کتاب های ذبیح اله منصوری دوست داشتم. اگرچه اطلاعات خوب تاریخی مذهبی به من داد ولی خب باید بگم که اطلاعات تاریخیش جاهایی تفاوت داشت با منابع شیعی که البته این طبیعی هست به خاطر اینکه نویسنده کتاب یک المانی است.