نفرین خاکستری، نخستین رمان خانم(محبعلی) بود. دختری به نام (ایشا) به تشویق پزشکش (سایکو) رمانی مینویسد و به همراه نامهای برای همسرش (امیر) میفرستد او در این رمان از رازی پرده برمیدارد و خود را از "عفریتهها" معرفی میکند. اما پزشکش اعتقاد دیگری دارد
زمانی که این رمان را میخواندم یاد تصویرهایی که در هزار و یک شب برای خواننده به نمایش گذاشته میشد میافتادم. اما دریغ و افسوس که این کتاب به بدترین نحو و سقوط کامل کل کتاب در فصل آخر به پایان میرسد. گویی نویسنده واقعاً نمیدانسته برای پایان این رمان چه تمهیدی به کار ببرد؟
يك رمان فانتزي باپايه قصه پريان. خواندنش شما را تا مرز بي نهايت در تخيل و فانتزي غرق خواهد كرد. و درست همين جاست كه به قدرت تخيل نويسنده اش پي خواهيد برد.