کتاب «اسلام شناسی ۱» اثر دکتر «علی شریعتی» نظریه پرداز و نویسنده ی برجسته ی معاصر است. مجموعه ی اسلام شناسی که در سه جلد تدوین شده، دربرگیرنده ی بخشی از سلسله درس های معلم شهید علی شریعتی است که در سال های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱، تحت عنوان اسلام شناسی در حسینیه ارشاد ارائه شده است. این اثر با طرح کلی و اساسی مکتب بر پایه ی جهان بینی آغاز می شود و در ادامه با بیان و شرح شعب جهان بینی مکتب یعنی فلسفه ی تاریخ، جامعه شناسی و انسان شناسی و در ضمن مقایسه ی مکاتب دیگر نتیجه نهایی ارایه مکتب را فراهم آمدن ایدیولوژی ای می داند که جامعه آرمانی مولود آن است. در بخشی از کتاب آمده است: «ایدئولوژی عقیده ایست که جهت اجتماعی، ملی و طبقاتی انسان را و همچنین سیستم ارزش ها، نظام اجتماعی، شکل زندگی و وضع ایده آل فرد و جامعه و حیات بشری را در همه ی ابعادش تفسیر می کند و به «چگونه ای؟»، «چه میکنی؟»، «چه باید کرد؟» و «چه باید بود؟» پاسخ می دهد... کفر آگاهانه از دین جاهلانه مقامی برتر دارد و من از نظر اسلام ارزش "ابی العلاء معری" و "ابن ابی العوجاء" را از همه خوارج بیشتر می دانم چون اگر دین ندارند، شعور دارند.» کتاب حاضر را انتشارات «قلم» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است
Ali Shariati was an Iranian revolutionary and sociologist who focused on the sociology of religion. He is held as one of the most influential Iranian intellectuals of the 20th century and has been called the ideologue of the Iranian Revolution. He was born in 1933 in Kahak (a village in Mazinan), a suburb of Sabzevar, found in northeastern Iran, to a family of clerics.
Shariati developed fully novice approach to Shi'ism and interpreted the religion in a revolutionary manner. His interpretation of Shi'ism encouraged revolution in the world and promised salvation after death. Shariati referred to his brand of Shi'ism as "Red Shi'ism" which he contrasted with clerical-dominated, unrevolutionary "Black Shi'ism" or Safavid Shi'ism. Shariati's works were highly influenced by the Third Worldism that he encountered as a student in Paris — ideas that class war and revolution would bring about a just and classless society. He believed Shia should not merely await the return of the 12th Imam but should actively work to hasten his return by fighting for social justice, "even to the point of embracing martyrdom", saying "everyday is Ashoura, every place is Karbala." Shariati had a dynamic view about Islam: his ideology about Islam is closely related to Allama Iqbal's ideology as according to both intellectuals, change is the greatest law of nature and Islam.
Persian:
دکتر شریعتی در سال ۱۳۱۲ در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود پدر او استاد محمد تقی شریعتی مردی پاک و پارسا و عالم به علوم .نقلی و عقلی و استاد دانشگاه مشهد بود علی پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان شد و پس از شش سال وارد دانشسرای مقدماتی در مشهد شد. علاوه بر خواندن دروس دانشسرا در کلاسهای پدرش به کسب علم می پرداخت. معلم شهید پس از پایان تحصیلات در دانشسرا به آموزگاری پرداخت و کاری را شروع کرد که در تمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ایمانی خالص با تمامی وجود آنرا دنبال کرد.
در سال۱۳۵۲، رژیم، حسینیهء ارشاد که پایگاه هدایت و ارشاد مردم بود را تعطیل نمود، و معلم مبارز را بمدت ۱۸ماه روانه زندان میکند و درخ خلوت و تنها ئی است که علی نگاهی به گذشته خویش میافکند و .استراتژی مبارزه را بار دیگر ورق زده و با خدای خویش خلوت میکند از این به بعد تا سال ۱۳۵۶ و هجرت ، دکتر زندگی سختی را پشت سرخ گذاشت . ساواک نقشه داشت که دکتر را به هر صورت ممکن از پا در آورد، ولی شریعتی که از این برنامه آگاه میشود ، آنرا لوث میکند. در این زمان استاد محمد تقی شریعتی را دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار داده بودند تا پسرش را تکذیب و محکوم کند. اما این مسلمان راستینخ سر باز زد، دکتر شریعتی در همان روزها و ساعات خود را در اختیار آنها میگذارد تا اگر خواستند، وی را از بین ببرند و پدر را رها کنند
سه وجهه مشخص، روش تفکر دکتر شریعتی در ارائه اسلام را متمایز می کنند اول، ارائه تفسیری مکتبی از اسلام با تعریف و تبیین هرکدام از اجزای یک مکتب و نمودهایشان در یک دین. دوم، تاکید بر واژگان و مفاهیم کلیدی که برای شناخت اسلام حیاتی اند، از جمله توحید، اخلاق، شهادت و الینه شدن. سوم، بیان دوگانگی هایی که به لحاظ فلسفی روشی دیالکتیکی میسازند، برای نمونه مسئله من و ما یا مسئله جمع گرایی و فردگرایی در اسلام که برای توضیح مفاهیم مسئولیت و توحید استفاده میشوند. از سویی این دوگانگیها به لحاظ عملی دو حد نهایت یک مفهوم را نشان میدهند که فهم دین و تحریف دین را در دو نقطه مقابل هم قرار میدهد (و نه فهم دین و ضدیت با دین). مثلا منحط ترین و والاترین اثر بر اندیشه و عقاید مردم را از طریق علما و روحانیون دینی میداند که هر دو درون دینی هستند
متن و اندیشه ای که در طول زمان همچنان خواندنی باقی بماند، متنی است که سوالات زیاد ایجاد کند و به نحوی پاسخ فراهم آورد و در خلال فرآیند تحسین و انتقاد خواننده، هر دو را برانگیزد. این اتفاقی است که در چنین متنی می افتد و بر این اساس، مهم ترین نقد من استفاده از نظریات و اندیشه های متفکرین غربی است بدون اینکه شرح کامل و حتی صحیحی از آنها ارائه شود و برای خواننده ای که با اندیشه های اشاره شده در متن آشنا باشد، حتی گاهی نظرات متفکرین غربی تحریف شده یا با جنبه ای نمایشی به نظر میرسند